مصاحبه خبرنگار ژاپنی با امام خمینی

تاریخ: 1358/09/05

مصاحبه خبرنگار ژاپنی با امام خمینی

خبرنگار ژاپنی: به نام تمام مردم ژاپن تشکر می کنم که اجازه داده اید که با شما مصاحبه کنیم. دفعه قبل، سال گذشته در نوفل لوشاتو بود که با شما یک مصاحبه ای کرده ایم که کوتاه بود. امسال را می خواهیم با عمق بیشتری واقعیت ایران را به مردم ژاپن نشان بدهیم و متأسفانه شناخت کاملی از ایران نداریم.
سؤال: می گویند که در مبارزه ای که علیه امریکا شروع کرده اید، در مورد سایر کشورها، شما ژاپن را در جمع این متجاوزین می بینید یا تبعیضی قائل هستید؟
جواب: (بسم الله الرحمن الرحیم) اول من راجع به آن حرفی که ایشان زده اند که ژاپنی ها اطلاع ندارند از اوضاع کشور ما، باید یک کلمه بگویم که چرا باید ژاپنی ها اطلاع نداشته باشند و چرا باید مطبوعات ژاپن و گروه تبلیغاتی ژاپن یک چنین مهمی که در دنیا واقع شده است و یک چنین ظلمی که در طول پنجاه سال بیشتر به ما شده است و یک چنین تعدی که دولت امریکا به ما روا داشته است، چرا نباید در مطبوعات ژاپن، در گروه تبلیغی ژاپن منعکس بشود تا مردم بی خبر باشند. این را من باید یک چنین احتمالی را بدهم که دست امریکا در کار است که نمی گذارد مسائل ما به دنیا برسد و مع الاسف به این اعترافی که شما کردید که ملت ژاپن اطلاع از مطالب ما ندارد، این احتمال پیش می آید که این فعالیت در ژاپن هم بوده است که نگذارند مسائل ما منعکس بشود و یا بالعکس منعکس بکنند. و اما راجع به سوالی که کردید راجع به ملت ها، حتی ملت امریکا و هر ملت دیگری، ملت ما و ما هیچ ابداً مخالفتی با آنها نداریم و از آنها هم به ما ظلمی نشده است که ما مخالفت با آنها داشته باشیم، مسائل روی دولت هاست. ما الان منتظر این هستیم که ببینیم دولت های اروپائی، دولت های آسیایی ژاپن در این غصه ای که ما داریم و این مظلومیتی که برای ماست و این تعدیاتی که دولت امریکا بر ما کرده است و این خلاف قوانینی که آقای کارتر می کند و یک نفر مجرم را پناه داده است و برای اینکه ما مطالبه آن مجرم را می کنیم، این هیاهو را در عالم راه انداخته است و ما را تهدید به حصر اقتصادی یا دخالت نظامی می کند، ما ببینیم که دولت های اروپایی و آسیایی،

صحیفه نور جلد 10 صفحه 230

دولت ژاپن در این قضیه چه عملی خواهند کرد، آیا با مظلوم ها موافقند یا با ظالم؟ آیا با ما که دادخواهی می کنیم از همه عالم، در همه عالم دادخواهی خودمان را بلند می کنیم و مع الاسف نمی گذارند که صدای ما برسد به دولت ها، حالا ما ببینیم که آیا ژاپن و امثال ژاپن در این امتحانی که برای همه پیش آمده است، مقابله یک ملت مظلوم که همه چیزش را پنجاه سال بیشتر است برده از بین و یک دولت ظالم که همه چیز ما را برده است، آیا دولت ها در این باب چه می کنند؟ ما در اینجا حسابمان با دولت ها جدا می شود. در همین مبارزه، حساب ما با دولت ها معلوم می شود که دولت هائی که طرفداری ظلم بکنند پیش ما ممتازند از دولت هائی که طرفداری مظلوم را بکنند و اگر ژاپن هم در آن طرف واقع بشود، در صف ظالم ها واقع بشود، ما در صف مظلومین هستیم و با او هم موافقتی نداریم و اگر در صف مظلوم ها واقع بشود و کمک به مظلوم ها بکند، ما همانطور که با ملت ژاپن هیچ مخالفتی نداریم با دولت هم نخواهیم مخالفت داشت.
سؤال: از زمانی که ما به ایران آمده ایم می بینیم که مردم ایران خیلی لطف دارند نسبت به ژاپنی ها و با محبت با آنها رفتار می کنند، می خواستیم بدانیم که آیا شما ژاپن را در اردوگاه غرب قرار می دهید یا اینکه او را متمایز می دانید از غرب؟
جواب: من جواب را الان دادم که ما با ملت ژاپن ابداً مخالفتی نداریم و با ملت امریکا هم مخالفتی نداریم، لکن آقای کارتر دارند منعکس می کنند در امریکا که ملت ایران با ملت امریکا مخالف است و این هم یکی از جنایاتی است که دارد واقع می شود در تاریخ که ما فریاد می زنیم که ما با آقای کارتر مخالف هستیم برای اینکه او برده است جانی ما را و حمایت از او می کند و او دارد منعکس می کند که ما با ملت امریکا مخالف هستیم و ملت امریکا را وادار می کند که از ما عصبانی بشوند و با ما مخالفت کنند، در صورتی که اینطور نیست. ما الان هم فریاد می زنیم که ما با کارتر که جانی ما را برده و حفظ کرده است و هیاهو در دنیا به راه انداخته است و برخلاف واقع دارد مطالب را منعکس جلوه می دهد و تحت تأثیر این قدرت های شیطانی صهیونیسم واقع شده است، ما از او فریاد می زنیم. ما با ملت ها به هیچ وجه مخالفت نداریم بلکه ما با مظلوم ها که ملت ها هم از طبقه مظلومین هستند موافق هستیم و با اشخاصی که ظلم می کنند، چه در مملکت خودشان و چه به ملت خودشان ظلم بکنند و چه به ملت های ضعیف ظلم بکنند، با آنها ما مخالف هستیم.
سؤال: ایشان می گویند که کتاب شما را که در فرانسه به اسم حکومت اسلامی درآمده است که همان ولایت فقیه است، خوانده اند و در این کتاب خوانده اند که اسلام باید مذهب عفو و اغماض

صحیفه نور جلد 10 صفحه 231

باشد، در حالی که پرسشی که از افکار عمومی در فرانسه شده نشان می دهد که 79 درصد مردم فکر می کنند که مبارزه شما بر ضد شاه انتقام گیری شخصی شما بوده است، در این باره نظرتان چیست؟
جواب: این هم از مسائلی است که ابرقدرت ها، قدرت های بزرگ برای ما پیش آورده اند، ملت ها به واسطه اعمال قدرت بزرگ قدرت ها اطلاع از مسائل ما پیدا نکردند. اگر اطلاع پیدا کرده بودند، رأی آنها غیر رأی دولت ها بود. منطق ملت ها با منطق دولت ها فرق دارد وقتی دولت ها مسائل را وارونه برخلاف واقع جلوه می دهند، البته ملت ها هم منحرف می شود افکارشان. اینکه شما می گوئید که در فرانسه یک چنین امری واقع شده است و عفو و اغماضی که در اسلام مطرح است آنها مبدل کردند به انتقامجویی، چنانچه آقای کارتر هم این مسائل را می گوید و در ملت خودش منتشر کرده است، اینها برای این است که مسائل ما پیش مردم معلوم نیست، مطالب ما را اگر بدانند که ما چه می گوئیم و در مقابل ما چه منطقی است، ما می گوئیم که ما پنجاه سال مظلوم واقع شده ایم و تاریخ ما، تاریخ عالم اگر چنانچه ضبط کنند تاریخ ایران را، شاهد بر این بوده است که ما از زمانی که رضاخان آمده است در ایران و او را انگلیسی ها آوردند و تا این وقتی که محمدرضا بود که او را امریکائی ها تأیید کردند و دنبال حرف های آنها بودند، ما در این پنجاه سال همه چیزمان به باد رفته است. ما یک ملت مظلوم هستیم. در این پنجاه سال، ذخایرمان که باید صرف مستمندان ما، زاغه نشینان ما بشود، برده شده است، به کاخ نشینان داده اند و ابرقدرت ها از آن استفاده کردند. ملت ما روی یک گنج بزرگی که آن نفت است، نشسته اند و گرسنگی می خورند و امریکا و امثال امریکا این مخزن های ما را می بردند، چپاول می کردند در این پنجاه سال و می دادند به اشخاصی که کاخ نشین هستند و قدرت طلب هستند و می دادند به اجانب و در مقابلش برای این ملت هیچ چیز نبود.
یک مطلب ما این است که ما می گوئیم که این آدم که الان امریکا او را نگه داشته است و از او حمایت می کند و دنیا را متزلزل کرده است امریکا برای خاطر یک نفر جانی، ملت ما می گویند که این جانی که به ما آنقدر خسارت مالی وارد آورده است و خسارات جانی این پدر و پسر برای ملت ما بار آورده اند، قتل عام هائی که در زمان این پدر و پسر واقع شده است و جوان هائی که از ما تلف شده است، قبرستان های ما را اینها آباد کردند و خانه های ما را خراب و مملکت را خراب، مملکت ما ویرانه ای شده است به واسطه بودن این شخص و پدرش در این مملکت و حکومت کردن آنها و به دست حکومت های بزرگ اینها را به ما سلطه داده اند و ما این مطلب را می گوئیم که ما یک ملت مظلوم هستیم که همه چیز ما را اینها از بین برده اند و ما حالا این مجرم خودمان را می خواهیم بیاوریم اینجا که این چیزهائی را که از ما

صحیفه نور جلد 10 صفحه 232

برده به بانک ها سپرده شده است، ما به دست بیاوریم و ما آن جانی اصلی را پیدا بکنیم که آن کسی که این آدم را وادار کرده است به این کار و مأمور کرده است و به ما مسلط کرده است، ما می خواهیم این آدم را پیدا بکنیم که مخازن خودمان را که برده است و در بانک ها هست، کشف بکنیم و بگیریم و اینهمه جمعیت که از ما کشته است، ما نمی توانیم از او انتقام بگیریم تا اینکه کسی بگوید انتقامجویی است. یک نفر آدم در مقابل یک نفر آدم باید قصاص بشود. یک نفر آدم که از اول حکومتش تا حالا بیش از صد هزار جمعیت را از ما کشته است، ما چطور می توانیم از او انتقام بگیریم تا این منطق بیاید پیش که شما می خواهید انتقام بگیرید. ما می خواهیم اموالمان را از او پس بگیریم، ما می خواهیم بیاید اینجا و معلوم بشود به مظلوم های دنیا که ظالم اصلی کی هست، کیست که دنیا را اینطور مشوش کرده، آنهائی که اینها را مأمور کرده اند، در حکومت هائی که به دست آنها در این مملکت های اسلامی و در سایر ممالکی که حکومت هایشان دست نشانده اینها هست، ببینیم که ظلم هائی که شده است از چه راهی شده است و کی این ظلم ها را کرده است و چه کسی وادار کرده است که این ظلم ها را بکنند. این را اگر چنانچه منطق دولت ها این است که این انتقامجویی است معلوم می شود منطق آنها غیر منطق مظلومان است، چنانچه همیشه اینطور بوده است که منطق ظالم یک منطق بوده است و منطق مظلوم ها منطق دیگر بوده است. ما با منطق مظلوم ها داریم صحبت می کنیم، نه با منطق ظالم ها.
ظالم ها البته از ما منافع ما را بردند و حالا که یک نفر کار گذاشته شده است که به آنها منفعتی نمی رسد آنها البته این مسائل را طرح می کنند و) قضیه انتقامجویی) والا اسلام تمامش عفو است، تمامش این است که کسانی که خلاف می کنند و البته مظلوم ها می توانند که از آنها چیز بگیرند، لکن اسلام مسأله عفو است. لکن منطق آقای کارتر و امثال آقای کارتر غیر از این مطلب است. مائی که یک نفر آدم را می خواهیم که بفهمیم که ریشه فساد، چه کسی است و به دنیا معرفی کنیم این ریشه فساد را، تا اینکه فساد در دنیا از بین برود، مائی که می خواهیم یک نفر آدمی که اموال ما را برده است بیاید اینجا و بگوید اموال شما کجاهاست، تا ما برویم سراغ اموالمان و این ملتی که گرسنگی می خورد و اموالش در بانک های خارجی مانده است و آقای کارتر هم جلوی اموال او را گرفته است و این مظلوم ها را گرسنگی می دهد، منطق ما این است. این را آقای کارتر اسمش را انتقامجوئی می گذارد و دولت هایی هم که تابع او هستند آنها هم اسمش را انتقامجویی می گذارند و در منطق مظلومین این اسمش انتقامجویی نیست، اسمش این است که می خواهند ملک خودشان را، مال خودشان را که باید صرف خودشان بشود، در بانک ها متمرکز نشود و آقای کارتر جلویش را نگیرند و بگذارند بیاید که مردم زندگی بکنند در اینجا.

صحیفه نور جلد 10 صفحه 233


سؤال: حضرت امام به نظر بسیاری از ناظران از پیروزی انقلاب به این سو، به نظر می آید که نظم حکومت رو به انحطاط دارد، شما در این باره چه فکر می کنید؟
جواب: این منطق چپاولگر است. باید ما مقایسه کنیم انقلاب اسلامی ایران را با انقلاب هائی که در دنیا واقع شده است، ببینیم که آیا انقلاب هائی که در دنیا واقع شده است، به مجردی که انقلاب شد و پیروز شد مردم نظم همه چیزها فوراً برقرار شد یا اینکه اینطور نبوده است؟ ما به مجردی که انقلاب واقع شد و پیروز شدیم تمام راه ها باز بود بر دنیا، و تمام احزاب آزاد بودند و تمام جمعیت ها آزاد بودند و تا پنج ماه تمام این امور آزاد بود و ایران هم مشغول زندگی خودش بود و نظمش برقرار بود و بی نظمی به اینکه آنطوری که در مثل انقلاب اکتبر واقع شد، مثل انقلاب فرانسه واقع شد، این قتل و غارت ها نبود در ایران و الان هم ایران نظمش محفوظ است و خود مردم حفظ می کنند نظم را و این فرقی است که مابین انقلاب اسلامی با انقلاب های دیگر است. انقلاب اسلامی چون مردم مسلمان هستند، بدون اینکه یک ارتباطی بین حکومتی باشد که بخواهد یک نظمی را ایجاد بکند، مردم نظم را ایجاد کردند. به مجردی که انقلاب واقع شد و اوضاع آشفته شد، خود مردم اوضاع را به دست گرفتند و نظم را ایجاد کردند. و ما نظم را بعدها به طور کامل، خود ملت ایجاد می کند. ملت ما موافق با حکومت اسلامی است، رأی داده به حکومت اسلامی، رأی قاطع قریب به اتفاق داده است به حکومت اسلامی و موظف می داند ملت ما به قواعد اسلام عمل کند و یکی از قواعد اسلام حفظ نظم است، حفظ نظم را خود مردم دارند می کنند و این که گفته می شود که حکومت دارد رو به انحطاط می رود، نخیر حکومت دارد رو به اعتلا می رود، اشتباه می کنند آنها. ما یک ملتی بودیم که در تحت فشار ابرقدرت ها بودیم و الان از تحت فشار آنها بیرون آمدیم و داریم به پیش می رویم و این اعتلای ملت است. اعتلا به این نیست که شکم ما سیر باشد، اعتلا به این است که ما مسلکمان را و مکتبمان را به پیش ببریم و ما بحمدالله داریم مکتب را پیش می بریم و مکتبمان را گسترش خواهیم داد به همه ممالک اسلامی، بلکه در همه جا که مستضعفین هستند و ما رو به اعتلا هستیم و بشر را رو به اعتلا می خواهیم ببریم. چطور گفته می شود که ما رو به انحطاط هستیم؟ آنها خیال می کنند که انحطاط و اعتلا، سیر شدن شکم است. انسان حیوان نیست، انسان هست. انسان که بعد مسائل انسانی را باید مراعات بکند، مملکت ما مسائل انسانی را دارد طرح می کند، دارد رو به اعتلا می رود، نه دارد رو به انحطاط می رود، اینها همه از تبلیغاتی است که امثال کارتر می کنند. و آنها منطق آنها، اعتلا این است که همه نفت ها را ما به آنها بدهیم خودمان بنشینیم اینجا و تماشا کنیم و انحطاط این است که ما نفتمان را از آنها بگیریم و تو دهانشان بزنیم. اگر این انحطاط است ما منحطیم لکن این انحطاط نیست، این اعتلاست و ما مملکتمان را به پیش می بریم و دست

صحیفه نور جلد 10 صفحه 234

ظالم ها را کوتاه می کنیم از مملکت و اجازه نمی دهیم کسی دخالت در مملکتمان بکند و این اعتلاست، نه انحطاط.
سؤال: حضرت امام در نوفل لوشاتو شما وعده کردید که نه تنها آزادی ها حفظ می شوند، بلکه تعمیم نیز می یابند، در صورتی که بعد از پیروزی انقلاب دیده ایم که تظاهراتی بر ضد زنان شد و اقلیت های قومی مثل کردها تحت فشار قرار گرفتند و روزنامه ها و احزاب سیاسی ممنوع شد، آیا ممکن است این تناقض های ظاهری را برای ما روشن بفرمایید؟
جواب: این هم از همان ریشه همان اموری است که امثال کارتر پیش آوردند. باید دید که این تشنجاتی که در ایران واقع می شود، این را چه کسی دارد ایجاد می کند، قضیه کردستان را چه کسی دارد ایجاد می کند و ایجاد کرده است؟ و چه کسی کوشش می کند که قضیه کردستان را خاتمه بدهد و برادران کرد را از آن ظلم هائی که بر ایشان شده است نجات بدهد؟ ما کوشش داریم که تمام قشرهای ملتمان در رفاه باشند و همانطوری که اسلام طرح کرده است هیچ یک از افراد ملتمان مظلوم واقع نشوند و هیچ یک از افرادمان ظلم نکنند این یک مطلبی است اسلامی و ما در صدد همین معنا هستیم و ما از اول که انقلابمان واقع شد تمام آزادی ها در ایران بود و مجالی به تمام دستجات ما دادیم و هیچ ابداً جلوگیری از هیچی نشد، لکن توطئه ها شروع شد. وقتی که دیدند آزادند توطئه ها شروع شد، توطئه قلمی که می خواستند مسیر ملت ما را منحرف کنند و اینها همان اشخاصی بودند که جیره خوار شاه سابق یا جیره خوار امریکا و امثال امریکا بودند و می خواستند که نهضت ما را به تباهی بکشند و ما بعد از پنج ماه که به همه فرصت دادیم، توطئه گرها را پیدا کردیم، قلم هائی که توطئه گر بودند و می خواستند باز سلطه اجانب را بر مملکت ما مسلط کنند، آنها را گفتیم که نباید این کار را بکنند و باید محکمه ببیند که آیا اینها چکاره هستند و دیدیم که بعد از اینکه بررسی شد، اینها از اسرائیل خیلی شان ارتزاق می کردند و بلندگوی اسرائیل بودند، بلندگوی امریکا بودند منتها با صورت های دیگر و یک ملتی حق دارد که کسی که بخواهد ملتش را به تباهی بکشد و توطئه کند و باز همان مسائل سابق را برای او پیش بیاورد، از آن جلوگیری بکند والا ملت ما طرفدار آزادی است، طرفدار همه جور آزادی است ولیکن طرفدار توطئه نیست، طرفدار تباهی نیست.
زن هایی که تظاهر کرده اند همان زن هایی بودند که از تتمه آن مسائل بودند، آنهائی بودند که شاه آنها را به عنوان) آزاد زنان) به میدان آورده بود و آنها را به تباهی کشیده بود، آنها هم چون از این وضعی که آن تباهی آورد، آن آزادی هایی که آنها می خواستند، می خواستند که جوان ها آزاد باشند که هر کاری می خواهند بکنند و می خواستند با تباهی ها هم آغوش باشند،

صحیفه نور جلد 10 صفحه 235

می خواستند کارهای برخلاف عفت بکنند و می دیدند که اسلام با کارهای خلاف عفت، با کارهائی که مملکت را به تباهی می کشد و ملت را به عقب می راند موافق نیست، آنها بودند که آمدند در خیابان ها و با آن صورت هایی که مردم دیدند تظاهر کردند. والا جلوی آزادی هرگز گرفته نشده است و نمی شود و مردم آزادند، الا آنجائی که بخواهند تباهی بکنند و بخواهند ملت را به عقب برانند.
سؤال: مسأله سفارت ایالات متحده، کشورهای بسیاری را نگران کرده، فکر می کنند گروگانگیری یک سابقه خطرناکی خواهد شد، آیا شما واقعاً فکر می کنید که با گرفتن این 50 گروگان فشاری می آورید و در مقابل، شاه را می گیرید؟
جواب: کشورها معلوم می شود که در نظر شما هم همان هست که در نظر کارتر است. کشورها را این ابرقدرت ها خیال می کنند همان دستگاه دولتی است که وقتی دستگاه دولتی از یک چیزی ناراضی شد، کشور ناراضی است. در صورتی که دستگاه های دولتی نسبت به کشورها، نسبت به جمعیت هائی که اساس کشورها بر آنهاست، یک قطره ای در مقابل دریاست. باید دید که این عملی که ما کردیم چه بوده است و اگر این عمل منعکس بشود در دنیا به طور صحیح، ببینیم موافقین ما کیست، مخالفین ما کیست. آیا مظلوم ها در دنیا بیشتر است عددشان یا ظالم ها؟ وقتی که مطالعه بکنند در حال همه کشورهای دنیا می بینید که اکثریت قاطع با مظلوم هاست، ظالم ها یک عدد قلیلی هستند مجهز به جهاز شیطانی و مظلوم ها عدد کثیری هستند و همیشه در طول تاریخ ظالم ها عدد محدود بودند و مظلوم ها عددهای بسیار زیاد اگر مراد شما از ناراحتی، ناراحتی ظالم هاست، مطلب صحیحی است برای اینکه ظالم ها با امثال خودشان رفیق هستند و هر کسی به آن جنسی که دارد متمایل است، به اشباه خودش متمایل است. ظالم ها با ظالم ها همیشه هستند و اینها اقلیت هستند. اگر مطلب ما بر دنیا منعکس بشود، آنی که با آن مخالف است ظالم ها هستند که اقلیت دارند و آنی که موافق است مظلومین هستند که اکثریت قاطع دارند.
شما که می گوئید که ناراحت شدند و کشورها ناراحت شدند، همان منطق ابرقدرت ها را دارید تکرار می کنید و تحت تأثیر حرف های ابرقدرت ها واقع شدید که کشورها را عبارت از همان عده، همان پارک ها و همان عمارت های بزرگ و همان ها و همان کاخ نشین ها عبارت از ملت است و این جمعیت کثیر، بسیار کثیری که زاغه نشین هستند و خانه های گلی دارند، اینها اصلاً از کشور نیستند و از ملت نیستند. اگر این مقصود است ما اینها را از هم جدا کنیم و می گوئیم که آنی که از این عمل ناراحت است، این دسته کاخ نشین و ابرقدرت و سرنیزه به دست است و آن که اگر مطلب ما را در دنیا منعکس بشود با ما موافقند، و آن ملت ها هستند،

صحیفه نور جلد 10 صفحه 236

ملت ها که مثل یک دریائی هستند و یک سیل های خروشان هستند، آنها با ما موافقند. ما مسائلمان، مسائل مظلومین است و موافق با طبقات مظلوم و آنها با ما موافقند، اگر ظالم ها بگذارند صدای ما به آنها برسد و اگر نگذاشتند یا منعکس جلوه دادند، این مخالفت نیست، این مخالف آن عملی است که شده است که ما از آن عمل بری هستیم. ما تمام مسائلمان، مسائل مظلوم است در مقابل ظالم، غارت شده است در مقابل غارتگر، کشته شده است در مقابل کشنده. اینها مسائل ماست و از اینها خارج نیست. ما می خواهیم مملکتمان مال خودمان باشد، مستقل باشیم. ما می خواهیم آزاد باشیم، مطبوعاتمان آزاد باشد، قلم هایمان آزاد باشد. ما می خواهیم ذخائر مملکتمان خرج مملکتمان بشود، گرسنه ها را سیر کنیم، برهنه ها را لباس بدهیم، بی خانه ها را خانمان دار کنیم. ظالم ها با این منطق مخالفند، با این مطلب که لانه جاسوسی که به اسم سفارت در ایران بوده است و جوان های ما لابد مطلع شدند بر اینکه مسائل جاسوسی در اینجاست و رفتند و آنجا را قبضه کردند، ظالم ها با این مسأله جاسوسی موافقند همه شان. ظالم ها همه می خواهند که مسأله جاسوسی رواج پیدا بکند و لانه های جاسوسی در ممالک مظلوم باشد لکن منطق مظلوم غیر از این منطق است. منطق مظلوم که اکثریت قاطع دنیا را تشکیل می دهد این است که باید هر مملکتی آزاد باشد، هر مملکتی مستقل باشد، هر مملکتی ذخائرش خرج خودش بشود. این منطق مظلوم هاست. منطق ظالم ها این است که باید اینها را غارت کرد، اینها آدم اصلاً نیستند. این ابرقدرت ها ما را اصلاً آدم نمی دانند. مظلوم ها را در هر جا هست، در ممالک خودشان که هست. مظلوم ها را جزء بشر حساب نمی کنند. حقوق بشر می گویند، حقوق بشر یعنی حقوق ظالم ها، حقوق بشر یعنی اینکه حق دارند که تمام نفت های ما را ببرند و در ازاء آن چیزی ندهند الا برای خودشان نفع داشته باشد، باید همه این ملت ها بی چون و چرا تحت قدرت آنها باشند و نفس نکشند. اینها منطق ظالم هاست که اقلیت هستند و اینها که ناچار باید آنها نگران باشند از این امری که در ایران پیدا شده است بر اینکه همه ظالم ها را ما اعلام می کنیم که در خطر هستند و از بین خواهند رفت و مملکت ها، مملکت های مظلومین است و خدای تبارک و تعالی اراده فرموده است که زمین را به این مستضعفین بدهد و این مستکبرین را از صحنه تاریخ خارج بکند و ما ابتداست که قیام کردیم برای این معنا و تمام ملت های مظلوم را پشتیبانی می کنیم و تمام ملت های مظلوم باید ظالم ها را از صفحه روزگار بیرون کنند و از تاریخ بیرون برانند. آن که با ما مخالف است طبقه ظالم است و طبقه ظالم یک اقلیت ناچیزی است و آنی که با ما موافق است و اگر مطلب ما را بشنود بسیار خوشحال می شود راجع به این لانه جاسوسی، آن عبارت از طبقه مظلوم است. شما ببینید که الان در ممالکی که دولت هایشان اگر اجازه به ایشان بدهند (الان هم که اجازه ندادند دولت ها) در بسیاری از ممالک مظلوم ها موافقت خودشان را با ما اظهار کردند، تظاهرات کردند بر ضد امریکا، تظاهر کردند و ظالم ها نمی گذارند که آنها تظاهر کنند، پلیس نمی گذارد که آنها تظاهر

صحیفه نور جلد 10 صفحه 237

کنند. اگر این سرنیزه برداشته بشود، تمام ممالکی که مظلوم هستند و اکثریت قاطعی که مظلومین هستند، اینها بر وفاق ما هستند و این لانه جاسوسی را به منطق مظلومین این است که باید بسته بشود و منطق ظالمین این است که باید به حقوق خودشان برسند و این ظالم ها هستند کی می گویند حقی برای مظلومین نیست. این دستگاه هایی که برای حقوق بشر درست کردند، تمام دستگاه هایی است که برای چپاول بشر است. این دستگاه های شواری امنیت که با طمطراق اسمش را می برند، دیشب بعد از اینکه اجازه داد آقای کارتر به اینکه شورای امنیت باشد، می گوید که فقط راجع به این کسانی که گرفتار هستند و گروگان هستند، فقط راجع به اینها، اما راجع به شاه نباید شورای امنیت دخالت بکند. اما راجع به چیزهائی که آنها از ما برده اند، مظلومیتی که برای ما واقع شده است و ظلمی که بر ما شده است، اجازه ندارد شورای امنیت دخالت بکند. شورای امنیت را از اول تکلیف آن را معین کرده اند که باید راجع به گروگان ها تو بحث بکنی و راجع به شاه نباید تو بحث بکنی و راجع به این مظلومیت هائی که بر ما واقع شده و بر ملت ما واقع شده است نباید دخالت بکنی. او می داند که اگر دخالت، دخالت صحیح باشد خودش گرفتار خواهد شد، خودش به آن سرنوشتی که شاه پیدا کرده است خواهد گرفتار شد، از این جهت از اول معلوم کرده است که باید این نوکر مآب ها بنشینند و فقط گوش به فرمان آقای کارتر بدهند که ایشان اجازه بدهند که فقط راجع به این گروگان ها بحث بکنند. ما هرگز همچو بحثی را با آنها نمی کنیم و هرگز یک همچو شورای امنیتی را پذیرفته نداریم و نخواهیم پذیرفت.
والسلام