بیانات امام خمینی در جمع گروهی از نمایندگان مجلس خبرگان و پاسداران مسجد الحسین (علیه السلام)

تاریخ: 1358/07/12

شما نهضت اسلامی را یاری کردید خدا هم شما را یاری کرد

بسم الله الرحمن الرحیم
من وقتی مواجه با این چهره های اسلامی انسانی و خواستنی می شوم احساس غرور می کنم. من شما را همچو می یابم که برای اسلام در همه جا حاضر هستید. آیه ای را که آقا قرائت کردند: ان تنصرواالله ینصرکم ویثبت اقدامکم اگر یاری بکنید خدا را، یاری خدا یاری احکام خداست، یاری قرآن کریم است و یاری جمهوری اسلامی است، اگر چنانچه یاری کنید خدا را، خدا هم شما را یاری می کند، این یک قضیه که یاری می کند و شما این قضیه را در عین دیدید که شما یاری کردید اسلام را و یاری کردید احکام اسلام و یاری کردید نهضت اسلامی، جمهوری اسلامی را و خداوند یاری کرد شما را.
اگر یاری خداوند تعالی نبود، چطور امکان داشت شما بدون اسلحه، بدون ساز و برگ جنگی و بدون یک نظام غلبه کنید به آنهائی که خودشان همه چیز داشتند و همه قدرت ها در دست آنها بود و قدرت های شیطانی خارجی هم پشت سرشان ایستاده بود و تأییدشان می کرد، لکن شما را خدا نصرت داد. آنهائی که غفلت دارند از این معنا که یک اراده بزرگ در عالم هست و همه چیز تحت آن اراده هست، اینها برایشان این معما حل نشدنی است. چطور شد که یک ملت بدون هیچ ساز و برگ بر یک همچو قدرت های بزرگ غلبه کرد و همه را بیرون راند، اینها غافلند از اینکه یک اراده ای فوق همه اراده هاست و خدای تبارک و تعالی وعده کرده است به مردم اگر چنانچه نصرت کنید خدا را، خداوند نصرت می کند شما را. آنهائی که به ماوراء طبیعت اعتقاد ندارند برای آنها این مسائل معماست، اما برای ما که قائل به یک همچو قدرتی هستیم و با برهان قوی ثابت کردیم یک همچو قدرتی را، هیچ معما نیست، معما پیشمانیست این مسائل.
خداوند یاری کرد شما را، یاری خداوند کافی است، اگر یاری خداوند نبود، چطور در ظرف یک مدت کوتاهی یک ملتی که هر کدام یک خیال خاصی برای خودشان داشتند، هر طبقه ای یک آمال و آرزو، یک برنامه ای داشتند یکدفعه همه مجتمع شدند در یک، اگر نصرت خدا نبود، چطور یک ملتی که از یک پاسبان می ترسید، یک پاسبان اگر در بازار آمد اجازه به خودش نمی داد که بگوید ما امروز مثلاً بیرق نمی زنیم برای او، یک همچو چیزی در ذهنشان نمی آمد، به خودش همچو اجازه ای

صحیفه نور جلد 9 صفحه 251

نمی داد، اگر یاری خدا نبود، چطور همین ملت با همین وضع یکدفعه ریختند بیرون گفتند ما اصلاً سلطنت نمی خواهیم، سلطنت رژیم دو هزار و پانصد ساله ما نمی خواهیم، این نصرت های خداست. شما شاید گاهی اختیار، خودتان نداشتید، اگر نصرت خدا نبود، چطور ذهن اینها را منصرف کرد از اینکه مقابله با همه قدرت ها بکنند. اگر اینها با آن قدرتی که در دست داشتند مقابله کردند و همانطور که الان در افغانستان برای برادرهای مسلمین، اینطور مسائل پیش است، اینها را خدای تبارک و تعالی منصرف کرد و یک رعبی در دلشان انداخت، یک انصرافی برایشان حاصل شد که مقابله نکنند، مقابله هم بکنند مقابله های خیلی جدی نباشد، این انصرافی بود که خدا در قلب اینها ایجاد و رعبی بود که ایجاد کرد، ترسیدند، یعنی یک قدرت بزرگ شیطانی از یک ملت بی ساز و برگ ترسید و نتوانست مقاومت بکند.
اینها نصرت های الهی است که به حسب نظر کسی که یک قدری تامل در اطراف قضایا بکند واضح است که همه نصرت خدا بود، همه این پیشرفت ها نصرت خدا بود. جمله دوم و یثبت اقدامکم شما توجه کنید که همین حالا شما با قدرت و قوه ایمان آمدید و نصرت خدا را کردید، چنانچه خدا هم نصرت کرد شما را و پیش بردید، لکن اگر نصرت خدا بکنید یک چیز دیگر هم دنبالش هست و آن این است که قدم های شما را ثابت نگه می دارد. اگر چنانچه خدای نخواسته نصرت را شما فراموش کنید و گمان کنید مطلب تمام است، گذشت دیگر و بروید سراغ کارتان، هر کسی مشغول گرفتاری های خودش بشود و از آن نصرت الهی که باید بکند نصرت به اسلام و احکام اسلام غفلت کند، آن نصرت سابق چون کردید، نصرت هم داد لکن اگر نصرت از آنجا قطع بشود، یعنی نصرت شما قطع بشود، قدم هاتان دیگر ثابت نمی ماند. بخواهید قدم ثابت بماند، تعقیب کنید به برنامه ای که تاکنون داشتید، تعقیب کنید، ما بین راه هستیم.

آگاه باشید که توطئه گران مخالف اسلام وارد شوراها نشوند

الان ملاحظه بکنید که یک مسأله مشکلی که پیش ما هست و باید آگاه بشوید همه و آگاه کنید همه را و علماء اسلام آگاه کنند همه را، قضیه شوراهاست. قضیه شوراها را یک امر سطحی و یک امر کوچک نشمرید. این شوراها اختیاراتی دارند که به واسطه آن اختیارات توانند مسائل ما را ضایع کنند و می توانند مسائل اسلامی را جلو ببرند. بدانید که الان دنبال اینکه اعلام این شده است که شوراهای شهر را باید تشکیل بدهند، دستجاتی که مخالف با نهضت اسلام هستند و از اسلام ترسند، از احکام اسلام می ترسند، اینها در صدد توطئه هستند که یک افرادی را جا بزنند، افرادی که از خودشان است، همفکر خودشان است جا بزنند به ملت و ملت را اغفال کنند برای رأی دادن به آنها.
روزی است که امروز که باید هم علماء اسلام و هم مردم متفکر و هم همه طبقات و درست این چشم هاشان را باز کنند و افرادی که انتخاب می کنند، افرادی که شناسائی از قبل داشته باشند. هر کسی در هر شهری هست افرادی را از سابق می شناسد، در زمان رژیم افرادی را می شناسد، می داند

صحیفه نور جلد 9 صفحه 252

اینها اهل توطئه نبودند، اسلامی بودند و روشن بودند در امور اسلامی و خائن نبودند، چپگرا نبودند، راستگرا نبودند، به صراط مستقیم اسلامی بودند، هر کس در هر شهری هست افراد را بشناسد، از افرادی که درست بشناسید که اینها چه مردمی هستند، چه اشخاص بازاری و چه اشخاص اداری و چه اشخاص روحانی، هیچ فرق نمی کند، باید بشناسید که این آدم در این مدتی که زمان طاغوت بود، چکاره بود این، اگر او را درست هر کسی در محیط خودش شناسائی کرد اشخاصی را، آنوقت علمائی که آنجا هستند، در بلاد هستند و اشخاصی که از بازاری ها و معتمدین بازار و عرض کنم اینها هستند، دانشگاهی ها، دانشجوها این افراد را معرفی می کنند به مردم. افراد باید اولاً، مسلمان باشند و ثانیاً، معتقد به نهضت باشند، امین باشند در کارهایشان، ایمان حقیقی داشته باشند، متعهد باشند نسبت به احکام اسلام، سوابق انحراف و سوء نداشته باشند. از روحانیون هم باید تعیین بشود، از اهل بازار هم باید باشد، از آن صنف های دیگر هم باید باشد، لکن همه باید در این معنا شرکت داشته باشند که مسلم و البته آنهائی که غیر مسلم هستند برای خودشان شوراهائی ممکن است تعیین کنند، لکن مسلم و متعهد به اسلام، متعهد به این نهضت، معتقد به این نهضت، مخالف با طاغوت و انحراف چپ و راستی نداشته باشد، نه به طرف آنجور سرمایه داری برود و نه چپ باشد، مستقیم و اسلامی، دلسوز برای این ملت. اگر مسلمان باشد و متعهد باشد، آن برای ملت دلسوز است، خیانتکار نیست، با امانت کارش را انجام می دهد. هر کاری بخواهد برای آن شهر خودش انجام بدهد، به مصلحت افراد آن شهر، به مصلحت خود آن شهر، به مصلحت اسلام عمل می کند.

غفلت در انتخاب افراد، کشوری را به فساد می کشد

و اگر خدای نخواسته در این مسأله غفلت بکنید، یا روحانیون غفلت بکنند، یا خطبا غفلت بکنند، یا فضلا غفلت بکنند، یا دانشگاهی های متعهد غفلت بکنند، یا بازاری ها غفلت بکنند، یا کشاورزان و کارگران غفلت بکنند و یک اشخاصی که بر خلاف مسیر ملت است، بر خلاف مسیر اسلام است پیدا بشود، ممکن است که یک شهری را به فساد بکشد و ممکن است بعد از او یک مملکتی به فساد کشیده بشود. اگر غفلت بکنند از این معنا و علماء بلاد غفلت بکنند از این امر، اهل منبر غفلت بکنند، علمائی که در اطراف هستند، اهل علم که در اطراف هستند، دانشگاهی ها، دانشجوها همه غفلت از این بکنند که یک افرادی که سرنوشت یک شهر را شما می خواهید به یک عده بدهید، سرنوشت همه چیز شهر را به یک عده می خواهید بدهید، باید یک کسی باشد که هم سررشته داشته باشد از امور و هم امین و معتقد به نهضت باشد. این یکی از مسائل بزرگی است که ما الان مواجه آن هستیم فعلاً و بعدش هم مسائل دیگری پیش می آید و مابین راه هستیم الان، الان مسائلی پیش داریم که یکی یکی باید درست بشود و تا آن مسائل درست بشود، ما نرسیدیم به آن مطلبی که جمهوری اسلامی است.

صحیفه نور جلد 9 صفحه 252


خبرگان نباید تحت تاثیر قلم ها و قدم های خلاف اسلام قرار بگیرند

الان شما ملاحظه کنید که در همین مجلس خبرگان که آقایان اهل علم و علما وعده دیگری هستند، بعض افراد هستند که فکرشان فکر اسلامی نیست، یا اگر فکر اسلامی باشد، اسلام را درست نمی دانند چه است. اینها الان در مسائلی اشکال تراشی می کنند ولو مواجه با این است که اکثریت مخالف با آنها هستند، لکن در عین حالی که اکثریت مسلم و طرفدار اسلام و اسلام را می دانند چه است، معذلک یکی، دو نفر وقتی که در یک محلی باشند که همه شان همچو هستند الا یکی دو نفر اشکال تراشی می کنند و چوب لای چرخ می گذارند و لهذا من باید به آقایان، هم به آقایان اهل خبره، مجلس خبره عرض می کنم که تحت تأثیر قلم ها و قدم هائی که برخلاف اسلام دارد برداشته می شود، واقع نشوید، شما مسائل را آنطوری که فهمیدید که برای اسلام است، اسلام را تقویت کنید، خدا ناصر شماست خداوند یاری می کند (ان تنصروالله ینصرکم ویثبت اقدامکم نصرت) خدا بدهید، خدا ناصر شماست.

مخالفین با ولایت فقیه در واقع با اسلام مخالفند

به حرف های آنهایی که برخلاف مسیر اسلام هستند و خودشان را روشنفکر حساب می کنند و می خواهند ولایت فقیه را قبول نکنند، گوش ندهید. اگر چنانچه فقیه در کار نباشد، ولایت فقیه در کار نباشد، طاغوت است یا خدا یا طاغوت. یا خداست یا طاغوت، اگر به امر خدا نباشد، رئیس جمهور با نصب فقیه نباشد، غیر مشروع است، وقتی غیر مشروع شد، طاغوت است، اطاعت او، اطاعت طاغوت است، وارد شدن در حوزه او وارد شدن در حوزه طاغوت است. طاغوت وقتی از بین می رود که به امر خدای تبارک و تعالی یک کسی نصب بشود. شما نترسید از این چهار نفر آدمی که نمی فهمند اسلام چه است، نمی فهمند فقیه چه است، نمی فهمند که ولایت فقیه یعنی چه. آنها خیال می کنند که یک فاجعه به جامعه است. آنها اسلام را فاجعه می دانند نه ولایت فقیه را. آنها اسلام را فاجعه دانند، ولایت فقیه فاجعه نیست، ولایت فقیه تبع اسلام است.

مخالفت وکلا با احکام اسلام مخالفت با رأی موکلین است

چشم هایتان را باز کنید، اهل خبره چشمشان باز کنند. کسانی که با ولایت فقیه مخالفت می کنند، بر خلاف این چیزی که مجلس بنا بود تأسیس بشود، پیش بینی امور را کردم اعلام کردم که مردم جمهوری اسلامی می خواهند، جمهوری غربی نمی خواهند، جمهوری کمونیستی نمی خواهند مردم، مردم جمهوری می خواهند. مردم شما را وکیل کردند که جمهوری اسلامی درست کنید. کسی که مخالفت کند با احکام اسلام، مخالفت با جمهوری اسلامی است، مخالفت با رأی موکلین است، آنها شما را وکیل نکردند برای این امر. همه تان هم اگر چنانچه یک چیزی بگوئید که بر خلاف مصالح اسلام باشد، وکیل نیستید، از شما قبول نیست، مقبول نیست. ما به دیوار می زنیم حرفی را که برخلاف

صحیفه نور جلد 9 صفحه 254

مصالح اسلام باشد. آنقدری که شما اختیار دارید در این مجلس این است که جمهوری اسلامی را بر طبق موازین اسلامی پیاده کنید. البته راجع به امور اداریش و اینها نظر دادن هیچ مانعی ندارد، نظر دادن مانعی ندارد، اما اشکال تراشی و این حرف ها به مردم القاء کردن که اگر چنانچه فقاهت در کار بیاید و فقیه باشد، اگر چنانچه ولایت فقیه باشد، یک بساطی لازم می آید و یک بساط دیگر. آقا ما مدت ها زیر بار طاغوت بودیم بس است، ملت ما مدت ها، پنجاه سال بلکه دو هزار و پانصد سال زیر بار طاغوت بود بس است.

خواهند ولایت فقیه مسأله تشریفاتی باشد

آقایان بگذارید یک چند وقتی هم مردم الهی بشوند، تجربه کنید، لااقل بفهمید این معنا را که، با تجربه بفهمید که یک ملتی که تا حالا تحت بار طاغوت بوده است حالا هم تحت بار الله باشد، این را تجربه کنید. اگر از اسلام بدی دیدید، بگوئید چه بدی از اسلام تا حالا دیدید، تا حالا که اسلامی در کار نبوده است، در مملکت ما نمی گذاشتند، حالا هم شماها نمی گذارید. آن وقت دشمن ها نمی گذاشتند حالا بعض دوست هائی که معتقد هستند نمی گذارند یا شاید بعضی شان هم دشمن باشند. چرا باید شما بترسید از اینکه یک نفر آدم در مثلاً اطاقش نشسته و یک چیزی می توانید، در روزنامه هم درج می کند، اینها نمی دانند اصلاً معنای اسلام چه است اینها مخالف نهضت اسلام هستند، اینها اگر مخالف با رژیم هم باشند، مخالف با اسلام هم هستند، اینها یک چیز دیگری می خواهند، نه رژیم باشد و نه اسلام باشد، یک جمهوری دموکراتیک، دموکراتیک آن هم به آن معنائی که غرب وارد کرده اینجا، به آن معنا که حتی در غرب است، آن جمهموری که در آن دموکراتیک که در غرب هست حتی در ایران نیامده تا حالا، آن وارداتی است. این دموکراتیک که در ایران آمده، آن آزادی و آن نمی دانم استقلال و آن مسائلی که تا حالا آمده، همان هایی بوده است که آریامهر فریاد می کرد تمدن بزرگ و همان بود که همه دیدید این تمدن بزرگ پدر این ملت را در آورد، بس است! کافی است! آریامهر کافی است برای ما تا قیامت. اینقدر تبعیت نکنید از این رژیم، اینقدر تبعیت نکنید از این غربی ها، از این شرقی هاکافی است ظلمی که تاکنون به ما شده است. باز هم باید ما زیر بار ظلم برویم، باز هم از زیر بار اسلام می خواهند خارج بشویم. این یک مسأله تشریفاتی، بله، آقایان بعضی شان می گویند: مسأله ولایت فقیه، یک مسأله تشریفاتی باشد مضایقه نداریم، اما اگر بخواهد ولی دخالت بکند در امور، نه، ما آن را قبول نداریم حتماً باید یک کسی از غرب بیاید ما قبول نداریم که یک کسی اسلام تعیین کرده، او دخالت بکند. اگر متوجه به لازم این معنا باشند، مرتد می شوند، لکن متوجه نیستند.

اگر وکلا بر خلاف اسلام عمل کنند، ملت عزلشان کنند

ما این گرفتاری را داریم، ما بین راه هستیم، ما بعد از این هم گرفتاری راجع به رئیس جمهورش داریم، یکی گوید لازم نیست مسلمان باشد، یکی می گوید لازم نیست شیعه باشد، یکی

صحیفه نور جلد 9 صفحه 255

می گوید لازم نیست نمی دانم چه باشد، طرفدار اسلام باشد. ما بعد از این گرفتاری داریم، آقا گرفتاری همین دوست ها، یا دوست های جاهل یا دشمنان عاقل متوجه. ما گرفتاریم باز، ما بین راهیم، آقا سستی نکنید. ملت اگر وکلاشان خواستند بر خلاف اسلام عمل بکنند، مردم مختارند که وکلا را عزلشان بکنند، بریزند دور. آنها خیال می کنند که نه، این خلاف آزادی است. شما دارید دیکتاتوری می کنید، شما دارید در مقابل ملت ایستید. ملت، اسلام را می خواهد شما می گوئید لازم نیست، ملت ولایت فقیه را می خواهد که خدا فرموده شما می گوئید خیر، لازم نیست و شما خواهید چند نفر آدم بر سایرین تحمیل بکنید. این دیکتاتوری است، نه اینکه اکثریت در آنجا با آنهائی است که اسلام را می دانند چه است و تبعیت اسلام را هم دارند، شما چند نفر ایستاده اید در مقابل اسلام.

اگر ولایت فقیه فاجعه است، ملت این فاجعه را می خواهد

من از خدای تبارک و تعالی می خواهم که ما را از شر دوست های جاهل و دشمن های شیطان نجات بدهد و در این مراحلی که داریم که بعد آن پیش می آید مجلس شورا، آن شورائی که نصیحت را عرض کردم که باید چه بکنید و با قوت و با بینش کامل این راه را طی بکنید و طی می کنید، این ملت است، ملت می خواهد، ما چه بکنیم. شما فرض بکنید که یک فاجعه است، ما فرض می کنیم که فاجعه است، این فاجعه را ملت خواهد، شما چه می گوئید؟ این فاجعه ولایت فقیه را شما گوئید، این فاجعه را ملت ما می خواهد، شما چه می گوئید؟ بیائید سؤال بکنیم، به رفراندم می گذاریم که آقا ولایت فقیه را که آقایان می فرمایند فاجعه است، شما می خواهید یا نمی خواهید؟ بروید آری اش چقدر، نه اش چقدر. خدا همه تان را توفیق بدهد، موید بکند.
والسلام علیکم و رحمةالله و برکاته