فهرست کتاب


سفر به عالم برزخ

علی‏رضا اسداللهی فرد

زنانی که آرایش می کنند و خود را به نامحرمان نشان می دهند

هدایت دست مرا گرفت و گفت: بیا که سفر ما خیلی طول خواهد کشید در ادامه می خواهم باز هم از برخی از زنان، که در دنیا خود را زینت می دادند و به صورت آرایش کرده بین مردم می رفتند نشان دهم و از احوال آنها آگاه شوی.
- بعد هدایت مرا همراه خود به یک محل هولناکی برد که در آنجا زنانی را دیدیم که گوشت بدنشان را خود می خوردند و آتش از زیر پاهایشان زبانه می کشید.(65)
گفتم: هدایت، اینها چه کردند که گوشت بدن خودشان را می خورند و در آتش عذاب می کشند؟
گفت: اینها زنانی هستند که آرایش می کردند و بیرون از خانه به غیر از شوهرانشان، آنها را می دیدند.
- این زنها خود را با آرایش، زیبا جلوه می دادند تا نامحرمان ببینند و به گناه بیافتند.
- اینها کسانی هستند که بسیاری از خانواده را متلاشی کرده اند.
- اگر اینها خود را بزک نمی کردند و با حالت شیطانی بیرون نمی آمدند، مردان بسیاری که دل به زندگی خانوادگی بسته بودند و به زن و فرزندان خود عشق می ورزیدند از همسران خود دلسرد نمی شدند و به طلاق منجر نمی شد.
- اینها باعث نابودی بنیان خانواده شدند.
عرض کردم: دوست عزیز بیشتر توضیح بده چطور اینها نظام خانواده را متلاشی کردند.
هدایت: زنانی که برای بیرون رفتن از خانه در جلوی آینه می ایستند و با وسایل آرایش سر و صورتشان را تزیین می کنند در حقیقت، ظاهری که واقعی نیست واقعی جلوه گر می شود و این پرده ای است باطل که روی حقیقت می کشند و بیننده به خیال اینکه اینها زیبایند فریب می خورد و به گناه می افتند.
در اثنای صحبت هدایت، کلامش را قطع کردم و گفتم.
می بخشید زنان نباید آرایش کنند؟
- آیا در همه حال زینت دان زن ممنوع است؟
هدایت: نگفتم آرایش زن بد است.
- طبق شرع مقدس اسلام که دوری از نامحرم را برای زن و مرد مصونیت می داند و زینت زن را برای نامحرمان حرام می داند عرض کردم و در غیر این صورت زینت زن برای شوهرانشان و یا در محیط خانه خود عبادت محسوب می شود. (البته تنها در محیط زناشوی).
گفتم: (با عرض معذرت) آیا مردها که به این زنان نگاه می کنند، گناه نمی کنند؟
هدایت: چرا، مردها نیز نباید نگاه کنند و در حدیثی، از امام صادق (علیه السلام) داریم، نگاه کردن تیری از تیرهای مسموم شیطان است که در قلب او می نشیند.(66) یعنی همانطور که تیر قلب را می شکافد، نگاه به نامحرم نیز روح را مریض و زخمی می کند.
در این رابطه بعداً احوال مردانی که هوس ران بودند، خواهی دید.
باز هم از هدایت، پرسیدم:
رفیق! برخی از این زنها آرایش می کنند نه به خاطر اینکه نامحرمان به آنها نگاه کنند. بلکه صرفاً به خاطر اینکه خجالت می کشند با چهره خودشان که خدا عطا نموده بیرون روند و به خود فکر می کنند، ممکن است مردم به دیده حقارت به آنها نگاه کنند و اینها برای نشان دادن خود برای زنهای هم طراز، آرایش می کنند و غرضی هم از این آرایش کردن ندارند.
هدایت: البته مهم پوشاندن از نامحرمان است، در هر صورت به هر نحوی اگر نامحرم او را ببیند او معصیت کرده و جایگاهش همین جا است که می بینی.

زنانی که به احکام شرع، اهمیت نمی دهند

از آن منزل به منزل دیگری از منازل جهنم رفتیم و زنانی را دیدیم در حالی که پاهایشان را به دستانشان بسته بودند، مارها و عقربها به آنها هجوم آورده و آنها را نیش می زدند.(67)
- این صحنه ها خیلی دردناک و تکان دهنده بود اما جزای همان چیزی بود که خودشان برای خود خلق کرده بودند و شاید هم هیچ فکر نمی کردند ممکن است روزی با این صحنه ها روبرو شوند ولی واقعیتی است که باید قبول و این عذاب همان سستی ایمان است که باید تحمل کنند و راه خلاصی جز عنایت خدا نیست.
هدایت: این زنها می دانی چه کردند؟
گفتم: نه.
هدایت: بگذار کاملاً رفتار این زنها را در دنیا شرح دهم تا بدانی مستحق عذابند.
- اینها زنانی بودند بی قید یعنی به تکالیف شرعی اهمیت نمی دادند.
- وضوء می گرفتند تا نماز بخوانند اما وضویی بی طهارت می گرفتند، و به نماز اهمیت نمی دادند و آن را سبک می شمردند، گاهی می خواندند و گاهی نمی خواندند، خلاصه اینکه به چیزی که اهمیت نمی دادند فرامین خداوند تبارک و تعالی بود.
- لباسشان را تطهیر نمی کردند.
- غسل واجبی که به عهده شان بود بجا نمی آوردند (مثل غسل جنابت، غسل حیض...).
- زنانی کثیف و غیر نظیف بودند.
عرض کردم: نظیف برای مومن مهم است و از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) روایت شده که حضرت فرمودند: نظافت از ایمان است و ایمان با صاحبش در بهشت خواهد بود.(68) و پر واضح است این رفتار از این قبیل زنان نشانه بی ایمانی آنهاست انسان بی ایمان جز این جایگاهش نیست و علاوه بر اینکه به نماز که ستون دین است اهمیت ندادند با اینکه خداوند در قرآن فرموده: وای بر نمازگزاران، آنها که نمازهایشان را سبک می شمارند.(69)
- آنها سخن خدا را شنیدند و نشنیده گرفتند.
- امروز و فردا کردند و با این که در توبه به رویشان باز بود، توبه نکردند و جز این جزای عملشان نیست.

زنان زناکار و فرزندان حرام

من و هدایت برای دیدن احوال عده دیگری از زنان مسلمان، که در جهنم به سر می بردند رفتیم و در آنجا زنانی را دیدیم که کر و لال و کور بودند و در جایگاهی از آتش قرار گرفته بودند، مثل کسی را که در گودال پر از آتش بیاندازند در حالی که مغزشان از بینی بیرون می زد و بدنشان از جزام و برص، قطعه، قطعه می شد.(70)
گفتم: لابد اینها خیلی گنهکارند، مگر چه عمل زشتی را مرتکب شدند که به این عذاب گرفتارند؟
هدایت: اینها زنانی، زناکار بودند که فرزند حرام را که از زنا، به دنیا می آوردند به شوهرشان نسبت می دادند و می گفتند این فرزند از فراش توست.
- من از این کارهایی که توسط زنان صورت می گرفت متعجب بودم.
به خود می گفتم چطور یک زن در حالی که باید امانت دار باشد به خیانت می پردازد؟
- ما روایات بسیاری در دنیا از بزرگان و پیشوایان شنیده بودیم که سفارش می فرمودند؛ امانتداری از ارکان ایمان است.(71)
مومن باید امین باشد و یکی از صفات بارز نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) همین امانت داری ایشان بود که به محمد امین لقب گرفت.
هدایت: بله، همه این حرفها درست، اما در فلسفه دین ما گفتار با عمل خیلی فاصله دارد و تا گفتار با عمل یکی نشود گفتار ارزش ندارد.
- البته، می دانی که چه می گویم؟!
گفتم: بله ولی دوست دارم برای من بیشتر، توضیح دهید تا در اعماق جانم، جای بگیرد.
هدایت: ببین ممکن است ادعا کنم یک پهلوانم، یا هر چیز دیگر، ادعا زمانی پذیرفته است که عملاً نشان داده شود.
- مثل آقایی که می گوید من پهلوانم، تا با پهلوانی قوی پنجه کشتی نگیرد و در میدان مبارزه بر حریف خود غلبه نکند، پهلوان نیست.
- چه بسیار بودند قبل از جنگها می گفتند: من چنان می جنگم و بهمان می کنم اما وقتی به میدان آمدند و لبه های تیز شمشیرهای برهنه را مشاهده کردند فرار کردند و اینجا است که باید گفت به خاطر همین سختی است که عمل خوب ارزش پیدا می کند.
- نمی گویم نمی شود کار خوب کرد می گویم کار خوب زحمت می خواهد و خداوند بزرگ هم بهشت را برای این رنج و مشقت مرحمت می کند.
گفتم: بله، فرمایش شما کاملاً متین و جالب بود. و این زنها که امین نبودند و به شوهرشان خیانت کردند در حقیقت از همان زمانی که خود را شناختند نخواستند، ثواب لذت بردباری و صبر را ببرند و از همان اول، سست برخورد کردند و به ابلیس اجازه دادند تا بر آنها حکم راند و عاقبت، آنها را به این روز انداخت که می بینیم.