فهرست کتاب


سفر به عالم برزخ

علی‏رضا اسداللهی فرد

زنانی که بدون اجازه شوهرشان بیرون می روند

در یکی دیگر از منازل جهنم، زنانی را دیدیم که از پاهایشان آویزان کرده بودند.(62)
(من خیلی از این ملاقاتها ناراحت بودم، چنان ناراحت بودم که خود هدایت برایم) گفت:
چرا ناراحتی؟
گفتم از خدا پنهان نیست از شما چه پنهان، راستش این عذابها را وقتی می بینم قلبم می گیرد!
- از طرفی حق است و از طرفی بالاخره از امت پیامبر هستند.
هدایت گفت: اگر خداوند تبارک و تعالی حجت را برای مردم تمام نمی کرد جای شکوه بود اما مگر خود اینها بارها نشنیدند که خداوند فرموده:
الم اعهد الیکم یا بنی آدم ان لا تعبدوا الشیطان انه لکم عدو مبین.(63)
گفتم: بفرمایید، چرا این دسته از زنان را از پاهایشان آویزان کرده اند؟
هدایت: این زنها بدون اجازه شوهرشان به کوچه، بازار، خانه اهل و فامیل و غیره رفته اند در حالی که شوهرانشان راضی نبوده.
و این قبیل زنان کسانی هستند که خدا رسول و جبراییل و میکاییل به آنها لعنت می فرستند.(64)

زنانی که آرایش می کنند و خود را به نامحرمان نشان می دهند

هدایت دست مرا گرفت و گفت: بیا که سفر ما خیلی طول خواهد کشید در ادامه می خواهم باز هم از برخی از زنان، که در دنیا خود را زینت می دادند و به صورت آرایش کرده بین مردم می رفتند نشان دهم و از احوال آنها آگاه شوی.
- بعد هدایت مرا همراه خود به یک محل هولناکی برد که در آنجا زنانی را دیدیم که گوشت بدنشان را خود می خوردند و آتش از زیر پاهایشان زبانه می کشید.(65)
گفتم: هدایت، اینها چه کردند که گوشت بدن خودشان را می خورند و در آتش عذاب می کشند؟
گفت: اینها زنانی هستند که آرایش می کردند و بیرون از خانه به غیر از شوهرانشان، آنها را می دیدند.
- این زنها خود را با آرایش، زیبا جلوه می دادند تا نامحرمان ببینند و به گناه بیافتند.
- اینها کسانی هستند که بسیاری از خانواده را متلاشی کرده اند.
- اگر اینها خود را بزک نمی کردند و با حالت شیطانی بیرون نمی آمدند، مردان بسیاری که دل به زندگی خانوادگی بسته بودند و به زن و فرزندان خود عشق می ورزیدند از همسران خود دلسرد نمی شدند و به طلاق منجر نمی شد.
- اینها باعث نابودی بنیان خانواده شدند.
عرض کردم: دوست عزیز بیشتر توضیح بده چطور اینها نظام خانواده را متلاشی کردند.
هدایت: زنانی که برای بیرون رفتن از خانه در جلوی آینه می ایستند و با وسایل آرایش سر و صورتشان را تزیین می کنند در حقیقت، ظاهری که واقعی نیست واقعی جلوه گر می شود و این پرده ای است باطل که روی حقیقت می کشند و بیننده به خیال اینکه اینها زیبایند فریب می خورد و به گناه می افتند.
در اثنای صحبت هدایت، کلامش را قطع کردم و گفتم.
می بخشید زنان نباید آرایش کنند؟
- آیا در همه حال زینت دان زن ممنوع است؟
هدایت: نگفتم آرایش زن بد است.
- طبق شرع مقدس اسلام که دوری از نامحرم را برای زن و مرد مصونیت می داند و زینت زن را برای نامحرمان حرام می داند عرض کردم و در غیر این صورت زینت زن برای شوهرانشان و یا در محیط خانه خود عبادت محسوب می شود. (البته تنها در محیط زناشوی).
گفتم: (با عرض معذرت) آیا مردها که به این زنان نگاه می کنند، گناه نمی کنند؟
هدایت: چرا، مردها نیز نباید نگاه کنند و در حدیثی، از امام صادق (علیه السلام) داریم، نگاه کردن تیری از تیرهای مسموم شیطان است که در قلب او می نشیند.(66) یعنی همانطور که تیر قلب را می شکافد، نگاه به نامحرم نیز روح را مریض و زخمی می کند.
در این رابطه بعداً احوال مردانی که هوس ران بودند، خواهی دید.
باز هم از هدایت، پرسیدم:
رفیق! برخی از این زنها آرایش می کنند نه به خاطر اینکه نامحرمان به آنها نگاه کنند. بلکه صرفاً به خاطر اینکه خجالت می کشند با چهره خودشان که خدا عطا نموده بیرون روند و به خود فکر می کنند، ممکن است مردم به دیده حقارت به آنها نگاه کنند و اینها برای نشان دادن خود برای زنهای هم طراز، آرایش می کنند و غرضی هم از این آرایش کردن ندارند.
هدایت: البته مهم پوشاندن از نامحرمان است، در هر صورت به هر نحوی اگر نامحرم او را ببیند او معصیت کرده و جایگاهش همین جا است که می بینی.

زنانی که به احکام شرع، اهمیت نمی دهند

از آن منزل به منزل دیگری از منازل جهنم رفتیم و زنانی را دیدیم در حالی که پاهایشان را به دستانشان بسته بودند، مارها و عقربها به آنها هجوم آورده و آنها را نیش می زدند.(67)
- این صحنه ها خیلی دردناک و تکان دهنده بود اما جزای همان چیزی بود که خودشان برای خود خلق کرده بودند و شاید هم هیچ فکر نمی کردند ممکن است روزی با این صحنه ها روبرو شوند ولی واقعیتی است که باید قبول و این عذاب همان سستی ایمان است که باید تحمل کنند و راه خلاصی جز عنایت خدا نیست.
هدایت: این زنها می دانی چه کردند؟
گفتم: نه.
هدایت: بگذار کاملاً رفتار این زنها را در دنیا شرح دهم تا بدانی مستحق عذابند.
- اینها زنانی بودند بی قید یعنی به تکالیف شرعی اهمیت نمی دادند.
- وضوء می گرفتند تا نماز بخوانند اما وضویی بی طهارت می گرفتند، و به نماز اهمیت نمی دادند و آن را سبک می شمردند، گاهی می خواندند و گاهی نمی خواندند، خلاصه اینکه به چیزی که اهمیت نمی دادند فرامین خداوند تبارک و تعالی بود.
- لباسشان را تطهیر نمی کردند.
- غسل واجبی که به عهده شان بود بجا نمی آوردند (مثل غسل جنابت، غسل حیض...).
- زنانی کثیف و غیر نظیف بودند.
عرض کردم: نظیف برای مومن مهم است و از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) روایت شده که حضرت فرمودند: نظافت از ایمان است و ایمان با صاحبش در بهشت خواهد بود.(68) و پر واضح است این رفتار از این قبیل زنان نشانه بی ایمانی آنهاست انسان بی ایمان جز این جایگاهش نیست و علاوه بر اینکه به نماز که ستون دین است اهمیت ندادند با اینکه خداوند در قرآن فرموده: وای بر نمازگزاران، آنها که نمازهایشان را سبک می شمارند.(69)
- آنها سخن خدا را شنیدند و نشنیده گرفتند.
- امروز و فردا کردند و با این که در توبه به رویشان باز بود، توبه نکردند و جز این جزای عملشان نیست.