حق با شماست . خداوند از حقوق مردم نمى گذرد، حتى اگر كسى شهيد هم بشود در برابر حقوق مردم باز خواست مى شود. همان كه بارها شنيده ايم :
((خدا از حق الناس نمى گذرد)).
پس اگر قبل از بلوغ ، اموال مردم را از بين برده و يا به آنها خسارتى وارد كرده ايم حالا كه بالغ شده ايم نزد صاحبان آنها مى رويم و آنها را
راضى مى كنيم و اگر صاحبان آنها زنده نيستند نزد وارثان و بازماندگان آنها مى رويم .
و اگر صاحبان آنها را نمى شناسيم خسارت و غرامت آن را به عنوان ((رد مظالم )) از طرف صاحبان آنها به مجتهد مى دهيم و يا خودمان با اجازه او
به فقير مى دهيم .(27)
البته حق الناس فقط همين ها نيست ((خمس )) و زكات نيز حق الناس است .
بنابراين اگر پيش از بلوغ سرمايه اى داشته ايم و از آن منافعى بدست آورده ايم اكنون كه بالغ شده ايم بنابر احتياط واجب بايد خمس آن را
بپردازيم .(28)
5- هميشه پاك
الحمدلله الذى جعل الماء طهورا و لم يجعله نجسا(29)
حضرت على (عليه السلام ) مى فرمايد: ستايش خداى را كه آب را پاك و پاك كننده آفريد، نه نجس (و آلوده كننده ).
غير از اين هر گونه كه بود زيبا نبود؛
اگر همه زشت بودند و يا همه زيبا،
اگر همه استعدادها يكسان بودند،
اگر همه مردم خوب بودند و يا همه بد؛
و اگر جهان آميزه اى از گوناگون ها نبود، هيچ چيز معنا نداشت .
پاكى و ناپاكى نيز در كنار هم معنا مى دهند.
زندگى زيباست چون بعضى چيزها ناپاك و نجس اند و بيشتر چيزها پاك .
پاك ها اگر با نجس ها ارتباط برقرار كنند آلوده مى شوند، آلوده ها قابل تطهير و پاك سازى هستند. از اينها كه بگذريم اخلاق پاك داريم و
اخلاق ناپاك و آلوده ، و همچنين عقايد پاك و عقايد ناپاك و آلوده ، و از همه بالاتر جان هاى پاك و جان هاى ناپاك و آلوده .
كمال انسان در آن است كه بكوشد آلوده نشود و اگر مبتلا به آلودگى شد، خود را پاك كند.
پاك ها و نجس ها
پاك و نجس غير از تميز و كثيف است . ممكن است چيزى از نگاه ما تميز باشد ولى در واقع نجس باشد و يا چيزى از نگاه ما كثيف باشد ولى در واقع
پاك باشد.
نجس ها
نجس ها عبارتند از:
1. ادرار و مدفوع انسان و حيوان حرام گوشتى كه خون جهنده دارند يعنى اگر رگ آنها را ببريم خون بيرون مى جهد مانند: گربه ، موش و روباه .
2. منى ، مردار و خون انسان و حيوان هايى كه خون جهنده دارند مانند گوسفند و گربه .
3. سگ و خوكى كه در خشكى زندگى مى كنند.
4. شراب و هر مايع مست كننده ديگر.
5. آبجو غير طبى .
6. عرق شتر نجاست خوار.
7. كافر.(30)
برخى نجاست هاى ديگر نيز هست كه براى اطلاع بيشتر مى توانيد به رساله توضيح
المسائل رجوع كنيد.
نجاست مسرى
نجس ها گرچه اندكند ولى مى توانند چيزهاى پاك را نجس كنند. از طريق زير نجاست به چيز پاك سرايت مى كند و آن را نجس مى كند.
# پاك با نجس تماس برقرار كند.
# يكى از آنها يا هر دو، مرطوب باشد.
# رطوبت يكى به ديگرى سرايت كند. (31)
بنابراين اگر نجاست ، خشك باشد و چيزى كه با آن تماس برقرار مى كند آن هم خشك باشد، نجاست سرايت نمى كند.
البته بايد به فراتر از اينها هم انديشيد: آيا اگر يك جوان پاك با جوان آلوده اى به گونه اى گرم و صميمى ارتباط برقرار كرد آلوده نمى
شود؟
احكام نجس ها
1- خوردن و آشاميدن چيز نجس حرام است .(32)
2- با بدن يا لباس نماز نخوانيم كه اگر عمدى باشد باطل است .(33)
3- بر نجس تيمم نكنيم كه باطل است .(34)
4- بر نجس سجده نكنيم كه باطل است .(35)
پاك كننده ها
اگر بعضى چيزها نجس اند و اگر پاك ها در معرض آلودگى هستند و نجس مى شوند، خداوند نيز راههايى قرار داده است كه نجس ها نيز پاك شوند.
آب در راءس همه پاك كننده هاست و بيشتر چيزهاى نجس را پاك مى كند.
آب گاهى از آسمان فرود مى بارد (آب باران )، گاهى از زمين مى جوشد ولى جريان ندارد (آب چاه )، گاهى از زمين مى جوشد و در جوى و جويبار
روان است (آب جارى )، گاهى هم مثلا در بركه و يا حوضچه اى راكد و آرام نشسته است (آب راكد) و آب راكد هم گاهى كمتر از اندازه مخصوص است
(آب قليل ) و گاهى به اندازه مخصوص و يا بيشتر از آن است (آب كر).(36)
آب كر
اگر حوضچه اى داشتيم باشيم كه 385 ليتر آب در دماى معمولى را در خود جاى داده باشد، مطمئن هستيم كه اين مقدار آب ، كر است ؛(37) البته
حضرت امام خمينى قدس سره كمتر از اين مقدار را نيز كر مى دانند يعنى 419/377 ليتر آب .
آبى كه از مقدار كر كمتر باشد ((آب قليل )) ناميده مى شود.(38)
آب لوله ها
آب لوله ها كه به منبع بزرگ متصل است و آب هر لوله اى كه به آب كر متصل باشد، حكم آب كر را دارد البته تا آن لحظه كه آب از لوله مى آيد و
منبع آن ، كمتر از كر نشده است . ولى آب لوله هاى حمام كه از شيرها و دوشها مى ريزد اگر
متصل به كر باشد در حكم آب جارى است .(39)
آب مطلق و مضاف
آب اگر خالص باشد و با چيزى مخلوط نشده باشد مطلق است و پاك كننده ولى آبى كه با چيزى مخلوط شده
مثل شربت ، يا آبى كه با گل مخلوط شده به مقدارى كه به آن آب گفته نمى شود، و همچنين آبى كه از چيزى بگيرند
مثل آب ميوه ، مضاف است و پاك كننده نمى باشد.
احكام آب مطلق
به جز آب قليل ، همه انواع آبهاى مطلق تا زمانى كه بو يا رنگ يا مزه نجاست به خود نگرفته باشند، پاك اند.(40)
البته آب قليل ، به محض تماس با نجاست ، نجس مى شود و ديگر نمى تواند پاك كننده باشد.(41)
تطهير و پاكسازى
تطهير و پاكسازى نجس آداب خاصى دارد كه مى توان به آسانى آن را فرا گرفت .
قبل از تطهير، عين نجاست را از چيز نجس بر طرف مى كنيم آن گاه آن را با آب به روشى كه خواهيم گرفت تطهير مى كنيم .
تطهير ظروف
َبا آب كر، جارى و چاه : يك بار در آب فرو مى بريم و بيرون مى آوريم .
َبا آب لوله : (وصل به كر يا جارى ): آن را زير شير آب مى گيريم تا آب به همه جاى آن برسد و از ظرف جدا شود.
َبا آب قليل : آن را سه مرتبه پر از آب كرده خالى مى كنيم و يا سه مرتبه مقدارى آب
داخل آن مى گردانيم كه به جاهاى نجس برسد و بيرون مى ريزيم .
البته ظرفى را كه سگ آن را ليسيده و يا از آن مايعى نوشيده است بايد قبل از تطهير با خاك پاك ، خاكمالى كرد آنگاه بنابر احتياط واجب دو
مرتبه آب كشيد.(42)
تطهير غير ظروف
غير ظروف مانند لباس و فرش را به روش زير تطهير مى كنيم :
َبا آب كر، جارى و چاه : يك مرتبه در آب فرو مى بريم و بيرون مى آوريم و اگر آب را به خود مى گيرد و
قابل فشردن است بنابر احتياط آب را داخل آن مى رسانيم و آن را خارج مى كنيم .
َبا آب لوله (وصل به كر يا جارى ): يك مرتبه زير شير آب مى گيريم و يا شلنگ آب را روى آن مى گيريم و اگر آب را به خود مى گيرد و
قابل فشردن است بنابر احتياط واجب آب را داخل آن مى رسانيم و خارج مى كنيم .
َبا آب قليل : اگر با بول نجس شده آن را دو مرتبه و اگر با چيز ديگر نجس شده آن را يك مرتبه مى شوئيم . و در هر صورت اگر آب را به
خود مى گيرد و قابل فشردن است بايد بعد از هر بار شستن آن را بفشاريم تا آبهاى داخلش بيرون بيايد و يا به گونه اى ديگر آب را بگيريم
.(43)
لباسشويى ها
ابتدا عين نجاست را از لباسها بر طرف مى كنيم ، آنگاه لباسها را داخل لباسشويى مى ريزيم . اگر لباسشويى پس از جمع شدن مقدارى آب در
مخزن ، آبش قطع مى شود و شروع به شستن مى كند بايد دوبار آن را بشويد و هر دفعه آب آن خارج گردد و اگر آب لباسشويى قطع نمى شود
يك بار شستن كافى است .(44)
درباره لباسشويى هاى عمومى به اين دو نكته توجه كنيم :
1. اگر لباس را پاك تحويل داده ايم ولى شك داريم كه نجس شده است يا نه ، پاك است .
2. اگر لباسمان نجس بوده و متصدى شستن كه مسلمان است بگويد آن را تطهير كرده ام ، حكم لباس پاك را دارد.
خشك شويى ها
لباسى را كه نجس است نبايد داخل خشك شويى انداخت . بايد ابتدا خودمان يا متصدى خشك شويى آن را تطهير كند و
داخل دستگاه بيندازد. چون خشك شويى با مواد شيميايى مانند: بنزين و ساير مواد پاك كننده ، لباسها را تميز مى كند و با آب و شستن سر و كار
ندارد، بنابراين :
1. اگر لباس پاك خود را تحويل خشك شويى داديم و شك كرديم كه آيا در دستگاه نجس شده است يا نه ، آن لباس پاك است .
2. اگر يقين پيدا كنيم كه لباس ما با لباسهاى نجس مخلوط شده ، لباس ما نجس است .
3. اگر لباس ما نجس بوده و فراموش كرده ايم كه به متصدى خشك شويى تذكر دهيم بايد از او بپرسيم چنانچه آن را تطهير نكرده باشد، نجس
است .(45)
تطهير جامدات
اگر گندم ، برنج ، گوشت ، صابون و چيزهاى جامد ديگر نجس شوند:
1. اگر فقط ظاهر آنها نجس شده باشد، تطهير آنها همانند ظروف نجس انجام مى پذيرد.
2. اگر نجاست به درون آنها هم رسيده باشد، قابل تطهير نيستند.
3. اگر شك داريم نجاست به باطن آنها رسيده است يا نه ، تطهير ظاهر آنها كافى است .(46)
تطهير زمين نجس
َبا آب كر، جارى و لوله : ابتدا عين نجاست را بر طرف مى كنيم آنگاه آب را روى آن مى گيريم تا تمام جاهاى نجس را فرا گيرد.
َبا آب قليل : اگر زمين سخت و محكم نيست و آب را فرو مى گيرد قابل تطهير نيست ولى اگر آب بر آن جارى مى شود، آب
قليل را روى محل نجس مى ريزيم تا آب ، جارى شود، آن گاه آب را به داخل چاه و فاضلاب هدايت مى كنيم .
زمينى كه روى آن شن يا ريگ است با آب قليل پاك مى شود ولى زير شن ها و ريگ ها نجس مى ماند.(47)
6- طهارت ويژه
علة غسل الجنابة النظافة .
امام رضا (عليه السلام ) فرمود: حكمت غسل جنابت ، نظافت و پاكيزگى است .(48)
آدمى تا در اين جهان است در معرض آلودگى است و بايد پيوسته به تطهير روح و روان خود بپردازد.
اشك چشم و آب توبه و پشيمانى از گناه ، آلودگى ناشى از گناهان را به خوبى مى شويد و پاك مى كند.
علاوه بر اين ، چنانچه گفتيم ، يك مسلمان بايد از نجس هاى ظاهرى نيز خود را پاك سازد.
بدن انسان گاهى با نجاست هايى نظير خون ، ادرار و مدفوع ، نجس مى شود كه با شستن همان موضعى كه نجس شده ، بدن ، پاك مى شود، ولى
گاهى نجاستى هست كه با شستن يك قسمت از بدن ، پاك نمى شود.
بلكه اگر تمام بدن را هم بشويد ولى نيت خاص آن را نكند باز هم پاك نمى شود يعنى بايد حتما
غسل كند. نجاستى كه بايد براى آن غسل كنيم ، منى است كه از انسان بالغ ، خارج مى شود.
احتلام و جنابت
منى ممكن است در خواب از انسان خارج شود كه به آن ((احتلام )) مى گويند و نيز ممكن است در بيدارى از انسان خارج شود.
به انسانى كه در خواب يا بيدارى منى از او بيرون آمده است ((جنب )) مى گويند؛
جنابت عوامل ديگر هم دارد كه براى آگاهى بيشتر مى توانيد به رساله توضيح
المسائل رجوع كنيد.
شخص جنب ، واجب است براى انجام عباداتى نظير نماز روزه غسل كند.
استمناء
كسى كه هنوز ازدواج نكرده است نمى تواند در بيدارى جنب شود. بنابراين اگر در اثر نگاه به نامحرم و مناظر شهوت انگيز، نگاه به عكس ها و
فيلم هاى مبتذل ، خواندن رمان ها و مطالب جنسى ، گوش دادن به نوارهاى موسيقى
مبتذل و راههاى ديگر، شهوت بر او غالب شود و منى از او بيرون آيد مرتكب يكى از گناهان بزرگ شده است كه به آن ((استمناء)) گويند.
اين عمل زشت ، آتش جهنم و ذلت و خوارى را در پى دارد، علاوه بر اينها اختلالات جسمى و روانى در دنيا گريبانگير آن شخص خواهد شد و اگر ادامه
پيدا كند ازدواج او را با مشكل رو به رو خواهد كرد.
حضرت على (عليه السلام ) شخصى را كه مبتلا به اين گناه بود آنقدر كتك زد تا سرخ شد سپس او را از بيت
المال همسر داد.(49)
امام صادق (عليه السلام ) درباره مبتلايان به اين گناه مى فرمايد: ((سه گروهند كه خداوند روز قيامت با آنان سخن نمى گويد و نگاه رحمت به
آنان نمى اندازد، آنان را پاك نمى كند، و عذاب دردناك براى آنان است .))
آنگاه امام صادق (عليه السلام ) سه گروه را نام مى برد و يكى از آنها را كسى مى داند كه مبتلا به اين گناه است .(50)
شايسته است يك جوان مسلمان خود را پاك نگه دارد و قبل از ازدواج با عبادت و ورزش و كار، وقت خود را
كامل كرده و هر چه زودتر ازدواج كند تا به راههاى انحرافى و گناه مبتلا نشود.
راههاى تشخيص
گاهى انسان از آنچه در كتابهاى پزشكى خوانده است و يا از راههاى ديگر يقين به خارج شدن منى از خود مى كند، در غير اين صورت اگر سه
نشانه زير را دارا باشد، حكم به منى بودن آن مى شود.
1. با شهوت خارج شود.
2. با فشار و جستن خارج شود.
3. پس از آن ، بدن سست شود.
البته درباره شخص مريض ، نشانه اول كفايت مى كند و نيازى به دو نشانه ديگر نيست .(51)
شخصى كه جنب شده ، مستحب است قبل از غسل كردن ، ادرار كند. اين عمل باعث مى شود مجرا از منى پاك گردد. همچنين مستحب است انسان هميشه بعد از
ادرار كردن ((استبرا))#(52) كند تا مجرا از ادرار پاك گردد.(53)
تشخيص كامل
ممكن است غير از ادرار و منى ، آبهاى ديگرى از مجرا خارج شوند كه همه آنها پاك هستند.
مثل آبى كه گاهى پس از بيرون آمدن منى ، از مجرا خارج مى شوند كه به آن ((وذى )) مى گويند و يا آبى كه گاهى پس از ادرار از مجرا خارج
مى شود كه به آن ((ودى )) مى گويند.
البته ((ودى )) در صورتى پاك است كه ادرار به آن نرسيده باشد. و يا آبى كه گاهى بعد از بازى يا پيش از خروج منى از مجرا بيرون مى
آيد كه با شهوت و لذت همراه است ولى خصوصيات منى را ندارد و به آن ((مذى )) مى گويند، چنانچه گفتيم همه اين آبها پاك هستند.(54)
احكام جنابت
1. اگر منى از جاى خود حركت كند ولى بيرون نيايد، انسان ، جنب نمى شود.(55)
2. اگر قبل از غسل ، ادرار نكرده باشد و پس از غسل رطوبتى از او خارج شود كه نمى داند منى است يا رطوبت ديگر، حكم منى را دارد. (56)
3. اگر در لباس خود منى ببيند و مطمئن باشد كه از خود اوست و براى آن
غسل نكرده است بايد غسل كند. البته نمازهايى را كه نمى داند قبل از بيرون آمدن آن منى خوانده يا پس از آن لازم نيست قضا كند.(57)
4. كسى كه مرتكب ((استمناء)) شده است بايد غسل كند و اگر روزه خود را
باطل كرده است ، بايد آن را قضا كند و بنابر احتياط واجب ((كفاره جمع ))(58) بدهد.(59)
5. بيرون آمدن منى از انسان ، نشانه بلوغ اوست اگر چه به سن بلوغ نرسيده باشد.(60)
اقسام غسل ها
غسل گاهى مستحب و گاهى واجب است . غسلهاى مستحبى مانند غسل جمعه ، غسل شبهاى قدر، و
غسل براى رفتن به مسجدالحرام .
غسلهاى واجب دو گونه است :
1. مشترك بين مردان و زنان كه عبارتند از: غسل جنابت ، غسل مس ميت ، غسلى كه به واسطه نذر و قسم و مانند اينها واجب مى شود.
2. مخصوص بانوان ، كه عبارتند از: غسل حيض ، غسل استحاضه و غسل نفاس .(61)
آداب ويژه غسل
به دو روش مى توان غسل كرد:
1. ترتيبى :
به نيت غسل ابتدا سر و گردن را مى شوييم ، سپس نيمه راست بدن ، و بعد از آن نيمه چپ بدن را.
2. ارتماسى :
به يكى از سه روش زير غسل مى كنيم :
# به نيت غسل يكباره زير آب مى رويم ، به طورى كه تمام بدن در آب قرار گيرد.
# يا به نيت غسل به تدريج زير آب مى رويم تا تمام بدن در آب قرار گيرد.
# و يا زير آب رفته و در آب به نيت غسل ، بدن را تكان مى دهيم .(62)
احكام غسل
با كيفيت غسل كردن آشنا شديد، در اين جا به برخى نكته هاى مهم اشاره مى كنيم :
1. چيزى را كه مانع رسيدن آب به بدن است بايد برطرف كنيم و اگر پيش از اين كار
غسل كنيم ، غسل باطل است .(63)
2. در غسل ، بايد آب بر بدن جارى شود و به تمام آن برسد ولى دست كشيدن لازم نيست .(64)
3. شستن قسمت داخلى لاله گوش و نيز بين انگشتان پا واجب است ولى شستن جاهايى كه ديده نمى شود مانند:
داخل گوش و بينى واجب نيست .
4. هنگام غسل پاى خود را از زمين برداريم تا به كف پا هم آب برسد و شسته شود.(65)
5. اگر در بين غسل كردن كارى كه وضو را باطل مى كند از انسان سر زند،
غسل او باطل نمى شود. ولى براى نماز بايد وضو بگيرد.(66)
6. اگر كسى شك دارد كه غسل كرده است يا نه ، واجب است غسل كند.
7. كسى كه غسل كرده و پس از غسل شك مى كند كه غسل او صحيح بوده يا نه ، لازم نيست دوباره
غسل كند.(67)
7- در اوج آسمانها
يا ايها الذين امنوا اذا قمتم الى الصلوة فاغسلوا وجوهكم و ايديكم الى المرافق و امسحوا برؤ سكم و ارجلكم الى الكعبين .(68)
اى كسانى كه ايمان آورده ايد چون به (قصد) نماز برخيزيد، صورت و دستهايتان را تا آرنج بشوييد و سر و پاهاى خودتان را تا برآمدگى مسح
كنيد.
آن شب چه زيبا با من سخن مى گفت .
آهنگ كلامش مثل على بود.
اى محمد! دستت را بلند كن مى خواهم چيزى را كه از ناحيه راست عرشم جارى است به تو بدهم .
و آب فرو ريخت .
دست راستم را بلند كردم و قدرى از آن آب را برگرفتم .
سپس ندا آمد: اى محمد! با آبى كه گرفتى صورتت را بشوى ؛ چرا كه مى خواهى با آن به عظمت من نگاه كنى .
سپس دست راست و چپ خود را از آرنج بشوى ؛ چرا كه مى خواهى با آن دو، كلام مرا بگيرى ، آنگاه با آنچه در دستت باقى مانده سرت را و دو پايت را
تا برآمدگى مسح كن ؛ چرا كه من مى خواهم بركت را بر تو فرود آرم و گامهايت را به جايى بگذارم كه احدى پيش از تو به آنجا گام ننهاده و
پس از اين هم ، نخواهد نهاد.(69)
تنها اين شب معراج نبود كه خداوند وضو را به من تعليم مى داد. در زمين هم ، همان اوائلى كه به نبوت برگزيده شدم ، روزى
جبرئيل بر من فرود آمد.
جامى لبريز از آب از آسمان برايم آورده بود.
به من گفت : اى محمد! برخيز و براى نماز وضو بگير. آنگاه وضو گرفتن را از ناحيه خدا به من تعليم داد.(70)
اهميت وضو
يك مسلمان بايد به بهداشت و نظافت بدن اهميت دهد و بكوشد كه هميشه تميز و نظيف باشد. با رعايت بهداشت ، انسان با نشاط و سالم خواهد ماند،
اما از آنجا كه دين اسلام به نشاط روح و روان و تقرب انسان به خداوند نيز اهميت فراوانى
قائل است دستور وضو را براى مسلمانان واجب كرده است . امام رضا (عليه السلام ) مى فرمايد:
در وضو سه چيز مطرح است : ((نظافت جسم ))، ((نشاط روح )) و ((تقرب به خداوند بزرگ )).
البته ائمه معصومين (عليه السلام ) فوايد ديگرى نيز براى وضو بيان كرده اند كه نشانگر اهميت اين واجب الهى است .
بنابراين مستحب است هميشه با وضو باشيم تا از نشاط جسمى و روحى برخوردار گرديم و قلبمان با تقرب به خدا نورانى گردد.
البته براى خواندن نماز، چه نمازهاى واجب و چه نمازهاى مستحبى واجب است وضو بگيريم جز نماز ميت كه آن را مى توان بدون وضو هم خواند.
اين مساءله را نيز هميشه به خاطر داشته باشيم كه بدون وضو، حرام است جايى از بدن خود را به نوشته قرآنى برسانيم و بنابر احتياط واجب
مس اسم مبارك پيغمبر و ائمه و حضرت زهرا (عليهم السلام ) بدون وضو حرام است .(71)
وضوى مستحبى
وضو، نور است و مستحب است هميشه و در همه حالات با وضو باشيم به چند نمونه از وضوهاى مستحبى توجه كنيم :
1. وضو براى خواندن قرآن و همراه داشتن آن .
2. وضو براى ورود به مساجد و مشاهد مشرفه و زيارت ائمه معصومين (عليهم السلام ).
3. وضو گرفتن شخص جنب براى خوردن ، آشاميدن و خوابيدن .
وضوى واجب
براى خواندن نمازهاى واجب بايد وضو بگيريم ، همچنين تماس برقرار كردن با نام خدا و نوشته قرآن و بنابر احتياط واجب نام ائمه معصومين و
حضرت زهرا (عليهم السلام ) بدون وضو حرام است . بنابراين به دو نكته توجه كنيم :
1. استفاده كردن از انگشترهايى كه نام خدا و آيات قرآن و نام ائمه معصومين (عليهم السلام ) در آنها نقش بسته است ، اشكالى ندارد ولى شخصى كه
وضو ندارد نبايد به آن قسمت ها دست بزند و يا بدنش با آنها تماس برقرار كند.(72)
2. بعضى فكر مى كنند شب زفاف و عروسى ، نماز خواندن از عهده عروس برداشته مى شود چون اگر بخواهد وضو بگيرد، آرايش او به هم مى
ريزد، اين فكر ريشه مذهبى ندارد نماز خواندن بر عروس واجب است ، او مى تواند
قبل از رفتن به آرايشگاه وضو بگيرد و نماز مغرب و عشاء را با همان وضو بخواند.
كيفيت وضو
اگر از ما بپرسند كه چگونه وضو مى گيريد به طور خلاصه مى توان گفت : ابتدا صورت ، آنگاه دست راست و پس از آن دست چپ خود را مى
شوئيم سپس با رطوبتى كه از شستن دست بر كف مانده است سر را مسح مى كنيم بعد پاى راست و در پايان پاى چپ را مسح مى كنيم .
اين تصوير كلى از وضوست ولى در توضيح جزئيات آن بايد گفت :
صورت و دستها
1. صورت را بايد از جايى كه موى سر روييده تا آخر چانه بشوييم و در نظر داشته باشيم كه پهناى صورت بايد به اندازه فاصله بين شست
و انگشت ميانه ، شسته شود.
2. براى آن كه يقين پيدا كنيم كه مقدار واجب از صورت را شسته ايم بايد كمى از اطراف آن مقدارى را كه گفتيم بشوييم .
3. دست راست و دست چپ را بايد از آرنج تا نوك انگشتان بشوئيم و براى آنكه يقين پيدا كنيم كه آرنج را كاملا شسته ايم بايد مقدارى بالاتر از آن
را هم بشوئيم .
4. بنابر احتياط واجب بايد صورت و دستها را از بالا به پايين بشوئيم و اگر از پايين به بالا بشوئيم وضو،
باطل است .
5. اگر كسى دستها را تنها تا مچ بشويد و يا تا نوك انگشتان بشويد ولى آب را بين انگشتان نرساند، وضوى او
باطل است و اگر مدتى اين گونه وضو گرفته ، چنانچه در فراگيرى وضو كوتاهى كرده باشد بايد نمازهايى را كه با اين وضوها خوانده
است قضا كند.
6. اگر زخم كوچكى روى صورت يا دست ما باشد و آب هم برايش مضر نباشد، ابتدا
محل زخم را در آب كر يا زير شير آب مى گيريم و روى آن دست مى كشيم تا خون تمام شود بلافاصله به نيت وضو آب را از بالا به پايين روى آن
جارى مى كنيم سپس فورى آن را خشك مى كنيم تا خون با آبها مخلوط نشود و به بدن و لباسهايمان سرايت نكند آنگاه وضو را ادامه مى دهيم .(73
)
مسح سر
1. يك قسمت از چهار قسمت سر را، كه بالاى پيشانى است بايد مسح كنيم .
2. همين كه اندكى دست خود را روى محل مسح بكشيم كافى است ولى مستحب است كه به اندازه پهناى سه انگشت بسته و
طول يك انگشت باشد.
3. لازم نيست مسح بر پوست سر باشد ولى اگر موى سر به قدرى بلند باشد كه هنگام شانه زدن به صورت مى ريزد بايد پوست سر يا
بيخ موها را مسح كنيم .
4. اگر آب و رطوبت مسح سر به آب و رطوبت پيشانى متصل شود وضو و مسح سر صحيح است ولى براى پا نبايد با رطوبتى كه از پيشانى
بر دست مانده است استفاده كنيم بلكه بايد با رطوبت قسمت هاى ديگر كف دست ، مسح را انجام دهيم .(74)
مسح پاها
1. پاها را بايد از سر يكى از انگشتها تا برآمدگى روى پا مسح كنيم و اگر با يك انگشت دست ، مسح را انجام دهيم كافى است .
2. مستحب است با تمام كف دست ، روى پاها را مسح كنيم .(75)
ياد سپارى
به خاطر بسپاريم كه :
1. براى وضو گرفتن بايد نيت كنيم يعنى به خاطر داشته باشيم كه براى خشنودى خدا و تقرب به او وضو مى گيريم .
2. آبى كه با آن وضو مى گيريم بايد پاك و مطلق باشد بنابراين با آب نجس و آب مضاف نمى توانيم وضو بگيريم .
3. از اسراف در مصرف آب بپرهيزيم .
4. اعضاى وضو بايد پاك باشند و مانعى از رسيدن آب در آنها نباشد.
5. در وضو، بايد موالات را مراعات كنيم يعنى بين كارهاى وضو به اندازه اى فاصله نيندازيم كه وقتى مى خواهيم قسمتى را بشوئيم يا مسح كنيم ،
رطوبت قسمت هايى كه پيش از آن شسته يا مسح كرده ايم خشك شده باشد.
6. بايد بدانيم كه وسواس در انجام عبادات ، ناپسند و حرام است . بنابراين بر كسانى كه در انجام وضو گرفتار وسواس هستند واجب است كه
مانند ساير مردم وضو بگيرند و بى جهت وضو را طول ندهند و هر چه زودتر خود را از دام هواى نفس و شيطان برهانند.(76)
بطلان وضو
اگر كسى وضو بگيرد مى تواند با همان يك وضو همه كارهاى واجب و مستحبى را كه نياز به وضو دارند انجام دهد و اين وضو تا وقتى كه يكى از
چيزهايى كه وضو را باطل مى كند از او سر نزده است باقى است .
چيزهايى كه وضو را باطل مى كنند عبارتند از:
1. خارج شدن ادرار، مدفوع و يا باد از انسان .
2. فرو رفتن به خوابى كه گوش نشنود و چشم نبيند.
3. مبتلا شدن به چيزهايى كه عقل را از بين مى برد مانند ديوانگى ، مستى و بيهوشى .
4. انجام كارهايى كه غسل را بر انسان واجب مى كند مانند جنابت .(77)
8- امام فرشتگان
|
در بدن دارى اگر سوز حيات | |
هست معراج مسلمان در صلات (78) |
برادرم جبرئيل مرا در آسمانها همراهى مى كرد، به ((سدرة المنتهى )) كه رسيديم ناگهان صداى اذان را شنيدم . فرشته اى اذان مى گفت كه تا
آن شب در آسمانها ديده نشده بود.
او اذان مى گفت و هر جمله اى از آن را كه مى گفت پروردگارم او را تصديق مى كرد.
به ((حى على الصلاة )) كه رسيد پروردگارم فرمود:
نماز، صلاح و نجات و رستگارى است .
چون اذان تمام شد، جلو ايستادم و همه فرشتگان به من اقتدا كردند.
پيش از اين در بيت المقدس هم به نماز ايستاده بودم و همه پيامبران به من اقتدا كرده بودند.
و اينجا چون از نماز فارغ گشتم از سر شوق و از ارادت به پروردگار مدهوش گشتم و به حالت سجده فرو افتادم .(79)
ادب حضور
امام باقر (عليه السلام ) نمازگزار را چون شخصى مى دانند كه در پيشگاه پادشاهى ايستاده و حاجت هاى خود را بر زبان جارى مى كند و پادشاه ،
ساكت و آرام با نگاه لطف به او مى نگرد و به حرفهايش گوش فرا مى سپارد.(80)
پس ما كه در پيشگاه خدا به نماز مى ايستيم شايسته است با قلبى آماده و خيالى آسوده با او سخن بگوييم و غرق حضور شويم . گام نخست اين راه
، آن است كه با ترجمه و محتواى نماز آشنا باشيم .
تكبيرة الاحرام
O الله اكبر؛
خداوند بزرگتر است (از آن كه در وصف بگنجد).
براى ورود به نماز، الله اكبر مى گوييم يعنى خدا را از همه موجودات حسى ، عقلى ، زمينى و آسمانى برتر مى يابيم . ديگر
دل از دنيا و مظاهر فريبنده آن مى شوئيم و همه چيز و همه كس جز او نزد ما كوچك مى شوند.
الله اكبر، بيشترين ذكرى است كه هم در مقدمات نماز و هم در خود نماز و هم در تعقيبات آن گفته مى شود به طورى كه يك مسلمان در
طول يك شبانه روز تنها در نمازهاى پنجگانه واجب حدود 360 مرتبه آن را تكرار مى كند.
سوره حمد
O بسم الله الرحمن الرحيم ؛
به نام خداوند رحمتگر مهربان
بسم الله ، سر آغاز كتاب وحى است . بسم الله ، نه تنها در ابتداى قرآن كه در آغاز تمام كتابهاى آسمانى بوده است . بسم الله ، سر لوحه
عمل همه انبياء بوده است .
به زبان آوردن بسم الله در شروع هر كارى سفارش شده است .
امامان معصوم (عليه السلام ) اصرار داشتند كه در نماز بسم الله را بلند بگويند تا جايى كه بلند گفتن بسم الله از ويژگى هاى شيعه به
حساب آمده است .
O الحمد لله رب العالمين ؛
ستايش خداى را كه پروردگار جهانيان است .
وقتى انسان در برابر عظمت بيكران خداوند قرار مى گيرد و همه كمال ها و
جمال ها و زيبايى ها را از او مى يابد و او را پروردگار و مدبر همه آفرينش مى شناسد زبان به حمد و ستايش مى گشايد حمد و ستايشى كه در
آن معناى پرستش نهفته است .
ما، در آغاز مكالمه خود با خدا شيرين سخن مى گوئيم و زبان به بيان خرمى ها و كمالات او مى گشائيم پس چه بهتر كه در آغاز سخن گفتن با
ديگران نيز چنين باشيم .
O الرحمن الرحيم ؛
(خداوند) رحتمگر مهربان .
رحمن و رحيم هر دو از كلمه رحمت گرفته شده اند. رحمن ، رحمت گسترده الهى است كه همه انسانها را
شامل مى شود و چون آفتابى است كه بر خوب و بد، و زشت و زيبا مى تابد ولى رحيم ، رحمت ويژه اى است كه به عنوان پاداش و نتيجه كارهاى
خوب تنها بر نيكو كاران نازل مى شود.
O مالك يوم الدين ؛
مالك و فرمانرواى روز جزا
يكى از نامهاى روز قيامت ((يوم الدين )) است يعنى روز كيفر و پاداش . خداوند هم مالك است و هم ملك . مالك است يعنى همه چيز در واقع براى
اوست و مالكيت ديگران اعتبارى است . ملك است يعنى پادشاه و فرمانرواى حقيقى است .
روز قيامت كه پرده ها از جلو چشمان ما كنار مى رود او را مالك و ملك خواهيم يافت و گرنه او هم در دنيا و هم در آخرت مالك و ملك است .
O اياك نعبد و اياك نستعين ؛
تنها تو را مى پرستيم و تنها از تو يارى مى جوييم .
وقتى نمازگزار خداوند را همه كاره خود و جهان دانست و بدان اعتراف كرد، از جان و
دل به او دل مى بندد، تنها او را مى پرستد و تنها از او يارى مى جويد. او ديگر بنده طاغوتها، بنده شرق و غرب و بنده زر و زور نمى شود و در
برابر هيچ قدرتى سر كرنش فرود نمى آورد.
O اهدنا الصراط المستقيم ؛
|