فهرست کتاب


مربی نمونه(تفسیر سوره لقمان)

آیة الله جعفر سبحانی‏

اسرار آفرینش کوهها

1 - 10. والقی فی الارض رواسی ان تمیدبکم وبث فیها من کل دابه و انزلنا من السماء ماء فانبتنا فیها من کل زوج کریم؛
در زمین کوههایی بسان لنگرها پدید آورد تا شما را از اضطراب حفظ کند و در آن از همه جنبندگان منتشر ساخت، و از آسمان آبی نازل کردیم و از هر نوع گیاه زیبایی رویانیدیم.
11. هذا خلق الله فارونی ماذا خلق الذین من دونه بل الضالمون فی ضلال مبین؛
این است که آفرینش خداوند، به من نشان دهد معبودهای دیگر چه آفریده اند؟ ولی ستمگران در گمراهی آشکارند.
در برابر کسی باید به سر حد بندگی، خضوع و اظهار تذلل نمود که یکی از شرایط را دارا باشد:
1. معبود از نظر علم و قدرت و دیگر کمالات وجودی به حدی برسد که وجدانهای بیدار برای ستایش او برانگیخته شود، و در مقابل جمال نامحدود و کمال نامتناهی او، بی اختیار سر تعظیم فرود آورد؛ و خضوع و کوچکی در مقابل جمال و زیبایی و کمال موجودی، آن هم به صورت نامحدود، امری قهری و غیر اختیاری است.
2. گذشته بر کمال و جمالی که دارد، لطف و کرم وجود او شامل انسان ها گردد و نعمت های او در اختیار بشر قرار گیرد.
اظهار کوچکی در برابر ولی نعمت و احساس خضوع در برابر افراد کریم، فطری و قهری است.
هرگاه ملاک عبادت و خضوع تا سر حد بندگی، به یکی از این دو موضوع است جز خدا، کسی شایسته عبودیت و بندگی افراد نیست، زیرا خداوند جهان، موجود نامحدودی است که برای کمال و جمال و صفات او حد و مرزی نیست. او موجودی است که وجود او از خود او می جوشد و صفات و همه کمالات وی مربوط به خود اوست و از جایی اخذ و کسب نکرده است.
اگر موجوداتی در جهان، کمال و جمالی دارند، همگی به حکم قانون علیت و معلولیت از او گرفته و خود فاقد وجود و هر نوع کمالی می باشند. اگر بنا باشد در برابر ولی النعمی سجده کنیم و او را تا سر حد بندگی بپرستیم، جز خدا ولی نعمتی وجود ندارد که در برابر او خضوع و بندگی کنیم، زیرا سرچشمه تمام نعمتهای ریز و درشت اوست و هرکسی هر چه دارد از خوان کرم او گرفته و به دیگری تعارف می کند.
خداوند در نخستین آیه مورد بحث، چهار موضوع را یادآور می شود که هر یک حاکی از قدرت بی پایان و کمال نامحدود اوست و در عین حال یادآور نعمتهای بی کران او می باشد؛ از این جهت در آیه بعدی نتیجه می گیرد که جز او کسی شایسته عبادت و پرستش نیست. اینک موضوعات چهارگانه:
1. کوهها را آفرید تا ما را از حرکات ناموزون زمین حفظ کند، چنان که می فرماید:
والقی فی الارض رواسی ان تمیدبکم؛
در زمین کوههایی بسان لنگر پدید آورد، تا شما را از اضطراب حفظ کند.
2. در زمین موجودات جانداری آفریده و در نقاط مختلف آن پخش کرد، چنان که می فرماید:
وبث فیها من کل دابه؛
در روی زمین از جنبندگان منتشر ساخت.
3. از آسمان آب نازل کردیم، چنان که می فرماید:
وانزلنا من السماء؛ از آسمان آب نازل کردیم.
4. در روی زمین از هر گیاه زیبایی رویانید، چنان که می فرماید:
فانبتنا فیها من کل زوج کریم؛
در آن جا از هر گیاه زیبایی رویانیدیم.
اینک درباره هر یک از موضوعات چهارگانه، به طور فشرده سخن می گوییم.

1. اسرار آفرینش کوهها

اسرار مرموز کوهها بیش از آن است که در این مقام بگنجد. تنها در آیه مورد بحث به راز مهمی اشاره می نماید و می فرماید:
کوهها بسان لنگرهای کشتی، شما را از حرکات ناموزون زمین حفظ می کند و مضمون همین آیه در سوره دیگر نیز وارد شده است.(27)
و در آیه دیگر، کوهها را میخهای زمین معرفی کرده و می فرماید: والجبال اوتاداً.(28)
امیرمومنان در نخستین خطبه نهج البلاغه می فرماید: وتد بالصخور میدان ارضه؛ زمین را با کوه از لرزش بازداشت.
و در برخی از سخنان امیرمومنان، کوهها به لنگر کشتی نیز تشبیه شده، چنان که می فرماید:
وعدل حرکاتها بالراسیات من جلامیدها؛(29)
حرکات زمین را وسیله لنگرهای از سنگ تعدیل نمود.
در آیه مورد بحث، از کوهها به لفظ رواسی تعبیر آورده که جمع راسیه به معنای لنگر است.
در زبان عرب گفته می شود:
راست السفینه: ای وقفت علی الانجر.
یعنی روی لنگر ایستاد و انجر همان معرب لنگر است.
بنابراین باید دید مقصود از لنگر بودن کوهها چیست، و چگونه کوهها برای زمین، حکم لنگر را دارند.
در این نظرهای مختلفی بیان شده است که ما دو نظر را یادآوری می کنیم و معترفیم که کشف این راز، نیاز به دقت بیشتری دارد، و شاید در آینده، بشر نحوه لنگر بودن کوهها را بهتر از این دریابد.
1. ممکن است که این حرکات ناموزون که کوهها مانع از بروز آن است، معلول جاذبه نیرومند ماه باشد که می تواند در پوسته زمین جزر و مدی مانند جزر و مد دریاها به وجود آورده و همواره در حرکت و اضطراب باشد.
ولی عامل مانع از بروز این نوع حرکات ناموزون، همان کوههاست، زیرا کوهها در حقیقت در حکم یک زره محکم فولادین را دارند که دور تا دور زمین را احاطه کرده و با توجه به ارتباط و پیوندی که از زیر به هم دارند، یک شبکه نیرومند سر تاسری را تشکیل می دهند.
اگر این زره محکم و این شبکه نیرومند، کره زمین را نپوشانده بود پوسته روی زمین از یک قشر نرم و لطیفی همچون خاک و شن تشکیل یافته بود، مسلما به آسانی تحت تاثیر جاذبه نیرومند ماه واقع می شد و حرکات ناموزونی مانند جزر و مد دریاها در آن به وجود می آورد. با این که قشر محکمی پوسته زمین را پوشانیده، باز حرکات خفیف جزر و مد در آن پیدا می شود و هر بار حدود سی سانتیمتر پوسته زمین به تدریج بالا و پایین می رود.(30)
2. ممکن است عامل این حرکات ناموزون، همان مواد مذابی باشد که هسته مرکزی زمین را تشکیل می دهد و دل زمین مملو از گازهای متراکمی است که با شدت هر چه تمام تر بر آن فشار می آرود. زلزله های خطرناکی که ضررهای جبران ناپذیری به وجود می آورد، به عقیده گروهی از دانشمندان، نتیجه عمل حرارت و گازهای درونی است که با شدت خارج می شوند.
در این صحنه متلاطم، یگانه عاملی که از متلاشی شدن و تفرق قطعات زمین مانع می گردد، همان کوههاست، زیرا ریشه های کوههای سنین که در اعماق زمین فرو رفته و قطعات زمین را در بر گرفته و آنها را به هم اتصال می دهد، و بسان میخها که قطعات تخته را به هم متصل می سازد و از انفکاک و جدایی جلوگیری می کند، قطعات زمین را از تفرق و پاشیدگی باز می دارد.
شاید آیه والجبال اوتاداً(31) کوهها را میخهای زمین قرار دادیم.
اشاره به همین حقیقت باشد که بیان گردید.
امیرمومنان در ستایش و بیان عظمت کاخ آفرینش چنین می فرماید:
ووتد بالصخور میدان ارضه؛(32)
زمین را با کوههایی که حکم میخ را دارند، از لرزش بازداشت.
و یا در جای دیگر می فرماید:
و عدل حرکاتها بالراسیات من جلامیدها؛(33)
حرکات زمین را به وسیله کوههای استوار که از صخره های بزرگ تشکیل یافته اند، تعدیل نمود.
شاید فرموده علی (علیه السلام) ناظر به این حقیقت باشد، تو گویی که کوهها بسان لنگر کشتی است که حرکات آن را تعدیل می نماید.

2. پخش جاندار در روی زمین

یکی دیگر از مظاهر قدرت خداوند، وجود حیات و زندگی در روی زمین و دل دریاهاست.
دابه در لغت عرب به جنبنده می گویند، که در نتیجه با حی و زنده مساوی و برابر است.
پیدایش حیات در روی زمین، در گرو شرایط بی شماری است. که فقدان یکی از آنها مایه امتناع تحقق زیست در این کره خاکی است.
شماره اوضاع و احوالی که حیات را در زمین پدید آورده، از حد فکر بشر بیرون است، و تصور این که همه این شرایط بر حسب تصادف پیدا شده و جمع وجور گشته اند، دور از خرد و از نظر احتمال ممتنع و در سر حد صفر است.
از باب نمونه، به توضیح یک شرط می پردازیم:
استقرار حیات در روی زمین، بر اثر حرارت متناسبی است که از خورشید به زمین می رسد، حرارت کنونی تنزل می کرد و سرعت حرکت برمدار آن نصف می شد و طول مدت زمستانی دو برابر می گردید و همه موجودات یخ می زدند.(34)
تنظیم این شرایط به این شکل متناسب، گواه بر دخالت تدبیر کلی در نظام آفرینش می باشد.