فهرست کتاب


مربی نمونه(تفسیر سوره لقمان)

آیة الله جعفر سبحانی‏

1. حربه تهمت

آنان با تهمتهای ناروا از قبیل شاعر، کاهن، مجنون و ساحر خواستند که از نفوذ سخن او بکاهند، ولی پیشرفت چشمگیر اسلام در میان طبقات گوناگون، ثابت نمود که وی بالاتر از آن است که این تهمتها به او بچسبد.

2. آزار پیروان

آزار و زجر و شکنجه و کشتن پیروان پیامبر، یکی دیگر از نقشه های شوم آنان بود که به این وسیله می خواستند از کسترش نفوذ سخن او بکاهند، ولی مقاومت پیروان وی در برابر هر نوع شکنجه و تهدید، سران قریش را مدهوش ساخت و همگی از رادت و اخلاص علاقه مندان محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) انگشت تعجب به دندان گرفتند، تا آن جا که ابوسفیان می گفت: من قیصر و کسری را دیده ام، ولی هیچ کس را در میان پیروانش به عظمت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) نیافتم که در راه اعتلا و هدف او این قدر جانباز و فداکار باشند.

3. دعوت از داستانسرای بزرگ عرب

آنان در جذبه روحی قرآن سخت در شگفت و تعجب بودند و تصور می کردند که علت سرودست شکستن مردم برای شنیدن آیات آن، همان داستانها و سرگذشت اقوام پیشین است؛ از این جهت نضربن حارث، داستانسرای بزرگ عرب حاضر شد که در مواقع خاصی در کوچه و بازار به نقل داستانهای قهرمانان ایران بپردازد و از این طریق افراد را از گرایش به رسول خدا باز دارد. این نقشه به قدری احمقانه بود که خود قریش از شنیدن داستانهای او خسته و از دور او پراکنده شدند.
شیوه مبارزه آنان با پیامبر، منحصر به آنچه که گفته شد نبود، بلکه برای خاموش ساختن چراغ توحید از طرق و راههای دیگری وارد شده اند که ما مشروح آنها را در کتاب فروغ ابدیت آورده ایم.
آیه مورد بحث به جهت انتقاد از عمل نضربن حارث نازل شده است.
نضر بازرگانی بود که گاه گاهی به ایران مسافرت می کرد و با داستانسرایان معروف ایران انس و الفتی داشت و در ضمن، داستنهای مربوط به رستم و اسفندیار را یاد می گرفت و یک مشت کتابهای رمان و داستان خریداری می کرد.
وی موقع باز گشت به مکه به خاطر سرگرم کردن و باز داشتن مردم از شنیدن قرآن، معرکه هایی برپا می کرد و شروع بن نقالی می نمود و می گفت: اگر محمد، سرگذشت عاد و ثمود می گوید، من نیز داستان و جریان قهرمانی های رستم و اسفندیار را می گویم.