فهرست کتاب


سفر به عالم برزخ

علی‏رضا اسداللهی فرد

زنان زناکار و فرزندان حرام

من و هدایت برای دیدن احوال عده دیگری از زنان مسلمان، که در جهنم به سر می بردند رفتیم و در آنجا زنانی را دیدیم که کر و لال و کور بودند و در جایگاهی از آتش قرار گرفته بودند، مثل کسی را که در گودال پر از آتش بیاندازند در حالی که مغزشان از بینی بیرون می زد و بدنشان از جزام و برص، قطعه، قطعه می شد.(70)
گفتم: لابد اینها خیلی گنهکارند، مگر چه عمل زشتی را مرتکب شدند که به این عذاب گرفتارند؟
هدایت: اینها زنانی، زناکار بودند که فرزند حرام را که از زنا، به دنیا می آوردند به شوهرشان نسبت می دادند و می گفتند این فرزند از فراش توست.
- من از این کارهایی که توسط زنان صورت می گرفت متعجب بودم.
به خود می گفتم چطور یک زن در حالی که باید امانت دار باشد به خیانت می پردازد؟
- ما روایات بسیاری در دنیا از بزرگان و پیشوایان شنیده بودیم که سفارش می فرمودند؛ امانتداری از ارکان ایمان است.(71)
مومن باید امین باشد و یکی از صفات بارز نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) همین امانت داری ایشان بود که به محمد امین لقب گرفت.
هدایت: بله، همه این حرفها درست، اما در فلسفه دین ما گفتار با عمل خیلی فاصله دارد و تا گفتار با عمل یکی نشود گفتار ارزش ندارد.
- البته، می دانی که چه می گویم؟!
گفتم: بله ولی دوست دارم برای من بیشتر، توضیح دهید تا در اعماق جانم، جای بگیرد.
هدایت: ببین ممکن است ادعا کنم یک پهلوانم، یا هر چیز دیگر، ادعا زمانی پذیرفته است که عملاً نشان داده شود.
- مثل آقایی که می گوید من پهلوانم، تا با پهلوانی قوی پنجه کشتی نگیرد و در میدان مبارزه بر حریف خود غلبه نکند، پهلوان نیست.
- چه بسیار بودند قبل از جنگها می گفتند: من چنان می جنگم و بهمان می کنم اما وقتی به میدان آمدند و لبه های تیز شمشیرهای برهنه را مشاهده کردند فرار کردند و اینجا است که باید گفت به خاطر همین سختی است که عمل خوب ارزش پیدا می کند.
- نمی گویم نمی شود کار خوب کرد می گویم کار خوب زحمت می خواهد و خداوند بزرگ هم بهشت را برای این رنج و مشقت مرحمت می کند.
گفتم: بله، فرمایش شما کاملاً متین و جالب بود. و این زنها که امین نبودند و به شوهرشان خیانت کردند در حقیقت از همان زمانی که خود را شناختند نخواستند، ثواب لذت بردباری و صبر را ببرند و از همان اول، سست برخورد کردند و به ابلیس اجازه دادند تا بر آنها حکم راند و عاقبت، آنها را به این روز انداخت که می بینیم.

زنانی که خود را به نامحرمان عرضه می کنند

- هدایت دستم را گرفت و گفت: برویم که دیر شد و مرا به منزلی برد که آنجا، زنانی را یدیم که با قیچی آتشین، گوشت بدنشان را از سر، پا و جاهای مختلف بدن می بریدند(72) و نعره صدایشان گوش فلک را کر می کرد و کسی به فریادشان نمی رسید.
- خیلی عجیب و اسف بار و دلخراش بود و منم از این حالت سرم گیج رفت و افتادم.
هدایت گفت: می بینی! این زنها، زنان زناکار بودند و خود را برای مردهای اجنبی عرضه می کردند و حال عذاب، لذت زودگذر آن زمان را می بینند.
- این زنها خیال می کردند حساب و کتابی نیست، اعاذنا الله، خیال می کردند خدا آنها را نمی بیند و در محضر خدا به کار زشت و ناپسند دست می زدند و با غفلت از دنیا رفتند و دچار این عذاب سخت الهی گشتند.
- آری تحمل عذاب برای امثال ما که تاب و توان آتش چوب کبریت را نداریم سخت است و عذاب آن دلخراش اما این عذاب عذابی است که خودشان مهیا کرده بودند.
- با اینکه خدا فرموده بود با دست خود، خود را به هلاکت نرسانید.(73) با این حال زندگی زودگذر دنیا را به زندگی ابدی آخرت ترجیح دادند.
- آنها می توانستند، خوب باشند و از بهشت بهره مند شوند. می توانستند، توبه کنند و از کارهای پست روگردان باشند و اصلاح شوند ولی نخواستند.
گفتم: آیا برای این قبیل زنها نیز توبه باز است؟
هدایت: البته، که در توبه به رویشان باز بوده و تا انسان نفس می کشد هر چقدر هم که گنهکار باشد در صورتی که از روی صداقت و واقعاً از اعمال بد خود پشیمان شود، و خود را اصلاح کند، خداوند کریم او را می پذیرد و توبه اش را قبول می کند زیرا یکی از اسماء خداوند تواب است یعنی بسیار توبه پذیر است.(74)
گفتم: ما انسانها چقدر بیچاره و بدبختیم این همه امکانات و راه ها برای سعادت و کامیابی ابدی باز بوده و ما استفاده نکردیم، واحسرتاه از این فرصتها.
- خداوند این همه بهانه قرار داده که ما برگردیم و فریب ابلیس را نخوریم و آتش جهنم را به جان نخریم در حالی که ندیده گرفتیم و حرف شیطان را که دشمن سر سخت انسانیت بود، گوش دادیم و فرمایش خدا را که خالق ما بود و به ما از رگهای گردنمان نزدیک تر بود نشنیدیم.(75)
- چقدر خداوند بزرگ فرمود: آی انسان شیطان دشمن شماست، او دشمنی آشکار با شما دارد، از او به پرهیزید(76) ما انسانها، مثل اینکه گوش نداشتیم و یا کر بودیم، نمی شنیدیم و کور بودیم، نمی دیدیم.
و حالا این عذاب را که با ذره، ذره لذتهای حرام، به وجود آمده باید خریدار باشید و راه فرار و توبه دیگر عالم برزخ نیست و اگر راهی بود تنها و تنها در دنیا امکان داشت و بعد از مرگ هرگز!

زنانی که قوادی می کنند

سپس زنانی را دیدیم که صورت و بدنشان می سوخت و امعاء و احشای خودشان را می خوردند.(77)
گفتم جناب هدایت: این زنها چه کار کردند؟
هدایت: این زنها، زنهایی بودند که قوادی می کردند.
عرض کردم: قوادی!
- قوادی دیگر چیست؟
هدایت: قوادی یعنی واسطه کری بین زن و مرد به صورت حرام.
گفتم: یعنی این عده زن و مرد نامحرم را به هم می رساندند.
هدایت: بله، اینها واسطه و دلال این کار بودند و زنان را می فریفتند و با مردها جمع می کردند.
گفتم: چه کار زشتی و این کار دو گناه محسوب می شود، اول اینکه دوست داشتن اشاعه فحشاء است، و دوم اینکه گمراه کردن انسان است و هر کس، انسانی را گمراه کند مثل این است که تمام انسانها را گمراه کرده است.(78)
هدایت: بله کاملاً درست است و به همین علت اینها صورت و بدنشان می سوزد و روده هایشان را می خورند.
- ببین انسان در گرو اعمال خودش هست(79)، و طبق همان اعمال نیز جزا می شود. و به چیزی که خودمان درست کردیم نباید گله مند باشیم.
گفتم: بله، فرمایش شما، کاملاً صحیح است.
- متاسفانه، وزر و وبال منحرف شده به گردن خود منحرف است و چه خوب بود آنهایی که کارشان انحراف کردن مردم است می فهمیدند و در صدد اصلاح خود بودند و این عذاب را متحمل نمی شدند.