فهرست کتاب


قرآن و معارف عقلی، تفسیر سوره حدید

آیة الله جعفر سبحانی‏

انسانیت در سراشیبی مادیگری

به هم خوردن موازنه میان پیشرفت های مادی و معنوی، فرو ریختن کاخ نظامات اخلاقی و نا به سامانی ارزش های معنوی یکی از عوامل خطرناکی است که انسانیت و تمدن ماشینی را سخت به فنا و نابودی تهدید می نماید و فرهنگ مادی در گسترش ترقیات مادی هر چه گوشش کند و بشر را با سلاح علم و دانش مادی در گسترشات ترقیات مادی هر چه کوشش کند و بشر را با سلاح علم و دانش مادی مجهزتر سازد؛ ولی ارزش های اخلاقی و مبانی مذهبی و معنوی را از صحنه زندگی طرد نماید، گامی سریع تر در طریق سقوط کاخ خود برداشته و ضد خود را در دل خود می پروراند؛ و به اصطلاح گور خود را به دست خود می کند.
اعجوبه آفرینش (انسان) موجود صد در صد مادی نیست که با تأمین نیازمندی های مادی او سعادت و خوشبختی اش فراهم گردد و یا عنصر ساده و بی روحی نیست که همه غرایز و عواطف و تمایلات درونی او را در آزمایشگاه اندازه گیری نماییم، بلکه معجونی است مرکب از ماده و معنا، جسم و روان و هر کدام برای خود نیازمندی های مخصوصی دارند و اراضی یکی بودن ارضای دیگری، نشاط بخش و سعادت آفرین نیست.
کسانی که انسان را از زاویه علوم مادی می نگرند و شخصیت انسان را در محدوده علوم جستجو می نمایند، بدون تردید انسان شناس کامل نیستند.
پزشکی که از سازمان داخلی بدن انسان و عوامل بیماری و اصول بهداشت آن، آگاهی دارد نمی تواند ادعا کند که شخصیت انسان، فقط در مسائل پزشکی خلاصه می شود و احساسات و عواطف و غرایز رنگارنگ او - که نیمی از انسانیت او را تشکیل می دهند - در شخصیت او سهم و نقشی ندارند.
فرویدیسم که انسان را از پشت عینک غریزه جنسی تجزیه و تحلیل می نماید و ابعاد مختلف روانی او را نادیده گرفته و اصالت و شخصت او را در بعد جنسی جستجو می کند؛ حقیقت انسان را نشناخته، بلکه به شناخت بعضی از ابعاد ظاهری و مادی او نایل آمده است.
رهبران ماتریالیسم اقتصادی که همه نوع تحولات اجتماعی و فلسفی و علمی را مولود نحوه ابزار تولید می دانند و از میان اصالت ها و واقعیت ها، فقط به یک اصل، آن هم اصل اقتصاد معتقد می باشند و آن را پدید آرنده مکتب های فلسفی و اصول مختلف علمی و سازنده شخصیت انسانی معرفی می نمایند، اقتصاد دانانی هستند که از اصول مربوط به زندگی وی، فقط با یک اصل آشنایی دارند و اصول دیگر را به دست فراموشی سپرده اند.

خطرهای این انسان شناسی ناقص

خطرهای این انسان شناسی ناقص، یکی دو تا نیست و نتیجه ای جز فروریختن کاخ انسانیت چیز دیگری نخواهد بود؛ زیرا توجه به یک قسمت از نیازمندی یک موجود و الغای جنبه های دیگر او مثل این است که به احتیاج غذایی یک جاندار کاملا رسیدگی کنیم؛ ولی موضوع تنفس او را نادیده بگیریم در صورتی که او در ادامه حیات، به هر دو نیازمند است.
هنگامی که پیشرفت سریع علم در تأمین نیازمندی های مادی، تعادل و موازنه را برهم زد و در اجتماع انسانی، اصلی جز غریزه جنسی و یا تأمین سوخت و سوز بدن، چیز دیگری اصیل نگردید، وضع اجتماع انسانی همان خواهد بود که جامعه شناس معروف عصر حاضر سوروکین گفته است:
در زمانی که مذهب، اصول اخلاقی و ارزش های دیگر اجتماعی، قدرت حکمرانی و کنترل عمیق و درونی خود را بر وجدان ها و دل ها از دست می دهند، انسان ها و سرنوشت آنها به صورت قربانیان و محکومان قدرت های عریان و هراس انگیز خارجی در می آیند. در چنین شرایطی، بشر، به جانورانی که تنها سایق ها و غریزه ها و شهوت ها حاکم بر سرنوشت او و رفتار او هستند، تبدیل می شود؛ خود خواهی نامحدود فردی و گروهی، میدان برای ظهور و خودنمایی می یابد. تازع رقابت انگیز و بی رحمانه برای بقا شدت می پذیرد. جنگ، خونریزی و سایر قساوت ها و تبهکاری ها بر روابط انسان ها، به طور فوق العاده و مستبدانه حکومت می راند.سوروکین، خداوند دو کعبه، ترجمه دکتر صاحب زمانی، ص 53 - 54؛ ایدئولوژی الهی و پیشتازان تمدن، ص 232.
تمدن ماشینی با تمام تلاش های طاقت فرسای خود، تصو می کند تنها در سایه پیشرفت علم می توان بشر را به قله سعادت رساند و به آمال و آرزوهای دیرینه وی پاسخ مثبت داد؛ اما دیگر توجه ندارد که دستگاه کنترلی لازم است تا محصول علم را در مسیر سعادت بشر مصرف کند و در غیر این صورت به قول رئیس جمهوری فرانسه، پمپیدو، چیزی نخواهد گذشت که همه چیز دست به دست هم داده تا جامعه را به یک مسابقه سرگیجه آور ترقی مادی، ترقی ای که حدود آن معلوم نیست و هیچ پاسخی با آمال قلبی بشر نمی دهد، بکشاند.اکسپرس، به نقل از: کیهان، شماره 9340.

راه اصلاح

این اعترافات و ده ها اعتراف دیگر حاکی از سرخوردگی غرب از زندگی ماشینی و کوتاهی و نارسایی علم از تفسیر و توضیح بسیار از مشکلات انسانی و ترمیم بیچارگی های اوست. این جاست که پس از یأس و نومیدی می توان گفت: برای تجدید زندگی واقعی انسانی یک شانس بیش باقی نمانده است و آن، بازگشت به مذهب و ارزش های اخلاقی و حفظ موازنه میان پیشرفت های مادی و معنوی است و هر نوع اصلاح و رفورمی که منهای مذهب و معنویت باشد، سرود تخدیر کننده و رؤیای شیرینی بیش نیست و نتیجه ای جز پدید آمدن بن بست های غیر قابل نفوذ در بر نخواهد داشت.ر.ک: نبی صادقی، انقلاب ارزشها، مقدمه استاد سبحانی.
مقصود از شهدا و صدیقین در قرآن چیست؟
19. والذین آمنوا بالله ورسله أولئک هم الصدیقون والشهداء عند ربهم لهم أجرهم و نورهم والذین کفروا و کذبوا بآیاتنا أولئک أصحاب الجحیم؛
کسانی که به خدا و پیامبر او ایمان آوردند در پیشگاه پروردگار خویش راستگویان (صدیقین) و گواهان (شهدا) هستند. از پاداش عمل و نورانیت ایمان خود بهرمند می شوند و کسانی که کافر شدند و آیات خدا را تکذیب کردند، اهل دوزخند.