فهرست کتاب


سفر به عالم برزخ

علی‏رضا اسداللهی فرد

احوال زنان سخن چین و دروغگو

رفتیم و رفتیم و به جایی از جهنم رسیدیم که در آنجا عده ای را دیدیم که سر خوک داشتند و بدن الاغ، و هزاران هزار، از انواع عذابها بر آنها وارد می کردند تا خواستم بپرسم علت چیست؟
هدایت گفت: اینها زنان سخن چین و نمام و دروغگو بودند و سخن این و آن را به دیگری می بردند و دروغ می بستند.(80)
- این زنها به نقل سخن دیگران، مابین مردم دشمنی ایجاد می کردند.
گفتم: سخن چین، تفرقه بین مردم ایجاد می کند و این از گناهان بزرگ و نابخشودنی است.
هدایت: بله.
- چه بسیار در روایت معصومین علیهم السلام آمده که سخن چینی کار زشت و ناپسند است و ما را از آن منع می کردند.
- مثلاً در روایتی از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) آمده که حضرت فرمود: سخن چین به بهشت داخل نخواهد شد.(81)
و یا خبر دیگری حضرت به اصحاب فرمود: آیا شما را به بدترین تان خبر ندهم؟
گفتند: بفرمایید یا رسول الله.
حضرت فرمود: کسانی که سخن چینی می کنند و دوستیها را بهم می زنند.(82)

احوال زنان خواننده و مداح و حسود

در یکی از منازل جهنم، زنانی را دیدیم که صورتشان، شکل سگ بود. از ناحیه پشت آنها آتش وارد می شد و از دهانشان بیرون می آمد و تازیانه های سهمگین ملائکه غضب هر لحظه بر سر آنها نواخته می شد، نعره و صدایشان عالم را گرفته بود.(83)
- دیدن این صحنه ها یکی بعد از دیگری سخت مرا منقلب کرده بود. با خود می گفتم ای کاش اینها اسیر هوای نفس نمی شدند و اینقدر آلوده به گناه نمی گشتند.
و در این خیال بودم که جناب هدایت فرمود: می دانم تو در چه فکری هستی. خوب می دانی که اهل جهنم به طور کلی افراد معصیت کار و لجوج هستند، اینها بسیار شنیدن ولی گوش ندادند و اگر روزی عقلشان کار کرد و آنها را از کار پست منع نمود، فوراً با گناهان این نور را خاموش می کنند.
- اینها با دست خود این عذاب را کسب کردند و انسان همانطور که قبلاً هم گفتم خودش هر بلایی را بر سر خود آورد.
- همین زنها را می بینی، بارها، بارها شنیدند که نباید صدایشان را نامحرم بشنود و همچنین شنیدند که در غیر ضرورت با نامحرم زیادتر صحبت نکنند اما کو، گوش شنوا!
- تازه این زنها برای نامحرمان شعر و سرود می خواندند و هر لحظه که نامحرم او را برای صدای خوشش تشویق می کرد سعی می کردند بهتر و بهتر بخوانند تا بیشتر محبوب واقع شوند، غافل از اینکه برای هر حرفی که خواندند، آتشی را برای خود برافروختند.
و بعضی از این زنان صدایشان را ضبط می کردند تا علاوه بر مستمعین حاضر دیگران هم استفاده کنند و چه بسیار جوانان، دختر و پسر که با صداهای اینها، مغلوب هوای نفس شده و برای همیشه گمراه شدند و وزر و وبال آنها نیز به گردن اینها است.
- آری این زنان، زنان رقاص و خواننده بودند که برای نامحرم می خواندند.

ادامه سفر

- بعد از دیدن احوال زنان و عذابی که به آنها داده می شد جناب هدایت مرا به استراحتگاه برد و ما با انواع و اقسام نوشیدنیها و میوه های خوش رنگ و معطر در حالی که به متکاهای نرم و لطیف تکیه زده بودیم، توسط مستخدمهای مودب و زیبا پذیرایی شدیم و جالب اینکه هر چه می خوردیم یکی از دیگری خوشمزه تر و لذیذتر بود و احساس سیر شدن نمی کردیم.
- بعد از استراحت جانانه جناب هدایت فرمود:
پا شو که فرصت کم و صفر ما طولانی است و از خیلی جاها باید دیدن کنیم. گفتم: فدایت شوم، اگر ممکن است کمی بیشتر اینجا به استراحت بپردازیم؟
گفت: نه عزیزت ان شاء الله به موقع خودش.
- هدف ما فعلا سفر است و شما به زودی به خواست خدا برمی گردی و از نعمتهای خدا بهره مند می شوی، پس زود پاشو که دیر شده است.
گفتم: ان شاء الله کجا؟
گفت: به جایی می برم که خیال نکنی هر چه عذاب است برای زنان مقرر شده.
- حالا می خواهم تو را به جایی ببرم که آنجا دیگر من برای تو توضیح نخواهم داد و این تو هستی که باید از معذبین علت عذاب را بپرسی و پندگیری.
گفتم: من بپرسم؟
گفت: بله، تو می پرسی و آنها موظفند مو به مو سوالات تو را پاسخ دهند.
گفتم: راستش نمی دانم از کجا و چه چیزی بپرسم.
گفت: وقتی احوال آنها را دیدی یادت می آید که چه بپرسی.
ما وارد منزلی شدیم که ظالمین خود بر افروخته بودند.(84)