next page

fehrest page

back page

43 - رفع فقر
رسول خدا - (صلى الله عليه و آله و سلم ) - فرمود:
((صلوات فرستادن فقر را بر طرف مى كند.))
44 - اداى قرض
در تاريخ مدينه دهلويست كه يك مرد نيك سه هزار اشرفى وام داشت و بستانكار از او شكايت كرد او را نزد قاضى برد، و يك ماه مهلت گرفت و رفت به درگاه خداى تعالى و بر پيغمبر - (صلى الله عليه و آله و سلم ) - زارى كرد. شب 27 ماه در خواب ديد كه يكى مى گويد: خدا وام تو را مى پردازد! برو نزد ابن عيساى وزير و بگو رسول خدا - (صلى الله عليه و آله و سلم ) - مى فرمايد سه هزار وامم را بپرداز.
بيدار شد و شاد بود و با خود انديشيد كه اگر گفت : نشانه اين واقعه چيست ؟ چه گويم ؟ آن روز خوددارى كرد و شب دوم هم همين خواب را ديد و شادمان بيدار شد و باز هم شرمش آمد و آن روز هم نزد وزير نرفت .
شب سوم باز پيغمبر را خواب ديد كه سبب نرفتن را از او پرسيد و گفت : از شما نشانى راستى اين واقعه را مى خواهم ؟
پيغمبر آن را پسنديد و فرمود: ((به او بگو تو پس از نماز سپيده دم تا بر آمدن خورشيد پيش از آن كه با كسى سخن گويى پنج هزار بار بر من صلوات مى فرستى و جز خدا و كرام الكاتبين آن را ندانند.))
روز سوم رفت و خوابش را با نشانى گفت ، وزير شاد شد و گفت : مرحبا به رسول خدا - (صلى الله عليه و آله و سلم ) - و سه هزار اشرفى براى پرداخت وام به من داد و سه هزار براى هزينه عيال و سه هزار براى سرمايه كار و از من خواست پيوند دوستى از او نبرم و هر نيازى را به او پيشنهاد كنم . سه هزار را نزد قاضى بردم و بستانكار را با افسوس و آه نزد او ديدم و پول ها را شمردم و داستان را گفتم .
قاضى گفت : چرا همه كرم از وزير باشد، من خود وام تو را مى پردازم .
بستانكار گفت : من سزاوارترم كه بگذرم و گفت من براى خدا و رسول خدا از اين پول گذشتم . قاضى گفت : من آن چه در راه خدا دادم پس نگيرم و همه اموال را با خود آوردم شكرگزار خدا و مصلى بر پيغمبرش .(23)
45 - خوشبو شدن روى به بركت صلوات
در شفاءالاسقام است محمد بن سعيد
روايت شده كه و گفت : با خود عهد بستم پيش از خواب به شمار معين صلوات بر پيغمبر - (صلى الله عليه و آله و سلم ) - فرستم و شبى با خاندانم در غرفه اى خوابيدم و در خواب ديدم كه آن حضرت وارد شد و ديوارهاى خانه به نور جمالش روشن گرديد و فرمود: ((آن دهانى كه بر من صلوات مى فرستاد كجاست تا آن را ببوسم ؟))
من شرم كردم دهانم را جلو ببرم ، صورتم را جلو بردم ، آن را بوسيد. از شادى بيدار شدم و خاندانم را بيدار كردم و بوى خوشش در غرفه پيچيده و گويا پر از مشك اذفر بود.
آن بو تا هشت روز از رخسارم مى وزيد و هر كسى آن را مى بوييد.(24)
46 - بوى خوش دهان فقير
از يكى از مشايخ حكايت كرده اند كه گفت : شبى در اصفهان ، در زاويه يكى از فقرا ماندم ؛ و هنگام نصف شب ، از خواب بيدار گرديدم و بوى خوشى به مشام من رسيد كه هرگز از آن خوش تر بويى نشنيده بودم . برخاستم و در جستجوى آن برآمدم كه آن بوى از كجاست و به هر طرف دويدم ، آخر ديدم كه آن بوى ، از داخل زاويه است . و چون نگاه كردم ، فقيرى را ديدم كه در كنج زاويه ، زمزمه مى كرد. وقتى گوش دادم ، شنيدم كه صلوات مى فرستاد؛ و آن رايحه جان افزا، از دهان او مى وزيد.(25)
47 - صلواتى از اسرار
اين صلوات از اسرار مى باشد كه اگر براى آخرت بخواند، معنويات به دست مى آورد و مشهور است اگر براى دنيا بخواند گنج پيدا خواهد كرد. ده مرتبه صبح ، ده مرتبه عصر، نزديك مغرب و عشاء بخواند و براى ختم نودونه مرتبه لازم است .
اللهم صل على سيدنا و حبيبنا و شفيعنا محمد حاء الرحمه و ميمى الملك ودال الدوام اسيد الكامل الفاتح الخاتم كلما ذكرك وذكره الذاكرون وكلما سهى و غفل عن ذكرك و ذكره الغافلون صلواة دائمة بدوامك باقية ببقائك لا منتهى لهادون ذلك و على اله و اصحابه كذلك انك على كل شى قدير و بالاجابة جدير.
48 - درمان فراموشى
رسول خدا - (صلى الله عليه و آله و سلم ) - فرمود:
((وقتى چيزى را فراموش كرديد، بر من صلوات بفرستيد كه موجب ياد آمدن آن چيز خواهد شد، ان شاءالله تعالى .))
49 - اين از بركات صلوات است
زنى حامله بود، تنها از مكه به مدينه مهاجرت نمود، و به اين سبب او را ((مهاجر)) مى گفتند، ناگاه پسرى زاييد، مانند قطعه اى از گوشت كه دست و پا نداشت .
مهاجره ، غمناك شده به قابله گفت : من به حكم خدا راضيم ؛ اما به جهت شماتت دشمنان يعنى كفار مكه ، بگويند كه فلانه از شهر ما رفت و دين اسلام را قبول نمود و بتان ما دست و پاى فرزند او را گرفتند - دغدغه به خاطر مى رسد.
قابله گفت : بايد در اين قضيه ، رجوع به محكمه عليه نبويه - (صلى الله عليه و آله و سلم ) - نمود. مهاجره ، خدمت آن سرور آمد، صورت حال را به عرض رسانيد. آن جناب فرمود كه بگو: اللهم صل على محمد وال محمد كما باركت على ابراهيم .
مهاجره ، اين كلمات را بر زبان راند، به خانه خود برگشت ، فرزند خود را با دست و پاى درست ديده در حال ، خبر به سيد ابرار رسانيد، آن حضرت فرمود: ((اين ، از بركت صلوات فرستادن بر من بود.))
50 - روييدن پر و بال به بركت صلوات
روزى جبرييل - (عليه السلام ) - نزد رسول اكرم جليل (صلى الله عليه و آله و سلم ) آمد، و گفت : ((يا رسول الله ! امروز امر غريبى مشاهده نمودم ، آن امر اين است كه در وقت پايين آمدن از آسمان گذارم به كوه قاف افتاد، در آن جا آواز ناله دلخراش و فرياد جگرسوزى به گوش من رسيد، دانستم كه داغ ديده اى كه به آن زارى مى نالد، و درمانده اى است كه به آن نيازمندى مى خروشد. از عقب آن ناله رفتم ، فرشته اى ديدم ؛ كه پيش از آن ، او را در آسمان ، با عظمتى هر چه تمام تر ديده بودم كه بر تختى از نور مى نشست و هفتاد هزار فرشته در خدمت او صف زده مى ايستادند؛ وقتى نفس مى زد، ملايكه از نفس او مخلوق مى شدند؛ او را ديدم كه با دلى خسته و بالى شكسته ، بر زمين افتاده . از حالش پرسيدم . گفت : ((در شب معراج مصطفى (صلى الله عليه و آله و سلم ) - من بر تخت خود نشسته بودم ، و به تعظيم آن حضرت نپرداختم ، و شرايط تجليل و تكريم را - چنان كه شايسته بود - به جا نياوردم ، به اين عقوبت مبتلا شدم ، و از ذروه افلاك ، به حضيض خاك افتادم ، الحال ، تو شفيع من شو، و از حضرت ذوالجلال ، عفو مرا درخواست كن .))
من در درگاه احديت ، تضرع بسيار كرده ، و مغفرت او را درخواست نمودم . خطاب از رب الارباب رسيد كه :
((به او بگو كه اگر مغفرت لغزش ، و عفو گناه خود را مى خواهى ، بر حبيب من صلوات فرست ، تا به مقام اكرام خود برگردى .))
من صورت حال را، به آن شكسته بال گفتم ، و او بر حضرت شما صلوات فرستاد، فى الحال ، بال هاى اقبال و كرامت او روييد، و از مركز خاك به محيط افلاك پرواز كرده ، به بركت اين خدمت ، به محل قرب رسيد.
51 - رفع فقر به واسطه صلوات
سهل بن سعد روايت شده است كه :
مردى خدمت رسول خدا - (صلى الله عليه و آله و سلم ) - آمد، و از فقر شكايت كرد، آن حضرت فرمود:
((وقتى داخل خانه خود شدى سلام كن - خواه كسى در خانه باشد و خواه نباشد - و بر من سلام فرست ، و بعد از آن سوره اخلاص بخوان .))
و آن مرد، چنان كرد و در اندك روزى توانگر گرديد، چنان كه بر همسايگان و خويشان خود افاضه مى نمود.
52 - رفع نفاق
رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) - فرمود:
الصلاة على وعلى اءهل بيتى تذهب بالنفاق ؛ ((صلوات و درود بر من و خاندان من نفاق را از بين مى برد.))
53 - رواشدن حاجت
از امام صادق - (عليه السلام ) - روايت شده است كه رسول خدا - (صلى الله عليه و آله و سلم ) - فرمود: ((صلوات فرستادن شما بر من ، باعث روا شدن حاجت هاى شما است و خدا را از شما راضى كرده و اعمال شما را پاكيزه مى گرداند.))
54 - يك صد بار صلوات
رسول خدا - (صلى الله عليه و آله و سلم ) - فرمود:
من صلى على محمد و على آل محمد مئة مرة قضى الله تعالى له مئة حاجة .
هر كس يك صدبار بر محمد و آل محمد (عليهم السلام ) صلوات و درود بفرستد خداوند يك صد حاجت او را برآورده سازد.
55 - خلاصى از دشوارى ها
در ذيل تفسير آيه ((واذ نجيناكم من آل فرعون )) آمده است :
بنى اسراييل با ذكر صلوات بر ((محمد و آل او)) از مشكلات و دشوارى هاى فرعون ، از سختى و بيگارى هايى كه از سوى عمال فرعون مقرر شده بود نجات مى يافتند، بنى اسراييل بر اثر كار اجبارى فرعون ، از پاى در مى آمدند تا آن كه از سوى خدا، به موسى وحى شد كه به آنان (بنى اسراييل ) صلوات بر محمد و آل محمد را تعليم ده تا موجب تخفيف در سختى هاى آنان شود.(26)
56 - هنگام فراموشى
امام صادق (عليه السلام ) فرمود:
((شيطان يكى از ياران خود را بر آدمى مى گمارد تا آن چه را كه در خاطر دارد از وى بگيرد و او را به فراموشى و نسيان وادارد و همكار شيطان كه ((خلاس )) نام دارد به مسئوليت مربوطه ، همت مى گمارد. پس هرگاه كسى خواست مطلبى را به نظر آورد و احساس كرد كه آن را فراموش كرده است ، دست به دعا بردارد و حضور آن را از خدا بخواهد و بر محمد و آل او درود بفرستد و ((خلاس )) (شيطان ) را لعنت كند اين عمل موجب ذكر و به ياد آمدن آن مساءله مى گردد و اگر به يادش نيامد ذكر و ياد خدا و صلواتى را كه بر زبان آورده است به جاى همان مطلب فراموش شده پاداش الهى دارد.(27)))
57 - قبول شدن حاجت
اميرالمؤ منين على - (عليه السلام ) - فرمود:
من قال : ثلاث مرات اللهم صل على محمد و آل محمد قضى الله حاجته
((هر كس سه بار بگويد اللهم صل على محمد و آل محمد، خدا حاجتش را روا فرمايد.))
58 - نورانيت دل
خضر پيامبر (عليه السلام ) در محضر امام حسن مجتبى (عليه السلام ) حاضر شد و سوالاتى را با وى در ميان نهاد، و از جمله پرسيد:
((چرا آدمى گاهى مطالبى را كه مى داند به ياد نمى آورد.))
امام پاسخ فرمود: ((قلب بشر بر ((حق )) استوار است و با ((حق )) عجين گشته و روى ((حق )) روپوش نهاده شده است ، پس اگر بر محمد و آل محمد سلام و درود كامل بفرستد، ((قلب )) او نورانيت خاصى پيدا مى كند، و آن چه كه از ياد برده به خاطرش مى آيد و اگر صلوات بر محمد و آلش نفرستد و يا آن كه صلوات ناقص بفرستد، آن روپوش همچنان بر روى حق بر قرار خواهد بود و در اين صورت است كه انسان آن چه را كه چه را كه به ياد دارد نيز فراموش مى كند.(28 )))
59 - تندرستى و عافيت
پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود:
((كسى كه يك بار بر من درود بفرستد، خدا ده بار بر او درود مى فرستد و كسى كه ده بار بر من درود بفرستد، خدا صد بار بر او درود مى فرستد و البته صد بار نيز، هزار بار درود خدا را در پى دارد و كسى كه هزار بار بر من درود فرستد، هيچ گاه عذاب نخواهد ديد (و افزود) كسى كه يك بار بر من درود بفرستد، خداوند درى از رحمت و عافيت را به روى او مى گشايد و نيز كسى كه بر من درود فرستد، گناهانش از بين خواهد رفت .(29)))
60 - دعا قبل از طلوع خورشيد
امام عسگرى (عليه السلام ) قبل از طلوع خورشيد اين دعا را مى خواند: ((اى اولى كه قبل از او اولى نيست ، و اى آخرى كه غير او آخرى نيست ، اى قيومى كه انتهايى براى قدمتش نيست ، اى عزيزى كه براى عزتش انقطاعى نيست ، اى چيره و قادرى كه در سلطنتش ضعفى نيست ، اى كريمى كه نعمتش دايمى است . در پيشگاه تو نيازهايم را تقديم مى دارم و مى خواهم كه بر محمد و اهل بيتش (عليه السلام ) درود فرستى .(30)))
61 - به يمن بركت توست !
مردى از بازار ماهى خريد، آن را به خانه آورد، و به زن خود داد. آن ها آتشى روشن نمودند و ماهى را در ميان آتش انداختند تا كباب شود؛ اما آتش به ماهى اثر نكرد و ذره اى از ماهى نيز نسوخت . مرد و زن هر دو متعجب شدند و در حيرت فرو ماندند. آن مرد، ماهى را خدمت پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) آورد و ماجراى آن را نقل نمود.
حضرت (صلى الله عليه و آله و سلم ) به آن ماهى خطاب كرده و فرمودند: ((چرا آتش در تو اثر نمى كند و تو را نمى سوازند؟!))
به قدرت كامله الهى ، آن ماهى به سخن آمده و گفت : يا رسول الله ! از بركت شما و آل شماست كه آتش مرا نمى سوزاند؛ زيرا من در فلان دريا بودم ، روزى كشتيى از آن دريا مى گذشت ، شخصى در آن كشتيى بود كه بر تو و اهل بيت تو صلوات مى فرستاد، من نيز تبعيت از او، به تو و اهل بيت صلوات فرستادم ، ندايى به من رسيد كه :
((اى ماهى ! جسد تو بر آتش حرام شد و به بركت محمد و اهل بيت او، آتش در تو بى تاءثير است !(31)))
بخش پنجم : صلوات و بخشش گناهان
62 - انهدام گناهان
امام رضا - (عليه السلام ) - فرمود:
((هر كس نتواند كفاره گناهانش را بپردازد بايد بر محمد و آلش درود فراوان بفرستد چه آن گناهان را منهدم مى سازد.(32)))
63 - بخشنده شدن گناهان آينده و گذشته
رسول خدا - (صلى الله عليه و آله و سلم ) - فرمود: ((هر دو بنده كه دوست يكديگر باشند براى خدا و با هم مصافحه نمايند و بر من صلوات فرستد، پيش از آن كه از هم جدا شوند، حق تعالى گناهان گذشته و آينده هر دو را مى آمرزد.))
ديگر آن كه آن حضرت فرمود: ((هر كه مصاحفه كند با مسلمانى ، و در وقت مصافحه بگويد: اللهم صل على محمد و آل محمد و سلم اين عمل از گناهان او، چيزى باقى نمى گذارد.))
64 - درود ملايك بر صلوات فرستنده
رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) - فرمود كه : حق تعالى ، ملكى آفريده است كه دو بال دارد: يكى در مشرق است و ديگرى در مغرب ، و پاى او در زمين هفتم است ، و سر او در زير عرش ؛ و براى آن ملك ، پرها است به عدد همه خلايق ، از انس و جن و حيوانات صحرايى و دريايى و به عدد انفاس ايشان ، و به شمار قطرات باران و برگ درختان و ستاره هاى آسمان و ريگ هاى بيابان ؛ و چون يكى از امت من بر من صلوات فرستد، حق تعالى به آن فرشته امر فرمايد كه در نهر نور - كه درياى است زير عرش - غوطه خورد و بيرون آيد، و خود را بفشاراند؛ و از هر پر وى ، قطره اى فرو ريزد؛ و حق تعالى ، آن قطره را ملكى گرداند، و جميع آنها را امر فرمايد كه تا روز قيامت براى آن بنده استغفار كند.(33)
65 - صلوات هنگام بوييدن گل
مالك جهنى ، مى گويد: كه گلى به حضرت امام جعفر صادق - (عليه السلام ) - دادم ، گرفتند و بوييدند. بر هر دو ديده گذاشتند، پس ‍ فرمودند: ((هر كه گلى را بگيرد و ببويد و بر ديده ها بگذاريد و بگويد:
اللهم صل على محمد و آل محمد.
هنوز بر زمين نگذاشته باشد كه گناهانش آمرزيده شود.))
66 - بخشش گناه
در كتاب عيون المجالس - كه آن نيز از كتب عامه است - روايت است كه :
((وقتى يكى از بندگان بر رسول خدا - (صلى الله عليه و آله و سلم ) - صلوات فرستد، منادى از عالم غيب ندا كند كه حق تعالى ، بر اين بنده ده بار صلوات فرستد؛ چون اين ندا به اهل آسمان اول رسد، هزار بار بر او صلوات فرستند؛ و چون به ساكنان آسمان دوم رسد، هزار بار بر آن افزايند؛ و هم چنين تا آن كه نزديك سدرة المنتهى مى رسد، به هفت هزار بار خواهد رسيد. پس حق تعالى به ملايكه خطاب نمايد كه : شما از عهده صلوات بنده من بيرون نمى توانيد آمد. آن را به من واگذاريد، تا آن كه من جزاى او را بدهيم ، و جزاى او آن است كه گناهان او را بيامرزم .
67 - طلب آمرزش با همه زبان
در اخبار وارد شده است كه وقتى بنده اى بر رسول خدا - (صلى الله عليه و آله و سلم ) - صلوات فرستد، حق تعالى از آن صلوات ، از نور، عمودى مى آفريند كه يك طرف آن بر زمين است ، و طرف ديگر آن در آسمان ، و آن عمود، هفتاد هزار شعبه دارد؛ و بر هر شعبه ، هفتاد هزار ملك نشسته است ؛ و هر ملكى هفتاد هزار سر دارد؛ و بر هر سرى هفتاد هزار دهان است ؛ و در هر دهانى هفتاد هزار زبان است ؛ و به هر زبانى هفتاد هزار لغت تكلم مى نمايد، و جميع آن ملايكه با همه آن زبان ها و لغت ها براى آن صلوات فرستنده استغفار مى كنند، تا روز قيامت .
68 - از بين برنده گناهان
اميرالمؤ منين - (عليه السلام ) - فرمود: فرستادن صلوات بر پيغمبر خدا - (صلى الله عليه و آله و سلم ) - بهتر از آبى كه آتش را خاموش كند، گناهان را از بين مى برد و سلام بر آن حضرت اءفضل است از آزاد كردن چند بنده از قيد بردگى ، و دوستى رسول خدا - (صلى الله عليه و آله و سلم ) - افضل و برتر از جان نثارى و ريختن خون ها.
و همچنين فرمود: ((به كار بردن شمشيرها در راه خدا است .))
69 - خوشا به حال شما كه آمرزيده شديد
پيغمبر اكرم - (صلى الله عليه و آله و سلم ) - فرمود:
((همانا كاروانى از فرشتگان به امر خداوند بزرگ در جهان پراكنده اند، هرگاه به جلسه ذكر خاندان عصمت و طهارت مى رسند به يكديگر مى گويند فرود آييد زمانى كه پياده شدند اهل محفل را با آمين گفتن و صلوات آنان همراهى مى كنند؛ و در پايان به يكديگر بر اهل ذكر گويند خوشا بر شما كه آمرزيده شديد!))
70 - نوشتن صلوات
پيامبر اكرم - (صلى الله عليه و آله و سلم ) - فرمودند:
من صلى على فى كتاب لم تزل الملائكة تستغفر له مادام اسمى فى ذلك الكتاب ؛
((هركس در نوشته اى بر من درود فرستد، تا زمانى كه نام من در آن نوشته موجود باشد، فرشتگان پيوسته براى او آمرزش ‍ طلبند.))
71 - بخشش گناهان به اندازه ريگ بيابان
از حضرت امام على نقى (عليه السلام ) منقول است : ((هر كه گلى را ببويد و بر ديده ها گذاشته ، صلوات بر محمد و ائمه (عليه السلام ) بفرستد، حق تعالى براى او از حسنات به قدر يك بيابان ((عالج )) كه در مابين مكه و شام و عراق كشيده شده است ، بنويسد و از گناهان او، به عدد ريگ بيابان محو نمايد.))
72 - محو شدن ده گناه
رسول اكرم - (صلى الله عليه و آله و سلم ) - فرمود:
((هر كس بر من يك بار صلوات و درود فرستد، خدا به سبب آن ده بار بر وى درود فرستد و ده گناه از وى محو فرمايد و ده حسنه براى او ثبت كند و دو فرشته موكل بر او براى رساندن آن صلوات به روح من از يكديگر سبقت گيرند.))
73 - آمرزش گناهان
پيغمبر گرامى اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمودند:
من قال اللهم صل على محمد وآل محمد اءعطاه الله اءجر اثنين وسبعين شهيدا وخرج من ذنوبه كيوم ولدته امه ؛
هر كس بگويد ((اللهم صل على محمد و آل محمد)) خداوند به او پاداش هفتاد و دو شهيد خواهد داد و مانند روزى كه از مادر متولد گرديده است از گناه بيرون خواهد گرديد.
74 - باقى نماندن چيزى از گناه
رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمودند:
((هر كس بر من يك بار درود فرستد خدا به رويش درى از عافيت خواهد گشود و نيز روايت شده است كه آن حضرت فرمودند: هر كس بر من يك بار درود فرستد چيزى از گناه برايش باقى نخواهد ماند.))
75 - پاك شدن سهر روز از گناه
رسول اكرم - (صلى الله عليه و آله و سلم ) - فرمود:
((هر كه يك مرتبه بر من صلوات فرستد، آن دو ملكى كه حافظ اويند، تا سه روز، هيچ گناه براى او نمى نويسند.))
76 - ريزش گناهان
رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمودند:
((هر گاه كسى از امت من بر صلوات فرستد و به دنبال آن بر اهل بيت من صلوات فرستد، براى او درهاى آسمان باز خواهد شد و بر او فرشتگان هفتاد بار صلوات مى فرستند؛ گرچه گنهكار بسيار خطاكار باشد. سپس از او گناهان مى ريزد، چنان كه برگ از درخت مى ريزد.
77 - لطف الهى بكند كار خويش
در كتاب ((جذب القلوب الى ديار المحبوب )) نوشته شيخ عبدالحق دهلوى آمده است كه :
مردى هنگام طواف ، غير از صلوات بر پيغمبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) به ذكر ديگرى نمى پرداخت . از او پرسيدند: چرا غير از صلوات ذكر ديگرى نمى گويى ؟
گفت : من با خدا عهد كردم كه به وردى غير از صلوات بر محمد و آل محمد نپردازم ؛ زيرا پس از آن كه پدرم وفات نمود، او را ديدم كه صورتش مانند صورت خر شد، بسيار غمگين و ناراحت شدم و با غصه خوابيدم ، در خواب ، رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) را ديدم ، دامن آن بزرگوار را گرفته و التماس نمودم و او را شفيع پدر خود قرار دادم و به آن حضرت گفتم : چرا صورت پدرم تغيير كرده ؟
آن حضرت فرمودند: ((پدرت رباخوار بود و كسى كه در دنيا رباخوارى كند، در آخرت صورت او تغيير كرده و به شكل حمار (خر) در مى آيد؛ اما از آن جا كه پدر تو هر شب به هنگام خواب ، صدبار بر من ، صلوات مى فرستاد، به همين خاطر، من شفاعت تو را درباره او قبول نموده و صورتش را به حالت اوليه برگردانيدم .))
من از خواب بيدار شدم ، هنگامى كه به صورت پدرم نگاه كردم ، ديدم صورتش مثل ماه مى درخشد، او را دفن كردم و به هنگام تدفين او شنيدم كه هاتفى مى گفت : ((سبب عنايت بارى تعالى و غفران و آموزش او به پدر تو به اين خاطر بود كه او بر پيامبر صلوات مى فرستاد.(34)
78 - ثواب هفتاد و دو شهيد
رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمودند:
((هر كس بر محمد و آل او صلوات بفرستد، خداوند به او ثواب هفتاد و دو شهيد عنايت فرمايد و از گناهان بيرون مى آيد مانند روزى كه از مادر متولد شده باشد.(35)))
79 - ثواب عادت به نوشتن ذكر صلوات
در كتاب ((معراج النبوه )) آمده است كه : مردى در كوفه براى مردم كتاب مى نوشت و عادت داشت كه هنگام نوشتن ، هر گاه به نام مبارك پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) مى رسيد، صلوات را نيز همراه آن مى نوشت ، پس از اين كه وفات نمود، او را در خواب ديدند، از او پرسيدند: با تو چه كردند؟
او گفت : چون من عادت داشتم پس از نوشتن نام پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) صلوات را نيز بنويسم به همين خاطر مرا آمرزيدند.(36)
80 - رفع غيبت
روزى ، يكى از اولياء به الياس و خضر - (عليهما السلام ) - شكايت كرد، كه مردم ، غيبت بسيار مى كنند و آن از گناهان كبيره است . هر چند كه ايشان را نصيحت مى كنم و از آن منع مى نمايم ، سخن من را نمى شنوند و آن عمل قبيح را ترك نمى كنند. حضرت الياس - (عليه السلام ) - فرمود: چاره اين كار، آن است كه چون كسى به مجلس درآيد، به او بگويد: بسم الله الرحمن الرحيم صلى الله على محمد و آل محمد، كه حق تعالى ، ملكى را بر اهل آن مجلس موكل مى گرداند، كه هر گاه كسى شروع در غيبت نمايد، آن ملك ، آن را از آن باز دارد؛ و از حق تعالى سؤ ال نمايد، تا آن قوم را از غيبت كردن نگاه دارد.
پس حضرت خضر - (عليه السلام ) - فرمود كه : چون كسى در وقت بيرون رفتن از مجلس ، بگويد: بسم الله الرحمن الرحيم و صلى الله على محمد وآل محمد، حق تعالى ملكى را مى فرستد، تا آن كه نگذارد كه اهل آن مجلس ، غيبت او نمايند.
بخش ششم : حفاظت مال و جان
81 - محفوظ ماندن عيال
امام حسن عسكرى - (عليه السلام ) - فرمودند:
((مردى از دوستداران على - (عليه السلام ) - از شهر شام نامه اى خدمت ايشان نوشته كه : من مال زيادى دارم و داراى اهل و عيال هستم كه خدمت شما برسم .
حضرت پاسخ فرمودند: ((اموال خود را در جايى جمع كن و صلوات بر روح محمد - (صلى الله عليه و آله و سلم ) - بفرست و بگو خدايا! اينها به امر بنده تو على بن ابى طالب - (عليه السلام ) - نزد تو امانت است .))
آن مرد همان گونه كه حضرت فرموده بودند عمل نمود، به شهر كوفه رفت تا به خدمت حضرت على - (عليه السلام ) - رسيد.
خبر به معاويه رسيد و دستور داد بروند و تمام اموالش را غارت كنند و عيال او را به كنيزى بگيرند.
وقتى گماشتگان معاويه وارد خانه آن مرد شدند، هيچ كس را جز اهل و عيال معاويه و يزيد در آن محل نديدند. اهل و عيال معاويه و يزيد به گماشتگان گفتند: شما برگرديد؛ زيرا ما هر چه اموال بود گرفتم و اهل و عيالش را هم به بازار فرستاديم ، گماشتگان برگشتند و به اين گونه خداوند اهل و عيال آن مرد را حفظ نمود.
پس از چند روز دزدان شهر خبردار شدند كه آن مرد نيست و اموالش بى صاحب است . آنها آمدند تا هر چه دارد به غارت ببرند؛ اما به قدرت خداى متعال ، اموال آن مرد را به صورت مار و عقرب ديدند. بعضى از آنها مارگزيده شده و هلاك گشتند و بعضى هم بيمار شدند. تا اين كه يك روز اميرالمومنين على - (عليه السلام ) - به آن مرد فرمودند: ((آيا دوست دارى اهل و عيال و اموالت در مقابل تو حاضر شوند؟))
آن مرد گفت : آرى .
سپس تمام اموال و اهل و عيال ايشان به معجزه آن حضرت حاضر شدند و در اين حال وقايع پيش آمده را تعريف كردند كه چگونه اهل و عيال يزيد و معاويه آمدند و چگونه دزدان به دست مارها و عقرب ها گزيده شدند. حضرت فرمودند:
ان الله ربما اظهر آية لبعض المؤ منين ليزيد فى بصيرته ؛
يعنى : ((در بعضى از اوقات براى مؤ منين نشانه اى ظاهر مى شود تا ايمان آنها اضافه شود.))
82 - نجات ملاحسين كاشفى
ملاحسين كاشفى ، در يكى از تاءليفات خود ذكر كرده است كه :
وقتى ناچارا، با اهل و عيال ، از وطن به طرفى مى رفتم و از ياران و مددكاران كسى همراه ما نبود. ناگاه جمعى كثير به ما رسيدند، كه از صفحات آنان ، آثار خوف و اضطراب ظاهر بود. و بعد از جستجو گفتند: در اين راه ، قطاع الطريق هستند، همه مكمل و مسلح . ما با وجود كثرت ، به هزار زحمت از ايشان گذشتيم . و تو با اين تنهايى و بى نوايى ، چگونه از تعرض و آزار ايشان رها مى شدى ؟ بهتر آن است كه بازگردى .
چون بازگشتن مصلحت وقت نبود، حيرت عظيم به من دست داد. و در آن اثنا، خواب بر من غلبه كرد. و در خواب ديدم كه كسى به من مى گويد كه اين صلوات را بخوان :
اللهم صلى على النبى محمد وآله كما امرتنا ان نصلى عليهم وصل على محمد النبى وآله كما ينبغى ان نصلى عليهم وصل على محمد النبى وآله بعدد من صلى عليهم وصل على محمد النبى وآله بعدد من لم يصل عليهم وصل على محمد النبى وآله كما تحب ان تصلى عليهم .
و من هرگز اين كلمات را در كتابى نديده ، و از كسى نشيدم . وقتى بيدار شدم ، اين كلمات بر زبان جارى بود و مى خواندم . آن دو سه نفر كه با من بودند، در خواندن آن با من موافقت كردند. و روانه شده ، به اندك فرصتى به گروه دزدان رسيده ؛ و ايشان را مى ديدم و سخن آنها را مى شنيديم ؛ و ايشان ما را نمى ديدند؛ تا اين كه گذشتيم . از بركت صلوات ، از چنان مهلكه اى ، كه بيم قتل و اسارت و غارت و جريح بود، نجات يافته ، به مقصد رسيديم .
83 - شهادت شتر
شيخ طوسى در كتاب ((امالى ))(37) به سند خود از زيد بن ثابت روايت كرده كه : وقتى ، در خدمت رسول خدا - (صلى الله عليه و آله و سلم ) -، به غزوه اى از غزوات مى رفتيم . در بين راه ، اعرابى پيدا شد، مهار شترى در دست گرفته آمد، و نزد آن حضرت ايستاد و گفت : السلام عليك يا رسول الله و رحمة الله و بركاته .
آن حضرت جواب سلام را داد.
آن اعرابى گفت : پدر و مادرم فداى تو باد، يا رسول الله ! چگونه است احوال تو؟
آن حضرت فرمود: ((خدا را حمد مى كنم . احوال تو چگونه است ؟))
در عقب آن شتر، مردى ديگر بود، كه شتر را مى راند، آن مرد گفت : ((يا رسول الله ! اين اعرابى شتر من را دزديده است .))
آن شتر آوازى مى كرد، و رسول خدا - (صلى الله عليه و آله و سلم ) - ساكت بود، و گوش به آواز آن شتر داده بود. پس بعد از ساعتى رو به جانب مرد كرد، و فرمود: برو، زيرا كه شتر شهادت داد كه تو دروغ مى گويى .
آن مرد رفت ، پس آن حضرت ، از آن اعرابى پرسيد: در آن وقت كه در نزد من آمدى ، چه مى گفتى ؟
گفت : مى گفتم : اللهم صل على محمد حتى لا تبقى صلوة . اللهم بارك على محمد حتى لا تبقى بركة . اللهم سلم على محمد حتى لا تبقى سلام . اللهم ارحم محمدا حتى لا تبقى رحمة .
رسول خدا - (صلى الله عليه و آله و سلم ) - فرمود: ((من گفتم كه سبب چيست كه شتر براى او شهادت مى دهد، و مى بينم كه ملايكه افق را پركرده اند!؟))
84 - نورى در بهشت
الصلاة على نور فى الجنة ؛
((صلوات بر من ، نورى در بهشت خواهد شد.))
85 - رفع غم
رسول خدا - (صلى الله عليه و آله و سلم ) - فرمود:
اى على ! هر گاه امرى اندوهناك و محزونت كرد؛ بگو: بار خدايا! با چشم هايت كه به خواب نمى رود مرا نگهبان كن ، و مرا در سايه حمايت احاطه تو كه مورد تجاوز و دستبرد نگردد، قرار بده و دعا را (تا به آن جا كه فرمود كه ): از تو مساءلت مى دارم كه بر محمد و آل محمد - (عليه السلام ) - درود و صلوات بفرستى و با نيروى لايزال تو گلوگاه دشمنان و ستمكاران را مى شكافيم .(38)
86 - نجات اهل كشتى
در كتاب ((معراج النبوه )) آمده است كه :
در دريا با جمعى در كشتى بوديم ، ناگاه طوفان شد و كشتى در ميان امواج متلاطم دريا سرگردان شد، آن چنان كه اهل كشتى ، به هلاكت خود يقين كردند و با يكديگر وداع نمودند. در همين هنگام خواب بر من غلبه كرد و چشمم گرم شد، پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) را در خواب ديدم ، آن حضرت (صلى الله عليه و آله و سلم ) به من فرمودند: ((به اهل كشتى بگو: هر كدام شان هزار صلوات بر من بفرستند!))
سپس به من آن صلوات را تعليم كردند. من از خواب بيدار شدم و به اهل كشتى خبر دادم ، آن ها نيز مشغول آن صلوات شدند، هنوز سيصد صلوات تمام نشده بود كه طوفان فرو نشست .
آن صلوات اين است ؛ اللهم صل على سيدنا وآله : صلوة تنجينا بها من جميع الاهوال والافات وتطهرنا بها من جميع السيئات وترفعنا بها عندك اعلى الدرجات وتبلغنا بها الغايات من جميع الخيرات فى الحيوة وبعد الممات .(39)
78 - درمان سرطان با صلوات !
پسربچه يك سال و نيمه اى مبتلا به سرطان خون شد، به خاطر شدت يافتن بيمارى ، ميزان تغذيه او بالا رفت به حدى كه به اندازه هشت نفر مى خورد. پزشكان ايرانى از معالجه او مايوس شدند، لذا پدر و مادر او، تصميم گرفتند او را به خارج از كشور ببرند.
يكى از سادات محترم به نام آقاى سيد رحيمى به آن ها مى گويد:
شما نيازى به پزشكان و بيمارستان خارجى نداريد. تنها كارى كه مى توانيد انجام دهيد تا حال بچه خوب شود و شفا بگيرد توسل است . والدين كودك بيمار با شنيدن اين سخن ، تسكين يافته و از او پرسيدند چه توسلى ؟
سيد بزرگوار مى گويد: شما 142 هزار صلوات فرستاده و ثواب آن را به روح مطهر حضرت على اصغر اهدا نماييد! آن ها شروع به انجام اين عمل نمودند. تا اين كه يك شب مادر آن بچه در خواب ديد كه دستى غيبى به او ليوان آبى را داد و فرمود: ((امام زمان (عج ) و پنج تن آل عبا (عليه السلام ) بر اين آب دعا خوانده اند، آن را بگير و به فرزندت بخوران تا او شفا يابد!))
مادر اين كار را انجام داد، صبح همان شب بود كه فرزندش شفا يافته ، و صحيح و سالم گرديد.(40)
بخش هفتم : آثار صلوات همراه نماز
88 - صلوات در ركوع و سجود
امام باقر (عليه السلام ) فرمود:
من قال فى ركوعه وسجوده وقيامه : ((اللهم صل على محمد وآل محمد)) كتب الله له ذلك بمثل الركوع والسجود والقيام
((هر كس در ركوع و سجود و قيام خود بگويد: ((اللهم صل على محمد و آل محمد)) خدا ثواب آن را مانند ثواب ركوع و سجود و قيام براى او مى نويسد.))(41)
89 - فرستادن صلوات بين نماز ظهر و عصر
امام صادق - (عليه السلام ) - فرمود:
من صلى على محمد وآله فيما بين الظهرين عدل سبعين ركعة ؛
هر كس بين نمازهاى ظهر و عصر بر پيغمبر و آلش درود فرستد، آن درود برابر با هفتاد ركعت نماز خواهد بود.(42)
90 - مايه تماميت نماز
امام صادق - (عليه السلام ) - فرمود:
((البته پرداخت زكات فطر (در آخر ماه رمضان ) مايه تماميت روزه است ، چنان كه صلوات بر محمد (و آل او) باعث تماميت نماز است .)) (يعنى نماز، با صلوات و روزه ، زكات فطر كامل مى شود.)(43)
91 - پاك شدن از گناهان يك سال
امام صادق (عليه السلام ) فرمود:
((هر كس بعد از نماز ظهر بگويد:
اللهم اجعل صلواتك وصلوات ملائكتك ورسلك على محمد وآل محمد
تا يك سال هيچ گناهى بر او نوشته نمى شود.))
92 - شرط قبولى نماز
رسول خدا - (صلى الله عليه و آله و سلم ) - فرمود:
من صلى صلوة لم يصل فيها على وعلى اءهل بيتى لم تقبل منه ؛
((هر كس نمازى را به جا آورد و در آن بر من اهل بيتم درود نفرستد آن نماز مورد قبول خدا واقع نخواهد شد.))
93 - ديدار امام قائم
از امام صادق - (عليه السلام ) - روايت شده است كه فرمودند:
هركس بعد از نماز صبح و نماز ظهر بگويد:
اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم ؛
((خدايا! بر محمد و آلش درود بفرست . و به فرجشان سرعت بخش .))
نخواهد مرد تا آن كه امام قائم از خاندان پيغمبر - (عليه السلام ) - را درك و به ملاقاتش نايل آيد.))
94 - صلوات بعد از نماز جمعه
بعد از نماز جمعه ، بايد اين صلوات خواند.
اللهم صل على محمد و آل محمد حتى لا تبقى صلوة
اللهم وبارك على محمد و آل محمد حتى لا تبقى بركة
اللهم وسلم على محمد و آل محمد حتى لا يبقى سلام
اللهم وارحم محمدا و آل محمد حتى لا تبقى رحمة
95 - پس از نماز صبح يا مغرب
امام رضا (عليه السلام ) فرمود: ((هر كس پس از نماز صبح يا نماز مغرب ، پيش از آن كه برخيزد يا با كسى صحبت كند، بگويد:
ان الله وملائكته يصلون على النبى يا اءيها الذين امنوا صلوا عليه و سلموا تسليما. اللهم صل على محمد النبى وذريته ، خداوند صد حاجت او را برآورده مى سازد: هفتاد حاجت در دنيا و سى حاجت در آخرت .(44)
بخش هشتم : استجابت دعا
96 - استجابت دعا
رسول خدا - (صلى الله عليه و آله و سلم ) - فرمودند هر كه بگويد:
لا اله الا الله وحده لا شريك له . اللهم صل على محمد و آل محمد.
مرغ سبزى ، از دهان او بيرون بيايد. و دو بال دارد. مكلل به مرواريد و ياقوت .
و چون آن دو بال را مى گشايد، به مشرق و مغرب مى رسد و از آن مرغ صدايى شنيده مى شود، مثل صدايى مگس نحل .
پس حق تعالى به او مى فرمايد كه : ((مرا مدح كردى و پيغمبر مرا مدح كردى ، الحال ساكن شو.))
آن مرغ مى گويد كه : ((چگونه ساكن شوم ، و حال آن كه تو گوينده ((لا اله الا الله )) را نيامرزيدى ؟))
خطاب مى رسد: ((ساكن شو، من او را آمرزيدم .))
97 - خدا جوادتر از آن است
در كتاب جمال الاسبوع (45)، از امام جعفر صادق - (عليه السلام ) - روايت شده است كه : ((وقتى بنده بگويد:
اللهم صل محمد وآله وعلى اهل بيته .
مستجاب مى شود هر دعايى كه بعد آن بكند؛ زيرا كه خدا از آن جوادتر است كه بعضى را رد نمايد، و بعضى را مستجاب گرداند.))
98 - شرايط استجابت دعا
شخصى خدمت امام صادق (عليه السلام ) آمد، و عرض كرد: دو آيه در قرآن است كه من هر چه به سراغ آن مى روم آن را نمى يابم (و به محتواى آن نمى رسم .)
حضرت فرمودند: ((كدام آيه ؟))
او گفت : آيه اول اين سخن خداوند است كه فرمودند: ((مرا بخوانيد تا دعاى شما را مستجاب كنم ))؛ ((ادعونى استجب لكم )) و من خدا را مى خوانم اما دعايم مستجاب نمى شود!
امام فرمودند: ((آيا فكر مى كنى خداوند عزوجل در وعده خود تخلف كرده ؟))
گفت نه .
فرمود: ((پس علت آن چيست ؟))
عرض كرد: نمى دانم .
فرمود: ((اينك به تو خبر مى دهم ، كسى كه اطاعت خداوند متعال كند در آن چه امر به دعا كرده و جهت دعا را در آن رعايت كند اجابت خواهد كرد.))
عرض كرد: جهت دعا چيست ؟
فرمود: ((نخست حمد خدا مى كنى و نعمت او را يادآور مى شوى ، سپس شكر مى كنى ، بعد درود بر پيامبر - (صلى الله عليه و آله و سلم ) - مى فرستى ، سپس گناهانت را به خاطر مى آورى و اقرار مى كنى و از آنها به خدا پناه مى برى و توبه مى نمايى ، اين است جهت دعا!))
سپس فرمود: ((آيه ديگر كدام است ؟))
عرض كرد: اين آيه كه مى فرمايد: در راه خدا انفاق كنيد تا خدا بهتر از آن را به شما بدهيد وما انفقتم من شى ء فهو يخلفه وهو خير الرازقين ولى من در راه خدا انفاق مى كنم ؛ ولى چيزى كه جاى آن را پركند عايد نمى شود!
امام فرمودند: ((اگر كسى از شما مال حلالى به دست آورد و در راه خدا انفاق كند هيچ درهمى را انفاق نمى كند مگر اين كه خدا عوضش را به او مى دهد.))

next page

fehrest page

back page