فهرست کتاب


سیمای کارگزاران علیّ بن ابی طالب امیرالمؤمنین (ع) جلد اول

علی اکبر ذاکری

3- حریث بن جابر حنفی بکری، کارگزار خراسان

طبق نقل شیخ مفید علیه الرحمه امیرالمؤمنین(ع) حریث بن جابر حنفی را والی یکی از بلاد شرق نمود. و وی دو دختر یزدگرد را که اسیر شده بودند، برای حضرت فرستاد؛ (731) از آنچه جواد فاضل نقل کرده استفاده می شود که حضرت وی را والی خراسان نموده است (732) و لذا این احتمال به ذهن می رسد که حریث بن جابر همراه با خلید بن قره یربوعی به خراسان رفته است و به این خاطر، عده ای از راویان تاریخ، وی را و عده ای دیگر، خلید را به عنوان والی خراسان ذکر کرده اند.

اسامی تعدادی از کارگزاران حضرت

جواد فاضل می نویسد: حضرت امیر(ع) بعد از ورود به کوفه در روز جمعه شانزدهم ماه رجب سال سی و ششم هجرت، مطابق این صورت حکام و فرمانداران و بلاد اسلام را به مقر حکومتشان اعزام فرمود.
البته مدرک و مأخذ ایشان برای ما معلوم نیست، اما چون نقل آن خالی از فایده نیست، آن را ذکر می کنیم:
1- یزید بن قیس، فرماندار مداین.
2- قرظة بن کعب انصاری، فرماندار حیره.
3- مخنف بن سلیم، فرماندار اصفهان و همدان.
4- قدامة بن مظعون ازدی، فرماندار استخر.
5- عدی بن حارث، فرماندار کرمانشاهان.
6- ابوحسان بکری، فرماندار انبار.
7- سعد بن مسعود، فرماندار موصل.
8- ربعی بن کاس، فرماندار سیستان.
9- حریث بن جابر حنفی، فرماندار خراسان.
10- شنسب بن جرمک، فرماندار غور.
11- قیس بن سعد انصاری، فرماندار مصر.
12- مالک بن حارث نخعی، فرماندار نصیبین. (733)
این لیست با آنچه قبلاً از کتاب وقعه صفین نقل کردیم، در مواردی یکسان است و در مواردی متفاوت. هشت نفر اینجا در آن لیست نیز آمده است. البته محل مأموریت آنها با آنچه در این جا ذکر شده، تفاوتهایی دارد؛ در عین حالی که در بعضی موارد یکسان است. در لیست قبلی، والی خراسان ولید بن قره معرفی شده بود که در اینجا حریث بن جابر حنفی بکری ذکر شده است. علاوه بر این که در اینجا آمده است که قیس بن سعد از کوفه به مصر اعزام شده است و این با روایتی که می گوید قیس در جنگ جمل حضور داشته، هماهنگی دارد. اما با آنچه قبلاً ذکر کردیم که در ماه صفر سال سی و شش به مصر اعزام شده است منافات دارد. تنها نامی که در این لیست ذکر شده و در جای دیگر من ندیده ام، شنسب بن جرمک، کارگزار غور است. غور به تهامه و آنچه در منطقه یمن است، اطلاق می شده (734) و همین طور غور: به منطقه ای در شرق اردن و نیز به وادی بین هلمند و هرات که به آن هزارستان می گویند. اطلاق می شده است. شنسب حاکم هزارستان بود وی طبق نامه علی(ع) از مردم بیعت گرفت. (735)

شرح حال حریث

حریث بن جابر حنفی، یکی از فرماندهان حضرت امیر(ع) در جنگ صفین بود. وی از خود رشادتهای فراوانی به نمایش گذاشت و او بود که عبیداللّه بن عمر را به قتل رساند.
عبیداللّه بن عمر که همراه معاویه بود و معاویه می خواست از وجهه او به نفع خود استفاده کند در روز چهلم شوّال سال سی و هفتم در بحبوحه جنگ صفین، با حریث بن جابر در میدان روبرو شد و به دست وی از مرکب سرنگون گردید. عبیداللّه بن عمر، مردی تنومند و رشید بود به طوری که وقتی کسانش خواستند جنازه اش را کنار خیمه حریث بر قاطر بارکننده به لشکرگاه معاویه ببرند، با اینکه سه، چهار نفر بودند، نتوانستند آن را از زمین بلند کنند. حریث بن جابر که قاتلش بود گفت: کنار بروید تا جنازه عبیداللّه را بر قاطر بگذارم. گفته شد: چطور؟ گفت: آنکس که عبیداللّه را کشته، از عهده برداشتن جنازه اش هم برمی آید و با یک حرکت، نعش پسر عمر بن خطاب را به روی قاطر انداخت و گفت: اگر نه آن بود که نسبت به امام خود عصیان می ورزید، هرگز دوست نمی داشتم مردی بدین دلاوری را بر خاک و خون فرو بکشم؛ ولی جزای مردم عاصی و طاغی همین است. (736)
پس از جنگ نهروان، زمانی که حضرت امیر(ع) برای جنگ با معاویه نیرو آماده می کرد، ده سردار نامی را از میان امرای عراق برگزید و برای هر یک پرچمی بربست و با هر کدام ده هزار مرد مسلح همراه کرد. یکی از امرایی که انتخاب کرده بود، حریث بن جابر حنفی بود. (737)
رشادتهای حریث در جنگ صفّین آنقدر باعث ناراحتی معاویه گردید که هیچ گاه آن را فراموش نمی کرد. لذا وقتی که حریث از جانب زیاد بن ابیه حاکم همدان بود، از وی خواست که حریث را از کارگزاری همدان برکنار کند و زیاد برای معاویه نوشت: عزل و نصب حریث از شرف و احترام وی نمی کاهد. (738)
مرحوم شیخ طوسی حریث بن جابر حنفی را از اصحاب امیرالمؤمنین(ع) ذکر کرده است وی در جنگ صفین، فرمانده لهازم بود. (739)