فهرست کتاب


شگفتی های امیرالمومنین (علیه السلام)

سید محمد نجفی یزدی‏

یا علی در را باز کن ما عزادار فرزندت هستیم

حضرت آیة الله شهید دستغیب (قدس سره) می فرماید: زمانی که من در نجف اشرف اقامت داشتم، در محرم سال 1358، از طرف حکومت عراق به شدت از بیرون آمدن دسته جات و سینه زنی منع شده بود، شب عاشورا برای اینکه در حرم مطهر و صحن شریف سینه زنی نشود، از اول شب، درهای حرم و رواق و صحن را قفل کردند، آخرین دری که مشغول بستن بودند، در قبله بود، یک لنگه آن را بستند که ناگاه جمعیت سینه زن هجوم آورده وارد صحن شده و رو به حرم مطهر آوردند، دیدند درها بسته است.
در همان ایوان مشغول عزاداری و سینه زنی شدند، ناگاه عده ای از مأمورین به همراه رئیس خود آمدند، رئیس آنها با چکمه به ایوان آمد، برخی را میزد و فرمان دستگیری سینه زن ها را می داد، بالاخره سینه زن ها به او هجوم آوردند، او را بلند کرده در صحن انداخته و به سختی او را مجروح نمودند.
و چون دیدند که ممکن است مأمورین دولتی تلافی کنند و مزاحمت ایجاد نمایند، با کمال التجاء و دل شکسته متوجه در بسته حرم شده و در حالی که سینه می زدند می گفتند: یا علی فک الباب یا علی در را باز کن، ما عزادار فرزندت هستیم.
ناگاه در یک لحظه تمام درهای حرم و رواق و صحن گشوده شد!
برخی از افراد مورد اعتماد که شاهد جریان بودند برای من نقل کردند که میله های آهنین که بین درها و دیوار بود از وسط بریده شده بود. بالاخره سینه زنان وارد حرم می شوند، دیگر اهالی نجف خبر دار می شوند و همه در صحن و حرم حاضر شده و مأمورین پنهان می گردند.
وقتی موضوع را به بغداد گزارش می دهند، دستور می دهند که مزاحم آنها نشوید، و در آن سال، در نجف و کربلا بیش از سالهای گذشته اقامه عزا شد و این معجزه روشن را شعرا در اشعار خود نقل و منتشر ساختند(103).
...................) Anotates (.................
1) بصائر الدرجات: ص 408.
2) بصائر الدرجات: ص 208.
3) مدینة المعاجز: ص 247.
4) بحار: ج 25، ص 15 از کمال الدین.
5) بحار: ج 27، ص 8.
6) الغدیر: ج 6، ص 22.
7) بحار الانوار: ج 35، ص 9.
8) نهج البلاغه: صبحی صالح، خطبه 192.
9) بحار: ج 38، ص 197 از شیعه و اهل سنت.
10) بحار: ج 35، ص 348.
11) شرح نهج البلاغه: ج 1، ص 16.
12) بحار النوار: ج 40.
13) شرح نهج البلاقه: ج 1، ص 22.
14) بحار: ج 40، ص 337.
15) بحار: ج 40، ص 252.
16) بحار: ج 41، ص 14.
17) نفس المهموم: ص 78.
18) غرر الحکم، حرف اللام.
19) مدینة المعاجز: معجزه شماره پنج، از کتاب اختصاص.
20) بحار: ج 39، ص 161.
21) مدینة المعاجز: معجزه 20، از عیون المعجزات، و در بصائر الدرجات: ص 97 با تفاوتی و اصول کافی: ج 1، ص 396.
22) این حدیث را قطب راوندی در الخرائج و الخرائج الجرائح: ص 854 و مناقب این شهر آشوب: ج 2، ص 88 و شبخ حر عاملی در اثبات الهداة: ج 4، ص 439 و همو در الفصول المهمة: ج 1، ص 401.
23) بشارة المصطفی: ص 164.
24) بصائر الدرجات: ص 97.
25) بابل: نام سرزمینی در عراق نزدیک حله امروز، و مسجد الشمس در آنجاست.
26) عده ای از منافقین گفتند: او خودش نماز نمی خواند ولی نماز خوان ها (خوارج) را می کشد...
27) در روایات صدوق (رحمة الله) دارد: از این منظره در دلم امری عظیم افتاد (یعنی به تردید و شبهه افتادم ). بحار: ج 41، ص 168 از علل الشرابع.
28) در روایات صدوق (رحمة الله) در من لا یحضر آمده است: حضرت فرمود: ای جویریة بن مسهر، خداوند عز و جل می فرماید: فسبح باسم ربک العظیم - بنام خدایت که بزرگ است تسبیح گوی و من خداوند عز و جل را بنام او که بزرگ است، خواندم و او خورشید را بر من برگرداند، و در ثاقب المناقب آمده است: جویریة در این هنگام گفت: وصی محمد و رب الکعبة به خدای کعبه که وصی محمد (صل الله علیه و اله وسلم) است، به درستی که هر که با تو مخالفت کند گمراه و هلاک و کافر است.
29) ژاز شیعه:
مدینة المعاجز: معجزه 42 از عیون المعجزات و بصائر الدرجات: ص 217، الجزء الخامس، باب 2، ص 218، ص 219، و صدوق در من لا یحضره الفقیه ج 1، ص 304، و سید رضی در خصائص به نقل مدینةالمعاجز و شیخ مفید (قدس سره) در ارشاد. وسائل الشیعة: ج 3، ص 468، مختصرا و کتاب وقعة صفین: ص 136 و کتاب الهدایة الکبری للحسین بن حمدان خصیبی متوفی 334 و امالی طوسی (قدس سره): ص 672، الثاقف فی المناقب: 253-الخرائج و الجرائح: ج 12، ص 224 -مناقب ال ابی طالب: ج 2، ص 145 -عیون المعجزات: ص 5 - فضائل: ص 68- الروضة فی المعجزات و الفضائل: ص 147 - تاویل الایات: ج 27، ص 721 - مدینة المعاجز: معجزه 42، ج 32، ص 418 - بحار: ج 33، ص 429 - بحار: ج 41، ص 174 و 178 و 183و 184 - بحار: ج 80، ص 315 و 323 و 324 - کتاب الاربعین: ص 420 - شجرة طوبی: ج 2، ص 353 - الغدیر: ج 3، ص 393.
از اهل تسنن:
1: شرح نهج البلاغه: ج 3، ص 168. 2: ینابیع المودة: ج 1، ص 418. 3: خوارزمی در مناقب: ص 260 آورده است که به ابن عباس گفتند: در مورد علی بن ابی طالب چه می گوئی؟ گفت: به خدا که از یکی از دو گرانبها سخن گفتی، همو که بر دیگران سبقت گرفت در شهادتین گفتند، بر دو قبله نماز خواند، دو بار بیعت کرد، دو سبط (پیامبر)براو داده شده، او پدر حسن و حسین است، همو که خورشید دو بار بر او برگردانده شد، بعد از آن که از جن و انس غروب کرده بود - الغدیر: ج 3، ص 141. که این جمله نیز می تواند اشاره به همین جریان مذکور باشد، زیرا بازگشت شمس بر حضرت علی (علیه السلام) دو بار انجام شده است که بار دوم در سرزمین بابل است.
30) الارشاد: فصل 76، ص 323.
31) الارشاد: ص 706، فصل 5، سیره حضرت حجت و بحار: ج 52، ص 339 از ارشاد.
32) الغدیر: ج 3، ص 130 از ابو المظفر یوسف حنفی در تذکرة.
33) بحار: ج 41، ص 191.
34) در روایت دیگری آمده است: حضرت با شنیدن آن سخنان کفر آلود، به شدت ناراحت شد و پس از احضار آنان فرمود: شیطان بر شما مسلط و چیره شد، من جز بنده ای نیستم که خداوند نعمت امانت و ولایت و وصیت پیامبر خدا (صل الله علیه و اله وسلم) را به من داده است، از این کفر برگردید که من بنده خدا و پسر بنده خدا هستم.
محمد (صل الله علیه واله وسلم) که از من برتر است او نیز بنده خداست، ما همانند شما بشر هستیم نه بیشتر.
برخی از آنها با شنیدن این جملات از کفر برگشتند اما عده ای همچنان پایداری کردند، حضرت هر چه اصرار نمود، آنها برنگشتند.
دراین هنگام حضرت آنها را به آتش سوزاند، با این حال عده ای از آنها در شهرها متفرق شدند - و همین مجازات را بهانه کردند - و گفتند: اگر خدائی در او نبود، با آتش مجازات نمی کرد ما را (الفضائل: ص 75).
35) نظیر این حادثه یعنی سخن گفتن جمجمه به فرمان حضرت علی (علیه السلام) در سرزمین بابل نیز از امام صادق (علیه السلام) روایت شده است، حضرت فرمود: علی (علیه السلام) بعد از نماز ظهر در سرزمین بابل متوجه جمجمه ای شد که کناری افتاده بود، آن را مورد خطاب قرار داده فرمود:
ای جمجمه تو کیستی؟ جمجمه به نطق آمد و گفت: من فلانی پسر فلانی فرماندار فلان شهر هستم! حضرت فرمود: منم امیر المومنین، داستان زندگی خود را بگو جمجمه شروع کرد به بازگو کردن حوادث تلخ و شیرین زندگی خود، سپس مصنف کتاب گوید: مسجد جمجمه در زمین بابل معروف است و در همان مکانی که جمجمه با آن حضرت سخن گفت، مسجدی ساخته شده است. که تا به امروز باقی و معروف است و اکثر افرادی که از آن جا عبور می کنند چون حجاج و دیگران به زیارت آن می روند. (ثامب المناقب، الاربعین: ص 423، ابن شهر آشوب گوید: مسجد جمجمه در بابل از نشانه های آن است، علل الشرایع: ج 2، ص 351).
به هر حال جریان سخن گفتن حضرت با جمجمه ایوان مدائن در مدینة المعاجر ضمن معجزه 49 به نقل از سید مرتضی و ایشان از کتاب الانوار تالیف ابو علی حسنی بن همام و همچنین از شیخ طبرسی در کتاب خویش، ذکر شده است.
و همچنین در مستدرک الوسائل: ج 18، ص 168 و الفضائل: ص 75 قریب منه و نوادر المعجزات: ص 10و بحار الانوار: ج 41، ص 213 ذکر شده است.
و در مزار مشهدی در ضمن زیارت حضرت آمده است: السلام علی مکلم الجمجمه بالنهروان و قد نخرت العظام بالبلی سلام بر آنکه با جمجمه در - بازگشت از - نهروان سخن گفت: جمجمه ای که استخوانهای آن پوسیده بود! ص 257 و بحار: ج 97، ص 302.
36) مدینة المعاجز: ذیل معجزه 237.
37) مدینة المعاجز: معجزه 443، از ابن شهر اشوب در مناقب.
38) مراد از این دو نفر همان اولی و دومی است. که در روایت متعدد ار آن دو به حبتر تعبیر شده است مثل حدیث بصائر الدرجات: ص 412 و قرب الاسناد: ص 57 و درج 22، بحار: ص 223 و سید بن طاووس در التحصین: ص 537 و بحار: ج 24، ص 78.
39) سوره انعام/آیه 28.
40) بحار الانوار: ج 27، ص 306 از کنز الفوائد: ص 82.
41) مدیتة المعاجز: معجزه 71 از عیون المعجزات.
42) النور/41.
43) النمل/16.
44) نمل/18.
45) بحار: ج 27، ص 272 از العمدةو مناقب ابن المغازلی: ص 142.

46) بحار: ج 27، ص 270 از اختصاص و ص 268 از بصائر با اختصار.
47) مناقب این المغازلی: ص 390.
48) بحار النوار: ج 41، ص 233 از کشف الیقین علامه حلی (قدس سره) و مدینة المعاجز رقم 81 و الیقین: 255 و 66 و 143، الروضه: ص 157، الفضائل: ص 170.
49) ادامه جریان را از روایت ابن بابویه نقل می نمائیم.
50) در روایات ابن بابویه آمده است که گفت: هر بار بین اذان و اقامه هزار بار و در هر روز جمعه چهار هزار بار علی را لعنت می کردم!
51) یعنی حکومت ناز است، فامیل و آشنا نمی شناسد هر که با او معارض شود، دشمن است.
از شیعه: امالی صدوق: ص 525 و فرموده است که این حدیث در کتابهای شیعه و اهل سنت مشهور است، روضة الواعظین: ص 123، مناقب امیر المومنین: ج 2، ص 597، شرح الاخبار: ج 2 نعمان بن محمد التمیمی متوفی 363، بشارة المصطفی: ص 175: ص 175، ثامن المناقب: ص 235، الفضائل لشاذان بن جبرئیل: ص 122، الروضة: ص 132، کشف الیقین علامه حلی: ص 319، حلیة الابرار: ج 2، ص 149، مدینة المعاجز: ج 1، ص 311، معجزه 100 و ج 3، ص 284، بحار الانوار: ج 37: ص 92.
از اهل سنت: موفق خوارزمی در المناقب: ص 291، منابیع المودة: ج 3، ص 25، ابن المغازلی شافعی: ص 143 در مناقب که حدیث را بطور مفصل آورده است.
52) حدیث مذکور را عده کثیری از علماء اهل سنت در کتاب های خود آورده اند که به نمونه های از آنها به نقل الامه امینی (قدس سره) در الغدیر: ج 1 اشاره می کنیم: ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاقه: ج 1، ص 362 وابن اثیر در اسد الغابة: ج 3، ص 307 و ابن حجر اسقلانی در الاصابة: ج 2، ص 408 و ابن المغازلی در مناقب، احمد بن حلیل در مسند: ج 1، ص 84، ابن الجوزی در صفة الصفوة: ج 1، ص 121، محمد بن طلحة شافعی در مطالب السؤول، ابن کثیر شامی در البدایة: ج 5 ، ص 210 و در کنز العمال: ج 6، ص 407 و طبری در الریاض النضرة: ج 2، ص 170 و دخائر العقبی: ص 67 و نسائی در خصائص: ص 22 و عده دیگر.
53) انس بن مالک الانصاری الخزرجی خدمتگار پیامبر اکرم (صل الله علیه و اله وسلم) است که در سال 94 هجری بعد از یک عمر طولانی درگذشت، او را از منحرفین از اهل البیت (علیهم السلام) شمرده اند، گر چه در اواخر عمر بعد از نفرین امیر المومنین (علیه السلام) به نقل فضائل حضرت بنابر برخی روایات می پرداخته است، او دربان منزل پیامبر اکرم (صل الله علیه و اله وسلم) بوده است.
54) مدینة المعاجز: معجزه 103، بحار النوار: ج 41، ص 206 از مناقب ابن شهر آشوب و او از تاریخ بلاذری و حلیة الاولیاء، و در ارشاد شیخ مفید (رحمة الله) نیز جریان مبتلا شدن انس بن مالک به برص را آورده است.
55) امالی طوسی (رحمة الله): ص 283، بشارة المصطفی: ص 134، مدینة المعاجز: ج 1، ص 418، بحار: ج 17، ص 373 و ج 41، ص 251 و ج 65، ص 134، مناقب آل ابی طالب: ج 2، ص 152 با اندک تفاوت.
56) بصائر الدرجات: ص 395، الخرائج: ج 2، ص 706، مدینة المعاجز: ج 1، ص 31 و 513، شرح ماة کلمة(ابن میثم البحرانی): ص 259، الاختصاص: ص 270، الثاقب فی المناقب: ص 274، بحار: ج 41، ص 254.
57) مدینةالمعاجز: ص 95، معجزه 239 و بحار: ج 42، ص 17 و الخرائج والجرائح: ج ، 1
58) مدینة المعاجز: رقم 279 و مناقب این شهر آشوب: ج 2، ص 119 و بحار: ج 41، ص 209.
59) مدینة المعاجز: معجزه 280، از ثاقب المناقب، الخرائج: ج 2، ص 543، بحار: ج:33، ص 49.
60) بحار: ج 27، ص 167 و ج 41، ص 254 و ج 88، ص 151 و ج 57، ص 129، علل الشرایع: ج 2، ص 556، دلائل الامامة: ص 66، تاویل الایات: ج 2، ص 836، مدینة المعاجز: رقم 292.
ظاهرا کلام حضرت امیر (علیه السلام) ناظر به تأویل ایه شریفه می باشد که علم آن نزد اهل البیت (علیهم السلام) است.
61) بحار: ج 42، ص 56، مدینة المعاجز: ج 2، ص 121.
62) بصائر الدرجات: ص 363، مناقب آل ابی طالب: ج 1، ص 331، بحار: ج 27، ص 264 و ج 40، ص 170.
63) تأویل الایات: ج 2، ص 490، الفضائل: ص 94، الروضة فی المعجزات: ص 651، مدینة المعاجز: رقم 309، بحار: ج 40، ص 76 و از اهل سنت: ینابیع المودة: ج 1، ص 231 و 230. در اکثر این موارد راوی عمار یاسر است.
64) حرز به جائی گویند که معمولا چیزی دز آن نگهداری می کنند و از شرائط قطع دست دزد، این است که مال را از محل نگهداری و حفظ آن بر دارد نه اینکه از جائی که در دست عموم است دزدیده باشد.
65) برای اجراء حکم سرقت، باید مال دزدیده شده به مقدار خاصی باشد که به آن نصاب گویند
66) بحار: ج 41، ص 202 و ص 210 و ج 76، ص 188، مناقب آل ابی طالب: ج 2، ص 160، فضائل شاذان بن جبرئیل: ص 172، مدینة المعاجز: ج 2، ص 68، خرائج: ج 2، ص 561.
67) یعنی بیش از قیمت متعارف از او دریاقت کرد
68) بحار: ج 41، ص 203، مدینة المعاجز: ج 3، ص 154، خرائج و جرائح: ج 2، ص 758.
69) الیقین لابن طاووس (قدس سره): ص 173، بحار: ج 41، ص 258.
70) سؤره مائده، آیه 3؛ یعنی امروز (روز غدیر) دین شما را برای شما کامل و نعمت خود را بر شما تمام کرد و راضی شدم که اسلام دین شما باشد.
71) بحار: ج 40، ص 274، الروضة فی المعجزات: ص 143، نوادر المعجزات: ص 35، عیون المعجزات: ص 21، مدینة المعاجز: ج 1، ص 250.
72) الغارت: ج 2، ص 874، فرحة الغری: ص 168، بحار: ج 42، ص 319.
73) الغارت: ج 2، ص 875، فرحة الغری: ص 170، بحار: ج 42، ص 321، دار السلام نوری (قدس سره).
74) کشف الیقین: ص 480، بحار: ج 42، ص 10.
75) بحار النوار: ج 41، ص 195.
76) صفا: نام محوطه ای است کنار بیت الله که حاجیان و کسانی که عمره انجام می دهند آن محوطه را باید هفت بار بپیمایند.
77) بحار الانوار: ج 2، ص 235.
78) بحار النوار: ج 41، ص 266.

79) مناقب ابن شهر آشوب: ج 2، ص 290 و مدینة المعاجز: اعجاز 525.
80) بحار النوار: ج 61، ص 269.
81) دارالسلام: ج 2، ص 10 با چندین سند.
82) دارالسلام نوری: ج 2، ص 58.
83) دار السلام نوری، ج 2، ص 56.
84) دار السلام: ج 2، ص 68 و 59.
85) دارالسلام: ج 2، ص 68 و 59.
86) دار السلام: ج 2، ص 62.
87) دار السلام: ج 2، ص 64.
88) دار السلام: ج 2، ص 67.
89) دار السلام ج 2، ص 66.
90) دار السلام: ج 2، ص 73.
91) دار السلام: ج 2، ص 74.
92) دار السلام: ج 2، ص 76.
93) دارالسلام: ج 2، ص 77.
94) دار السلام: ج 2، ص 79.
95) دار السلام: ج 2، ص 156.
96) دار السلام: ج 2، ص 172.
97) دار السلام: ج 2، ص 201.
98) دارالسلام: ج 2، ص 232.
99) دار السلام: ج 2، ص 259.
100) دار السلام: ج 2، ص 270.
101) دار السلام: ج 2، ص 287.
102) داستانهای شگفت، اثر شهید آیة الله دستغیب (قدس سره): ص 38.
103) داستانهای شگفت، اثر شهید آیة الله دستغیب (قدس سره): ص 92.