فهرست کتاب


سیمای کارگزاران علیّ بن ابی طالب امیرالمؤمنین (ع) جلد اول

علی اکبر ذاکری

4- عون بن جعده کارگزار سجستان (سیستان)

بنابر نقل بلاذری، ابتدا حضرت امیر(ع) ابتدا عون بن جعده را به عنوان کارگزار سجستان انتخاب کرده، اما در بین راه، دزدی وی را کشت و برادرش عقیل بن جعده، طلب قصاص کرد و بعد از مدتی که قاتل زندانی بود، در مدینه قصاص شد و بعداً حضرت امیر(ع) ربعی بن کاس را به کارگزاری سجستان گمارد. (742)
سجستان معرّب سگستان، همان سیستان است که سرزمینی پست و در دنباله کوههای مرکزی و شرقی ایران بین کوههای مکران و نجد هشتادان و کوههای افغانستان قرار گرفته و ارضی شنزاری است که سیلابهای نواحی مجاور در گودالش جمع شده و دریاچه ها و باتلاقهای هامون و گودزره را تشکیل داده است. (743)
یاقوت حموی گوید: بین سیستان و هرات 10 روز راه است که هشتاد فرسخ می باشد و در جنوب هرات واقع و دارای زمینهای رملی (شنزار) می باشد در آنجا باد همیشه در حال وزیدن می باشد و سپس گوید: یکی از افتخارات سیستان این است که در زمان بنی امیه، علی(ع) را روی منابر در شرق و غرب کشور اسلامی لعن می کردند، اما در سیستان تنها یک دفعه بیشتر این عمل انجام نشد. فاصله آن با کرمان، صد و سی فرسخ می باشد. (744)

5- ربعی بن کأس عنبری، کارگزار سجستان

بنابر نقل مورخان، ربعی بن کأس عنبری از جانب علی(ع) کارگزار سیستان بود و حضرت وی را بعد از جنگ جمل، به این سمت گمارد. (745)
ابن اثیر در کامل، درباره علت انتخاب ربعی گوید: در سال سی و شش پس از پایان جنگ جمل، حسکة بن خطبی و عمران بن فضیل برجمی با عدّه ای از اعراب پراکنده، فقیر و راهزن شورش کرده، از اطاعت علی(ع) خارج شدند. (746)
آنها به حرکت خود ادامه دادند تا اینکه به محل زالک در سیستان رسیدند. مردم آن دیار، نقض عهد اسلام کرده بودند. شورشیان بر آنها حمله کرده و اموال بسیاری به دست آوردند. از آنجا به محل زرنگ رفتند. مرزبان آن سامان از آنها ترسید و ناگزیر تن به صلح داد. لذا آنها هم با مسالمت وارد آنها شدند. شاعر رجز سرای آنها گفت:
بشّر سجستان بجوع و حرب
بابن الفضیل و صعالیک العرب (747)
لا فضة تغنیهم و لاذهب مردم سیستان را به گرسنگی و سختی و به آمدن فرزند فضیل و راهزنان عرب خبر ده. آنان افرادی هستند که نه نقره و نه طلا، آنها را بی نیاز نمی کند.
علی(ع) برای سرکوب آنها عبدالرحمن بن جروطائی را فرستاد که حسکه در مقابله، او را کشت. علی(ع) به عبداللّه بن عباس، امیر بصره نوشت که سیستان را به یکی از رجال واگذار کند (چون در آن زمان، مناطق ایران تحت کنترل استانداری بصره بود) و او را با چهار هزار سپاهی روانه کند. ابن عباس هم ربعی بن کأس را به همراهی و یاری حصین بن ابی حر عنبری روانه کرد. چون وارد سیستان شدند با حسکه روبرو شدند. در درگیری و جنگ، حسکه کشته شد و ربعی سراسر بلاد را تصرف و اداره کرد. (748)
از کامل و البلدان استفاده می شود که ابن عباس ربعی را به سمت استانداری سیستان گمارده است، اما بنابر نقل وقعه صفین و انساب الاشراف و اخبارالطوال حضرت به هنگام اعزام گروهی از کارگزاران و پس از استقرار در کوفه، وی را به این سمت برگزیده است.
ربعی بن کأس از بنی تمیم و از کوفه بود. کأس نام مادر اوست که به آن شهرت یافته است. (749)

6- عبداللّه بن اهتم، کارگزاران کرمان

بنابر نقل بلاذری، حضرت امیر(ع) عبداللّه بن اهتم را کارگزار کرمان قرار داد. (750)
تنها بلاذری وی را به عنوان کارگزار حضرت معرفی کرده است. وی از قبیله تمیم و در بصره ساکن بود.
زمانی که زیادبن ابیه از طرف معاویه والی بصره شد، در ابتدای ورود به بصره، خطبه ای بدون ذکر نام خدا و یاد پیامبر ایراد کرد که به خطبه «بترا» معروف شد. بعد از اتمام سخنان زیاد، عبداللّه بن اهتم گفته های وی را مورد تأیید قرار داد. از آنجا که زیاد مدتی کارگزار حضرت بود و بعداً به دربار معاویه رفت و مرتکب جنایات زیادی شد، بد نیست که اینجا خطبه و سخنرانی وی را ذکر کرده، قسمتی از جنایات او را بیان کنیم.