فهرست کتاب


سیمای کارگزاران علیّ بن ابی طالب امیرالمؤمنین (ع) جلد اول

علی اکبر ذاکری

دعای کمیل

خوانندگان گرامی دعای کمیل که در شبهای جمعه خوانده می شود، آشنایی دارند. این دعا منسوب به کمیل بن زیاد است. میرزا ملکی تبریزی رحمة اللّه درباره این دعا می نویسد:
«از اعمال مخصوص ماه شعبان، خواندن دعای کمیل در سجده است و این، یک نوع تأسی به امیرالمؤمنین(ع) است. در اقبال از شیخ نقل کرده که روایت شده است کمیل دید امیرالمؤمنین این دعا را در سجده در نیمه شعبان می خواند و در روایتی دیگر این گونه قصّه را تعریف می کند که کمیل بن زیاد گفت من همراه با مولای خود، امیرالمؤمنین، در مسجد بصره نشسته بودم و با آن حضرت گروهی از یارانش بودند. بعضی از آنها سؤال کردند معنای قول خداوند که می فرماید: «فیها یفرق کلّ امر حکیم» (461)
در آن شب، هر امری با حکمیت معیّن می گردد، چیست؟ حضرت فرمود: آن شب، نیمه شعبان است. قسم به خدایی که جان علی در ید قدرت اوست! هیچ بنده ای نیست مگر این که تمام آنچه بر سر او از خیر و شر تا آخر سال خواهد آمد، در شب نیمه شعبان مشخّص می گردد و هیچ بنده ای آن شب را زنده نگه نمی دارد و در آن دعای خضر نمی خواند، مگر اینکه دعای او مورد اجابت قرار می گیرد. مدّتی که گذشت، شبی به منزل حضرت رفته، در زدم ایشان فرمود: چه باعث شده که به اینجا آمده ای، گفتم: ای امیرالمؤمنین! دعای خضر. پس فرمود: ای کمیل بنشین. هرگاه این دعا را حفظ کردی، آن را در هر شب جمعه بخوان یا در هر ماه یک مرتبه یا در هر سال یک مرتبه یا در طول عمر یک مرتبه. در این صورت محفوظ مانده، یاری می شوی و روزی داده می شوی و هیچ گاه از مغفرت محروم نمی گردی. ای کمیل! طولانی بودن هم صحبتی تو با ما باعث شده است که آنچه را سؤال کردی ،به تو بدهیم. بعد حضرت فرمود: بنویس «اللّهم انّی اسألک برحمتک التی» تا آخر دعا.(462)
بنابراین دعای کمیل، به نام دعای خضر بوده و از آن جهت که به کمیل بن زیاد نقل کرده، به نام او شهرت یافته است.

مقدّس نمای جهنمی

همانطوری که گفته شد کمیل بن زیاد از اصحاب سرّ حضرت علی(ع) بوده است و حضرت شبها با او در اطراف کوفه گردش می نمود. در یکی از شبها که حضرت از مسجد کوفه به قصد منزل در حالی که یک چهارم شب گذشته بود همراه با کمیل حرکت کرد و او از پیروان و دوستان برگزیده حضرت بود، در مسیر راه به درب منزلی رسیدند که صاحب آن، مشغول تلاوت قرآن بود و این آیه را «امّن هو قانت اناء اللیل»؛ (463)
آیا چنین کسی با ارزش است یا کسی که در ساعات شب به عبادت مشغول است.» با صدای خفیف و غمگین می خواند این تلاوت باعث اعجاب کمیل گردید؛ بدون اینکه سخنی به حضرت بگوید و اظهار نظری بنماید. امّا حضرت که متوجّه تعجّب کمیل گردید؛ فرمود: «این صدای مرد، تو را متعجّب نکند، زیرا او از ساکنان آتش است و این را در آینده نزدیک به تو خواهم گفت». کمیل از مکاشفه حضرت و از این که چنین فردی، وارد آتش می شود، متحیّر گردید تا این که مدّتی گذشت و قصّه خوارج پیش آمد و حضرت علی(ع) با آنها جنگید. آنها قرآن را همانگونه که نازل شده بود، حفظ کرده بودند، یعنی، به ترتیب نزول آیات، قراءت می کردند. حضرت امیرالمؤمنین(ع) بعد از جنگ رو به کمیل کرد؛ در حالی که خون از شمشیرش می چکید و سرهای خوارج فاجر کافر روی زمین بودند، سر شمشیر خود را بر سر یکی از این سرها گذاشت و فرمود: ای کمیل! «امن هوقانت»؛ یعنی، این آقا همان شخصی است که در آن شب قرآن می خواند و باعث تعجّب تو گردیده بود. این است وضعیّت افراد بی بینش و آگاهی و اشخاص نادان و جاهل. کمیل از فرط خوشحالی و تواضع، پاهای حضرت را بوسید و استغفار کرد. (464)
آری زهد و عبادت و قرآن خواندن کافی نیست، بلکه باید اینها همراه با آگاهی و بینش باشد تا نتیجه و فایده ببخشد و الا موجب خسران و زیان می شود.

سخنان امیرالمؤمنین درباره علم

از کمیل بن زیاد نقل شده است که امیرالمؤمنین، علی بن ابیطالب(ع)، دست مرا گرفته، به صحرا برد. حضرت چون به بیرون شهر رسید، آهی کشید؛ مانند آه کشیدن اندوه رسیده و پس از آن فرمود:
یا کمیل بن زیاد انّ هذه القلوب أوعیة فخیرها أوعاها فاحفظ عنّی ما اقول لک: النّاس ثلاثة فعالم ربّانی و متعلّم علی سبیل نجاة و همج رعاع اتباع کلّ ناعق یمیلون مع کلّ ریح. لم یستضیئوا بنور العلم و لم یلجاوا الی رکن وثیق. یا کمیل العلم خیر من المال، العلم یحرسک و انت تحرس المال و المال تنقصه و العلم یزکوا علی الانفاق و صنیع المال یزول بزواله.
یا کمیل بن زیاد: معرفة العلم دین یدان به به یکسب الانسان الطاعة فی حیاته و جمیل الا حدوثه وفاته و العلم حاکم و المال محکوم علیه.
ای کمیل بن زیاد! این دلها به مانند ظرفهاست و بهترین آنها، نگاهدارنده ترین آنهاست. از من به یاد داشته باش آنچه من به تو می گویم: مردم سه دسته اند؛ اعلم ربانی، طالب علم و آموزنده ای که بر راه نجات و رهایی یافتن است و مگسان کوچک و ناتوان (ناآگاه و نفهم) که هر آواز کننده ای را پیروند و با هر بادی حرکت می کنند؛ از نور علم و دانش، روشنی نخواسته اند و به پایه ای استوار پناه نبرده اند. ای کمیل! علم بهتر از مال است، زیرا علم ترا نگاهدارد، امّا تو مال را نگاه می داری؛ مال با بخشش کم می شود و علم بر اثر بخشش فزونی می یابد و بزرگی به واسطه دارایی، با از بین رفتن آن از دست می رود.
ای کمیل بن زیاد، آشنایی با علم، دینی است که به سبب آن، جزا و پاداش داده می شود. انسان در زندگی خود به وسیله علم، طاعت و پیروی به دست می آورد و پس از مرگ، پسندیده گوییها کسب می نماید و علم فرمانرواست و مال فرمانبر و مغلوب است.
یا کمیل بن زیاد هلک خزّان الاموال و هم احیاء و العلماء باقون ما بقی الدهر اعیانهم مفقودة و امثالهم فی قلوب موجودة.
ای کمیل بن زیاد! گردآورندگان داراییها تباه شده اند، در حالی که آنها زنده هستند (و در میان جامعه می باشند) و امّا دانشمندان پایدار می باشند، چندان که روزگار پابرجاست وجودشان گم شده است و صورتهایشان در دلها برقرار است.
سپس حضرت با دست مبارک به سینه خود اشاره نموده، می فرماید:
ها انّ ههنا لعلماً جمّاً لو اصبت لقناً غیر مأمون علیه مستعملاً الة الدین للدّنیا و مستظهراً بنعم اللّه علی عباده و بحججه علی اولیائه او منقاداً لحملة الحقّ لابصیرة له فی أحنائه ینقدح الشّک فی قلبه لاوّل عارض من شبهة الا لاذا و لاذاک او منهوماً باللذة سلس القیاد للشهوة او مغرماً بالجمع و الادّخار لیسا من رعاة الدین فی شی ء شبها بهما الانعام السّائمة، کذلک یموت العلم بموت حاملیه.
اینجا حضرت طالبان علم را به چهار دسته تقسیم نموده، هیچ کدام را صالح و شایسته برای دریافت علم نمی داند و می فرماید:
«آگاه باش اینجا اشاره به سینه خود می کند علم فراوان است، اگر برای آن فراگیرانی می یافتم. آری می یابم تیز فهم را که از او مطمئن نیستم، زیرا دست افزار دین را برای دنیا به کار می برد و به نعمتهای خدا و بر بندگانش و به حجّتهایش (مانند عقل و خرد) بر دوستانش، برتری می جوید.
2- یا می یابم فرمانبری را برای صاحب حق و دانش که او را در گوشه و کنار خود، بینایی و آگاهی نیست؛ با اوّلین شبهه ای که آید، شک و گمان خلاف در دل او زبانه می کشد. بدان نه این گروه و نه گروه اوّل، اهل علم حقیقی نمی باشند.
3- یا می یابم کسی را که در لذّت و خوشی زیاده روی کرده، بآسانی پیرو شهوت و خواهش نفس می گردد.
4- یا کسی را که شیفته گردآوردن و انباشتن است. این دو هم از نگهدارندگان دین در کاری از کارها نیستند نزدیکترین مانند به این دو چهارپایان چرنده می باشند. در چنین روزگاری است که علم با مرگ حمله و نگهدارش می میرد و از بین می رود. حضرت سپس درباره لزوم حجّت سخن می گوید و در آخر به کمیل می فرماید ای کمیل! اگر می خواهی برگرد. (465)
از آنجا که کمیل همراه علی(ع) و جزو اصحاب سرّ بوده است، آن حضرت توصیه های گوناگون و ارزنده را به او نموده است. در نهج البلاغه در کلمات قصار (466) یکی دیگر از توصیه های حضرت به کمیل نقل شده است و مرحوم علّامه مجلسی در بحار (467) وصایای آن حضرت را به کمیل به روایات مختلف به طور مفصّل ذکر کرده است.
از علی بن موسی(ع) نقل شده است که امیرالمؤمنین به کمیل فرمود: یا کمیل اخوک دینک فاحتط لدینک بما شئت؛ ای کمیل! برادر تو به منزله دین توست. پس به آنچه می خواهی، برای دین خود احتیاط نما.(468)