فهرست کتاب


التوحید (ترجمه کتاب توحید شیخ صدوق پیرامون صفات و نشانه های خداوند متعال)

شیخ صدوق مترجم و شارح:استاد علی اکبر میرزایی‏

62. باب أن الله تعالی لایفعل بعباده الا الصلح لهم

62. درباره این که خداوند نسبت به بندگانش فقط آن چه به نفع آنها است، انجام می دهد.

1. أخبرنی أبو الحسین طاهر بن محمد بن یونس بن حیوة الفقیه ببلخ، قال: حدثنا محمد بن عثمان الهروی، قال: حدثنا أبو محمد الحسن بن الحسین بن مهاجر قال: حدثنا هشام بن خالد، قال: حدثنا الحسن بن یحیی الحنینی قال: حدثنا صدقة بن عبدالله، عن هشام، عن أنس عن النبی، عن جبرئیل، عن الله عزوجل؛ قال:
قال الله تبارک و تعالی: من أهان ولیا لی فقد بارزنی بالمحاربة و ما ترددت فی شی ء أنا فاعله مثل ما ترددت فی قبض نفس المؤمن یکره الموت و أکره مساءته و لابد له منه، و الهی تقرب الی عبدی بمثل أداء ما افترضت علیه، و لا یزال عبدی یتنفل لی حتی احبه، و متی أحببته کنت له سمعا و بصرا و یدا و مؤیدا، ان دعانی أجبته، و ان سألنی أعطیته، و ان من عبادی المؤمنین لمن یرید الباب من العبادة فأکفه عنه لئلا یدخله عجب فیفسده ذلک، و ان من عبادی المؤمنین لمن لا یصلح ایمانه الا بالفقر و لو أغنیته لأفسده ذلک، و ان من عبادی المؤمنین لمن لا یصلح ایمانه الا بالغناء و لو أفقرته لأفسده ذلک، و ان من عبادی المؤمنین لمن لا یصلح ایمانه الا بالسقم و لو صححت جسمه لأفسده ذلک و ان من عبادی المؤمنین لمن لا یصلح ایمانه الا بالصحة و لو أسقمته لأفسده ذلک، انی ادبر عبادی لعلمی بقلوبهم، فانی علیم خبیر.
1. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) از جبرئیل و او از خداوند نقل می کند که فرموده است: کسی که به دوست من توهین کند، به طور یقین با من به جنگ برخاسته است و من در چیزی که انجام می دهم، شک و تردید نمی کنم آن طوری که در قبض روح مؤمنی که مرگ را ناپسند می داند، (به خود) تردید می دهم (یعنی از یک طرف مرگ حق است و از طرفی دیگر دعای مؤمن هم مستجاب می شود و او می خواهد از دنیا نرود.) و من بدی او را دوست ندارم، اما چاره از مرگ نیست و بنده ام به من به چیزی مانند انجام واجبات نزدیک نمی شود و همیشه مستحبات را انجام می دهد تا جایی که او را دوست خواهم داشت و هنگامی که او را دوست داشته باشم، گوش، چشم، دست و یاور او می شوم. چنان که مرا صدا بزند، جوابش را می دهم و اگر از من چیزی بخواهد، به او می دهم و بعضی از مؤمنان قصد انجام عبادتی از روشی خاص را دارند که او را از انجام این کار باز می دارم تا غرور در باطن او داخل نشود و او را فاسد نکند و بعضی از بندگان مؤمن من کسانی هستند که ایمانش فقط با نیازمندی اصلاح می شود و اگر او را بی نیاز می کردم، همان بی نیازی، ایمانش را از بین می برد و بعضی از مؤمنان نیز هستند که بی نیازی او را اصلاح می کند و اگر او را نیازمند می کردم، همان نیازمندی ایمانش را فاسد می کرد و بعضی از بندگان مؤمن کسانی هستند که بیماری او را اصلاح می کند و اگر جسمش را سالم نگه دارم، همان سلامتی او را از بین می برد و بعضی از بندگان فقط سلامتی او را اصلاح می کند و اگر او را بیمار کنم، همان بیماری او را فاسد می کند. حقیقتا من به خاطر آگاهی نسبت به بندگانم، دلهایشان را دگرگون می سازم، زیرا من دانا و آگاه هستم.
2. حدثنا أبو أحمد الحسن بن عبدالله بن سعید العسکری، قال: حدثنا عبدالله بن محمد بن عبد الکریم، قال: حدثنا محمد بن عبد الرحمن البرقی، قال: حدثنا عمرو بن أبی سلمة، قال: قرأت علی أبی عمر الصنعانی عن العلاء بن عبد الرحمن، عن أبیه، عن أبی هریرة:
أن رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) قال: رب أشعث أغبر ذی طمرین مدفع بالأبواب لو أقسم علی الله عزوجل لأبره.
2. ابو هریره از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل می کند که آن حضرت فرمودند: چه بسا انسانی با لباس های خاکی، کهنه که از خانه ها دورش می کنند، چنان که به خداوند قسم بخورند، خداوند او را دگرکون خواهد ساخت.
3. حدثنا أبی (رحمهم الله)، قال: حدثنا علی بن ابراهیم بن هاشم، عن أبیه عن الحسن ابن محبوب، عن عبدالله بن سنان، عن محمد بن المنکدر، قال:
مرض عون بن عبدالله بن مسعود فأتیته أعوده فقال: ألا احدثک بحدیث عن عبدالله بن مسعود قلت: بلی، قال: قال عبدالله: بینما نحن عند رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) اذ تبسم، فقلت له مالک یا رسول الله؟ قال: عجبت من المؤمن و جزعه من السقم، و لو یعلم ماله فی السقم من الثواب لأحب أن لا یزال سقیما حتی یلقی ربه عزوجل.
3. محمد بن منکدر می گوید: عون فرزند عبدالله بن مسعود مریض شد، برای عیادت به نزد او رفتم. او گفت: آیا می خواهی از عبدالله بن مسعود حدیثی برای تو بگویم. گفتم: بله، می خواهم.
او گفت: عبدالله بن مسعود می گوید: نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بودم که ناگهان تبسم کردند. به ایشان عرض کردم: ای رسول خدا! چه شده است؟ آن حضرت فرمودند: از مؤمن و بی تابی او نسبت به بیماری تعجب می کنم و اگر می دانست که در مقابل بیماری به چه ثوابی می رسد، دوست داشت همیشه بیمار باشد تا این که خداوند را ملاقات کند. (و از دنیا برود.)
4. حدثنا محمد بن الحسن بن أحمد بن الولید (رحمهم الله)، قال: حدثنا محمد بن الحسن الصفار، عن یعقوب بن یزید، عن محمد بن أبی عمیر، عن هشام بن سالم، قال:
قال أبو عبدالله (علیه السلام): ان قوما أتوا نبیا فقالوا: ادع لنا ربک یرفع عنا الموت، فدعا لهم، فرفع الله تبارک و تعالی عنهم الموت، و کثروا حتی ضاقت بهم المنازل و کثر النسل، و کان الرجل یصبح فیحتاج أن یطعم أباه و امه وجده وجد جده و یرضیهم و یتعاهدهم، فشغلوا عن طلب المعاش، فأتوه فقالوا: سل ربک أن یردنا الی آجالنا التی کنا علیها، فسأل ربه عزوجل فردهم الی آجالهم.
4. هشام بن سالم از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند که آن حضرت فرمودند: گروهی به نزد پیامبری (در زمان خود) آمدند و عرض کردند: از پروردگار خود بخواه تا مرگ را از ما بردارد. آن پیامبر هم برای آنها دعا کرد و خداوند مرگ را از آنها برداشت، به طوری که (از نظر جمعیت) زیاد شدند تا جایی که خانه برای آنها تنگ شد و نسلشان (فرزندانشان) زیاد گشت و هر شخصی در صبح نیاز داشت که به پدر، مادر، جد و حتی جد؟ غذا بدهد و آنها را راضی نگه دارد و ارتباط برقرار کند و این کارها، آنها را از به دست آوردن روزی، مشغول می ساخت.
(دوباره آن گروه) به نزد پیامبر (در زمان خود) آمده و عرض کردند: از خداوند بخواه ما را بر اساس همان زمان مرگ، برگرداند. آن پیامبر (نیز) از خداوند خواست و خداوند نیز آن گروه را به اجل های خود برگرداند. (تا بر اساس همان زمان ها از دنیا بروند.)
5. حدثنا علی بن أحمد بن عبدالله بن أحمد بن أبی عبدالله البرقی (رحمهم الله) قال: حدثنا أبی، عن جده أحمد بن أبی عبدالله، عن الحسن بن علی بن فضال، عن علی ابن عقبة، عن أبیه، عن سلیمان بن خالد، عن أبی عبدالله الصادق، عن أبیه، عن جده (علیهما السلام) قال:
ضحک رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) ذات یوم حتی بدت نواجذه، ثم قال: ألا تسألونی مم ضحکت، قالوا: بلی یا رسول الله، قال: عجبت للمرة المسلم أنه لیس من قضاء یقضیه الله عزوجل الا کان خیرا له فی عاقبة أمره.
5. امام صادق (علیه السلام) از پدر بزرگوارش و ایشان از پدرانشان نقل می کنند که فرموده اند: روزی رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) خندیدند تا جایی که دندان های (مبارک) آسیابشان معلوم شد. سپس فرمودند: آیا نمی پرسید که چرا خندیدم؟ گفتند: بله، ای رسول خدا!. ایشان فرمودند: از شخص مسلمانی تعجب کردم که هیچ رفتاری نیست که خداوند با او انجام دهد مگر این که نهایت آن کار برای او خوب است.
6. حدثنا محمد بن موسی بن المتوکل (رضی الله عنه)، قال: حدثنا علی بن الحسین السعد آبادی، عن أحمد بن محمد بن خالد، عن أبیه، عن أبی قتادة القمی قال: حدثنا عبدالله بن یحیی، عن أبان الأحمر، عن الصادق جعفر بن محمد (علیهما السلام) قال:
و الذی بعث جدی (صلی الله علیه و آله و سلم) بالحق نبیا ان الله تبارک و تعالی لیرزق العبد علی قدر المروة، و ان المعونة لتنزل من السماء علی قدر المؤونة، و ان الصبر لینزل علی قدر شدة البلاء.
6. امام صادق (علیه السلام) فرمودند: قسم به کسی که جدم را به حق پیامبر مبعوث کرد، حقیقتا خداوند بنده خود را به اندازه جوانمردی؟ دارد روزی می دهد و از آسمان به اندازه هزینه و خرجی که دارد روزی می فرستد و صبر (نیز) به اندازه شدت بلا بر او نازل می شود.
7. حدثنا الحسین بن أحمد بن ادریس (رحمهم الله)، قال: حدثنا أبی، قال: حدثنا أحمد بن محمد بن عیسی، عن عبد الرحمن بن أبی نجران، عن المفضل بن صالح، عن جابر بن یزید الجعفی، عن أبی جعفر محمد بن علی الباقر (علیهما السلام)، قال:
ان موسی بن عمران (علیه السلام) قال: یا رب رضیت بما قضیت تمیت الکبیر و تبقی الصغیر، فقال الله عزوجل: یا موسی أما ترضانی لهم رازقا و کفیلا؟ قال: بلی یا رب فنعم الوکیل أنت و نعم الکفیل.
7. امام باقر (علیه السلام) فرمودند: موسی بن عمران به خداوند عرض کردند: ای پروردگار من! به آن چه تو خواستی راضی شدم، پیران را میراندی و کودکان را باقی گذاشتی. خداوند فرمود: ای موسی! آیا از من به خاطر این که روزی دهنده و سرپرست هستم، راضی نیستی؟ حضرت موسی فرمود: بله، ای پروردگار من. تو خوب نگهبان و سرپرست هستی.
8. حدثنا محمد بن موسی بن المتوکل (رضی الله عنه)، قال: حدثنا علی بن الحسین السعد آبادی، عن أحمد بن محمد بن خالد، عن أبیه، عن صفوان بن یحیی، عن محمد بن أبی الهزهاز، عن علی بن الحسن قال:
سمعت أبا عبدالله (علیه السلام) یقول: ان الله عزوجل جعل أرزاق المؤمنین من حیث لا یحتسبون، و ذلک أن العبد اذا لم یعرف وجه رزقه کثر دعاؤه.
8. علی بن حسن می گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که می فرمود: حقیقتا خداوند روزی مؤمنان را از جایی که گمان نمی کنند قرار داده است و این زمان است که بنده، روش (به دست آوردن) روزی اش را نمی داند و زیاد دعا می کند.
9. حدثنا علی بن أحمد بن محمد بن عمران الدقاق (رضی الله عنه)، قال: حدثنا محمد ابن أبی عبدالله الکوفی، قال: حدثنا محمد بن اسماعیل البرمکی، قال: حدثنا جعفر بن سلیمان بن أیوب الخزاز قال: حدثنا عبدالله بن الفضل الهاشمی، قال:
قلت لأبی عبدالله (علیه السلام): لأی علة جعل الله تبارک و تعالی الأرواح فی الأبدان بعد کونها فی ملکوته الأعلی فی أرفع محل؟ فقال (علیه السلام): ان الله تبارک و تعالی علم أن الأرواح فی شرفها و علوها متی ترکت علی حالها نزع أکثرها الی دعوی الربوبیة دونه عزوجل، فجعلها بقدرته فی الأبدان التی قدرها لها فی ابتداء التقدیر نظرا لها و رحمة بها، و أحوج بعضها الی بعض، و علق بعضها علی بعض، و رفع بعضها فوق بعض درجات، و کفی بعضها ببعض، و بعث الیهم رسله و اتخذ علیهم حججه مبشرین و منذرین یأمرونهم بتعاطی العبودیة و التواضع لمعبودهم بالأنواع التی تعبدهم بها و نصب لهم عقوبات فی العاجل و عقوبات فی الاجل و مثوبات فی العاجل و مثوبات فی الاجل لیرغبهم بذلک فی الخیر و یزهدهم فی الشر و لیذلهم بطلب المعاش و المکاسب فیعلموا بذلک أنهم مربوبون و عباد مخلوقون و یقبلوا علی عبادته فیستحقوا بذلک نعیم الأبد و جنة الخلد و یأمنوا من النزوع الی ما لیس لهم بحق، ثم قال (علیه السلام): یا ابن الفضل ان الله تبارک و تعالی أحسن نظرا لعباده منهم لأنفسهم، ألا تری أنک لا تری فیهم الا محبا للعلو علی غیره حتی أن منهم لمن قد نزع الی دعوی الربوبیة، و منهم من قد نزع الی دعوی النبوة بغیر حقها، و منهم من قد نزع الی دعوی الامامة بغیر حقها، مع ما یرون فی أنفسهم من النقص و العجز و الضعف و المهانة و الحاجة و الفقر و الالام المتناوبة علیهم و الموت الغالب لهم و القاهر لجمیعهم، یا ابن الفضل ان الله تبارک و تعالی لا یفعل لعباده الا الأصلح لهم، و لا یظلم الناس شیئا و لکن الناس أنفسهم یظلمون.
9. عبدالله بن فضل هاشمی می گوید: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم به چه علت خداوند، روح ها را که در ملکوت اعلی در مکان بالایی بود را در بدن ها قرار داد؟ آن حضرت فرمودند: حقیقتا خداوند می دانست که اگر روح ها را در برتری و بزرگی به همان حالت خود رها می کرد، بیشترشان به جای خداوند اداعای پروردگاری می کردند. (به همین دلیل) آنها را بر اساس تقدیری که برای روح ها از ابتداء مقدر ساخته بود، در بدن ها قرار داد به خاطر توجه و رحمتی که به آنها داشت و بعضی از آنها را به بعضی دیگر وابسته ساخت و بعضی را نسبت به بعضی دیگر از نظر مرتبه و جایگاه بالاتر نمود و بعضی را نیز به (دست) بعضی کفایت نمود و به سوی آنها پیامبرانی فرستاد و حجت های خود را به عنوان بشارت دهنده و ترساننده منصوب کرد و به آنها دستور داد که بر اساس بندگی (خداوند) رفتار کنند و در مقابل خداوند خود را به انواع عباداتی که از طرف خداوند برای آنها در نظر گرفته است، فروتنی نمایند و برای آنها در آینده (آخرت) و اینک (در دنیا) عذاب هایی و پاداشی در نظر گرفته است تا آنها را به کار خوب تشویق کرده و از کار بد دورشان سازد و به جست و جوی روزی و کسب (حلال) وادار نماید، تا بدانند که مورد پرورش خداوند و بندگانی هستند که آفریده شده اند و به عبادت او روی بیاورند و به وسیله (عبادت) نعمت های همیشگی و بهشت جاودان را به دست آورند و از این که چیزی بخواهند که حقشان نیست، در امان بمانند. سپس فرمودند: ای فرزند فضل! حقیقتا خداوند از خود بندگان به آنها بهتر نگاه می کند. مگر نمی بینی که در میان مردم فقط دوستی برتری بر غیر را می بینی تا جایی که بعضی از آنها بر سر پروردگاری (با یکدیگر) درگیر می شوند و بعضی دیگر بر سر ادعای پیامبری بدون این که حقی (در این مورد) داشته باشند، با هم دعوا می کنند و بعضی از آنها بدون حق، ادعای امامت دارند با این که در خود نقص، ناتوانی، ضعف، سستی، نیاز، فقر و دردها (بیماری های) پشت سر هم و مرگی که بر آنها چیره شده و بر تمامشان پیروز می شود، می بینند.
ای فرزند فضل! خداوند برای بندگان خود به جز آن چه به صلاحشان است، انجام نمی دهد و ذره ای به مردم ستم نمی کنند، اما مردم به خودشان ظلم می کنند.
10. حدثنا محمد بن أحمد الشیبانی (رضی الله عنه)، قال: حدثنا محمد بن أبی عبدالله الکوفی، قال: حدثنا موسی بن عمران النخعی، عن عمه الحسین بن یزید النوفلی، عن علی بن سالم، عن أبیه، عن أبی بصیر، عن أبی عبدالله جعفر الصادق (علیه السلام) قال:
سألته عن قول الله عزوجل: (و لا یزالون مختلفین الا من رحم ربک و لذلک خلقهم) قال: خلقهم لیفعلوا ما یستوجبوا به رحمته فیرحمهم.
10. ابو بصیر می گوید: از امام صادق (علیه السلام) درباره این آیه شریفه پرسیدم که خداوند می فرماید: همیشه در حال اختلاف هستند، مگر کسی که خداوند به او رحم کرده و به خاطر آن مردم را آفریده است.(250)
11. حدثنا محمد بن القاسم الأستر آبادی، قال: حدثنا یوسف بن محمد بن زیاد و علی بن محمد بن سیار عن أبویهما، عن الحسن بن علی، عن أبیه علی بن محمد، عن أبیه محمد بن علی، عن أبیه علی بن موسی الرضا، عن أبیه موسی بن جعفر عن أبیه جعفر بن محمد، عن أبیه محمد بن علی:
عن أبیه علی بن الحسین (علیهما السلام) فی قول الله عزوجل: (الذی جعل لکم الأرض فراشا) قال: جعلها ملائمة لطبائعکم موافقة لأجسادکم، لم یجعلها شدیدة الحمی و الحرارة فتحرقکم، و لا شدیدة البرد فتجمدکم، و لا شدیدة طیب الریح فتصدع هاماتکم، و لا شدیدة النتن فتعطبکم، و لا شدیدة اللین کالماء فتغرقکم، و لا شدیدة الصلابة فتمتنع علیکم فی دورکم و أبنیتکم و قبور موتاکم، و لکنه عزوجل جعل فیها من المتانة ما تنتفعون به و تتماسکون و تتماسک علیها أبدانکم و بنیانکم، و جعل فیها ما تنقاد به لدورکم و قبورکم و کثیر من منافعکم فلذلک جعل الأرض فراشا لکم، ثم قال عزوجل و السماء بناء أی سقفا من فوقکم محفوظا، یدیر فیها شمسها و قمرها و نجومها لمنافعکم، ثم قال عزوجل: و أنزل من السماء ماء یعنی المطر نزله من العلی لیبلغ قلل جبالکم و تلالکم و هضابکم و أوهادکم، ثم فرقه رذاذا و وابلا و هطلا و طلا لتنشفه أرضوکم، و لم یجعل ذلک المطر نازلا علیکم قطعة واحدة فیفسد أرضیکم و أشجارکم و زروعکم و ثمار کم، ثم قال: عزوجل: فأخرج به من الثمرات رزقا لکم فلا تجعلوا لله أندادا أی أشباها و أمثالا من الأصنام التی لا تعقل و لا تسمع و لا تبصر و لا تقدر علی شی ء و أنتم تعلمون أنها لا تقدر علی شی ء من هذه النعم الجلیلة التی أنعمها علیکم ربکم تبارک و تعالی.
11. از امام سجاد (علیه السلام) درباره این آیه روایت شده است که خداوند می فرماید: او خدایی است که زمین را برای شما فرش (بستری برای راه رفتن و نشستن و خوابیدن) قرار داد.(251)
آن حضرت فرمودند: خداوند، زمین را به طبیعت شما هماهنگ ساخت و با بدن های شما مناسب قرار داد و آن را بسیار داغ و گرم قرار نداد تا شما را بسوزاند و بسیار سرد نکرد تا یخ بزند و وزش باد را زیاد نساخت تا شما را به بالا ببرد و آن را بدبو قرار نداد تا شما را به زحمت بیندازد و آن را مانند آب، بسیار روان قرار نداد تا شما را غرق کند و بسیار سفت نکرد تا ساختن و زندگی در خانه و ساختن قبر برای شما ممکن نباشد، اما خداوند زمین را محکم ساخت به طوری که از آن نفع ببرید و در آن بمانید و بدن ها و ساختمان های خود را نگه دارید و در آن چیزی قرار داد تا به وسیله آن خانه ها، قبرها و بسیاری از منافع را به دست آورید. به همین دلیل، زمین را برای شما فرش قرار داد. سپس خداوند فرموده است: خداوند، آسمان را بنا نهاد. یعنی بالای سر شما سقفی نگه دارنده قرار داد تا در آن خورشید، ماه و ستارگان به نفع شما اداره کند. سپس خداوند فرمود: و از آسمان آبی فرستاد. یعنی باران را از بالا نازل کرد، تا به قله های کوه، تبه ها، زمین های هموار و گودال ها برسد، سپس باران را به صورت (هایی مثل) نم نم، با شدت، پشت سر هم و اندک (میان انواع باران ها) فرق گذاشت تا زمین های شما را سیراب کند و باران را به یک نوع نفرستاد تا زمین ها، درختان، مزرعه و میوه های شما را از بین ببرد. سپس خداوند فرموده است: به وسیله آن میوه هایی برای روزی به شما خارج ساخت، پس برای خداوند همتایی قرار ندهید. یعنی شبیه و مثل برای خداوند مانند بت هایی که عقل، شنوایی، بینایی و قدرت بر انجام کاری ندارند، قرار ندهید. و شما می دانید. که آنها بر هیچ یک از این نعمت های بزرگی که پروردگارتان به شما داده است، قدرت ندارند.
12. حدثنا أبی (رضی الله عنه)، قال: حدثنا سعد بن عبدالله، عن أحمد بن محمد بن عیسی، عن الحسن بن محبوب، عن داود بن کثیر الرقی، عن أبی عبیدة الحذاء، عن أبی جعفر (علیه السلام) قال:
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): قال الله جل جلاله: ان من عبادی المؤمنین لمن یجتهد فی عبادتی فیقوم من رقاده و لذیذ و ساده فیتهجد فی اللیالی و یتعب نفسه فی عبادتی فأضربه بالنعاس اللیلة و اللیلتین نظرا منی له و ابقاء علیه فینام حتی یصبح و یقوم و هو ماقت لنفسه زار علیها، و لو اخلی بینه و بین ما یرید من عبادتی لدخله من ذلک العجب فیصیره العجب الی الفتنة بأعماله و رضاه عن نفسه حتی یظن أنه قد فاق العابدین، و جاز فی عبادتة حد التقصیر فیتباعد منی عند ذلک و هو یظن أنه یتقرب الی.
12. امام باقر (علیه السلام) می فرماید: رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده است: خداوند متعال می فرماید: بعضی از بندگان مؤمن من کسانی هستند که در عبادت من تلاش می کنند، به طوری که از استراحت، لذت و رختخواب برخاسته و شبانه به عبادت می پردازند و خود را به خاطر عبادت من به زحمت می اندازند، (اما) من یک یا دو شب به دلیل نگاه من به او و باقی ماندن بر عبادت، او را در خواب نگه می دارم تا زمانی که بیدار شود، صبح باشد و نسبت به خودش نگران و گریه کند و اگر میان او و عبادت من، موانع را بر طرف سازم، به خاطر عبادت های شبانه مغرور می شود و همین غرور باعث می شود به سوی فتنه در کارهایش تبدیل گردد و از خود راضی شود تا جایی که گمان می کند از تمام عبادت کنندگان برتر است و در عبادت خود از حد اشتباه گذشته است و به خاطر همین غرور از من دور می شود در حالی که خیال می کند به من نزدیک شده است.
13. حدثنا محمد بن الحسن بن أحمد بن الولید (رحمهم الله)، قال: حدثنا محمد بن الحسن الصفار، عن ابراهیم بن هاشم، عن الحسن بن محبوب، عن مالک بن عطیة، عن داود بن فرقد، عن أبی عبدالله (علیه السلام) قال:
کان فیما أوحی الله عزوجل الی موسی (علیه السلام): أن یا موسی ما خلقت خلقا أحب الی من عبدی المؤمن، و انما أبتلیه لما هو خیر له و اعافیه لما هو خیر له، و أنا أعلم بما یصلح علیه أمر عبدی، فلیصبر علی بلائی و لیشکر نعمائی و لیرض بقضائی أکتبه فی الصدیقین عندی اذا عمل برضائی فأطاع أمری.
13. داوود بن فرقد از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند که آن حضرت فرمودند: یکی از سخنانی که خداوند به حضرت موسی (علیه السلام) وحی فرستاد، این بود: ای موسی! هیچ آفریده ای خلق نکرده ام که نزد من از بنده مؤمنم دوست داشتنی تر باشد و او را به چیزی گرفتار می کنم که برای او خوب باشد و به چیزی که برای او خیر است، سالمش می کنم و من نسبت به آن چه کارهای بندگانم را اصلاح می کند، داناترم. پس باید به بلا و امتحانات من صبور باشد و شکر نعمت های مرا به جا بیاورد و به آن چه رفتار می کنم، راضی باشد، تا او را در جمع راستگویان نزد خود بنویسم به شرط آن که برای رضایت من عمل کند و از دستورات من اطاعت نماید.

63. باب الأمر و النهی و الوعد و الوعید