فهرست کتاب


سیمای کارگزاران علیّ بن ابی طالب امیرالمؤمنین (ع) جلد اول

علی اکبر ذاکری

شرح حال حریث

حریث بن جابر حنفی، یکی از فرماندهان حضرت امیر(ع) در جنگ صفین بود. وی از خود رشادتهای فراوانی به نمایش گذاشت و او بود که عبیداللّه بن عمر را به قتل رساند.
عبیداللّه بن عمر که همراه معاویه بود و معاویه می خواست از وجهه او به نفع خود استفاده کند در روز چهلم شوّال سال سی و هفتم در بحبوحه جنگ صفین، با حریث بن جابر در میدان روبرو شد و به دست وی از مرکب سرنگون گردید. عبیداللّه بن عمر، مردی تنومند و رشید بود به طوری که وقتی کسانش خواستند جنازه اش را کنار خیمه حریث بر قاطر بارکننده به لشکرگاه معاویه ببرند، با اینکه سه، چهار نفر بودند، نتوانستند آن را از زمین بلند کنند. حریث بن جابر که قاتلش بود گفت: کنار بروید تا جنازه عبیداللّه را بر قاطر بگذارم. گفته شد: چطور؟ گفت: آنکس که عبیداللّه را کشته، از عهده برداشتن جنازه اش هم برمی آید و با یک حرکت، نعش پسر عمر بن خطاب را به روی قاطر انداخت و گفت: اگر نه آن بود که نسبت به امام خود عصیان می ورزید، هرگز دوست نمی داشتم مردی بدین دلاوری را بر خاک و خون فرو بکشم؛ ولی جزای مردم عاصی و طاغی همین است. (736)
پس از جنگ نهروان، زمانی که حضرت امیر(ع) برای جنگ با معاویه نیرو آماده می کرد، ده سردار نامی را از میان امرای عراق برگزید و برای هر یک پرچمی بربست و با هر کدام ده هزار مرد مسلح همراه کرد. یکی از امرایی که انتخاب کرده بود، حریث بن جابر حنفی بود. (737)
رشادتهای حریث در جنگ صفّین آنقدر باعث ناراحتی معاویه گردید که هیچ گاه آن را فراموش نمی کرد. لذا وقتی که حریث از جانب زیاد بن ابیه حاکم همدان بود، از وی خواست که حریث را از کارگزاری همدان برکنار کند و زیاد برای معاویه نوشت: عزل و نصب حریث از شرف و احترام وی نمی کاهد. (738)
مرحوم شیخ طوسی حریث بن جابر حنفی را از اصحاب امیرالمؤمنین(ع) ذکر کرده است وی در جنگ صفین، فرمانده لهازم بود. (739)

عبدالرحمن بن ابزی

از تاریخ طبری و فتوح البلدان استفاده می شود که بنابر قولی عبدالرحمن بن أبزی کارگزار خراسان در سال سی وهشت هجری بوده است (740) در استیعاب و اسدالغابه نیز نقل شده است که حضرت امیر(ع) عبدالرحمن بن ابزی خزاعی مولی نافع بن عبدالحارث را به امارت خراسان برگزید وی پشت سر پیامبر نماز خوانده و در کوفه سکونت گزید و در زمان عمر نافع بن عبدالحارث وی را جانشین خود در مکه قرار داد و وقتی که عمر اعتراض کرد که چرا عبدالرحمن را جانشین خود نمودی؟! نافع گفت: او زیاد قرآن می خواند و آشنا با مسائل دینی است لذا عمر این انتخاب را پذیرفت. (741)

4- عون بن جعده کارگزار سجستان (سیستان)

بنابر نقل بلاذری، ابتدا حضرت امیر(ع) ابتدا عون بن جعده را به عنوان کارگزار سجستان انتخاب کرده، اما در بین راه، دزدی وی را کشت و برادرش عقیل بن جعده، طلب قصاص کرد و بعد از مدتی که قاتل زندانی بود، در مدینه قصاص شد و بعداً حضرت امیر(ع) ربعی بن کاس را به کارگزاری سجستان گمارد. (742)
سجستان معرّب سگستان، همان سیستان است که سرزمینی پست و در دنباله کوههای مرکزی و شرقی ایران بین کوههای مکران و نجد هشتادان و کوههای افغانستان قرار گرفته و ارضی شنزاری است که سیلابهای نواحی مجاور در گودالش جمع شده و دریاچه ها و باتلاقهای هامون و گودزره را تشکیل داده است. (743)
یاقوت حموی گوید: بین سیستان و هرات 10 روز راه است که هشتاد فرسخ می باشد و در جنوب هرات واقع و دارای زمینهای رملی (شنزار) می باشد در آنجا باد همیشه در حال وزیدن می باشد و سپس گوید: یکی از افتخارات سیستان این است که در زمان بنی امیه، علی(ع) را روی منابر در شرق و غرب کشور اسلامی لعن می کردند، اما در سیستان تنها یک دفعه بیشتر این عمل انجام نشد. فاصله آن با کرمان، صد و سی فرسخ می باشد. (744)