جراحى روحى بسيار خطيرتر از جراحى بدنى است لذا اين مرتبه ، مراقبت ويژه مى طلبد. به همين منظور و براى جلوگيرى از هرج و مرج و ناامنى
هاى اجتماعى رهبر معظم انقلاب اين مرتبه را بر عهده نيروهاى انتظامى و قضايى مى دانند.(158)
دفاع
و لو لا دفع الله الناس بعضهم ببعض لهدمت صوامع و بيع و صلوات و مساجد يذكر فيها اسم الله كثيرا و لينصرن الله من ينصره ان الله
لقوى عزيز.(159)
اگر خدا بعضى از مردم را به وسيله بعض ديگر دفع نمى كرد، صومعه ها و كليساها و كنيسه ها و مساجدى كه نام خدا در آنها بسيار برده مى شود،
سخت ويران مى شد، و قطعا خدا به كسى كه (دين ) او را يارى مى كند، يارى مى دهد، چرا كه خدا سخت نيرومند شكست ناپذير است .
اسلام ، دين صلح و صفاست و همواره مى كوشد تا همه مردم و ملتها در كنار هم برادرانه زندگى كنند ولى از آنجا كه در هر زمان ، ممكن است فردى
يا گروهى به اسلام و مسلمانان حمله ور شده و در فكر از بين بردن آنان باشند، دفاع را بر همگان واجب كرده است .
دستور دفاع گرچه در برخى موارد همراه با كشتار و از بين بردن اموال مهاجمان است ، ولى با روحيه انسان دوستى اسلام ناسازگار نيست همانطور
كه پزشك دانا و مهربان ، پس از بى نتيجه ماندن دارو و درمان ، عضو فاسد بدن را قطع مى كند تا اعضاى ديگر از خطر نابودى در امان بمانند.
انواع دفاع (160)
1. دفاع از اسلام و كشورهاى اسلامى
2. دفاع از جان و حقوق شخصى
دفاع از اسلام و كشورهاى اسلامى
# اگر دشمن بر كشورهاى اسلامى هجوم آورد،
# يا نقشه دستيابى بر منافع اقتصادى يا نظامى مسلمانان را كشيده باشد،
# و يا نقشه سلطه سياسى بر كشورهاى اسلامى را داشته باشد، بر تمام مسلمانان واجب است با هر وسيله ممكن ، در برابر هجوم دشمنان ايستاده و
با نقشه ها و توطئه هاى آنان مخالفت ورزند.
دفاع از جان و حقوق شخصى
1. جان مسلمانان محترم است و چنانچه كسى به انسان حمله آورد يا به افرادى كه وابسته به وى هستند؛ مانند پسر، دختر، پدر، مادر و برادر هجوم
آورد، دفاع و جلوگيرى از او واجب است ، اگر چه به قتل مهاجم بيانجامد.
2. اگر دزدى براى دزديدن اموال انسان هجوم آورد، دفاع و جلوگيرى از او واجب است .(161)
آموزش فنون نظامى
در اين زمان كه دانش نظامى پيشرفت بسزايى كرده و دشمنان اسلام به انواع سلاحهاى پيشرفته مجهز شده اند، دفاع از اسلام و كشورهاى اسلامى ،
بدون فراگيرى فنون نظامى و آمادگى رزمى و تسليحاتى ممكن نيست و از آنجا كه دفاع ، بدون آموزش نظامى امرى است ناممكن ، بر تمام افرادى
كه توانايى و قدرت يادگيرى آن را دارند و احتمال مى رود به شركت آنان در جبهه دفاع از اسلام و كشور اسلامى نياز پيدا شود، آموزش نظامى
واجب است .
16- در ميدان تلاش
يا ايها الذين امنوا لا تاءكلوا اموالكم بينكم بالباطل الا ان تكون تجارة عن تراض منكم .(162)
اى كسانى كه ايمان آورده ايد اموال همديگر را به ناروا مخوريد مگر آنكه داد و ستدى با تراضى يكديگر از شما (انجام گرفته ) باشد.
كوچه پس كوچه هاى شهر يثرب را پشت سر مى گذاشتم . گويى بوى معطر پيامبر را استشمام مى كردم و صداى گامهاى استوار او را مى شنيدم و
آن همه سخت كوشى هاى او را در راه دين مقدس اسلام مى ديدم .
كم كم از شهر دور شدم و به نواحى اطراف آن رسيدم . ديگر هوا بسيار گرم شده بود. از دور مردى نظرم را جلب كرد.
ايستادم و به خوبى او را نگريستم : نشسته بود و عرق ريزان سخت مشغول كار بود.
با خود گفتم :
سبحان الله ! بزرگى از بزرگان قريش در اين ساعت روز آن هم در اين گرماى سوزان چگونه به طلب دنيا
مشغول است ؟ چه بهتر كه او را موعظه و نصيحت كنم و او را از اين كار باز دارم ؟
نزديك او رفتم و سلامش كردم :
در حالى كه سخت مشغول كار بود و عرق مى ريخت سلامم را به گرمى پاسخ داد.
گفتم : در شگفتم بزرگى از بزرگان قريش در اين ساعت روز آن هم در اين گرماى سوزان اينگونه در طلب دنيا خود را به زحمت انداخته است ! اگر
در اين حال اجل شما فرا رسد چه مى كنيد؟
تبسمى نمكين بر لبهايش نقش بست و فرمود: (اى محمد پسر منكدر!)
اگر در اين حال اجلم فرا رسد در حالى مرگ را ملاقات خواهم كرد كه به اطاعت خدا مشغولم ، اطاعتى كه با آن خود و خانواده ام را از تو و مردم بى
نياز مى كنم . از آن مى ترسم كه مرگ من را دريابد و خداى ناكرده ، در حال گناه و معصيت باشم .
او را شناختم او امام محمد باقر (عليه السلام ) بود. گفتم : راست مى گوييد، خداوند رحمت خود را بر شما فرود آرد، ابتدا در نظر داشتم شما را
موعظه كنم شما من را موعظه كرديد.(163)
آرى پيامبران و امامان از زحمتكشان و آبرومندانى بودند كه دارايى خويش را در راه اسلام و مسلمانان مصرف مى كردند و خود ساده زيستى را بر مى
گزيدند.
بنابراين اسلام هرگز با كار، توليد، پيشرفت و تمدن مخالف نيست بلكه از آن حمايت كرده و بدان ، جهت مى بخشد.
اسلام ، با تاءكيد فراوان از ما خواسته است كه در توليد، كسب و كار، تجارت و ساير فعاليتهاى اقتصادى دو نكته اساسى را مراعات كنيم :
1. ظلم و اجحاف نكنيم .
2. از حرام اجتناب ورزيم .
در اين درس ، با برخى از احكام اسلام ، در اين زمينه آشنا مى شويم :
معاملات حرام :
معاملاتى كه موجب ضرر و زيان فرد، بر خلاف مصلحت جامعه باشد حرام است كه به برخى از آنها اشاره مى كنيم :
1. خريد و فروش چيزهاى زيانبار و ناپاك (نجس ) مانند مردار.
2. خريد و فروش چيزهايى كه كاربرد معمولى آنها در گناه است ؛ مانند ابزار قمار.
3. خريد و فروش چيزى كه از راه قمار يا دزدى به دست آمده باشد.
4. فروش چيزى به دشمنان اسلام كه موجب تقويت آنان بر ضد مسلمانان گردد؛ مانند اسلحه .(164)
احتكار
انبار كردن مواد غذايى مورد نياز مسلمانان ، براى گران شدن و بالا رفتن قيمت آن ، ((احتكار)) نام دارد.
# حاكم اسلامى محتكر را مجبور به فروش مى كند و چنانچه قيمت مناسبى براى كالاى خود تعيين نكند، هر گونه كه حاكم مصلحت بداند، قيمت گذارى
مى كند.(165)
رشوه
حضرت على (عليه السلام ) مى فرمايد:
((هر مسؤ ولى كه از رسيدگى به كارهاى مردم خوددارى ورزد، خداوند در روز قيامت او را ناكام و از خود دور خواهد ساخت ، و اگر در برابر انجام
وظيفه هديه اى بگيرد، گريبانگير او خواهد شد و اگر ((رشوه )) بگيرد، به خدا شرك ورزيده است .))(166)
# كسى كه رشوه مى دهد تا به ناحق به سود وى حكم كنند و نيز گيرنده رشوه ، هر دو گناهكارند.
# رشوه اگر چه به عنوان ((هديه ))، ((پيشكش )) و ((حق حساب ))، مانند آن باشد، حرام است .
# بر رشوه گير واجب است چيزى را كه گرفته به صاحبش بر گرداند.(167)
ربا
در اسلام اندوختن و راكد گذاشتن ثروت بدون بهره گيرى اقتصادى از آن پسنديده نيست ولى براى به كار گرفتن ثروت و شيوه سود آورى آن
مقررات ويژه اى است كه با عمل به آنها سلامت اقتصادى جامعه محفوظ مى ماند و انسانها از فزون طلبى و دست اندازى به
اموال ديگران و تجاوز به حقوق يكديگر در امان مى مانند. يكى از شيوه هاى نادرست سود آورى از نظر اسلام ربا گرفتن است :
اقسام ربا:
1. ربا در خريد و فروش
اگر كسى كالايى را با كالاى هم جنس ، مبادله كند و در مقابل ، از همان جنس افزونتر بگيرد (مانند فروش 10 كيلو گندم ، به 12 كيلو گندم ) يا
علاوه بر آن كالا، مقدارى پول بگيرد، ربا و حرام است .
# مبادله كالاهاى هم جنس زمانى ربا است كه دو شرط داشته باشد:
1. دو كالا از نظر مردم و بازار، هم جنس قلمداد شوند: مانند گندم و گندم : گندم و جو: خرما و رطب ، انگور و كشمش .
2. مبادله رايج آنها با پيمانه و وزن باشد نه با اندازه گيريهاى ديگر، مانند شمارش .(168)
براى رهايى از ربا، مى توان يكى را فروخت و با پول آن و افزودن مقدارى بر آن كالاى ديگر را خريد.
ربا در قرض
قرض دادن از كارهاى مستحبى است كه پاداشى بالاتر از صدقه دارد، صدقه 10 ثواب و قرض 18 پاداش ، ولى بايد از گرفتار شدن در دام
ربا پرهيز كرد، ربا در قرض ، وقتى است كه قرض دهنده ، مقدارى بيشتر از آنچه پرداخته دريافت كند و اين دريافت اضافى بر اساس قرارداد
قبلى باشد ولى اگر قرض گيرنده بدون قرارداد قبلى ، چيزى به عنوان تشكر و سپاس به قرض دهنده بدهد، ربا نيست و گرفتن آن نيز
اشكال ندارد.(169)
رهن
رهن ، پشتوانه قرض است بدين شكل كه بدهكار مقدارى از مال خود را نزد طلبكار به عنوان گرو مى گذارد تا در صورت تخلف از پرداخت ،
طلبكار حق خود را از مال بردارد.(170)
گرو، امانت است و گرو گيرنده (طلبكار) حق استفاده كردن از آن را ندارد.(171)
اجاره
در اجاره بايد اين شرايط مراعات شود:
1. مال و ملك ، قابل بهره بردارى حلال باشد.
2. اجاره گيرنده ((مستاجر)) آن را براى استفاده حلال اجاره كند.
3. مدت اجاره ، معين باشد.
4. كرايه و اجاره بها نيز معين باشد.(172)
احكام اجاره
1. مال و ملك در دست مستاءجر امانت است ، بنابراين اگر در نگهدارى آن كوتاهى نمايد، ضامن است .(173)
2. پس از قرار داد اجاره ، اگر مستاءجر آن را تحويل نگيرد يا از آن استفاده نكند، بايد اجاره بها را بپردازد.(174)
3. با پايان يافتن مدت اجاره ، مستاءجر بايد مال يا ملك را به صاحبش تحويل دهد، و اگر بدون رضايت او از آن استفاده كند، گناه كرده و ضامن
اجاره بهاى آن است .
4. اگر اجاره دهنده شرط كند كه مستاءجر، فقط خودش از آن مال يا ملك استفاده كند، مستاءجر حق ندارد آن را به ديگرى اجاره بدهد.(175)
رهن و اجاره
آنچه امروز به نام ((رهن و اجاره )) مرسوم است كه مستاءجر مبلغى پول از پيش به اجاره دهنده مى دهد و در
مقابل ، اجاره كمترى مى پردازد، چون شرايط رهن را ندارد و كم كردن اجاره هم در برابر پولى است كه مستاءجر به اجاره دهنده پرداخته ، در حكم
ربا و حرام است .
براى رهايى از ربا مى توان به روش ((اجاره به شرط قرض )) عمل كرد؛ يعنى
منزل ، به مبلغ مورد توافق طرفين اجاره داده مى شود و در قرار داد، شرط مى شود كه مستاءجر مبلغ معينى از پيش ، به عنوان ((قرض )) به مدت
معينى به اجاره دهنده بپردازد.(176)
17- فريب گاه شيطان
|
ترك لذت ها و شهوت ها سخاست | |
هر كه در شهوت فرو شد بر نخاست (177) |
بوى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم مى آمد، به شهرى نزديك مى شدم كه روزگارى نه چندان دور پاك ترين انسانها را در آغوش داشت .
شهرى كه جاى جايش خاطراتى شيرين از او در دل نهان داشت ، گرچه در اين شهر، غريب بودم ولى دوست داشتم چند روزى در اين شهر پر خاطره
بمانم و از محضر يادگار پيامبر، امام صادق (عليه السلام ) بهره ببرم و سرانجام پس از جستجوى فراوان به خانه اى وارد شدم كه دو اتاق تو
در تو داشت و زنى در آنجا زندگى مى كرد.
زن گفت : اين اتاق را كرايه مى كنى ؟
گفتم : ميان اين دو اتاق ، درى است و من هم جوانم .
گفت : من در را مى بندم .
وسائلم را در اتاق گذاشتم و گفتم در را ببند!
گفت : از اين جا نسيمى به من مى وزد، رهايش كن !
گفتم : هرگز، دو جوانيم ، در را ببند!
گفت : در اتاقت بنشين ، من به سراغت نمى آيم و كارى به شما ندارم .
به محضر امام صادق (عليه السلام ) شرفياب شدم و درباره آن مساءله پرسيدم ، فرمود: از آنجا برو!
مرد و زن چون در جاى خلوتى قرار گيرند سومى آنها شيطان است .(178)
نگاه
نگاه ها هميشه يكسان نيستند، گاهى آدم به چهره مادر و پدرش از روى راءفت و ادب نگاه مى كند، گاهى به خواهرش از روى محبت مى نگرد، گاهى هم
به مناظر زيبا و دل انگيز طبيعت چشم مى دوزد و لذت مى برد.
چشم ، از مناظرى كه مى بيند، فيلم و عكس تهيه ، و در مخزن خيال بايگانى مى كند. گاهى هم در سالن
خيال مى نشيند و به تماشاى آنها مى پردازد.
بايد مراقب باشيم كه چشمان ما از مناظره شهرت آلود فيلم و عكس تهيه نكند و اگر به اين اشتباه و گناه دچار شديم فورى آن را پاك كنيم .
با اشك و آه و توبه مى توان آن منظره هاى شهوت آلود را از صفحه خيال خود پاك كرد.
توجه داشته باشيم :
نگاه آلوده به هيچ چيز و هيچ كس جايز نيست .
به زنهاى نامحرم هم نبايد به قصد لذت نگاه كنيم البته نگاه به صورت و دستها تا مچ ، اگر بدون زينت و آرايش و زيور باشند حرام نيست
گرچه بهتر است تا مى توانيم نگاه نكنيم .
و اگر كسى به همجنس خود - مثلا پسرى به بدن پسر ديگرى - هم از روى شهوت نگاه كند، حرام است .(179)
نگاه به خانه ديگران
خانه ديگران ، محل آسايش و استراحت آنهاست كسى حق ندارد به خانه ديگران سر بكشد و يا با دوربين و
وسائل ديگر از دور نگاه كند تا به چيزهايى كه بر او حرام است نگاه كند مثلا به ناموس مردم نگاه كند و اگر چنين خطايى را مرتكب شد،
اهل خانه وظيفه دارند او را از اين كار باز دارند و چنانچه نتوانستند بنا به فتواى مقام معظم رهبرى در باب امر به معروف و نهى از منكر، بايد از
توسل به زور و خشونت بپرهيزند و مساءله را به نيروهاى انتظامى و قضايى ارجاع دهند.
فيلم و عكس
طبع آدمى به ويژه جوان خواهان تماشاى فيلم ها و عكس هاى جاذب ، زيبا و دلفريب است ولى بايد خود را از فرو افتادن به دام هوس ها حفظ نمود.
بنابراين نگاه كردن به عكس ها، نقاشى ها، و فيلم ها در صورتى كه محرك غريزه جنسى باشند جايز نيست .
علاوه بر اين ، بايد توجه داشته باشيم كه نگاه كردن به عكس ها، نقاشى ها، و فيلم هايى كه بانوان در آن ، پوشش
كامل ندارند در صورتى جايز است كه :
1. آن شخص نامحرم را نشناسيم .
2. نگاه به او، مفسده آور نباشد.
3. از روى شهوت و براى لذت بردن به او نگاه نكنيم .(180)
مقام معظم رهبرى (دام ظله ) مى فرمايند:
((هر گونه فيلمى كه در ساختن آن ضوابط شرعى اهمال شود و يا مفاسدى بر آن مترتب باشد
اشكال دارد، بلكه ساختن و تماشاى آن جايز نيست .))(181)
رابطه دختر و پسر
اسلام كوشيده است تا روابط دختران و پسران را به گونه اى تنظيم كند كه
احتمال بروز هر گونه آلودگى و تباهى از ميان برداشته شود.
روح حاكم بر روابط پسران و دختران بايد روح پاكى و عفاف باشد. جوامعى كه روابط دختران و پسران را تا اندازه اى آزاد گذاشته اند تجربه
تلخى را متحمل گشته اند و به اشتباه خود اعتراف دارند.
دين مترقى اسلام مى گويد: قلب با نگاه هاى آلوده ، برخوردهاى ناسالم و غير عفيفانه كم كم تاريك مى گردد، ياد خدا از قلب بيرون مى رود،
جاذبه نيرومند تمايلات جنسى بر آدمى غالب مى شود، و چه بسا جوان دچار بلاى خانمانسوز عشق و محبت نابجا گردد.
مفضل مى گويد: از امام صادق (عليه السلام ) درباره عشق نابجا پرسيدم فرمود:
((قلب هايى هستند كه از ياد خدا خالى مى شوند، خدا نيز (عشق ) و محبت غير خود را به آنان مى چشاند.))(182)
و اگر كسى به اين بلاى خانمانسوز دچار شد بايد با عفت و پرهيز و خود نگه دارى خود را نجات دهد.
پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود:
((برگزيدگان امت من كسانى هستند كه چون به بلايى دچار شوند عفت مى ورزند پرسيدند: آن كدامين بلاست ؟
فرمود: عشق (نابجا).))(183)
دستورات و احكام اسلام همه حكيمانه و عادلانه است . اسلام نمى خواهد بى جهت براى كسى محدوديتى
قائل شود و او را در تنگناهاى اجتماعى قرار دهد. همه اين احكام كه به ظاهر محدود كننده هستند جهت حفظ آبرو و احترام انسان اند.
مكالمه
سخن گفتن پسران و دختران بايد سالم ، سنگين و به دور از هر گونه سودجويى باشد. خدا بر نيت ها و
خيال هاى ما آگاه است .
سلام و احوالپرسى
هر گونه برخورد پسران و دختران بايد در فضايى سالم و محيطى به دور از
احتمال آلودگى باشد.
با آن كه سيره پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم اين بود كه به همه سلام مى كرد و امامان معصوم (عليه السلام ) نيز به پيروى از ايشان چنين
مى كردند از حضرت على (عليه السلام ) پرسيدند چرا به دختران جوان سلام نمى كنيد؟
فرمود: ((مى ترسم آهنگ صدايشان من را جذب كند، آنگاه زيانى كه به من مى رسد بيشتر از ثواب سلام كردن به آنها باشد.))(184)
دستور العملى به جوانان
پافشارى اسلام به جوانان اين است كه هر چه سريعتر تشكيل خانواده داده و نيروى غريزى خود را از راه طبيعى و مشروع ، ارضاء كنند. بنابراين هر
گونه كامجويى و لذت جويى غير طبيعى و نامشروع ، حرام و ممنوع است و چه بسا جوانانى كه با خود ارضايى جسم و روان خود را به تباهى مى
اندازند، و يا به آلودگى هاى ديگر تن مى دهند. مسلما جوانان پاك طينتى كه با تعاليم نجات بخش اسلام آشنا هستند هرگز به انحراف و آلودگى
تن نخواهند داد.
ولى اگر به هر دليلى موفق به ازدواج نشدند به اين توصيه و دستور
العمل ، توجه مى كنند:
شخصى نزد پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم آمد و از بى همسرى شكوه كرد! پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم او را به روزه گرفتن و مداومت
بر آن توصيه فرمود.
آن شخص چنين كرد و غريزه اش را تعديل كرد.(185)
بنابراين به خاطر داشته باشيم كه كم خورى و به ويژه روزه گرفتن باعث سلامت تن و روان ما مى گردد و بهترين
عامل براى فرو كاستن شهوت و تعديل غريزه جنسى است . ما مى توانيم در كنار روزه گرفتن با پرداختن به ساير عبادات و دعاها، و ورزش ، و
اشتغال به كار و تلاش ، اوقات فراغت خود را پر و غريزه خود را تعديل كنيم .
18- ديگر هرگز
ان هذا الدين لمتين .
پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: اين دين (اسلام )، سنگين و با متانت است .(186)
سپيده ، دميده بود و صبح چهره مى گشود. گنجشكان از آشيان هاى خود به فضاى باز و شفاف شهر
بال مى گشودند. آفتاب از پشت شاخه هاى نخل ها نمايان مى شد.
لباسهايم را به تن پوشاندم ، ردايم را بر گرفتم و آرام آرام از كوچه پس كوچه هاى شهر به راه افتادم . آفتاب همه جا فراگستر شده بود
كه به آنجا رسيدم .
ديگر قلبم بيشتر مى تپيد، لبهايم خشكيده بود، و چشمانم از حدقه بيرون مى آمد.
((نكند دق الباب كنم و در بزنم و مرا به حضور خود نپذيرد.))
در كه باز شد قلبم فرو ريخت ، نگاهم را زير انداختم و به همه اهل مجلس سلام كردم .
امام صادق (عليه السلام ) با تبسم مرا به حضور پذيرفت .
در بين حاضران در مجلس نشستم . دلم شور مى زد، مى دانستم گناهكارم . چه شب ها و روزهايى كه به لهو و لعب و بيهودگى و هرزگى عمرم را تباه
كرده بودم ؛ از موسيقى حرام اجتناب نمى كردم و به خوانندگان و نوازندگان بى بند و بار گوش فرا مى دادم .
زير چشم به چهره تابناك جانشين پيامبر مى نگريستم ،
چهره اش چنان مى نمود كه از كارهاى من باخبر است .
و سر انجام لبهايش چون صدف گشوده شد و مرواريدهاى رخشان كلامش را به جمعيت نثار كرد.
((خوانندگى و نوازندگى !
از اين كارها خود را دور نگه داريد!
از گفتار باطل بپرهيزيد!))
و اين سخنان را تكرار كرد و تكرار كرد.
كم كم فهميدم قلب مرا هدف گرفته است و گويى به من مى گويد:
محمد بن عمرو! با شما هستم !
مجلس بر من تنگ آمد، آرزو كردم : ((اى كاش زمين دهان باز مى كرد و مرا فرو مى برد، چرا قلب و روانم را به گناه و حرام آلودم !))(187)
خوانندگى و نوازندگى
گاهى صدا و آواز به گونه اى است كه اسلام آن را حرام و ممنوع دانسته است ، و آن در جايى است كه دو ويژگى را دارا است :
1. طرب انگيز است ، يعنى حالتى سبك به آدمى دست مى دهد كه از ياد خدا دور و به گناه
متمايل مى شود. گاهى نيز آدمى را به گريه يا خنده بى اراده وا مى دارد.
2. متناسب با مجالس لهو و لعب و همراه با آلات و ادوات موسيقى است كه خوشگذرانان و شهوترانان به پا مى كنند.(188)
در استفتائاتى كه از مقام معظم رهبرى شده است اين نكته ها مى درخشند:
1. گوش دادن به نوار خوانندگى يا نوازندگى لهوى مطرب كه مخصوص مجالس لهو و لعب باشد، جايز نيست .(189)
2. خريد و فروش و تبليغ و تكثير نوارهاى ترانه مبتذل و فساد انگيز جايز نيست .(190)
3. پخش موسيقى در راديو و تلويزيون دليل بر حلال بودن آن نيست .(191)
ايشان به مسئولان فرهنگى با تاءكيد فراوان مى فرمايد:
((آموزش موسيقى و نوازندگى به نونهالان و نوجوانان موجب انحراف آنان و ترتب مفاسد است . و جايز نيست و بطور كلى ترويج موسيقى با
اهداف عاليه اسلامى منافات دارد.
مسئولين فرهنگى مجاز نيستند سليقه هاى شخصى خود را به اسم نشر فرهنگ و معارف در آموزش و پرورش نوجوانان به كار گيرند.))(192)
بنابراين بايد بكوشيم روح لطيف و زيبا پسند خود را كه خواهان شنيدن نغمه هاى خوش و آواها و نواهاى
دل انگيز است از آلوده شدن به گناهان و حرامها دور نگه داريم و موسيقى لهوى را با غير لهوى اشتباه نگريم .
لباس و آرايش
اسلام با تميزى ، نظافت و بهداشت مخالف نيست . جوان نبايد ژوليده و به هم ريخته باشد. اما نبايد هم به گونه اى خود را آراسته كند كه خود و
ديگران را به گناه و شهوت متمايل كند.
جوان مسلمان ، فرهنگ غنى و سرشارى دارد. زيبنده او نيست كه در انتخاب لباس و آرايش از فرهنگ بيگانگان تقليد كند و خود را به
شكل آنان در آورد.
بنابراين در انتخاب لباس ، اين معيارها را فراديد خود قرار دهيم :
1. نوع رنگ و مدل لباس ما، مفسده انگيز نباشد.
2. نوع رنگ و مدل لباس ما، تبليغ و ترويج فرهنگ بيگانه نباشد.(193)
3. مرز خود را با بانوان حفظ كنيم و از پوشيدن لباس حرير و طلا باف بپرهيزيم (194) چون حرام است .
توجه داشته باشيم كه نبايد خود را به طلا بياراييم .(195) كه استفاده از آن براى مردان حرام است و نيز بكوشيم در آراستن موى سر و صورت
از مدلهاى بيگانگان استفاده نكنيم و اين نكته را هم به خاطر بسپاريم كه :
((تراشيدن تمام يا قسمتى از موى صورت ، بنابر احتياط واجب ، حرام است . ولى اصلاح آن و تراشيدن اطراف آن (مثلا گونه ها و زير گلو)
اشكال ندارد.))(196)
19- مرحبا به اين جوان
|
به روزگار جوانى خوش است كوشيدن | |
چرا كه خوشتر از اين ، وقت و روزگارى نيست (197) |
هنوز نفس صبح بر نيامده بود. كوچه هاى يثرب ساكت و خاموش در انتظار گامهاى مردانى نشسته بودند كه هر روز زود هنگام از آنجا مى گذشتند و
براى تلاش و كار به صحرا و باغ مى رفتند.
پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در حلقه يارانش چون ماه مى درخشيد كه نگاهش به جوانى افتاد كه سخت
مشغول كار بود.
كم كم همه نگاه ها به آن نقطه دوخته شد.
چه جوان سخت كوشى ! ولى حيف كه نيرويش را هدر مى دهد، كاش توانمندى هايش را در راه خدا به كار مى گرفت !))
پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم با شنيدن اين سخنان نگاهش را از جوان برداشت و با لحنى مهربان و حكمت آموز گفت :
نه ، اين گونه داورى نكنيد!
((اين جوان ، اگر براى خود، كار مى كند تا نزد ديگران دست نياز دراز نكند، اين ، در راه خداست ، اگر براى پدر و مادر ناتوان خود و يا خانواده
اى بى بضاعت كار مى كند، باز هم در راه خداست ، البته اگر براى فخر فروشى و
مال اندوزى فعاليت مى كند، اين ، در راه شيطان است .))(198)
شايسته است ما جوانان در ايام فراغت از تحصيل ، به كار و تلاش در زمينه هاى گوناگون اقتصادى بپردازيم تا هم به جامعه و خانواده خدمت كنيم و
هم هزينه هاى جارى خود را تا اندازه اى تاءمين كنيم . اين گونه كارها بر شرافت ما مى افزايد و از عبادتهاى بزرگ به حساب مى آيد.
شركت در مجالس و محافل
پيامبر و امامان معصوم (عليهم السلام ) از همه ، به ويژه از جوانان ، مى خواهند كه بر سر راه مردم بى جهت گرد هم نيايند و اگر براى ضرورتى
مى ايستند، چشم خود را از ناموس مردم حفظ كنند.
يكى از بهترين كارها در ايام فراغت ، شركت در مجالس و محافل مذهبى است . مجالسى كه به ياد
اهل بيت (عليه السلام ) تشكيل مى شود و مجالس و محافل قرآنى .
پيامبر فرمود:
((هر گروهى كه در مجالس قرآنى مساجد شركت كنند، به يقين آرامش بر آنها
نازل مى شود، رحمت الهى آنها را در بر مى گيرد و خداوند از آنها در نزد مقربان خود به نيكى ياد مى كند.))(199)
در كنار اينها، مجالس و محافلى تشكيل مى شود كه بايد به شدت از آنها بپرهيزيم ؛ مجالس گناه و معصيت ، مجالسى كه از ياد و نام خدا و
اهل بيت (عليهم السلام ) خبرى نيست ، به دين و مقدسات دينى اهانت مى شود، و عفت عمومى در آنها مراعات نمى گردد.
به چند استفتاء از مقام معظم رهبرى در اين باره توجه فرماييد:
خانه هاى موسيقى
طبق برنامه ريزى اعلام شده ، بنابراين است كه خانه هاى موسيقى و هنرستانهايى در اين رابطه در شهرستانها
تشكيل شود كه با عكس العمل مردم مواجه شده است نظر حضرتعالى در رابطه با رواج موسيقى چيست ؟
- آموزش موسيقى و ترويج آن براى نوجوانان با اهداف نظام جمهورى اسلامى سازگار نيست .(200)
مجالس و محافل غير متخصصان دينى
برخى كه در مسائل دينى و احكام شرعى متخصص و صاحب نظر نيستند مجالسى
تشكيل مى دهند و در اين باره اظهار نظر مى كنند، شايسته است كه در اين مجالس و
محافل شركت نكنيم چه بسا سخنان آنان در ما تاءثير بگذارد و ما را نسبت به دين سست كند.
مقام معظم رهبرى به اين افراد مى فرمايند:
((اظهار نظر در مسائل دينى و احكام شرعى بر كسانى كه صاحب نظر نيستند جايز نيست ، و بر مؤ منين واجب است در تمام احكام دينى به مراجع
بزرگوار تقليد و اسلام شناسان مورد وثوق و اعتماد مراجعه نمايند.))(201)
مطالعه آزاد
اسلام ، همانگونه كه غذاى مادى را براى رشد و نمو بدن لازم مى داند و با تاءكيد فراوان از ما مى خواهد كه از چيزهاى حرام ، نجس و آلوده پرهيز
كنيم ، همينطور غذاى فكرى و علمى را براى روح و روان ما لازم مى داند و با تاءكيد بيشتر از ما مى خواهد كه از غذاهاى فكرى و علمى آلوده بپرهيزيم
.
بنابراين ما كه مى خواهيم قسمتى از ايام فراغت خود را با مطالعه كتابهاى غير درسى ، مجله ها و روزنامه ها سپرى كنيم بايد نسبت به انتخاب
مطالب ، حساسيت داشته باشيم .
مطالبى را انتخاب كنيم كه نسبت به نويسندگان آنها مطمئن هستيم اما نسبت به مطالبى كه به گونه اى است كه عقايد ما را سست مى كنند و يا
اخلاق ما را فاسد مى كنند و يا ما را از تسليم در برابر احكام و تعاليم نورانى اسلام دور مى كنند بپرهيزيم .
امام جواد (عليه السلام ) مى فرمايند:
((هر كس به گوينده اى گوش فرا مى دهد (و يا مطالب نويسنده اى را مطالعه مى كند) در واقع او را مى پرستد، بنابراين اگر گوينده از خدا مى
گويد او نيز به پرستش خدا مشغول است و اگر از زبان ابليس مى گويد او نيز به پرستش ابليس
مشغول است .))(202)
بنابراين بايد از مطالعه مطالب باطل و گمراه كننده خوددارى كنيم . تنها كسانى مجازند اين مطالب را مطالعه كنند كه غرض صحيح و عاقلانه اى
داشته باشند مثلا:
1. قصد پاسخگويى به آنها را داشته باشند.
2. صلاحيت اين كار را داشته باشند.
3. از تقواى لازم برخوردار باشند تا گمراه نشوند.
بنابراين كسانى كه اطلاعات سرشار از دين ندارند و يا از تقواى لازم بهره مند نيستند مطالعه اين مطالب براى آنها مضر است و بايد از خريد،
نگهدارى و حفظ اين مطالب خوددارى كنند.(203)
ميهمانى و ديد و بازديدها
بخشى از ايام فراغت ما با شركت در ميهمانى ها و ديد و بازديدها سپرى مى شود.
نكته مهمى كه در اين مورد بايد فراديد ما جوانان باشد اين است كه چشم خود را از نگاه به نامحرمان و زيبايى هاى آنان حفظ كنيم .
شايد تاكنون ديده باشيد كه برخى نسبت به غريبه ها خود را حفظ مى كنند ولى نسبت به اقوام و خويشان نزديك خود، اصلا مراعات نمى كنند فكر
مى كنند آنها محرم او هستند.
اين كار، اشتباه و از فرهنگ ناب اسلامى به دور است .
توجه داشته باشيم افرادى چون زن دايى و دختر دايى ، زن عمو و دختر عمو، دختر خاله ، دختر عمه ، و زن برادر نسبت به ما نامحرم هستند و با
ساير نامحرمان تفاوتى ندارند.
و چون ازدواج كرديم بايد بدانيم كه خواهر زن و دختر او براى ما محرم نيستند.
20- دردى جانكاه
|
روز جوانى آن كه به مستى تباه كرد | |
پيرانه سر شناخت كه بخت جوان نداشت | |
آگه چگونه گشت ز سود و زيان خويش | |
سودا گرى كه فكرت سود و زيان نداشت (204) |
بچه ها روز به روز بيشتر به من حساس مى شدند؛ چون ديگر منوچهر هميشگى نبودم ، ديگر هيچ كس از درس و انضباط من تعريف و تمجيد نمى كرد.
بيشتر اوقات موهايم ژوليده بود و لباسهايم كثيف و نامرتب . كم كم دوستان خوب و صميمى ام دور و برم را خالى مى كردند. خودم هم علاقه اى به
صحبت با آنان نداشتم حتى سعى مى كردم از خواهران و برادران و اقوام نزديك هم فاصله بگيرم .
اغلب اوقات پدر و مادرم به رفت و آمدهاى نامرتب من مشكوك مى شدند. بعضى وقتها مادرم كه مى خواست لباسهايم را بشويد آنها را بو مى كرد و
سرى تكان مى داد. از آن پس لباسهايم را از آنها مخفى مى كردم .
تا مى توانستم سعى مى كردم حالت خواب آلودگى و چرت هاى بى موقعى را كه به سراغم مى آمد از ديگران پنهان كنم . ترجيح مى دادم هنگام
استراحت درب اتاقم را قفل كنم تا كسى بى خبر بر من وارد نشود.
|