فهرست کتاب


سیمای کارگزاران علیّ بن ابی طالب امیرالمؤمنین (ع) جلد اول

علی اکبر ذاکری

5- شبیب بن عامر، کارگزار نصیبین

زمانی که امیرالمؤمنین(ع) تصمیم گرفت مالک را به مصر بفرستد، طیّ نامه ای از او که در آن موقع در نصیبین بود خواست که به کوفه بیاید. و در آخر نامه چنین نوشت: و استخلف علی عملک اهل الثقة و النّصیحة من اصحابک.
و جانشین خود را فردی مورد اطمینان و خیرخواه از یارانت قرار ده. مالک طبق دستور حضرت عمل کرد به کوفه بازگشت و شبیب بن عامر ازدی را جانشین خود قرار داد. (482)
شبیب بن عامر در حوزه مأموریت خود، نصیبین، مشغول خدمت بود، تا این که متوجّه شد عبدالرّحمن بن قباث از طرف معاویه به سرزمین جزیره حمله کرده است. از این رو وی با همکاری کمیل بن زیاد نیروهای ابن قباث را متفرّق کرده، از سرحدّات علی(ع) بیرون راندند.
شبیب برای این که معاویه دیگر به فکر حمله به منطقه جزیره نیفتد، به سرحدّات شام یورش برد و تا منطقه بلعک رسید. وی سپس برگشت و به رقه یورش برد و طرفداران معاویه را ذلیل و خوار کرد. این حمله موفقیّت آمیز شبیب باعث شد که حضرت امیر(ع) درباره وی بفرماید: «رحم اللّه شبیباً! لقد ابعد الغارة و عجّل الانتصار؛ خداوند شبیب را رحمت کند! زیرا یورش را دور کرد و پیروزی را زود به ارمغان آورد. (483)
مشروح این جریان را ضمن شرح حال کمیل، کارگزار هیت بیان کردیم.
شبیب به جدّ کرمانی معروف است و مقصود از کرمانی، جدیع بن علی بن شبیب ازدی کرمانی است که در سال 120 والی خراسان شد و بعد برکنار شد و نصر بن شیار در سال 126 او را زندانی کرد. کرمانی در سال 128 با نصر جنگید و با ابومسلم خراسانی همکاری داشت تا این که در سال 129 در جنگ نصر بن سیار مجروح و سپس به دار آویخته شد و این در سال 129 هجری بود. (484)

فصل هشتم: کارگزاران جبّل و کسکر

1- سلیمان بن صرد خزاعی، کارگزار جبّل

جبّل: به فتح جیم و کسر باء مضمومه و لام، شهرکی است بین نعمانیه و واسط در جانب شرقی که قبلاً به صورت شهر بوده و امروز به صورت روستای بزرگی در آمده است. (485)
ابن واضح گوید: جبّل شهری است کهن و آباد که بعد از دیر هزقل و قبل مادرایا در مسیر کوفه و بغداد واقع است. (486)
بلاذری در انساب الاشراف نامه ای را ذکر کرده که حضرت علی(ع) به سلیمان بن صرد که در جبّل بوده، نوشته است که از این نامه معلوم می شود که وی یکی از کارگزاران حضرت بوده است.آن نامه چنین است:
و کتب(ع) الی سلیمان بن صرد و هو بالجبّل «ذکرت ما صار فی یدیک من حقوق المسلمین و انّ من قبلک و قبلنا فی الحقّ سواء فأعلمنی ما اجتمع عندک من ذلک فأعط کلّ ذی حقّ حقّه و ابعث الینا بما سوی ذلک لنقسمه فیمن قبلنا ان شاء اللّه». (487)
و حضرت امیر(ع) به سلیمان بن صرد خزعی که در جبّل بود، نوشت؛ ذکر کردی آنچه از حقوق مسلمانان نزد توست و بدان کسانی که در نزد تو و ما هستند، از حقّ مساوی برخوردارند. پس به من اطّلاع بده که از مقدار آنچه از حقوق مسلمین در نزدت جمع شده است. پس حقّ هر صاحب حقّ را بپردازد و اضافی آن را به سوی ما بفرست، تا در میان افرادی که نزد ما هستند، تقسیم کنیم. اگر خدا بخواهد.»
این نامه ای است که حضرت به سلیمان نوشته و از او خواسته است که بعد از اعلام مقدار دارایی بیت المال جبّل، اضافی آن را به کوفه بفرستد.
آنچه در انسان الاشراف ذکر شده است، «جبل» می باشد و ما با مراجعه به معجم البلدان و کتب دیگر به این نتیجه رسیدیم که باید منطقه مأموریت سلیمان، جبّل باشد، زیرا جبل (بفتح باء) شهری است در حمص (488) و به عراق عجم هم گفته می شود که گاهی از آن تعبیر به جبال می کنند و این اسم به آنچه بین شهرهای اصفهان، زنجان، قزوین، دینور، کرمانشاه و ری بوده، اطلاق می شده است. (489) و جای دیگر به این نام ذکر نشده است. بنابراین، باید حوزه مأموریت سلیمان بن صرد، همان جبّل (با تشدید باء مضمومه) باشد.