فهرست کتاب


قرآن و معارف عقلی، تفسیر سوره حدید

آیة الله جعفر سبحانی‏

نمونه کوچکی از جنایت مسیحیان جغرافیایی

تاریخ جنگ های صلیبی و نبرد مسیحیان با ملت اسلام، از وقایع تلخ و جانگذار جهان بشری است. در این نبرد، پرده از چهره واقعی این ملت متظاهر به بشر دوستی برداشته شد و جنایاتی را به نام دفاع از دین و مذهب مرتکب گردیدند که قلم از شرح و بیان آن ناتوان است، تا آن جا که مورخ معروف فرانسوی، گوستاولوبون درباره آنان می نویسد: قبایح اعمال و کردار مجاهدین صلیب در تمام این لشکر کشی ها حقیقتا آنها را در ردیف درنده ترین و بی شعورترین وحشی های روی زمین قرار داده بود. رفتار آنان با هم پیمانان خود، با دشمن، رعایای بی گناه، نظامیان، زنان، اطفال، پیر و جوان به کلی یک سان و در یک ردیف قرار گرفته بود؛ یعنی بودن امتیاز همه را غارت کرده و به قتل می رسانیدند.
رفتار آنان با مسلمانان بیت المقدس طبق نوشته یک کشیش به قرار زیر بوده است:
وقتی جمعیت ما برج و باروی شهر را گرفت یک منظره غریب و هولناکی در مسلمان آشکار گردید؛ یعنی دیده می شد که برخی سر از بدن جدا شده و این یک درد کوچیکی بود.
برخی چهره و صورت آنها از زخم های تیر سوراخ و مشبک گردید ناچار از بالای دیوار خود را به زمین می انداختند؛ جمعی تا مدتی به حالات جراحت باقی و بعد آنها را در آتش انداخته و می سوزادند. در گذرها و میدان های بیت المقدس از سرها و دست ها و پاها، تل هایی تشکیل یافته از روی آنها عبور می کردند.
ده هزار نفری که به مسجد عمر پناه برده بودند تمام آنها را طعمه شمشیر قرار دادند و در معبد سلیمان، خون به قدری جای بود که لاشه های مقتولین در آن غوطه خورده و حرکت می کردند. اعضای جدا شده مثل دست و پا و غیره و نیز بدن های بدون اعضا آن قدر جمع شده و روی هم ریخته بودند که هیچ نمی شود آنها را از هم تمیز داد...گوستاولوبون، تمدن اسلام و عرب، ص 407 - 410.
در حقیقت آنان مصداق روشن و بارز این آیه بودند که می فرماید:
ان شر الدواب عند الله الصم البکم الذین لا یعقلون؛ انفال (8) آیه 22.
چهارپایان نزد خدا کران و گنگانی هستند که تعقل نمی کنند. خدا تعصب کورکورانه را مرگ دهد.
همه پیامبران به سوی هدف دعوت می کنند
28. یا أیها الذین آمنوا اتقوا الله و آمنوا برسوله یؤتکم کفلین من رحمیته و یجعل لکم نورا تمشون به ویغفر لکم والله غفور رحیم؛
ای افراد با ایمان، از (مخالفت فرمان خدا) بپرهیزید و به پیامبر او ایمان بیاورید. (اگر چنین کنید) دو سهم از رحمت خود را به شما می دهد و نوری برای شما قرار می دهد که مسیر زندگی را در پرتو آن پیدا کنید، و گناهان شما را می آمرزد و خداوند آمرزنده و مهربان است.
29. لئلا یعلم اهل الکتاب ألا یقدرون علی شی ء من فضل الله و أن الفضل بید الله یؤتیه من یشاء والله ذوالفضل العظیم؛
تا اهل کتاب بدانند که بر چیزی از کرم خدا قادر نیستند (و کرم او را نمی توانند محدود کنند) و فضل و کرم در اختیار اوست؛ به هرکس بخواهد می بخشد و خداوند دارای فضل عظیم است.
پیامبران گرامی که برای هدایت و راهنمایی مردم با برنامه خاص از جانب خداوند برانگیخته شده اند، همگی هدف واحدی را تعقیب نموده و در حقیقت در دعوت آن ها کوچک ترین اختلافی نبوده است؛ مثلا رکن مهم در برنامه تمام پیامبران، مسأله توحید و یگانگی خدا و مبارزه با شرک بود و به یک لحاظ تبلیغ یگانگی و وحدت ذات اقدس خداوند، تنها هدف بوده است و این حقیقت را آیه زیر بیان نموده است:
وما أرسلنا من قبلک من رسول الا نوحی الیه انه لااله الا انا فاعبودن؛انبیاء (21) آیه 25.
هیچ پیامبری را قبل از تو برانگیختیم مگر این که به او دستور دادیم که به مردم ابلاغ کند که خدایی جز من نیست پس مرا عبادت کنید.
از مسأله توحید که بگذریم، موضوع معاد و زندگی جاودانی در سرای دیگر و رسیدگی به اعمال در روز بازپسین، از لوازم اعتقاد به خدای عادل و دادگر و حکیم و قادر است و این دو مطلب که با یکدیگر متلازمند پایه های اساس دعوت راهنمایان آسمانی بوده است.
از این گذشته یک سلسله ادراک عقلی و ارزش های انسانی و اخلاقی که فطرت و وجدان پاک خواهان آن است و عدول از آن در پیشگاه خرد و وجدان جایز و شایسته نیست، مورد توجه تمام رسولان الهی بوده و همواره آنها مردم را به فضایل اخلاقی دعوت می نمودند.
بنابراین در پایه های اساسی دعوت پیامبران و حقیقت دعوت و هدف از بعثت آنها کوچک ترین اختلاف نخواهیم یافت و اگر اختلافی باشد از نظر فروع و قوانین مدنی و اصول اجتماعی خواهد بود و این گونه اختلاف و تفاوت قابل اجتناب نیست؛ زیرا تکامل قوای دماغی بشر و اختلاف، از نظر اوضاع زمانی و مکانی این گونه تفاوت را ایجاب می نماید.
از این بیان نتیجه گرفته می شود که پیامبران در طول تاریخ فقط یک سلسله اصول مشترک را از ناحیه خدا به مردم عرضه کرده اند و همه پیامبران دارای یک هدف مشخص (دعوت به مبدأ و معاد و اصول اخلاقی) بودند، نه هدف های گوناگون و اختلاف و تعدد مذاهب، از ناحیه قوانین عملی و اصول اجتماعی است و این گونه اختلاف و به اصطلاح دیگر، تکامل ادیان از نظر فروع و قوانین عملی، در گرو اختلاف اوضاع زمانی و مکانی و تفاوت افهام و قدرت های دفاعی است.
این نتیجه در برخی از آیات قرآن منعکس است، چنان که می فرماید:
ان الدین عند الله الاسلام؛ آل عمران (3) آیه 19.
آیین و مذهب در پیش خدا فقط آیین اسلام است (و پیامبران گذشته هدفی جز این نداشتند).
و نیز می فرماید:
ومن یبتغ الاسلام دینا فلن یقبل منه؛ آل عمران (3) آیه 85.
اگر کسی آیینی غیر از آیین اسلام برگزیند، از او پذیرفته نمی شود.
آیه های مذکور و غیر آنها، همگی می رسانند که اساس دین آسمانی در تمام ادوار یکی بوده و همه پیامبران و آموزگاران الهی هدف واحدی داشتند.
روی این اساس، سلسله پیامبران و دعوت های آنان، آن چنان به هم پیوسته اند که متدین و مذهبی واقعی، نمی تواند میان آنها تفکیک و جدایی بیفکند و یکی را تصدیق و دیگری را تکذیب نماید و عقیده واقعی هر مسلمان این است که بگوید:
والذین آمنوا بالله ورسله ولن یفرقوا بین أحد منهم أولئک سوف یؤتیهم أجورهم؛ نساء (4) آیه 156.
کسانی که به خدا و پیامبران او ایمان دارند و میان پیامبران فرقی نمی گذارند، آنان کسانی هستند که به پاداش خود می رسند.

مقصود از دو سهم رحمت چیست؟

از ظاهر آیه 28 بر می آید که روی سخن با مسلمانان است نه اهل کتاب و شأن نزولی که مفسران در این باره نقل کرده اند مفاد آیه را روشن تر می سازد و آن این است که، وقتی گروهی از اهل کتاب ایمان آوردند، صریح وحی آسمانی نازل شد که آنان دارای دو پاداش خواهند بود، چنان که می فرماید:
أولئک یؤتون أجرهم مرتین؛ قصص (28) آیه 54.
آنان دو پاداش خواهند داشت (: یکی برای ایمان به پیامبران گذشته؛ دیگری برای ایمان به نبوت پیامبر اسلام).
نتیجه نوید تعدد پاداش برای اهل کتابی که ایمان به نبوت پیامبر اسلام آورده بودند این شد که گروهی تصور نمودند مسلمانانی که سابقه شرک داشتند، بیش از یک اجر ندارند، ولی اهل کتاب اگر مؤمن به نبوت پیامبر اسلام باشند روی اعتقاد به نبوت پیامبران گذشته و ایمان به نبوت حضرت ختمی مرتبت، دو پاداش خواهند داشت.
هدف آیه 28، ابطال این گمان است و چنین می فرماید: یؤتکم کفلین من رحمته یعنی هر فرد مسلمانی که ایمان به خدا و نبوت پیامبر اسلام بیاورد دو پاداش خواهد داشت؛ زیرا همان ملاک و علتی که سبب شد اهل کتاب در صورت اسلام آوردن، دارای دو پاداش باشند، در هر فرد از مسلمان - ولو سابقه شرک داشته باشد - وجود دارد؛ چون یک مسلمان واقعی نمی تواند میان نبوت حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) و پیامبری انبیای گذشته فاصله و تفکیک بیندازد و ایمان نبوت حضرت ختمی مرتبت (صلی الله علیه و آله و سلم) ملازم با ایمان به نبوت پیامبران دیگر است؛ زیرا چنان که گفته شد، تمام سفرای آسمانی دارای یک دین بوده و یک هدف را تعقیب می کردند و در نتیجه پاداش مکرر، مخصوص به دسته ای از مسلمانان نیست.
و در آیه 29 تأکید می کند که اهل کتاب تصور نکنند کلید کرم خداوند در دست آنهاست، بلکه باید بدانند تمام چیزها، در سلطه و اختیار خداوند قرار دارد و به هر کس بخواهد روی موازین خاصی می بخشد.

آثار ایمان

برای ایمان، در قرآن و اخبار آثاری بیان شده و یکی از آثار مهم آن، همان نور و روشن بینی است که راه زندگی را در جهان برای افراد روشن می سازد و از این اثر در آیه مورد بحث ما چنین تعبیر شده است: ویجعل لکم نورا تمشون به یعنی ایمان سبب می شود که راه زندگی روشن شود و انسان مؤمن از تاریکی شرک و بت پرستی، جور و ستم و رذایل اخلاقی، در آید و قدم به صحنه ای گذارد که ایمان به خدا و روز رستاخیز و سایر اصول انسانی و اخلاقی، که از ایمان سرچشمه می گیرند، آن جا را روشن ساخته است؛ به عبارت دیگر افراد با ایمان چون دور از تعصب های کورکورانه و حب و بغض های بی جا فکر می کنند و تحت تأثیر طغیان شهوات واقع نمی شوند واقعیت را بهتر می توانند تشخیص دهند و به همین دلیل فکر و مسیر زندگی آنها روشن تر است.
مؤلف کشاف تصور کرده است که، مقصود از نور در آیه، همان نور اخروی است که نتیجه تجسم اعمال در جهان دیگر است، ولی با در نظر گرفتن جمله تمشون به این احتمال سست و ضعیف به نظر می رسد؛ زیرا ظاهر این جمله این است که ایمان، موجب روشنایی افق زندگی در این جهان می باشد نه در آخرت.