فهرست کتاب


مربی نمونه(تفسیر سوره لقمان)

آیة الله جعفر سبحانی‏

اسلام و ارزش مبارزه با فساد

ارزش هر عمل، بستگی به نتیجه ای دارد که از آن عمل گرفته می شود. ارزش عمل جراحی که بیمار مبتلا به بیماری آپاندیسیت را نجات می دهد، به مراتب بالاتر از ارزش استاد کاری است که در برابر شعله های آتش، آهنی را جوش می دهد و یا در و پنجره ای می سازد، در صورتی که رنج بدنی دومی و مقدار وقتی که کار دوم لازم دارد، قابل قیاس بارنجی که جراح در اطلاق عمل در هوای معتدل متحمل می شود نیست؛ خلاصه ارزش عمل جراح کجا و ارزش کار یک استاد کار کجا و نکته این تفاوت در بزرگی و کوچکی نتیجه ای است که عاید طرف می گردد. جراح نیم ساعت وقت صرف می نماید و رنج می کشد، در آخر کار در و پنجره و یا چکشی را می سازد؛ از این نظر، ارزش کار آنها با هم فرق روشن پیدا می کند.
عین این تفاوت در امر به معروف و نهی از منکر و به اصطلاح مبارزه با فساد و نظارت ملی با سایر کارهای شرعی و عرفی موجود است.
به طور مسلم، هیچ عملی از نظر ارزش معنوی به پایه امر به معروف نخواهد رسید، چون هر کار مشروعی، به جز امر به معروف، نتیجه آن، جزئی و عاید خود انسان است، زیرا افضل اعمال به حکم عقل و نقل، همان ایمان به خداوند و پرستش (نماز) اوست، ولی نتیجه ایمان، فقط و فقط، مربوط به خود شخص ایمان آورنده است و شخص مومن در پرتو ایمان، سعادتمند و اصلاح می شوند؛ در حقیقت، ایمان و سایر اعمال بدنی، مانند نماز و حج، موجی در اجتماع از نظر اصلاح ایجاد می نماید، اما موجی بسیار کوچک که از حدود یک فرد تجاوز نمی نماید، از این نظر باید گفت: ایمان به خداوند از نظر اعمال فردی با فضیلت ترین عمل است نه از نظرهای دیگر، ولی امر به معروف و مبارزه با گناه و فداکاری در طریق اصلاح جامعه موجی بسیار بزرگتر از ایمان در اجتماع به وجود می آورد، گاهی یک جامعه را از لب پرتگاه سقوط نجات می بخشد، گاهی در سایه نطارت ملی یک فرد، جمعیتهای بزرگی از خطرهای مادی و ضررهای معنوی مستخلص می شوند.
گاهی یک رهبری سیاسی، یک راهنمای مذهبی، یک دلسوزی نوع دوست، با نظارتهای پی گیر، مبارزه های ریشه دار و دعوتها و راهنماییهای سودمند، یک ملت چند میلیونی را از ناکامیها و محرومیتها، از سیه روزی و تیره بختی، نجات می دهد.
شاهد گفتار ما آزادیهایی است که از ملل استعمار زده و زجردیده افریقا، پاکستان و هندوستان در سایه فداکاری یک اقلیت ناچیز به دست آورده اند.
روی این مبنا می توان به عظمت گفتار امیرمومنان در ارزش امر به معروف و نهی از منکر پی برد، امام می فرماید:
و ما اعمال البر کلها و اجهاد فی سبیل الله عند الامر بالمعروف والنهی عن المنکر الا کنفثه فی بحر لجی؛(102)
کلیه کارهای خیر و نیک و جهاد در راه خدا در مقایسه با امر به معروف و نهی از منکر چیزی نیست جز قطره ای در برابر دریای عمیق.
هرگز قطره آب یا دم انسانی در برابر قطره های بی پایان آبهای دریا قابل سنجش نیست.
روزی که امیر مومنان این جمله را بیان نموده، مسائل جامعه شناسی مطرح نبود، لذا دانشمندانی که کلمات آن حضرت را شرح کرده اند، در توضیح این جمله، حق مطلب را ادا نکرده و شاید با یک نظر تعجب آمیز گذشته اند، ولی امروز علم جامعه شناسی و جریانهای زندگی ملل از پا در آمده که بار دیگر در سایه راهنمایی یک اقلیت، دو مرتبه قد علم کرده اند، این مطالب را آفتابی نموده است.

امر به معروف، ضامن اجرای کلیه قوانین است

کلیه قوانین عرفی و شرعی تا ضامن اجرای محکمی پشت آن نباشد، هرگز اجرا نخواهد شد. در حقیقت در سایه امر به معروف و نظارت ملی، تمام قوانین اجتماعی و اقتصادی اجرا می شود و اگر دستگاه نظارت و بازرسی از کار افتد، تمام دستورات به حالت تعطیل، در آمده و کوچکترین سودی عاید مردم نمی گردد.
امام باقر (علیه السلام) این مطلب را در جمله کوتاهی بیان کره است:
ان الامر بالمعروف و النهی عن المنکر سبیل الانبیاء، ومنهاج الصلحاء، فرضیه عظیمه بها نقام الفرائض، وتامن المذاهب، و تحل المکاسب، و ترد الظالم، وتعمر الارض وینتصف من الاعداء، ویستقیم الامر؛(103)
یعنی با نظارت مردم، فرایض و تکالیف انجام می گیرد و مردم ملزم می شوند از حرام بپرهیزند و از طرق مشروع و کسب حلال ارتزاق کنند و در سایه دستگاههای مبارزه با فساد، تمام راههای کشور امن می گردد و امنیت بر اثر اجرای حدود و کیفر دادن جنایتکاران در سر تا سر کشود سایه می افکند.
اگر این قدرت، یعنی قدرت امر به معروف با تمام مراحل گوناگونی که دارد، از راهنمایی زبانی گرفته تا برسد به اجرای حدود و قوانین جزایی، از اجتماع گرفته شود، هرج و مرج، بی نظمی، وحشت و اضطراب در تمام شوون مردم رخنه کرده و لذت زندگی را از بین می برد.

آیا مبارزه با فساد، با آزادی بشر منافات دارد؟

در اجتماعی که من و شما در آن زندگی می کنیم، حساب من و شما از حساب جامعه جدا نیست. اگر ضرر و ضربه ای ولو بر اثر نادانی یک اقلیت به جامعه وارد آید، همه آن جامعه متضرر می شوند، حتی آنها که نقش تماشاگری داشته و عامل فساد و ضرر نبودند، زیرا اجتماع بسان یک پیکر و افراد به طور کلی اعضای آن پیکرند، به هر نقطه ای از اعضای بدن صدمه ای وارد آید، همه اعضا در آتش می سوزند.
ضربه های اقتصادی، اخلاقی و فرهنگی بر اثر جهالت یک اقلیت وارد می شود، دود آن به چشم همه رفته، گنهکار و غیر گنهکار در برابر آن یکسانند.
سقوط اخلاقی در قسمتی از اجتماع، بسان بیماری سرایت کننده است که دامنگیر همه می شود. ضررهای مالی و اقتصادی و فلج شدن کشاورزی در یک منطقه، هر فرد را به سهم خود بدبخت و تیره روز می سازد و هرگز نمی توان حساب فرد را از حساب اجتماع جدا ساخت؛ بنابراین سکوت در برابر مفاسد، غلط و گناه است. این حقیقت را قرآن در ضمن یک آیه کوتاه بیان کرده است:
واتقوا فتنه لاتصیبن الذین ظلموا منکم خاصه؛(104)
یعنی ای مردم از بلاهایی بترسید که هنگامی که وارد می شود، تنها دامنگیر گنهکاران نمی شود، بلکه گنهکار و بی گناه در آتش آن می سوزند.
بنابراین مبارزه با فساد، راهنمایی و دعوت به کارهای نیک و جلوگیری از انحراف، هرگز با آزادی فردی منافات ندارد، زیرا آزادی در صورتی محترم است که سلب آزادی از دیگری نکند، منافع دیگری را در خطر نیفکند. در حقیقت، فرد مبارز از حقوق خود و دوستان خود که در سایه افراط و انحراف چند فرد مفسد در خطر می افتد، دفاع می کند.
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) پاسخ این پرسش را در ضمن یک مثل روشن فرموده است، او در پاسخ سوال کننده ای چنین گفت: اجتماع ما بسان یک کشتی است، سرنشینان کشتی تا آن جا آزادند که موجبات هلاک دیگران را فراهم نکنند، هرگاه مسافری از این آزادی سوء استفاده بنماید و بخواهد با میخ یا تیشه، بدنه کشتی را سوراخ کند، کلیه مسافران روی غریزه دفاعی که دارند، به شدت هر چه تمامتر با او مبارزه می نمایند و عمل او را یک نحوه سوء استفاده از آزادی تلقی می کنند.
جامعه نیز بسان کشتی است، افراد جامعه سرنشینان این کشتی هستند، آنها در ضرر و نفع یکسانند و نمی توان حساب ضرر یک فرد را از اجتماع جدا نمود.