اقسام روزه :
روزه به چهار نوع تقسيم مى شود: 1- واجب 2- حرام 3- مستحب 4- مكروه
روزه هاى واجب :
الف - روزه ماه رمضان
ب - روزه قضاء و كفاره
ج - روزه اى كه با نذر واجب مى شود
د- روزه قضاء پدر بر پسر بزرگتر
روزه هاى حرام :
الف - روزه عيد سعيد فطر و عيد سعيد قربان
ب - روزه مستحبى فرزند كه سبب ناراحتى پدر و مادر شود ويا آنكه فرزند را از گرفتن
آن نهى كرده باشند.
روزه هاى مستحب :
الف - هر پنجشنبه و جمعه
ب - روز مبعث (27 ماه رجب )
ج - عيد غدير(18 ذيحجه )
د- روز ميلاد پيامبر (17 ربيع الاول )
ه- روز عرفه (9ذيحجه )
و- تمام ماه رجب و شعبان
ن - عيد نوروز
ى - 13 و 14 و 15 هر ماه
روزه هاى مكروه :
الف - روزه مستحبى ميهمان بدون اجازه ميزبان و يا نهى او
ب - روزه مستحبى فرزند بدون اجازه پدر
ج - روزه روز عاشورا
د- روزه روز عرفه در صورتى كه مانع از مراسم دعا شود.
ه- روزه روزى كه نمى داند عرفه است يا عيد قربان
نيت :
در روزه لازم است كه انسان نيت كند و لازم نيست نيت را بر زبان بياورد بلكه همانقدر كه
براى سحرى برمى خيزد و روزه مى گيرد كافى است و بهتر است كه از شب
اول ماه رمضان بمدت يكماه نيت كند.
مبطلات روزه :
كارهايى كه روزه را باطل مى كند عبارتند از:
الف و ب - خوردن و آشاميدن
ج - رساندن غبار يا دود غليظ به حلق
د- فرو بردن تمام سر به زير آب
ز- قى كردن به طور عمد
ه - آميزش با همسر
ى - استمناء يعنى كارى كند كه جنب شود و منى از او بيرون بيايد.
ن - باقى ماندن بر جنابت تا اذان صبح بدون عذر
مساءله - خوردن و آشاميدن از روى فراموشى روزه را
باطل نمى كند.
مساءله - تزريق آمپول اگر بجاى غذا نباشد
اشكال ندارد ولى بايد از استعمال آمپول تقويتى و يا غذايى خوددارى كرد(4)
مساءله - اگر انسان در اثر سرفه كردن خلط سينه وارد فضاى دهانش شود نبايد
آن را فرو برد بلكه بايد آن را به بيرون بيندازد.
مساءله - اگر كسى آروغ بزند و غذا در فضاى دهانش بيايد نبايد آن را فرو برد
زيرا روزه اش باطل و قضا و كفاره بر او لازم مى شود و كفاره آن يا دو ماه روزه ياشصت
نفر اطعام يا به هر كدام حدود يك كيلو گرم يا آرد بدهد و اگر هيچكدام نمى تواند
استغفار كند.
مساءله - اگر روزه دار روزه خود را با غذا و نوشيدنى حرام بشكند قضا و كفاره
جمع بر او واجب مى شود.
باقيماندن بر جنابت تا اذان صبح
اگر شخص روزه دار عمدا تا اذان صبح بر جنابت باقى بماند و
غسل نكند و چنانچه وظيفه اش تيمم است آن را انجام ندهد روزه اش
باطل است و قضا بر او لازم و معصيت كار است .
مساءله - كسى كه بيمار است و يا روزه براى او ضرر دارد نبايد روزه بگيرد و
بايد در موقع سلامتى روزه ها را قضا نمايد و اگر بيمارى تا ماه رمضان ديگر ادامه
داشته باشد ديگر قضا هم ندارد و بايد مطابق هر روز تقريبا يك كيلو آرد يا گندم يا
نان به فقير بدهد و اگر ندارد و خود محتاج و فقير است بر او لازم نيست .
مساءله - مسافرى كه شغلش سفر نيست روزه را درسفر مى خورد و بعد قضاى آن را
بجا مى آورد و همانطور كسى كه مى خواهد از روزه فرار كند چهار فرسخ (24 كيلومتر)
از شهر خارج مى شود و مى خورد بعد برمى گردد و در موقع مناسب قضاء آن را بجا مى
آورد.
زكوة فطره :
پس از پايان ماه رمضان كسانى كه توان مالى دارند به شكرانه توفيق در انجام فرمان
خداوند، زكات فطره را مى دهند يعنى سرپرست خانه براى خود و كسانى كه نان خور او
هستند براى هر كدام يك صاع كه حدود سه كيلو است آرد يا گندم يا نان يا برنج يا قيمت
آنها را مى دهد و كسى كه توان مالى را ندارد بين خود دست به دست مى كنند بعد خودشان
استفاده مى كنند اگر اين كار هم بر انسان ممكن نيست از گردن آنها ساقط مى شود.
به پرسشهاى زير پاسخ دهيد:
1- روزه يعنى چه و چرا بايد روزه بگيريم ؟
2- آيا نيت در روزه لازم است و چرا؟
3- اقسام روزه واجب چند تا است ؟ آن ها را برشماريد.
4- چه كارهايى روزه راباطل مى كند؟
5- در چه مواردى قضاى روزه لازم نيست ؟
6- در چه مواردى كفاره به عهده انسان مى آيد؟
درس دوازدهم : خمس و زكات
اسلام انسانها را بر اساس خواسته فطرت مالك دسترنج خود مى داند و انسان آزاد است
مالى را كه با تلاش خود به دست آورده صرف مخارج زندگى خود نمايد ولى براى
آنكه ثروت در دست گروه خاصى انباشته نشود كه مشكلات اقتصادى را به وجود آورد
مالياتهاى شرعى براى آنها قرار داده .
يكى از اين مالياتهاى شرعى ، خمس است كه انسان بايد يك پنجم از درآمد اضافى
يكساله خود را تحت اين عنوان به فقيه جامع الشرايط يا
وكيل او بدهد تا در راه مصالح اسلام و مسلمين خرج كند. لذا هر شخصى بايد از آغاز تا
پايان سال درآمد و مخارج خود را حساب كند و هر چه زياد آورد خمس آن را بدهد. بايد
توجه داشت كه مالى را كه خمس نداده نمى تواند در آن تصرف كند بنابراين اگر با
پول خمس نداده لباس بخرد يا منزل خريدارى كند يا فرش و غيره تهيه نمايد نماز در
آن لباس و يا خانه و يا بر آن فرش باطل است .
چيزهايى كه خمس به آنها تعلق مى گيرد:
1- درآمد و منفعت كسب
2- جواهرى كه از دريا به دست مى آيد.
3- گنج
4- معادن
5- غنائم جنگى
6- مال حلال مخلوط به حرام
7- زمينى كه كافر ذمى از مسلمان بخرد(5)
چيزهايى كه خمس ندارد:
1- مالى كه از ارث به انسان برسد
2- چيزهايى كه به انسان بخشيده اند(6)
3- جوائز
4- آنچه بعنوان عيدى انسان مى گيرد.
5- مالى كه بعنوان خمس يا زكات به انسان داده اند
راه مصرف خمس :
خمس نصف مى شود نصف آن سهم امام (ع ) و نصف ديگر مربوط به سادات فقيرى است كه
قدرت اداره زندگى ندارند و شيعه اند و آشكارا هم گناه نمى كنند.
خمس را بايد به مرجع تقليد و فقيه جامع الشرايط يا
وكيل او داد يا در مصرف ، از او اجازه گرفت .
زكات
يكى از مالياتهاى بسيار ارزنده اسلامى زكات است زكات به معناى رشد و نمو است و
معنى ديگر آن پاكى و تطهير است .
بديهى است كسى كه زكات مالش را مى دهد و اين تعهد خود را نسبت به خداوند و حكومت
اسلامى ادا مى نمايد هم بر ارزش معنوى خود مى افزايد و هم ثروت خود را پاك و تطهير
مى كند.
زكات بر دو نوع است :
1- زكات بدن :
كه سالى يك بار در روز عيد فطر واجب است كه شخصى كه داراى توان مالى است براى
خود و هر نفر از نانخورهاى خود سه كيلو گندم يا برنج كه غذاى عمده سالانه او را
تشكيل مى دهد يا قيمت آن را به فقير بپردازد.
2- زكات مال :
نه چيز از درآمد، زكات دارد كه كلا به سه دسته تقسيم مى كنند.
الف - غلات ، كه عبارتند از جو، گندم ، خرما، كشمش
ب - دام ، كه عبارتند از شتر، گاو، گوسفند
ج - سكه ، كه عبارتند از سكه طلا، سكه نقره
اينك به توضيح هر يك مى پردازيم :
1- غلات : تمام غلات چهارگانه كه گذشت هر وقت كه به 850 كيلوگرم برسد به حد
نصاب رسيده و بايد زكات آن را داد و كمتر از اين زكات ندارد ولى چون مقدار زكات
غلات به نحوه آبيارى آن مربوط مى شود به سه صورت پرداخت زكات صورت مى
گيرد:
1- هرگاه زراعت ديمى است يعنى با آب باران و رودخانه
بعمل مى آيد يك دهم ، از آن بعنوان زكات بايد پرداخت شود
2- هرگاه محصول باآب قنات يا با دلو و يا موتور آبيارى شود يك بيستم ، آن زكات
است .
3- هرگاه آبيارى آن به هر دو صورت انجام پذيرد نصف آن يك دهم ، و نصف ديگر يك
بيستم ، مى باشد.
2- نصاب دام كه خود به سه بخش تقسيم مى شود:
الف - نصاب گوسفند- حد نصاب گوسفند كه زكات واجب مى شود 40 عدد است كه كمتر
از آن زكات ندارد و زكات 40 عدد يك عدد گوسفند است .
ب - نصاب گاو- حد نصاب آن كه زكات واجب مى شود 30 عدد است كه زكات آن يك
گوساله است كه حداقل يكسال از او گذشته باشد.
ج - شتر- اولين حد نصاب شتر كه زكات واجب مى شود 5 عدد است و تا زمانى كه تعداد
آنها به 26 شتر نرسيده است از هر پنج عدد گوسفند زكات دارد و وقتى به 26 عدد
رسيد زكاتش يك شتر است و نصابهاى ديگر و احكام آنها در رساله هاى علميه آمده است .
نصاب طلا و نقره
بايد توجه كرد كه نصاب و حد تعلق زكات به اين دو فلز گرانبها عبارتند از طلا 15
مثقال و نقره 105 مثقال كه زكات هر دو آن ها يك چهلم مى باشد.
شرايط زكات :
1- بايد دانست كه مالك مى تواند كليه مخارجى را كه براى
محصول خود متحمل شده ، و هزينه كرده از بذر گرفته تا مزد آبيارى و كارگر، از
محصول ، كم كند و بايد مقدار نصاب قبل از كم كردن محاسبه شود(7)
2- دام و حيوانات بايد يكسال يا بقولى يازده ماه از مالكيت آن گذشته باشد پس اگر
شخص 50 گوسفند بخرد و پس از گذشت ده ماه آن را بفروشد زكات ندارد.
3- حيوانات بايد در تمام سال بيكار باشند پس گاو و شترى كه در كار مزرعه از او
استفاده مى شود زكات ندارد.
4- حيوان در تمام مدت سال از علفهاى بيابان و خودرو استفاده كند پس اگر در تمام مدت
سال يا مقدارى از آن از علفهاى چيده شده استفاده كند زكات ندارد.
5- زكات طلا و نقره در صورتى واجب است كه به صورت سكه باشد بنابراين زيور
آلات طلا كه خانمها استفاده مى كنند زكات ندارد.
6- پرداخت زكات بايد با نيت پاك و براى خدا باشد نه اغراض ديگر.
راه هاى مصرف زكات :
در هشت مورد مى توان زكات را به مصرف رساند:
1- فقير يعنى كسى كه درآمدش كمتر از خرج سالش باشد يا
معلول است و نمى تواند كار كند و منشاء مالى ديگرى هم نداشته باشد.
2- مسكين و آن فقيرى كه درمانده و بينواست و هرچه تلاش مى كند كارى برايش پيدا نمى
شود نه آنكه از كار بگريزد.
3- به كافران براى كمك گرفتن از آنها در جنگ و يا نرم كردن دلهاى آنها بطورى كه
به اسلام توجه پيدا كنند و مسلمان شوند.
4- براى آزاد كردن بردگان كه در قديم برده گيرى و برده دارى مرسوم بوده است و
اسلام با اين كار با شيوه بردگى مبارزه كرده است .
5- بدهكارى كه قدرت پرداخت قرض خود را ندارد.
6- كارهايى كه مربوط به عموم مردم و رفاه آنان است مانند
پل سازى و جاده كشى و برق كشى و غيره .
7- مسافرى كه در سفر درمانده يا پول او را دزديده اند و هيچ راهى براى بازگشت به
وطن خود ندارد.
8- كسانى كه از طرف امام يا نايب او ماءمور جمع آورى زكات و مصرف آنها بر طبق دستور
هستند.
به پرسشهاى زير پاسخ دهيد:
1- خمس يعنى چه ؟
2- به چه چيزهايى خمس تعلق مى گيرد؟ آنها را نام ببريد.
3- راه مصرف خمس چگونه است ؟
4- چه چيزهايى خمس ندارد؟ آن ها را نام ببريد؟
5- حد نصاب كه در زكات نام برده مى شود يعنى چه ؟
6- زكات گندمى كه هم از آب باران استفاده مى كند و هم از آب چاه چيست ؟
7- آيا حد نصاب قبل از كم كردن مخارج محاسبه مى شود يا بعد از آن ؟
درس سيزدهم : حج و امر به معروف و نهى از منكر
حج يكى از مراسم با شكوه اسلام و تجسم عملى ايمان است كسانى كه موفق به رفتن حج
شده اند توان و قدرت ايمان را عملا ديده اند و تنها ايمان و اسلام است كه ميليونها مسلمان
از اطراف جهان در يك نقطه گردآورى كرده كه همه با يك لباس و يك شعار برگرد
خانه توحيد بگردند و ايمان خود را اظهار كنند اين يك خانه مكعبى
شكل كه زير بنايش را آدم نهاد، و ابراهيم قهرمان توحيد به تعميرش پرداخت يك الگو و
نمونه است چنين نيست كه بعضى ها تصور مى كنند كه اين خود، بت پرستى است زيرا ما
كعبه را مانند بت نمى پرستيم ما خدا را پرستش مى كنيم و به گفته قرآن كه هر طرف
رو كنيد خدا آنجاست خداوند ماده نيست كه نياز به مكان داشته باشد، در اين صورت كعبه
سنبل وحدت و يكپارچگى امت اسلامى است . خداوند اين مكان را بعنوان جلوه اى از قدرت و
توان خويش به نمايش گذاشته و همه را بسوى آن دعوت كرده تا قبله گاه خود قرار دهند
و وحدت و يكپارچگى امت برقرار بماند و آئين توحيد كه تمام مردم در روى زمين را به
وحدت و يكپارچگى دعوت مى كند لطمه نبيند و از بين نرود.
مراسم حج بر هر مسلمانى كه توان مالى و جسمى داشته باشد لازم و واجب است و هر
مسلمانى كه واجد شرايط باشد، بايد به اين آزمايشگاه بزرگ الهى سر بزند و از
نزديك مكانهاى گوناگون عرفات ، مشعر، منى ، صفا و مروه و رمى جمرات سه گانه را
ببيند و مشاهده كند كه هر كدام برايش يك تجسم عملى اسلام و موجب يك نوع طهارت و
پاكيزگى روحى است .
احكام حج :
حج بر كسى واجب مى شود كه :
1- بالغ باشد.
2- عاقل و آزاد باشد.
3- بخاطر رفتن به حج ناگزير به كار حرام يا ترك واجبى كه اهميتش از حج بيشتر
است نباشد.
4- مستطيع باشد كه اين استطاعت همانطورى كه گذشت هم از نظر مالى است كه بايد
مخارج خود و كسانى كه خرجى آنان بر او واجب است داشته باشد و پس از بازگشت براى
كسب و زراعت و غيره سرمايه كافى در اختيارش باشد و يا بر سر كار خود برقرار
باشد و هم از نظر جسمى كه بايد حج گزار از سلامت جسمى و مزاجى برخوردار بوده كه
بتواند اعمال خود را بجا آورد و هم اين كه از نظر راه از آزادى و امنيت برخوردار باشد.
در اين صورت شخصى كه حج بر او واجب شده و توان مالى و جسمى دارد نمى تواند حج
خود را ترك كند و پول آن را به راه هاى خير مصرف نمايد.
امر به معروف و نهى از منكر
جهانى كه در آن زندگى مى كنيم جهان عمل و عكس
العمل است . تمامى موجودات از انسان گرفته تا حشرات در برابر دنياى بيرون خود
عكس العمل نشان مى دهند و انسان كه از نيروى انديشه
وعقل برخوردار است عكس العملش بسيار گسترده تر است . كرمى كه در خاك زندگى مى
كند به محض احساس خطر خود را جمع مى كند و يا در درون خاك ، خود را پنهان مى سازد و
انسان هم در برابر كارهايى كه مخالف با فطرت و ذات اوست ، از خود عكس
العمل نشان مى دهد كارهايى را كه فطرتش پاسخ مثبت به آن مى دهد مى پذيرد مانند
تمامى كارهاى خوب و آنچه در فرهنگ دينى بعنوان واجبات و مستحبات از آن ياد شده است و
كارهايى كه فطرت به او پاسخ منفى مى دهد نمى پذيرد و آن را رد مى كند مانند كارهاى
حرام و مكروه ، اينجاست كه انسان بر اساس انديشه و فطرت و آگاهى هاى خود مى كوشد
كه ديگران را به كارهاى نيك وادار سازد و آنها را از كارهاى زشت باز دارد. از اين رو
فصلى در فرهنگ اسلامى به نام امر به معروف و نهى از منكر به وجود مى آيد. پس امر
به معروف و نهى از منكر فضولى در كارهاى ديگران نيست بلكه پاسخى است به
فطرت انسانى از اين رو على (ع ) درباره امر به معروف و نهى از منكر در نهج البلاغه
مى فرمايد: ((بدانيد كه امر به معروف و نهى از منكر سبب انجام واجبات و ترك محرمات
مى گردد و با آن مى توان امينت اجتماعى به وجود آورد تا پيروان همه مذاهب آسمانى در
كنار هم با صلح و صفا زندگى كنند، بديهى است كه با اين ابزار، مى توان ريشه هاى
فساد را خشكاند، و نابود كرد و براى مردم محيط سالم به وجود آورد)).
شرايط امر به معروف و نهى از منكر:
البته بايد توجه داشت كه اين كار واجب داراى شرائطى است كه بايد به آنها توجه
كرد.اينها عبارتند از:
1- شخص بايد معروف و منكر را بخوبى بشناسد تا بتواند درباره او دستورى صادر
كند. در اين صورت كارى كه انسان نمى داند انجامش واجب و يا حرام است نمى تواند نسبت
به آن امر و يا نهى كند.
2- احتمال بدهد كه نصيحت او اثر بخش است و اگر مطمئن باشد كه اثرى ندارد واجب نيست
.
3- شخص گنهكار و قانون شكن اصرار به تكرار آن
عمل داشته باشد و اگر كسى يقين كند كه ديگر تكرار نخواهد كرد لازم نيست به او امر يا
نهى كند.
4- امر به معروف و نهى از منكر، سبب ضرر جانى يا آبروئى براى خود او و يا ديگرى
نباشد.
مراحل امر به معروف و نهى از منكر:
امر به معروف و نهى از منكر داراى مراحلى است كه اگر مقصود و هدف انسان در مرحله
اول تاءمين شود ديگر نوبت به مرحله بعد نمى رسد. اين
مراحل عبارتند از:
1- گنهكار با بى توجهى و بى اعتنائى ديگران نسبت به او آگاه شود و كار خود را
ترك كند.
2- با نصيحت و پند و اندرز دست از كار زشت خود بردارد.
3- با او برخورد قانونى شود و بر اساس مقررات شرعى و اجتماعى مجازات گردد و اين
مجازات بايد توسط محاكم قضايى انجام بگيرد نه آنكه هر كس خودش اقدام كند.
كسى كه مى خواهد امر به معروف و نهى از منكر كند بايد دلسوزانه
عمل نمايد و مراقب باشد كه در حضور ديگران گنهكار را سرزنش نكند، قصد و هدف خود
را براى رضايت خداوند خالص گرداند و كار را براى خدا انجام دهد نه آنكه از روى
انتقام يا ناراحتى و نارضايتى از مجرم باشد، چه بسا گنهكارى كه خطائى از او سرزده
داراى كارهاى خوبى است كه مورد محبت و لطف خداست و تنها اين كار او سبب نارضايتى و
خشم خداوند مى باشد.
به پرسشهاى زير پاسخ دهيد:
1- چرا حج واجب شده است ؟
2- حج بر چه كسانى واجب است ؟
3- آيا بجاى حج مى توان كارهاى خير ديگرى كرد؟
4- امر به معروف و نهى از منكر واجب است يا مستحب ؟
5- شرائط امر به معروف و نهى از منكر چگونه است ؟
6- آيا هر كسى مى تواند گنهكار و مجرم را مجازات كند؟
7- در ابتدا با شخصى كه خطائى از او سر زده چه بايد كرد؟
درس چهاردهم : جهاد و دفاع در اسلام
با اينكه اسلام پذيرش و گرايش به سوى آئين توحيد را يك پاسخگويى به نداى
درون و فطرت دانسته و رسول خدا فرموده هر نوزادى كه قدم به جهان مى گذارد با
فطرت توحيد و يكتا پرستى متولد مى شود و قرآن در اين راستا مى فرمايد:فاقم
وجهك للدين حنيفا فطرت الله التى فطر الناس عليها.
((چهره خود را متوجه آئين پاكى كن كه فطرت همه انسان ها بر اساس آن بنيان گذارى
شده است )).
و پيامبر اسلام باز فرمود:كل مولود يولد على الفطرة
((هر نوزادى بر اساس فطرت اسلام به دنيا آمده )).
با همه اين وجود، اسلام همه را در پذيرش دين آزاد گذاشته و هيچكس را ناگزير به
پذيرش آن نساخته است ولى به هيچ كس اجازه نداده كه جلو گسترش و پيشرفت اسلام را
به شكلى بگيرد.
اسلام با كسانى كه در انديشه توطئه و خيانت و
تشكيل پيمانهاى نظامى و اقتصادى وسياسى عليه اسلام اند برخورد مى كند و با آنها
وارد جنگ مى شود تا توطئه ها را خنثى سازد از اين رو، كليه جنگهائى كه اسلام چه
بصورت غزوات كه خود پيامبر در آن شركت داشته و چه سرايا و جنگهاى كوچك منطقه اى
كه پيامبر حضور نداشته همگى جنبه تدافعى داشته نه تهاجمى يعنى اسلام خواسته كه
جلو شيطنتها و توطئه ها را بگيرد نه آنكه با كشورى وارد جنگ شود تا آنها را ناگزير
به پذيرش اسلام سازد از اين رو مى بينم كه جنگهاى اسلام و حمله به ايران صرفا
براى جلوگيرى از به هم پيوستگى سپاه ايران و روم بوده كه مى خواسته اند با
پيمان خود، اسلام را محاصره كنند و آن را نابود سازند و از طرفى قوانينى را در ايران
آن روز، به نفع توده مرفه خوشگذران بوده و طبقه هاى ديگر از مزاياى انسانى محروم
بوده اند. مانند آنكه تحصيل و استخدام دولتى ، مربوط به شاهزادگان و موبدزادگان
بود و فرزندان كشاورزان و كارگران اين حق را نداشته اند ولى پس از تسلط حكومت
اسلامى بر ايران ، تمام اين امتيازات لغو گرديد.
دفاع
دفاع حق همه مسلمانان در همه زمانها و مكانهاست و در هر منطقه اى كه دشمن بخواهد به
كشورهاى اسلامى و حريم اسلام تجاوز نمايد بر هر زن و مرد لازم است كه به مبارزه
برخاسته و از دادن جان و مال ، دريغ نورزند.
بديهى است كه فرق نمى كند كه دفاع از اسلام و مرزهاى اسلامى باشد و يا دفاع از
حقوق شخصى افراد.
همانطور كه بايد به تجاوزگران مرزهاى اسلامى حمله كرد به كسانى هم كه دزد
مال و ناموس انسانند بايد حمله نمود و جلو آنها را بايد گرفت هر چند كه پيامدش مرگ
مهاجم باشد.
و همانطور كسى كه به خانه مردم نگاه مى كند و ناموس مردم را مورد تجاوز خود قرار مى
دهد و حريم آنها را مى شكند بايد از او جلوگيرى كرد، بخاطر توجه به مساءله دفاع
است كه اسلام خدمت نظام وظيفه و آموزش دوره نظامى و آگاهى به رمز و راز و فنون آن را
بر همه كسانى كه توان دارند لازم مى شمرد. حتى امام خمينى رحمة الله عليه براى رفتن
به خدمت نظام اجازه پدر و مادر را لازم نمى داند.
به پرسشها پاسخ دهيد:
1- تفاوت جهاد و دفاع چيست ؟
2- دفاع از مكتب دشمن چيست ؟ آن را توضيح داده و
مثال بزنيد
3- اگر دشمن به كشورهاى اسلامى حمله كند وظيفه مسلمانان چيست ؟
4- آيا اگر دفاع منجر به قتل مهاجم شود بايد اقدام كرد؟
درس پانزدهم : خريد و فروش
داد و ستد يكى از كارهايى است كه از دوران بسيار دور، بين مردم رواج و رونق داشته و
امروز عده زيادى به شغل تجارت و معامله مشغولند در اسلام براى اين كه انسان به
معاملات حرام آلوده نشود لازم است احكام معاملات بمقدارى كه مورد نياز است بداند زيرا
اگر انسان نداند معامله اى كه انجام داده صحيح است يا
باطل ، نمى تواند در مالى كه گرفته تصرف نمايد ولى اگر در موقع معامله احكام را
مى دانسته ولى پس از معامله در صحت آن شك كند معامله صحيح و تصرف در آن بلا
اشكال است .
معاملات به پنج دسته تقسيم مى شود:
1- معامله واجب :
و آن وقتى است كه براى تحصيل مخارج زندگى هيچ راهى بجز معامله نداشته باشد در
اين صورت واجب است كه شخص مخارج زندگى خود را از اين راه به دست بياورد.
2- معامله حرام :
و آن معاملاتى است كه اسلام آنها را حرام دانسته است
.مثل خريد و فروش چيزهاى نجس از قبيل مشروبات الكلى ، گوشت خوك و يا مردار و يا
خون و مواد مخدر و غيره .
و يا خريد و فروش چيزهايى كه از راه دزدى به دست آمده و يا چيزهائى كه منافع حرام
بدنبال دارد مثل ابزار قمار يا خريد و فروش كتابهائى كه سبب گمراهى و انحراف مردم
مى شود، بديهى است همانطور كه فروش بستنى فاسد و مسموم به مردم ، حرام است .
فروش كتابها و فيلمها و نوارهاى مسموم و انحراف آميز هم حرام است بلكه اينها از مواد
غذايى مسموم ، بمراتب بدتر است ، زيرا مواد غذايى مسموم ، جسم را فاسد و خراب مى
كند ولى كتابها و فيلمهاى مبتذل روح و روان انسانها را به انحراف مى كشاند و بديهى
است كه انحرافات روحى و روانى به مراتب زيانبارتر از فساد جسمى است چون در
مسموميتهاى جسمى خداوند دستگاه گوارش را طورى آفريده كه واكنش از خود نشان مى دهند
و انسان با اسهال و يا استفراغ مواد سمى را دفع مى كند در اين صورت در مسموميتهاى
جسمى بهبودى چندان مشكل نيست ولى در بهبودى روانى و روحى بسيار
مشكل و طاقت فرسا است .
3- معاملات مستحب :
معاملاتى است كه براى توسعه زندگى خانواده و سود رسانى به ساير مسلمانان انجام
مى پذيرد مثل زراعت و كشاورزى كه هم به خانواده كمك مى شود وهم به ديگران
4- معاملات مكروه :
و آن معاملاتى است كه بتدريج موجب قساوت قلب و سنگدلى مى گردد و يا
تمايل برانگيز نيست و توده مردم آنها را نمى پسندند.
مثل كفن فروشى و يا معامله با افراد پست و فرومايه .
5- معاملات مباح :
و آن معاملاتى است كه از طرف شرع دستور خاصى نرسيده است
مثل فروش دو جنس با هم و گرفتن زيادى مانند اين كه يك من برنج را به دو من گندم
بفروشد.
ربا در معامله :
يكى از چيزهايى كه در اسلام از او به زشتى ياد شده و سبب بطلان معامله مى شود ربا
است . ربا يعنى زيادى گرفتن و براى تحقق اين امر سه شرط دارد:
الف - آنكه در معامله يك طرف بيشتر از طرف
مقابل بگيرد.
ب - دو جنسى كه با هم مبادله مى كنند بايد از يك جنس باشند
مثل اين كه يك من گندم به دو من گندم بفروشد ولى اگر از دو جنس باشند ربا به وجود
نمى آيد مثل اينكه يك من برنج به دو من گندم بفروشد.
ج - آنكه عوضين از اجناس كيلى يا وزنى باشند.
شرايط خريدار و فروشنده :
براى خريدار و فروشنده شش شرط است كه بايد رعايت شود
1- هر دو بالغ باشند و قدرت تشخيص نفع و ضرر خود را بدهند.
2- عاقل باشند.
3- حاكم شرع آنها را از تصرف در اموال خودشان منع نكرده باشد.
4- قصد خريد و فروش داشته باشند.
5- كسى آنها را مجبور نكرده باشد
6- چيزى را كه مى خواهند بفروشند مالك آن باشند و يا
حداقل اجاره فروش آن را داشته باشند.
مواردى كه مى توان معامله را به هم زد:
1- جايى كه خريدار و فروشنده كه با هم معامله كرده اند، از هم جدا نشده باشند (خيار
مجلس )
2- آن كه هر يك از طرفين مغبون شده باشد (خيار غبن )
3- طرفين قرار داد كنند كه بكلى يا تا مدتى معين حق فسخ معامله را داشته باشند (خيار
شرط).
4- فروشنده يا خريدار مال خود را بهتر از آنچه هست نشان دهد(خيار تدليس )
5- خريدار يا فروشنده شرط كنند كه كارى انجام دهند ولى به آن شرط
عمل نكنند (خيار تخلف شرط).
6- در جنس و يا عوض آن عيبى باشد (خيار عيب )
7- معلوم شود مقدارى از جنسى را كه فروخته اند
مال ديگرى است و طرف راضى نيست (خيار شركت )
8- فروشنده خصوصياتى از جنس خود بگويد كه مشترى نديده و بعد معلوم شود چنين
نبوده (خيار رؤ يت )
9- مشترى قيمت كالا را كه نقد خريده تا سه روز ندهد و فروشنده هم جنس را
تحويل ندهد و شرطى هم در اين باره نكرده باشند(خيار تاءخير)
10- حيوانى را خريده باشد كه خريدار تا سه روز مى تواند معامله را فسخ كند(خيار
حيوان )
11- فروشنده نتواند جنس را كه فروخته تحويل دهد(خيار تعذر تسليم )
به پرسشهاى زير پاسخ دهيد:
1- خريد و فروش اشياء نجس چه صورت دارد؟
2- خريد وفروش ابزار قمار چگونه است ؟
3- در چه صورت مى توان معامله را فسخ نمود؟سه مورد را ذكر كنيد.
4- در چه صورت خريد و فروش مباح است ؟
5- ربا يعنى چه ؟آن را توضيح داده و براى آن مثالى بزنيد.
درس شانزدهم : اجاره
ملكى كه انسان در اختيار دارد مى تواند به ديگرى اجاره دهد مثلا بگويد ملك خود را به
تو اجاره دادم و او بگويد قبول كردم در اجاره شرائطى است كه بايد به آنها توجه
كرد.
1- مال مورد اجاره بايد معين باشد در اين صورت اگر بگويد يكى از مغازه هاى خود را
به تو اجاره دادم و معين نكند صحيح نيست .
2- مستاءجر بايد ملك مورد اجاره را ببيند يا بگونه اى خصوصيات آن را بيان كند كه
كاملا معلوم باشد.
3- چيزى نباشد كه با تصرف آن از بين برود پس اجاره ميوه ونان يا خوراكيها صحيح
نيست .
4- در اجاره بايد مدت اجاره ، معين باشد مثلا يكسال يا بيشتر.
5- اگر مستاءجر ملكى را اجاره كند ولى از او استفاده ننمايد بايد مبلغ مورد اجاره را به
مالك پرداخت نمايد.
6- اگر منزلى با پرداخت وديعه اجاره كند نبايد وديعه با حساب درصد و از اجاره كم
كند.مثلا خانه اى را اجاره كند ماهيانه به مبلغ صدهزار تومان و دو ميليون تومان
پول به مالك بدهد از قرار هر ميليون در ماه سى هزار تومان و مجموع شصت هزار تومان
بابت پول وديعه و چهل هزار تومان هر ماه هم
پول بدهد.اين عمل ربا است و حرام است .بلكه بايد مبلغ دو ميليون تومان بابت قرض
الحسنه بدهد و اجاره ماهى چهل هزار تومان حساب كند كه به اين اجاره مشروطه به قرض
مى گويند
سرقفلى
سرقفلى به پولى گفته مى شود كه به شخص ديگرى بدهد تا خانه يا مغازه اى كه
در اجاره اوست به وى واگذار كند در اينصورت شخصى كه مدت اجاره اش تمام شده حق
ندارد از صاحب ملك پولى دريافت كند تا مغازه را تخليه نمايد.
مساءله : اگر محلى از شخصى اجاره كرده و حق واگذارى به غير را نداشته باشد
نمى تواند به ديگرى اجاره دهد و يا سرقفلى بگيرد.
مساءله : اگر محلى را از كسى اجاره كرده و حق داشته باشد كه آن را به ديگرى
اجاره دهد و مدتى كه استفاده كرده ملك ترقى نموده مى تواند آن
محل را به ديگرى به همان مبلغ اجاره دهد و سرقفلى را بگيرد.
مساءله : اگر شخصى ملكى را به كسى اجاره داد و سرقفلى هم نگرفته و با
مستاءجر شرط كرده كه حق واگذارى و يا گرفتن سرقفلى را ندارد مستاءجر نمى تواند
سرقفلى بگيرد يا جاى خود را به شخص ثالثى اجاره دهد.
قرض
قرض دادن به مسلمان و گره گشايى از كار ديگران اجر فراوانى دارد و در آيات قرآنى
و احاديث و روايات اسلامى به آن سفارش شده است كه به كسانى كه گرفتارند قرض
دهيم و با گرفتن وثيقه در مدت معين ، آن را
وصول نمائيم همانطور كه قرض دادن اجر و ثواب دارد شخص قرض گيرنده هم موظف
است با فرا رسيدن زمان بدهى خود بدون هيچ عذرى آنرا بپردازد.
قرض دادن به دو صورت است
الف - قرض مدت دار كه در آن قيد شده كه بدهكار در چه مدت بدهى خود را بپردازد.
ب - قرض بدون مدت كه در آن زمان پرداخت قيد نشده است در قرض مدت دار يكبار طلبكار
حق ندارد قبل از فرا رسيدن موعد طلب خود را مطالبه نمايد ولى در قرض بدون مدت ،
طلبكار هر زمانى مى تواند طلب خود را درخواست نمايد در قرض ، طلبكار به هيچ وجه
حق ندارد مازاد بر طلب خود را مطالبه كند ولى اگر بدهكار بدون شرط قبلى و درخواست
طلبكار مقدارى اضافه بر بدهى خود بپردازد. در اين صورت اين مقدار اضافى
بلااشكال است بلكه اين كار استحباب دارد زيرا راهى است براى تشويق ديگران به
قرض دادن بدون ربا.
امانتدارى
اگر كسى امانت ديگرى را به او بسپرد و او بپذيرد و
قبول كند بايد در حفظ آن بكوشد.
حكم امانتدارى
1- كسى كه نمى تواند امانت ديگران را حفظ كند نبايد آن را
قبول نمايد.
2- كسى كه امانت را مى پذيرد بايد جاى مناسبى براى نگهدارى آن در نظر بگيرد و
طورى باشد كه مردم نگويند در امانت خيانت و يا در نگهدارى آن كوتاهى كرده است .
3- اگر امانت سرقت شود و از بين برود در صورتى كه در نگهدارى آن كوتاهى كرده
باشد بايد عوض آن را به صاحبش بپردازد ولى اگر كوتاهى نكرده و از بين رفته
ملزم به پرداخت آن نيست ولى بهتر است عوض آن را بپردازد.
به پرسشهاى زير پاسخ دهيد:
1- اجاره را تعريف كنيد و براى آن مثالى بزنيد.
2- آيا ملك ديگرى بدون رضايت صاحبش مى توان اجاره داد؟
3- آيا اضافه گرفتن در قرض با شرط قبلى صحيح است ؟
4- در قرض بى مدت قرض دهنده چه وقت مى تواند تقاضاى پرداخت
مال خود را كند؟
5- اگر امانت تلف شود حكم آن چيست ؟
6- سرقفلى يعنى چه ؟
7- در چه موقعى مى تواند شخص سرقفلى را بگيرد؟
درس هفدهم : ازدواج
هر موجودى براى ادامه نسل و زندگى خود نياز به قانون تركيب و ازدواج دارد.
انسان كه عالى ترين نمونه خلقت است ، پس از رسيدن به سن بلوغ و شكوفا شدن
غرائزش ، نياز به ازدواج دارد تا بتواند در سايه آن غريزه خود را
معتدل ساخته و در كنار تشكيل خانواده و انتخاب همسر از اضطراب درونى خود بكاهد و با
آرامش زندگى كند.
در دوران بلوغ كه دوران آشفتگى و ناآرامى است ، رها شدن پسران و دختران و زندگى در
كنار هم ، بسيار خطرناك است .در اين دوران انواع فريبها، و دروغ پردازيها آغاز مى شود
و جوان اصولا به آينده پرمخاطره خود نمى انديشد زيرا طغيان و سركشى شهوت ، ديده
درك و عقل وى را از بين مى برد و تنها به آنچه جوان مى انديشد تخليه خود از نيروى
غريزه جنسى است .
اينجاست كه بايد پدران و مادران مراقب اين دوره بحران باشند واز فرزندان خود مانند
يك باغبان دلسوز از شكوفه هاى خود مراقبت كنند و در عين
حال كه زياد سخت نگيرند آنها را هم بحال خود رها نسازند.
قرآن براى تشكيل خانواده دو تعبير زيبا دارد:
از يك طرف زن و شوهر را مانند لباس براى هم مى داند و مى فرمايد: ((زنان براى
شما بمنزله لباسند و شماهم براى آنها به منزله لباسيد)).
مى دانيم كه لباس براى انسان جنبه حفاظت ونگهدارى از سرما و گرما و خطرها دارد،
علاوه كه لباس ، موجب آبرومندى و عزت و احترام انسان است .اكنون زن و مرد نسبت به
يكديگر نقش حفاظت و نگهدارى از حوادث و خطرها و لغزشها را دارند چنانكه تحقيقا موجب
حفظ آبروى يكديگر در انظار و عدم بروز بدنامى خواهند بود.
و از طرف ديگر قرآن درباره فلسفه ازدواج و
تشكيل خانواده مى فرمايد: ((ازدواج براى آن است كه به شما آرامش و راحتى دهد و شما
از تشكيل خانواده و انتخاب همسر لذت بريد)).
حال جوانان راى روح ناآرام خود بينديشند و با كنار گذاشتن توقعات بى جا و شرائط
طاقت فرسا با توجه به سادگى و واقع نگرى به اين پيوند مقدس روى آورند و
زندگى سالمى را آغاز نمايند تا از گسترش فساد و انحراف و اعتياد خانمانسوز
جلوگيرى كنند.
محرم و نامحرم :
كسى كه نگاه كردن به آنها جايز است محارم و آن ها كه نگاه به آن ها حرام است و جايز
نيست نامحرمند.
اين افراد بر پسرها و مردان محرم هستند:
1- مادر و مادر بزرگ
2- دختر و دختر فرزند
3- خواهر و خواهر زاده
4- دختر برادر و برادرزاده
5- عمه (خواهر پدر) و عمه پدر و يا مادر
6- خاله (خواهر مادر) و خاله پدر و مادر
و همچنين كسانى كه از طريق ازدواج محرمند مانند:
1- مادر زن و مادر بزرگ او
2- دختر زن هر چند دختر خودش نباشد مانند آن كه انسان زنى را به همسرى خود انتخاب
كند كه از شوهر قبلى خود دخترى داشته باشد.
3- زن پدر(نامادرى )
4- زن پسر
غير از اين زنانى كه نام برده شد نامحرمند و نگاه كردن به آنها چه از روى لذت باشد
يا نباشد جايز نيست .
اين افراد بر دختران و زنان محرمند:
الف - محارم سببى :
1- پدر و پدر بزرگ
2- پسر و فرزندان پسر
3- برادر
4- خواهرزاده
5- برادرزاده
6- عمو(عموى خود وعموى پدر يامادر)
7- دايى ، (دايى خود و دايى پدر يا مادر)
ب - محارم نسبى كه از طريق ازدواج بر دخترها و زنان محرم مى شوند و اينها
عبارتنداز:
1- شوهر
2- پدر شوهر و پدربزرگ شوهر
3- پسر شوهر وقتى كه همسر ديگرى داشته باشد
4- شوهر مادر
5- شوهر دختر كه داماد ناميده مى شود
همسران شايسته :
معيارها در انتخاب همسران شايسته چه مرد باشد و چه زن مختلف و متفاوت است گاهى معيار
تحصيل است گاهى ثروت و گاهى مقامهاى اجتماعى ولى اسلام بهترين معيار براى انتخاب
راپاكى و پاكدامنى و راستى و صداقت مى داند و پيامبر مى فرمايد سعى كنيد كه
همسران پاكدامن و با عفت انتخاب كنيد. زيرا معيارى هاى مادى مانند زيبايى ، ثروت ، مقام و
غيره همه ازبين رفته اند ولى معيار و ارزش معنوى مانند پاكدامنى و راستى خوش خلقى از
بين رفتنى نيست و بنيان و اساس ازدواج عميق و ريشه دار خواهد بود كه با وزيدن نسيم
مسموم از هم گسيخته نمى شود.
|