فهرست کتاب


سیمای کارگزاران علیّ بن ابی طالب امیرالمؤمنین (ع) جلد اول

علی اکبر ذاکری

نامه حضرت امیرالمؤمنین به مالک بن کعب ارحبی

حضرت امیر(ع) طیّ نامه ای به مالک در هنگام کارگزاریش می نویسد:
امّا بعد: انّی ولیّتک معونة البهقباذات فاثر طاعة اللّه و اعلم انّ الدنیا فانیة و الاخرة آتیة و اعمل صالحاً و انّ ابن آدم محفوظ علیه و انّه مجزیّ به فعل اللّه بناوبک خیراً (447)
«همانا من تو را به همراهی و همکاری در بهقباذات گماردم. پس طاعت خداوند را برگزین و بدان که دنیا نابود شدنی و آخرت در انتظار توست. همیشه کار نیک نما، زیرا کار و عمل فرزند آدم برای او محفوظ می ماند و به آن پاداش داده می شود. خداوند نسبت به ما و تو به نیکی رفتار کند!»
از این نامه استفاده می شود علاوه بر اینکه مالک در حوزه مأموریتش کار می کرده، حضرت امیر (ع) او را به همکاری در منطقه بهقباذات نیز گمارده است و اگر محلّ مأموریت او را عین المتر در نظر بگیریم، می بینیم که حضرت به جهت صلاحیّت مالک، او را برای همکاری در بهقباذات نیز مأموریت می دهد.
در تاریخ یعقوبی نامه ای را ذکر کرده که حضرت امیر (ع) آن را به کعب بن مالک نوشته است و مضمون آن، علاوه بر اینکه مطالب جدیدی را در بردارد با نامه ای که از بلاذری نقل کردیم، مشابهت دارد و به نظر می رسد که هر دو نامه، یکی باشد و در ذکر نام آن اشتباه شده و به جای مالک بن کعب، کعب بن مالک آمده است، زیرا آنچه در تاریخ به نام کعب بن مالک ذکر شده، فردی است که در جنگ تبوک همراه با دو نفر دیگر شرکت نکرده است و ما، در کتب رجال فردی را با این نام که به عنوان کارگزار باشد، ندیده ایم و حتّی جزو یاران آن حضرت هم ذکر نشده است (448)به هر حال از آنجا که این نامه از حیث مضمون، تفاوتهایی با نامه ای که ذکر شد، دارد آن را نقل می کنیم:
أمّا بعد فاستخلف علی عملک و اخرج فی طائفة من أصحابک، حتّی تمرّ بأرض کورة السّواد فستأل عن عمّالی و تنظر فی سیرتهم فیما بین دجلة و العذیب، ثمّ ارجع الی البهقباذات فتولّ معونتها و اعمل بطاعة اللّه فیما و لّاک منها، و اعلم أنّ کلّ عمل ابن آدم محفوظ علیه مجزی به، فاصنع خیراً صنع اللّه بناوبک خیراً و أعلمنی الصدق فیما صنعت، والسلام. (449)
بر حوزه خدمت خود کسی را جانشین گذار و با گروهی از کسان خود بیرون رو تا به منطقه سواد عراق بگذری و در میان دجله و عذیب، از کارمندان و کارگزاران من پرسش و جستجو کن و در روش و سیره آنها بنگر. پس به بهقباذها (450)
بازگرد و همراهی با آنها را در عهده گیر و فرمان خدا را در آنچه از این سرزمینها در عهده تو نهاده است. به کار بر و بدان که هر کار فرزند آدم به حساب او می آید و بدان پاداش داده می شود! پس نیکی کن؛ خدایا با ما و تو نیکی کند و از آنچه انجام دادی، براستی مرا آگاه ساز والسلام.

دستور بازرسی از عملکرد کارمندان

حضرت علی (ع) در اینجا به مالک بن کعب مأموریت می دهد که از کار و روش کارگزارانش در محدوده عذیب و دجله بازرسی کند و تحقیق نماید و این درسی برای مسؤولین حکومت است که همیشه باید مراقب رفتار کارمندان خود باشند. در آخر حضرت توصیه می کند که باید در گزارش و بررسی خود، راستی را از یاد نبرد و بداند که کار فرزند آدم نزد خداوند محفوظ است و او آگاه به همه چیز است.
در آخر به مأموریت دیگر مالک اشاره می کنیم؛ زمانی که معاویه مسلم بن عقبه را برای گرفتن بیعت به دومةالجندل اعزام کرد، حضرت مالک را برای تعقیب مسلم فرستاد و مسلم مجبور به فرار شد. (451)

3- کمیل بن زیاد نخعی فرماندار هیت

هیت به کسر هاء، نام شهری بوده که به اسم بنیانگذار آن، هیت بندی یا بلندی نامگذاری شده است، این شهر بالای شهر انبار بوده است، دارای درختهای خرمای بسیار و برکات زیاد بوده و در جهت خشکی و ساحل غرب فرات واقع شده است و قبر عبداللّه بن مبارک در آن است. (452) کمیل بن زیاد نخعی از بزرگان خواص امیرالمؤمنین (ع) و جزو اصحاب سرّ آن حضرت بوده است. (453)
کمیل بن زیاد نخعی از اصحاب علی (ع) و شیعیان و خواص آن حضرت بوده و او را حجّاج بن یوسف به خاطر مذهبش که شیعه بود، به شهادت رسانده است. کمیل کارگزار حضرت علی (ع) بر هیت بوده و در کار خود ضعف نشان می داد، زیرا مأمورین معاویه به اطراف عراق یورش می بردند و او جلو آنها را نمی گرفت و ضعف خود را با حمله به سر حدّات تحت سلطه معاویه جبران می کرد؛ مثل حمله به قرقیسیا و اطراف آن از روستاهای اطراف فرات. حضرت علی (ع) این روش کمیل را نپسندید و طیّ نامه ای او را از این کار بازداشت، زیرا حضرت معتقد بود که وظیفه یک کارگزار، حفظ حوزه مأموریت اوست، به این که بخواهد. به مناطق دیگر حمله کند و در همان حال حوزه مأموریت او مورد تعرّض قرار بگیرد. (454)