فهرست کتاب


سفر به عالم برزخ

علی‏رضا اسداللهی فرد

جایگاه منافقین

هدایت مرا به منزلی از منازل، جهنم برد که از همه منازل، پست تر و آتش در آن بر افروخته تر و ناله و فریادهای گوش خراش اهل آن بیشتر بود و تابوتهای آهنی که در وسط جهنم آویزان بودند هر یک شخصی را در خود جای داده بود.
- ملائکه غضب الهی با شلاقهای آتشین در بالا سر آنها حضور داشتند، هر لحظه بر سر و اندام آنها می نواختند که اگر یک ضربه از آن شلاقها به آبهای دریا در دنیا زده شود از شدت حرارت همه می جوشند.
گفتم: اینجا کجای جهنم است؟
هدایت: پست ترین درجه جهنم است.
گفتم: یعنی درک اسفل؟
هدایت: بله پست ترین درجه جهنم همین جا است، اینجا است که خداوند در دنیا به منافقین وعده داده بود یعنی اسفل السافلین در جهنم.(162)
- نمی دانم از عذاب کفار خبر داری یا نه؟
گفتم: کم و بیش در مورد عذاب آنها در دنیا چیزهایی شنیده بودم و می دانستم کفار در جهنم، الی الابد ماندگارند و سخت ترین عذابها را خواهند دید.
هدایت: درست گفتی، خوب است بدانی، عذاب منافق در اینجا از کافر سخت تر و عذاب بی نماز هم از منافق سخت تر است. تا آنجا که بی نماز، یعنی تارک الصلوه بد است. که منافق می گوید خدایا تو را سپاس که مرا منافق خلق کردی اما بی نماز خلق نکردی.(163)
بعد از دیدن احوال معصیت کاران هدایت به من فرمود؛ اینجا سفر به منازل جهنم به پایان رسید و آماده باش که به منازل نعیم، برویم.

قسمت چهارم : دیدار از اهل بهشت در عالم برزخ منازل النعیم

دیدار با شهداء

سفر در اعماق منازل جهنم برای من بسیار خسته کننده و ملال آور بود هر چند برای درس و عبرت بسیار مفید بود. چرا که قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی دچار آید.
و علاوه بر این، برای من ممکن نبود، که از احوال تمام معصیت کاران، اعم از منافقین، فساق، مرتدین و... که هر کدام دارای مراتب و طبقات متفاوتی بودند، مشاهده کنم و از سویی در کنار خوف، رجاء و امید لازم بود. چون ترس بدون امید انسان را مایوس از رحمت الهی می کند. و در این صورت قدمها، سست و حرکتها، متوقف می شود و حال اینکه ان رحمه الله واسعه.
- وقتی جناب هدایت خستگی بیش از حد مرا مشاهده کرد خطاب به من فرمود:
بنده خدا! نیمه راه را آمدی! چه خبره!؟ تازه خدا را شکر کن که تو از اهل جهنم نبودی، اگر بودی چه می کردی؟ باید تا قیامت عذاب الهی را متحمل می شدی و وقتی قیامت به پا شد و به حساب تو رسیدگی کردند، اگر خلاص نشوی، تازه اول راه هستی و در جهنم الی الابد ماندگاری و اگر خیلی سبک شوی یک سیصد سالی در جهنم باید بمانی و بسوزی و آنهم چه سوختنی
گفتم: به خدا از شر نفسمان پناه می برم.
- اللهم ان مغفرتک أرجی من عملی و ان رحتمک أوسع من ذنبی، اللهم ان کان ذنبی عندک عظیما فعفوک أعظم من ذنبی، اللهم ان لم أکن أهلا أن أبلغ رحمتک فرحمتک أهل أن تبلغنی و تسعنی لانها وسعت کل شی.(164)
- جناب هدایت من از خداوند، قطع امید نکردم و به رحمت الهی امیدوارم.
هدایت: البته که باید به خدا امید داشته باشی چرا که خداوند متعال فرمود:
قل یا عبادی الذین أسرفوا علی أنفسهم لا تقنطوا من رحمه الله ان الله یغفر الذنوب جمیعا انه هو الغفور الرحیم.(165)
- حالا که سفر در منازل جهنم را به اتمام رساندیم برویم به طرف منازل النعیم و الجنه، تا ان شاء الله رغبت کنی و خود را به این منازل برسانی.
گفتم: خدایت رحمت کند، ان شاء الله من از این سفر عبرت بگیرم و سعی کنم بندگی خدا را به نحو شایسته به جا آورم.
هدایت: ان شاء الله! اگر چه عصیان و کفران شما به خدا ضروی نمی رساند، چون که او از بندگانش بی نیاز است و نیازی به طاعت شما ندارد و عصیان شما هم به او ضرر نمی رساند.(166) هر کاری کنید برای خود کردید.
- خداوند فرمود: اگر کفر ورزید به درستی که او از شما غنی و بی نیاز است(167) و ما به حقیقت راه حق و باطل را به انسان نمودیم حال خواهد، هدایت پذیرد و شکر این نعمت گوید و خواهد آن نعمت را کفران کند.(168)
- اگر انسان عقل خود را به کار اندازد و در عواقب امور فکر کند بداند از عواقب آن در امان نخواهد بود، قطعاً در خط و مشی زندگی مواظب رفتار و کردار و گفتار خود خواهد بود همان طور که بزرگان دین ما فرمود: از عواقب گناهان بر حذر باشید.(169)
گفتم: همان طور هست که می فرمایید.
- ان شاء الله که در من تاثیر بگذارد و هم در سایر بندگان خدا باز در خدمت شما هستم کما اینکه قبل از سفر تعهد داده بودم باز در تعهد خود هستم. از خداوند برای انجام تعهد یاری می خواهم.
هدایت: خدا عاقبت تو را به خیر گرداند، حال از این به بعد هر چه به تو نشان دهم هم صفا و صمیمیت، ذکر خدا، دیدار اولیاء خدا، حوری، رضوان و... خواهد بود و چنان که بخواهی همیشه در آنجا ماندگار شوی.
گفتم: مگر نخواهم ماند؟
هدایت: فعلا در سفر، به سر می بری و در سفر ماندن معنی ندارد. اما چون تو لقاء الله را دوست داری ان شاء الله به معبودت خواهی رسید و این نعمتهایی که گفتم درک خواهی کرد، برای ابدی شدن اسکان در بهشت مواظبت لازم است. چنانکه خداوند می فرماید:
بگو ای پیامبر که من بشری همچون شما هستم تنها فرق من با شما این است که به من وحی می شود همانا خدای شما یکی است پس هرکس می خواهد لقاء و رحمت خدا را باید کارهای صالح انجام دهد و در عبادت خدا کسی را شریک قرار ندهد.(170)
- و باید از خدا بخواهی تو مسلمان از دنیا بروید، اسلامی که انبیاء بزرگ از خدا درخواست می کردند. مثل، حضرت یوسف (علیه السلام) که به خدا عرض کرد خدایا مرا مسلمان بمیران و به صالحان ملحق گردان.(171)
گفتم: به یاری خدا سعی خواهم کرد. اما اگر خدا دستم را نگیرد من توان حرکت به سوی او را ندارم.
هدایت: آری، باید از خداوند در این راه کمک بگیری و الا بدون یاری او می مانی. اما بدان که خدا بندگانش را دوست دارد و به خاطر همین دوست داشتن، یکصد و بیست و چهار هزار پیامبر برای هدایتشان فرستاد.
- با من همراه شو تا اولین منزل از منازل النعیم را برایت نشان دهم، اینجا تو از اهلشان از کارهایی که در دنیا کردند، مستحق نعمت الهی شدند سوال کن و از تجربیات آنان برای موفقیت خود استفاده کن و اگر آنچه که شنیدی و دیدی به کار بندی مطمئن باش رستگار خواهید شد.