فهرست کتاب


سیمای کارگزاران علیّ بن ابی طالب امیرالمؤمنین (ع) جلد اول

علی اکبر ذاکری

شرح حال ابوقتاده انصاری

حضرت امیر(ع) خالد بن عاص بن هشام را که از سوی عثمان والی مکّه بود، عزل کرد و ابوقتاده انصاری را به جای او منصوب کرد و او تا زمان شهادت حضرت، کارگزار مکّه بود.(103)
بنابر قول صحیح، نام ابوقتاده انصاری، حارث بن ربعی بوده است، همچنین نامهای نعمان بن ربعی و عمرو نیز گفته شده است.(104) شیخ طوسی او را از اصحاب علی(ع) و رسول خدا(ص) دانسته است.(105)
در کتاب رجال خویش دارد که نعمان بن قتادة بن ربعی جزو اصحاب علی(ع) و کارگزار آن حضرت در مکّه بوده است.(106)
به نظر می رسد آنچه شیخ طوسی رضوان اللّه علیه نقل کرده است، اشتباه باشد و یا نظر ایشان همان ابوقتاده بوده و اشتباه به وسیله نسّاخ به وجود آمده است. گویا اصل آن چنین بوده است؛ النعمان ابوقتادة بن ربعی. به هر حال ما، در کتب رجال، فردی را با این نام نیافتیم و عدم الوجدان لایدلّ علی عدم الوجود.
در کتاب «ناسخ التواریخ» نیز نقل شده است که علی(ع) ابوقتاده را به عنوان والی مکّه انتخاب کرد.(107)
بنابر آنچه نقل شد، نسب ابوقتاده از سوی حضرت امیر(ع) به امارت مکّه مسلّم است.
پیامبر درباره ابوقتاده فرموده است: ابوقتاده از بهترین جنگجویان سواره است.(108) پیامبر گرامی اسلام(ص) عبداللّه بن عتیک، ابوقتاده بن ربعی، خزاعی بن اسود و مسعود بن سنان را به سرپرستی ابن عتیک، مأمور کشتن سلّام بن ابی الحقیق کرد و آنها او را در قلعه خیبر کشتند.(109)
ابوقتاده بدری بود و در جنگ احد نیز شرکت داشت. وقتی که پیامبر دید حمزه را مثله کرده اند، بشدت اندوهگین شد و فرمود: اگر به قریش دست بیابم، سی نفر را از آنها را مثله خواهم کرد. خداوند این آیه را نازل کرد:
«و ان عاقبتم فعاقبوا بمثل ما عقوبتم به و لئن صبرتم لهو خیر للصّابرین»(110)
اگر درصدد عقوبت هستید، همانند آنچه آنها عمل کردند عقوبت نمایید، امّا اگر صبر کنید، آن برای صبر کنندگان بهتر است.
پیامبر فرمود: پس ما صبر می کنیم و کسی از قریش را مثله نکرد. امّا ابوقتاده زمانی که کار قریش را نسبت به حمزه دید، حرکت کرد و از قریش انتقاد نمود. پیامبر به او اشاره کرد بنشین، تا این که سه مرتبه این موضوع تکرار شد. سپس پیامبر فرمود: ای ابوقتاده! بدرستی که قریش امانتدار هستند؛ هر کسی از آنها کار خلافی مرتکب شود، خداوند او را به خاطر گمراهیش سرکوب می نماید و امید است که عمر تو طولانی شود و مدّت کوتاهی، عمل تو همراه اعمال آنها و کار تو همراه کار آنها خواهد بود. اگر نبود که قریش عاقبت خوبی ندارند، به آنها خبر می دادم به آن مقامی که نزد خدا دارند. ابوقتاده گفت به خدا قسم ای رسول خدا(ص) من غضب نکردم، مگر به خاطر خدا زمانی که آن گونه عمل کردند. پیامبر فرمود: راست می گویی: «بئس القوم کانوا لنبیّهم»؛ بد قومی برای پیامبرشان بودند.(111)
در این روایت، پیامبر گرامی اسلام(ص) به امارت ابوقتاده بر مکّه و این روزی بر قریش حکومت خواهد کرد، اشاره کرده است.
اینکه حضرت امیر(ع) او را به امارت مکّه گمارد، نشانگر عدالت او می باشد، زیرا نمی شود جان و ناموس و اموال و حقوق فقرا را به غیر عادل واگذار کرد و باید والی، فردی عادل باشد؛ مخصوصاً با توجّه به این که در آن زمان، اقامه نماز جمعه و جماعت و قضاوت به عهده والی بوده است.
پیامبر همراه با یارانش در سفر بودند. با آبی که موجود بود، پیامبر وضو گرفت و به خاطر فضله ای که در آب افتاد، مسلمانان آبی برای وضو نداشتند و بر اثر شدّت تشنگی به جانب رسول خدا هجوم آورده، فریاد می زدند: آب، آب، آب! پیامبر دستور دادند قدحی آوردند و به ابوقتاده فرمود: آب در قدح بریز! ابوقتاده در قدح آب می ریخت و رسول خدا به مردم آب می داد و همین طور ابوقتاده آب می ریخت و پیامبر به مردم آب می داد، تا اینکه تمام مردم سیراب شدند.
ابوقتاده انصاری فارس رسول خدا(ص) بود که آن حضرت برای او دعا کرد و او در تمام جنگهای حضرت علی(ع) شرکت داشت.(112) ابوقتاده انصاری همیشه همراه رسول خدا(ص) و از آن حضرت حمایت می کرد و فردی دلسوز و متعهّد بود.
در زمان خلافت ابوبکر، وقتی که خالد بن ولید، مالک بن نویره را کشت و فوراً با زنش ازدواج کرد، ابوقتاده اوّلین نفری بود که خبر کشته شدنش مالک بن نویره را به ابوبکر داد و قسم خورد با گروهی که تحت رهبری خالد باشد به جهاد نرود، چون او مالک را در حالی که مسلمان بود، کشت.(113)

سخنان ابوقتاده قبل از جنگ جمل

از تاریخ استفاده می شود که ابوقتاده در جنگ جمل شرکت داشته است.
بنابراین، قبل از جنگ احتمالاً مدّت کوتاهی به عنوان استاندار مکّه از سوی علی(ع) منصوب گردیده و در جنگ جمل شرکت کرده است. او قبل از حرکت برای جنگ جمل، خطاب به علی(ع) چنین گفت: «ای امیر مؤمنان! رسول خدا(ص) این شمشیر را بر گردن من بسته است. مدّتی که آن را در نیام داشتم و اکنون زمان آن فرا رسیده است که آن را علیه این ستمگران که برای امّت فساد و تباهی آورده اند، از نیام بیرون کشم و دوست می دارم که مرا پیشاپیش و در مقدّمه گسیل فرمایی و چنین کن.(114)»
این سخنان جالب ابوقتاده، نشانگر روح تعهّد، ایمان و اعتقاد او نسبت به مقام و ولایت است و این که او در زمان خلفای سابق در جنگی شرکت نداشته و به تعبیر خودش، شمشیری را که رسول خدا بر گردن او آویخته است، در نیام داشته و حال برای دفاع از حق آن را نیام بیرون آورده است. بنا به پیشنهاد و خواست ابوقتاده، حضرت علی(ع) او را در جنگ جمل بر پیادگان گماشت.(115)

مرگ ابوقتاده

ابوقتاده که در جنگهای حضرت علی(ع) حضور فعّال داشت، در زمان خلافت آن حضرت و در کوفه در سنّ هفتاد سالگی از دنیا رفت و حضرت در نماز بر او هفت پیکر خواند که نشانگر عظمت و جلالت مقام او در پیشگاه خداوند می باشد.(116) رحمت خدا بر او باد!