فهرست کتاب


سیمای کارگزاران علیّ بن ابی طالب امیرالمؤمنین (ع) جلد اول

علی اکبر ذاکری

مشکلات حکومت علی(ع)

در فاصله رحلت پیامبر و آغاز خلافت امیرالمؤمنین بدعتها و سنتهای غلطی در جامعه ایجاد شد. و مردم از سنت رسول گرامی اسلام و برخی دستورات اسلام بیگانه شدند و زمینه مناسب اجرای کامل قوانین اسلام از بین رفت.
از این رو حضرت سعی می کرد به قدر امکان در اجرای دستورات اسلام و احیای سنّت پیامبر بکوشد ولی این کوششها در برخی موارد به نتیجه مطلوب نرسید، جنگهای مختلف حضرت در دوران کوتاه خلافتش نشانگر عدم تحمّل عدالت از جانب گروهی از مسلمانان است.
حضرت در خطبه ای یاران خود را از مشکلاتی که با آن روبروست مطلع می سازد و رسماً به آنها اعلام می کند که مردم آمادگی پذیرش برخی از احکام اسلامی را ندارند و وی نتوانسته بدعتهائی را که در طول بیست وپنج سال دوران بعد از رحلت پیامبر ایجاد شده از بین ببرد.

خطبه حضرت امیرالمؤمنین(ع)

حضرت در این خطبه بعد از حمد و ثنای الهی و درود بر پیامبر گرامی اسلام سخنانی راجع به فتنه و التقاط و پیروی از هوی و آرزوهای بی جا دارد و در ادامه می فرماید:
انّی سمعت رسول اللّه (ص) یقول: کیف انتم اذا لبستکم فتنه یربو فیها الصغیر و یهرم فیها الکبیر یجری النّاس علیها و یتّخذونها سنّة فاذا غیر منها شی قیل: قد غیّرت السّنّة" و قد اتی النّاس منکراً.
از رسول خدا شنیدم که فرمود: چگونه خواهید بود، زمانی که فتنه ای شما را برگیرد که کوچک در آن بزرگ و بزرگ در آن پیر گردد مردم طبق آن عمل کنند و آن را به عنوان سنّت (پسندیده) بپذیرد به گونه ای که هرگاه اندکی از آن (فتنه ها و بدعتها) تغییر کند گفته شود، سنّت تغییر یافته و مردم منکر انجام می دهند.
سپس حضرت به اطراف خود که عدّه ای از خاندان و خواص و پیروانش حضور داشتند نگاه کرده و فرمود:
قد عملت الولاه قبلی اعمالاً خالفوا فیها رسول اللّه (ص)... و لو حملت النّاس علی ترکها و حولتها الی مواضعها و الی ما کانت فی عهد رسول اللّه(ص) لتفرق عنی جندی حتّی أبقی وحدی او قلیل من شیعتی الّذین عرفوا فضلی و امامتی من کتاب اللّه عزّوجلّ و سنتّة رسول اللّه(ص).
حاکمان قبل از من اعمالی را انجام داده اند که در آن با رسول خدا مخالفت کرده اند... و اگر چنانچه مردم را وادار کنم بر ترک (بدعتها) و آنچه در زمان پیامبر بوده انجام دهیم. هر آینه لشکرم از اطرافم پراکنده شود، به گونه ای که تنها باقی می مانم، یا تنها گروه اندکی از شیعیانم که فضل و برتری مرا شناخته و طبق کتاب خدا و سنّت پیامبر، امامت من را واجب می دانند باقی خواهند ماند.
بعد از آن حضرت سی و یک مورد از مواردی را که بر خلاف دستور پیامبر عمل شده بر می شمرد از جمله: مسأله فدک، قطائعی که رسول خدا(ص) به گروهی داد و با آن مخالفت شد، به زور گرفتن منزل جعفر و اضافه نمودن آن به مسجد، امتیازاتی که در تقسیم بیت المال به وجود آمده بود، تحریم حج نساء و متعه، عدم جهر به بسم اللّه الرّحمن الرّحیم در نماز و بدعتهائی که درباره وضوء، غسل، نماز و گرفتن زکات ایجاد شده و...
و می فرماید: اگر من این موارد را اصلاح می کردم «اذا لتفرقوا عنّی» مردم از اطراف من پراکنده می شدند.
سپس حضرت نمونه ای از مخالفت مردم را ذکر می کند و می فرماید: من در ماه رمضان دستور دادم که تنها نمازهای واجب خود را به جماعت بخوانند و آنها را آگاه نمودم که:
انّ اجتماعهم فی النوافل بدعة.
نمازهای مستحبی را به جماعت خواندن بدعت است.
بلافاصله گروهی از نیروهای نظامی لشکرم داد زدند. ای اهل اسلام سنّت عمر تغییر پیدا کرده ما را از خواندن نماز در ماه رمضان نهی می کند.
و لقد خفت ان یثوروا فی ناحیة جانب عسکری.
ترسیدم که عده ای از لشکرم شورش کنند و با من به مخالفت برخیزند.
سپس حضرت از رفتار مردم و عصیان آنان اظهار نگرانی کرده می فرماید:
ما لقیت من هذه الامّة من الفرقة و طاعة ائمة الضلالة و الدّعاة الی النّار.
آنچه من از این امّت دیده ام عبارت است از، افتراق، پیروی از رهبران باطل و گمراه کننده و دعوت به آتش.
در آخر حضرت به خمس اشاره می کند و می فرماید: من نتوانستم حق ذی القربی را از خمس به خاندان عصمت و طهارت بدهم با این که آنها از زکات محروم شده و خمس برای آنان تعیین گردیده است.(5)
در ارتباط با سهم ذی القربی از ابن عبّاس نقل شده که خمس در زمان رسول خدا به پنج قسمت تقسیم می شد امّا ابوبکر، عمر و عثمان سهم رسول و ذی القربی را ساقط کرده و خمس را به سه سهم تقسیم می کردند. علی(ع) نیز طبق این نظر و روش عمل کرد و خمس را به سه قسمت تقسیم می نمود.(6)
از سخن ابن عبّاس استفاده می شود که حضرت نتوانسته در باب خمس سنّت پیامبر را عمل کند. از این رو طبق نظر خلفای سابق عمل کرده است.
از سخنان حضرت در این خطبه به دست می آید که مردم آگاهی لازم را برای اجرای تمام احکام اسلامی نداشته و یا انگیزه های دیگری باعث شده است که به نظرات آن حضرت بی توجّه باشد؛ اجرا نشدن برخی قوانین دلیل بر فساد حکومت نیست بلکه عدم تحمل افراد جامعه و مشکلات موجود در اجتماع اجرای بعضی از قوانین را به تأخیر می اندازد.
مردم به گونه ای اطاعت علی(ع) را رها کرده و آن حضرت را تنها گذاشتند که آرزو می کند خداوندی را از شرّ آنان نجات دهد.(7) و به خاطر این که به نظرات و افکار وی بی توجّه هستند می فرماید: «لارأی لمن لایطاع»(8) رهبری که اطاعت نشود نظری ندارد» مشکلات و موانع سیاسی، اجتماعی باعث شد که حضرت فرصت نیابد آن گونه که بایسته است و خود بارها اعلام کرده بود بدعتها را از بین برده و به دستورات اسلام جامه عمل بپوشاند.

انگیزه تألیف کتاب

برای پاسخگوئی به سؤالی که در آغاز مقدّمه مطرح شد به نظرم رسید که دوران حکومت امیرالمؤمنین(ع) را بررسی کرده و مشکلات و موانعی را که حضرت با آن روبرو بود، مطرح نمایم. تا جامعه ما توجّه داشته باشد که اجرای قوانین اسلام، کار آسانی نیست اگر چه کارهای اجتماعی و سیاسی در دست حاکم اسلامی است، لیکن این مردم هستند که با اطاعت و پیروی از رهبر می توانند نقش اصلی را در اجرای احکام اسلامی به عهده بگیرند. و چنانچه مردم، آمادگی لازم را برای پذیرش احکام اسلامی نداشته باشد. امکان اجرای قوانین تقلیل پیدا می کند و همان گونه که ذکر شد امام خمینی(ره) بارها به این اشکال پاسخ داده اند.
در سال 1362 بدین منظور طراحی را با عنوان «حکومت پنج ساله علی(ع)» تهیّه و محورهای آن را مشخص نمودم ولی توفیق تحقیق درباره آن را نیافتم تا این که در آبان ماه سال 1365 توفیق حاصل شد و به جبهه فاو اعزام شدم و آنجا که محلّ مأموریتم در منتهی الیه فاو به نام «قشله» یک مقر مهندسی بود و نیروهای آن اکثراً رانندگان کامیون بودند، که از طریق پل بعثت (پلی بود که جهاد سازندگی خراسان با لوله های بزرگ در اروندرود ایجاد کرده بود) شن و ماسه به قشله و فاو می آوردند؛ روزها به مطالعه می پرداختیم و در آنجا مطالعه درباره یکی از محورهای طرح مذکور را با نام کارگزاران امیرالمؤمنین(ع) آغاز کردم.
کتاب نهج البلاغه را از مقر تبلیغات قرارگاه نوح به امانت گرفته و مطالعه درباره کارگزاران حضرت را با مطالعه نامه های نهج البلاغه آغاز نمودم که در این بخش نهج البلاغه نام چهارده تن از کارگزاران دوران حکومت علی(ع) ذکر شده است.
بعد از مراجعت از جبهه، تحقیق و تتبع خود را ادامه دادم، عمده تحقیقات من در روزهای پنج شنبه، جمعه، ایّام تعطیل و در سفرهای تبلیغی بوده است. بعد از مدّتی مطالعه با استفاده از کتب دست اوّل تاریخی و متون معتبر مانند: الغارت وقعه صفین، بحارالانوار، شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، تاریخ طبری، انساب الاشراف، کامل ابن اثیر، تاریخ اعثم کوفی و کتب رجالی و... نام تعدادی از کارگزاران حضرت امیر(ع) استخراج نمودم و سپس به فیش برداری درباره زندگانی آنان پرداختم و بعد از آن تنظیم و نگارش شرح حالشان را آغاز نمودم.
نگارش اولیّه جلد اوّل و دوّم با شرح حال عبداللّه بن عبّاس در شب جمعه 11/1/68 به پایان رسید. بخش اوّل کتاب نیز در روز جمعه 17 شهریور سال 1368 در موطن اوّلیه ام پایان یافت. در آغاز در نظر داشتم که چاپ کتاب را تا تنظیم و نگارش جلد سوّم به تأخیر بیندازیم؛ ولی از آنجا که تنظیم و تهیّه مباحث آن نیاز به زمان داشت، ترجیح دادم که این دو جلد را چاپ نموده تا انشاءالله فرصت مناسب برای نگارش جلد سوّم فراهم شود.