فهرست کتاب


انتظار موعود فصلنامه علمی - تخصصی ویژه امام مهدی (عج) سال چهارم، شماره پانزدهم، بهار 1384

مرکز تخصصی مهدویت

پایه های عدالت پروری و ظلم ستیزی در ادعیه مهدوی

بنابر آنچه گذشت می توان گفت که پایه های عدالت پروری و عدالت گستری در ادعیه شریفه به شکل ذیل قابل طرح و بررسی می باشد:
1. عدالت مداری حق یک اصل پذیرفته شده و مورد قبول همه انسان ها می باشد.
2. این عدالت مداری در قلمرو تکوین و تشریع دوشادوش هم بوده و از همدیگر جدا نمی شوند.
3. برای تحقق عدالت باید از درون انسان ها شروع کنیم تا به گسترش عدالت در سطح جامعه بشری موفق شویم.
4. برای تضمین عدالت پروری احتیاج به انسانهای عدالت مدار، عدالت پیشه و عدالت پرور داریم، که در تمام جوامع بشری از طرف خدای متعال برای هدایت بشر برانگیخته شده اند و حجت های معصوم الهی که خود عدالت پیشه و ظلم ستیز بوده اند بیانگر این عدالت مداری الهی و ستم ستیزی بوده و انبیا و اولیای معصوم، سلسله ای بهم پیوسته و وارث و مکمل همدیگر بوده اند تا بشر را به عالی ترین مراحل عدالت رهنمون نمایند.
5. با توجه به اصل فوق که می گوید: تا انسان ها از درون متحول نگردند و ریشه های ستمگری در درون وجودشان خشکانده نشود، عدل پروری و عدالت گستری امری ناممکن و غیر عملی خواهد بود ادعیه بزرگترین نقش را در این بعد می توانند ایفا کنند و باعث پاکسازی انسان از درون شوند. تاریخ پیروان اهل بیت علیهم السلام این واقعیت را نیز به خوبی نشان داده است.
6. خدای عادل و رحیم، اولین و مهم ترین تکیه گاه، فطرت سالم انسان ها دومین تکیه گاه، و رهبران معصوم الهی که صد در صد عدل پیشه اند، بهترین الگو و سومین تکیه گاه برای عدل پروری و عدالت گستری می باشند.
7. زمینه های ستم و ستمگری و انحراف در ادعیه شریفه مورد توجه قرار گرفته، و به قلمروهای فردی و اجتماعی عدل نیز اشاره و در برخی زمینه ها به تفصیل پرداخته شده است. در حقیقت به شاخص های ستمگری و عدالت گستری نیز تذکر داده شده و دور نمای عدل مهدوی ترسیم شده است.
در دعاهای عصر جمعه و... عموما به این زمینه ها، قلمروها و ابعاد بیش تر توجه شده است.
نمونه هایی از ادعیه ذیلا بیان می شود:
اللهم صل علی محمد سیدالمرسلین و خاتم النبیین و حجة رب العالمین...؛
اللهم ادفع عن ولیک و خلیفتک و حجتک علی خلقک و لسانک المعبر عنک...؛
اللهم عرفنی نفسک فانک ان لم تعرفنی نفسک لم اعرف رسولک...؛(722)
دعای افتتاح؛
دعای ندبه.
8. تمام مفاهیم ارزشی در ادعیه اهل بیت علیهم السلام به صورت یک منظومه بهم پیوسته مطرح می گردد و هر چند در هر دعا یک یا چند مفهوم مورد توجه قرار داده می شود، اما با یک نگاه جامع به ادعیه اهل بیت علیهم السلام این منظومه بسیار قابل توجه بوده و در دعاهای تک مفهومی نیز از این پشتوانه منظومه وار استفاده می شود، خواننده ادعیه در مکتب اهل بیت علیهم السلام چنانچه به تمام مفاهیم ادعیه توجه نماید، به تمام ابعاد ارزشی تسلط پیدا می کند و ذهنیت شخص تک بعدی رشد نمی کند.
9. کتاب و سنت در ادعیه اهل بیت علیهم السلام سمبل عدالت مداری است.(723) به همین دلیل احیای کتاب و سنت، در سیره اهل بیت علیهم السلام و به ویژه در سیره امام مهدی (علیه السلام) هدفی اساسی و سمبلیک بوده، که نشان دهنده قیام امام (علیه السلام) به قسط، احیا کننده عدل، نابود کننده ظلم و نفی کننده تحریف ها و کژروی ها است.
به نمونه هایی از این اصل در آخر این بخش که در ادعیه مهدوی آمده است توجه خواهیم نمود. ضمنا فراموش نکنیم که پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله تمسک به کتاب و سنت را (البته سنتی که نزد عترت است، عترتی که تجسم عینی کتاب و سنت است) مایه مصونیت امت از انحراف معرفی کرده است و احیای سنت واقعی را احیای اسلام و قرآن می داند که در دعاهای حضرت مهدی (علیه السلام) مکررا به این مطلب تذکر داده شده است.
10. اهل بیت علیهم السلام عموما خود را قائم به حق معرفی نموده و این ویژگی را خدای متعال و پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله برای آنان قرار داده(724) و امام مهدی (علیه السلام) سمبل این قیام به حق و بارزترین مصداق قیام به حق معرفی شده است.(725) به همین دلیل ذکر نام امام مهدی (علیه السلام)، یادآوری نام او و دعا برای وجود مبارک او، یاد قیام به حق و عدالت گستری او است، و مهدویت و عدالت گستری لازم و ملزوم هم بوده، چنان که روایات نبوی بر این تلازم صحه گذاشته و خود پیامبر صلی الله علیه و آله آن را آغاز نموده است. و در تمام ادعیه ای که به تعجیل فرج آل محمد صلی الله علیه و آله توجه داده شده است، به تعجیل فرج و ظهور امام مهدی (علیه السلام) منصرف بوده(726) و تمام آنها تعجیل فرج جامعه انسانی و طلوع آفتاب عدالت مهدوی بر جامعه بشری را خواهان است.

احیای کتاب و سنت در دولت مهدوی، سمبل احیای حق و عدالت گستری

1. ... اللهم و صل علی ولیک المحیی سنتک، القائم بأمرک، الداعی الیک الدلیل علیک، حجتک علی خلقک و خلیفتک فی أرضک و شاهدک علی عبادک... اللهم جدد به ما امتحی (محی) من دینک، و أحی به ما بدل من کتابک، و أظهر به ما غیر من حکمک، حتی یعود دینک به و علی یدیه غضا جدیدا خالصا مخلصا، لا شک فیه و لا شبهة معه و لا باطل عنده و لا بدعد لدیه. اللهم نور بنوره کل ظلمة و هد برکنه کل بدعة، و اهدم بعزه کل ضلالة... .(727)
در چند جمله پیش از این مقطع از دعا بر پیامبر و آل پیامبر، امامان هدایت کننده و عالمان صادق و نیکوکاران پرهیزگار، که ستونهای دین خدا و ارکان توحید او و مفسران وحی و حجتهای خدا بر خلق او و جانشینان او در زمین او هستند درود می فرستیم. سپس بر آخرین ولی خدا که احیا کننده سنت او و قائم به امر و فرمان او و دعوت کننده به سوی او و راهنمای (مردم) به سوی او و حجت خدا بر خلق خدا و جانشین خدا در زمین خدا و گواه و شاهد خدا بر بندگان او است نیز درود می فرستیم، و از او می خواهیم که آنچه از دین خدا محو و نابود شده به دست او تجدید گردد و آنچه از کتاب خدا (قرآن) تغییر داده شده و تحریف گشته به دست او احیا گردد، و آنچه از احکام خدا دگرگون و پنهان شده آشکار گردد، تا این که دین خدا به وسیله او و بر دستان او تازه و با طراوت شود به گونه ای که از هر گونه شک و شبهه در آن خالص گردد، و هر گونه باطلی و بدعتی از میان برداشته شود... خدایا با نور او تمام ظلمتها را نورانی و با پشتوانه او هر گونه بدعتی را ویران ساز و با عزت او هر گونه گمراهی را نابود گردان.
2. سلام الله الکامل التام الشامل العام، و صلواته الدائمة و برکاته القائمة التامة علی حجة الله و ولیه فی أرضه و بلاده و خلیفته علی خلقه و عباده، و سلالة النبوه و بقیة العترة و الصفوة، صاحب الزمان و مظهر الایمان و ملقن (معلن) أحکام القرآن، و مطهر الارض و ناشر العدل فی الطول و العرض و الحجة القائم المهدی الامام المنتظر المرضی (المرتضی) و ابن الائمة الطاهرین الوصی بن الاوصیاء المرضیین الهادی المعصوم ابن الائمة الهداة المعصومین....(728)
سلام کامل و تمام خدای متعال، سلام فراگیر و رحمت پیوسته و برکات پاینده و تمام بر حجت خدا و ولی او در زمین و در شهرهای آن، و بر خلیفه (و جانشین) او بر خلق و بندگانش، و بر پاک فرزند نبوت و باقیمانده عترت و برگزیدگان او، حضرت صاحب الزمان و آشکار کننده ایمان و تعلیم دهنده (یا اعلام کننده) احکام قرآن، و پاک کننده زمین از (ستم و طغیان) و ناشر (بنیان) عدل (احسان) در طول و عرض جهان، و حجت قائم (به حق)، هدایت شده، امام برگزیده خدا و مورد انتظار (حق جویان و حق پویان) فرزند امامان پاک (و معصوم و برگزیده شدگان معصوم هدایت کننده و فرزند امامان معصوم هدایت کننده (خلق) به سوی حق.
3. در زیارت ویژه روز جمعه بر نور تابان خدا و چشم و دیده بان او در میان خلق او که هدایت یافتگان به برکت راهنمایی های او هدایت می یابند، سلام و درود می فرستیم و سپس می گوییم که ای مولای ما، با تو و آل بیت تو به خدا نزدیک می شویم و انتظار تو و انتظار ظهور حق بر دستان تو را می کشیم.
... و انتظر ظهورک و ظهور الحق علی یدیک...
بنا بر این، انتظار ظهور حق همان انتظار ظهور مهدی (علیه السلام) می باشد و در انتظار حق، عدل گستری و حق گستری نهفته است.
4. در دعای افتتاح می خوانیم:
... اللهم أظهر به دینک و سنة نبیک حتی لا یستخفی بشی ء من الحق مخافة أحد من الخلق... .(729)
خدایا! دینت و سنت پیامبرت را بوسیله او آشکار گردان تا این که تمام ابعاد حق آشکار گردد و هیچ بخشی یا بعدی از حق به خاطر هیچ یک از مخلوقات تو مخفی نماند یا این که مجبور باشد آن را مخفی نگاه دارد... .
در حقیقت در این دعا خواستار نفی تمام زمینه های تقیه و ترس از آشکار شدن حق می باشیم، که نشان دهنده فراهم آمدن تمام زمینه های لازم برای شکوفایی حق و رشد انسان، و مطرح شدن تمام حقایق به گونه ای صریح و آشکار باشد.
5. در دعای معروف ندبه می گوییم:
این بقیة الله التی لاتخلو من العترة الهادیة؟ أین المعد لقطع دابر الظلمة؟ أین المنتظر لاقامة الامت و العوج؟ أین المرتجی لازالة الجور و العدوان؟ أین المدخر لتجدید الفرائض و السنن؟ این المتخیر لاعادة الملة و الشریعة؟ أین المومل لاحیاء الکتاب و حدوده؟ أین محیی معالم الدین و أهله؟... یا ابن الایات و البینات... یا ابن طه و المحکمات... یا ابن یس و الذاریات... یا ابن الطور و العادیات... لیت شعری أین استقرت بک النوی... .(730)
کجا است آن باقیمانده حجت های الهی که هیچگاه زمین از آنان خالی نمی ماند.
کجا است آن کسی که برای ریشه کن کردن ستمگران آماده گردیده؟
کجا است آن کسی که برای راست کردن کژی ها همه در انتظار او هستند؟
کجا است آن کسی که همه امیدوار ظهور او هستند تا ستم و طغیان گری را برطرف سازد؟
کجا است آن کسی که برای احیای فرائض (و احکام قرآن) و سنت های پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله ذخیره شده است؟
کجا است آن کسی که برای برگرداندن ملت و شریعت ختمی مرتبت انتخاب شده است؟
کجا است آن کسی که برای احیای قرآن و حدود الهی همه در آرزوی ظهور او هستند؟
کجا است آن زنده کننده دین و اهل دین؟
- ای فرزند آیات روشن الهی... ای فرزند طه و آیات محکم الهی... ای فرزند یس و ذاریات... ای فرزند طور و عادیات... ای کاش می دانستم که کجایی و در چه نقطه ای از زمین رحل اقامت افکنده ای!
5. در دعای عهد اینچنین می خوانیم:
... فاظهر اللهم لنا ولیک و ابن بنت نبیک المسمی باسم رسولک صلی الله علیه و آله حتی لا یظفر بشی ء من الباطل الا مزقه و یحق الحق و یحققه. و اجعله اللهم مفزعا لمظلوم عبادک، و ناصرا لمن لایجد له ناصرا غیرک، و مجددا لما عطل من احکام کتابک، و مشیدا لما ورد من احکام دینک و سنن نبیک صلی الله علیه و آله...
... پس ای خدای ما! ولی خودت و فرزند دخت پیامبرت را که هم نام رسول تو می باشد، برای ما آشکار سازد تا این که تمام باطل ها را پاره کند و حق را محقق سازد. بار خدایا! او را پناهگاه ستمدیدگان از بندگانت و یاور کسانی که جز تو یاوری ندارند قرار ده، و او را تجدید کننده و احیا کننده آنچه از احکام کتابت تعطیل شده قرار ده. و او را آباد کننده سنت های پیامبرت و برافراشته کننده پرچم های دینت قرار ده.
به امید آن روزی که شاهد ظهور حق و گسترش عدل الهی با پرچمداری یگانه فرزند ذخیره شده فاطمه دخت گرامی خاتم پیامبران باشیم و در زیر لوای او، اجرا کننده برنامه های حق آنطور که شایسته است باشیم.

...................) Anotates (.................
1) رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: مردمی از مشرق زمین قیام می کنند و برای حضرت مهدی (عج) زمینه سازی می کنند (یعنی زمینه حکومت و سلطنت آن حضرت را فراهم می سازند). سنن ابن ماجه، ج 2، ص 1368، ح 4088؛ عقدالدرر، ص 125؛ الفتاوی، ج 2، ص 60؛ بحارالانوار، ج 51، ص 87 هذا حدیث حسن صحیح روته الثقات و الاثبات أخرجه الحافظ أبو عبدالله بن ماجه القزوینی فی سننه.
2) نعیم بن حماد از محمد بن حنفیه از امیرالمومنین (علیه السلام) نقل می کند: پرچمی از خراسان (ایران) بیرون می آید، (حاملان این پرچم) اصحاب سفیانی را شکست می دهند تا این که به بیت المقدس می رسند و زمینه حکومت مهدی (عج) را فراهم می سازند. الملاحم و الفتن، ص 52، - 72، موسسة الوفاء.
3) امام امیرالمومنین (علیه السلام): کشف الغمة، ج 2، ص 478؛ منتخب الاثر، ص 611.
4) امام صادق (علیه السلام): بحار الانوار، ج 52، ص 308.
5) امام امیرالمومنین (علیه السلام) یوم الخلاص، ص 234 (به نقل از بشارة الاسلام، ص 220).
6) مائده، 54.
7) امام صادق (علیه السلام): بحارالانوار، ج 52، ص 370،
8) پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله: یوم الخلاص، ص 233 (به نقل از بشارة الاسلام، ص 9).

9) امام امیرالمومنین (علیه السلام) یوم الخلاص ص 226 (به نقل از بشارة الاسلام، ص 297).
10) امام سجاد (علیه السلام): احتجاج طبرسی، ج 2، ص 317.
11) امام صادق (علیه السلام) بحارالانوار، ج 52، ص 308.
12) امام صادق (علیه السلام): بحارالانوار ج 52، ص 308.
13) پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله: کمال الدین، ج 1، ص 268.
14) امام صادق (علیه السلام): بحارالانوار، ج 52، ص 308.
15) امام سجاد (علیه السلام) کمال الدین، ص 320.
16) پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله: بحارالانوار، ج 52 ص 143 (به نقل از کفایه الاثر، ص 56).
17) ینابیع الموده، ج 3، ص 101.
18) مفاتیح الجنان، زیارت حضرت صاحب الامر (عج)؛ مصباح کفعمی، ص 495؛ بحارالانوار 99، ص 118.
19) امیرالمومنین (علیه السلام): الملاحم و الفتن، ص 52.
20) امام صادق (علیه السلام): بحارالانوار، ج 52، ص 126.
21) دعای قنوت امام عسگری (علیه السلام): صحیفه مهدیه، ص 168؛ بحارالانوار، ج 82، مصباح المتهجد، ص 161.
22) امام صادق (علیه السلام): غیبت نعمانی، ص 273؛ بحارالانوار، ج 52، ص 243.
23) امام صادق (علیه السلام): همان، ج 52 تص 269.
24) امام امیرالمومنین (علیه السلام): نهج البلاغه، خطبه 150.
25) مفاتیح الجنان، زیارت حضرت صاحب الامر (عج)؛ احتجاج طبرسی، ج 2 ص 494.
26) بحارالانوار، 52 ص 384، (سید بن طاووس به نقل از صحف ادریس).
27) امام صادق (علیه السلام): غیبت نعمانی، ص 200؛ بحارالانوار، ج 52، ص 140.
28) امام زمان (عج): احتجاج طبرسی، ج 2، ص 599.
29) امام امیرالمومنین (علیه السلام): منتخب الاثر، ص 469.
30) پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله الملاحم والفتن، ص 108.
31) امام صادق (علیه السلام): غیبت نعمانی، ص 122؛ بحارالانوار، ج 52، ص 354.
32) امام صادق (علیه السلام) غیبت نعمانی، ص 84؛ بحارالانوار، ج 51، ص 108.
33) امام امیرالمومنین (علیه السلام): منتخب الاثر، ص 570.
34) شوری، 20.
35) کافی، ج 1، ص 435؛ معجم احادیث الامام المهدی (عج)، ج 5، ص 396.
36) امام صادق (علیه السلام): غیبت شیخ طوسی، ص 52.
37) امام امیرالمومنین (علیه السلام): نهج البلاغه، خ 138.
38) دعای قنوت امام حسن عسگری (علیه السلام): مصباح المتهجد، ص 161؛ صحیفه مهدیه، ص 168 و 169.
39) امام صادق (علیه السلام): بحارالانوار، ج 52، ص 308.
40) سوره مائده، آیه 54.
41) منتخب الاثر، ص 475.
42) امام صادق (علیه السلام) غیبت نعمانی، ج 50،ب 14؛ بحارالانوار ج 52، ص 243.
43) امام امیرالمومنین (علیه السلام): منتخب الاثر، ص 580.
44) امام امیرالمومنین (علیه السلام): یوم الخلاص، ص 224 (به نقل از بشارة الاسلام، ص 220).
45) امام سجاد (علیه السلام): یوم الخلاص ص 228 (به نقل از بشارة الاسلام، ص 24).
46) امام سجاد (علیه السلام): یوم الخلاص، ص 228 (به نقل از بشارة الاسلام، ص 24).
47) سوره مائده، آیه 54.
48) منتخب الاثر، ص 475.
49) امام صادق (علیه السلام): دعای ندبه.
50) یونس بن عبدالرحمان: بحارالانوار، ج 92، ص 330.
51) صحیفه مهدیه، ص 318، (به نقل از اقبال الاعمال، ص 448).
52) امام صادق (علیه السلام): بحار، ج 52، ص 133.
53) امام زمان (علیه السلام): کمال الدین، ج 2، ص 485.
54) پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله: عقد الدرر، ص 204.
55) امام صادق (علیه السلام): الملاحم والفتن، ص 137.
56) امام رضا (علیه السلام): الزام الناصب، ص 10.
57) امام باقر (علیه السلام): امالی شیخ طوسی، ص 231؛ منتخب الاثر، ج 3 ص 238.
امام راحل (ره) نیز در نامه ای به مرحوم حاج احمد آقا در اهمیت رسیدگی به حال محرومان و مستمندان، چنین سفارش می کند: از امور مهمی که لازم است وصیت نمایم؛ اعانت نمودم به بندگان خدا خصوصا محرومان و مستمندان که در جامعه ها مظلوم و بی پناهند هر چه توان داری در خدمت اینان که بهترین زاد راه توست و از بهترین خدمت ها به خدای تعالی و اسلام عزیز است به کار بر و هر چه توانی در خدمت مظلومان و حمایت آنان در مقابل مستکبران و ظالمان کوشش کن. (صحیفه امام، ج 16، ص 224).

58) امام صادق (علیه السلام): یوم الخلاص، ص 224 (به نقل از بشارة الاسلام، ص 220).
59) امام صادق (علیه السلام): یوم الخلاص، ص 224 (به نقل از بشارة الاسلام، ص 220).
60) بحارالانوار، ج 52، ص 308.
61) پیامبر اکرم: کمال الدین، ج 2، ص 409؛ وسایل الشیعة، ج 16، ص 246؛ مسند احمد، ج 1، ص 416؛ صحیح مسلم، کتاب الامارة، ص 22. شایان ذکر است که این روایت از احادیث متواتره بین شیعه و اهل سنت است.
62) پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله: کمال الدین، ج 2، ص 412؛ بحارالانوار، ج 51، ص 73.
63) ینابیع المودة، ج 2، ص 108.
64) اصول کافی، ج 1، ص 337؛ صحیفه مهدیه، ص 356؛ مصباح المتهجد، ص 411.
65) مفاتیح، زیارت حضرت صاحب الامر (عج).
66) مفاتیح الجنان، دعای عدیله.
67) پیشین (رجوع شود به ابتدای مقاله)
68) مفاتیح الجنان، دعای افتتاح.
69) مفاتیح الجنان، دعای افتتاح.
70) امام رضا (علیه السلام): صحیفه مهدیه، ص 353؛ (به نقل از جمال الاسبوع، ص 310 - 314).
71) صحیفه مهدیه، ص 582 (به نقل از المجموع الرائق، ج 1، ص 451).
72) سوره قصص، آیه 5.
73) غیبت شیخ طوسی، ص 291 (گفتنی است که این روایت در کمال الدین، ج 2، ص 484 و بحارالانوار، ج 53، ص 181 به این صورت آمده است: و أنا حجة الله علیهم و در احتجاج طبرسی، ج 2، ص 543 و وسائل الشیعه، ج 18، ص 101 و انا حجة الله آمده است، بدون علیهم و علیکم).
74) پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله: ینابیع المودة، ج 3، ص 95 و 37.
75) امام امیرالمومنین (علیه السلام): غیبت شیخ طوسی، ص 476؛ بحارالانوار، ج 52، ص 334.
76) پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله: یوم الخلاص، ص 223 (به نقل از بشارة الاسلام، ص 9).
77) امام صادق (علیه السلام): بحارالانوار، ج 52، ص 327.
78) امام رضا (علیه السلام): بحارالانوار، ج 52، ص 359.
79) امام صادق (علیه السلام): مستدرک الوسایل، ج 1، ص 47؛ بحارالانوار، ج 52، ص 308.
80) مائده، 54.
81) امام صادق (علیه السلام): بحارالانوار، ج 52، ص 370 (به نقل از معانی الاخبار).
82) امام صادق (علیه السلام): بحارالانوار، ج 52، ص 346 (به نقل از تفسیر عیاشی).
83) نهج البلاغه حکمت 93.
84) سنت های دهگانه عبارتند از: مضمضه، استنشاق، باز کردن موهای فرق سر، کوتاه کردن سبیل، مسواک کردن، ختنه کردن و... (ر. ک: مجمع البیان، ج 1، ص 200.)
85) ده مورد آن در سوره توبه در ا یه التائبون العابدون (112)، ده مورد در سوره احزاب آیه ان المسلمین والمسلمات (35)، ده مورد در سوره مؤمنون از آغاز تا آیه علی صلواتهم یحافظون (1 - 9).
86) مجمع البیان، ج 1، ص 200.
87) اذلم یعهد فی القرآن اطلاق الکلمات علی جمل الکلام. (المیزان؛ ج 1، ص 270.)
88) تفسیر طبری، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ج 1، ص 608.
89) همان، بیروت، دارالکتاب العربی، 1423 ه، ج 8، ص 95.
90) المیزان؛ ج 1، ص 270.
91) تفسیر برهان، قم، دارالکتب العلمیه، ج 1، ص 149 - 151.
92) مفاتیح الغیب، ج 4، ص 39؛ تفسیر المنار، ج 1، ص 455؛ تفسیر المراغی، ج 1، ص 209.
93) تفسیر طبری، ج 1، ص 610.
94) الاتبیان فی تفسیر القرآن، ج 1، ص 449؛ مجمع البیان، ج 1، ص 201.
95) المیزان فی تفسیر القرآن، ج 1، ص 272 - 273.
96) حجر،54.
97) ابراهیم، 39.
98) صافات، 83.
99) سجده، 24.
100) مفاتیح الغیب، ج 4، ص 40.
101) قواعد العقائد، قم، مرکز مدیریت حوزه علمیه، 1416 ه، ص 121.
102) التبیان فی تفسیر القرآن، ج 1، ص 449؛ الشافی فی الامامه، ج 3، ص 139؛ مجمع البیان، ج 1، ص 202؛ اللوامع الالهیه، ص 332؛ دلائل الصدق، ج 2، ص 16.
103) بقره 229.
104) اللوامع الالهیه؛ صص 332 - 333.
105) الشافی، ج 3، ص 141.
106) شرح المواقف، ج 8، ص 351.
107) التبیان، ج 1، ص 449؛ الشافی، ج 3، ص 139؛ مجمع البیان، ج 1، ص 202.
108) شرح المقاصد، ج 5، ص 251؛ النبراس، ص 533.
109) قال اصحابنا و من وافقهم من العدلیة، هی لطیف یفعله الله بالمکلف بحیث یمتنع منه المعصیة، لانتفاء داعیه و وجود صارفه مع قدربه علیها. (اللوامع الالهیة؛ ص 243.)
110) نساء، 59.
111) الکشاف، ج 2، ص 524.
112) تفسیر قرطبی؛ ج 5، ص 249.
113) تفسیر طبری؛ ص 180.
114) تفسیر قرطبی؛ ج 5، ص 249.
115) تفسیر طبری؛ ج 5، 178؛ مجمع البیان، ج 2، ص 64.
116) تفسیر قرطبی؛ ج 5، ص 250.
117) نساء، 83.
118) تفسیر بیضاوی، ج 1، ص 355.
119) ان المعصوم الذی امر الله المؤمنین بطاعته لیس بعضا من أبعاض الأمة، و لما بطل هذا وجب ان یکون ذلک المعصوم الذی هو المراد بقوله و اولی الأمر اهل الحل والعقد من الأمة، و ذلک یوجب القطع بان اجماع الأمة حجة. (مفاتیح الغیب؛ ج 10، ص 144.)
120) تفسیر المنار، ج 5، ص 182.
121) آل عمران، 159.
122) شوری، 38.
123) فاما من قال المراد به العلماء، فقوله بعید، لأن قوله (و اولی الامر منکم) معناه اطیعوا من له الأمر، و لیس ذلک للعلماء. (التبیان، ج 3، ص 236.)
124) تلخیص المحصل، ص 339؛ القواعد الکلامیه، ص 70.
125) لایجوز ایجاب طاعة احد مطلقا الا من کان معصوما مأمونا منه السهو والغلط. و لیس ذلک بحاصل فی الولی الامر و لا العلماء، و انما هو واجب فی الائمة الذین دلت الایة علی عصمتهم و طهارتهم. (التبیان، ج 3، ص 236؛ مجمع البیان، ج 2، ص 64).
126) انه تعالی اوجب طاعه اولی الامر علی الأطلاق کطاعته و طاعة الرسول، و هو لا یتم الا بعصمه اولی الأمر، فان غیر المعصوم فد یأمر بمعصیه و تحرم طاعته فیها، فلو وجبت ایضا اجتمع الضدان: وجوت طاعته و حرمتها. دلائل الصدق؛ ج 2، ص 17.
127) عنکبوت، 8.
128) ان الله سبحانه أبان ما هو اوضح من هذا القید فیما هو دون هذه الطاعة المفترضة کقوله فی الوالدین: (و وصینا الانسان بوالدیه حسنا و ان جاهداک لتشرک بی ما لیس لک به علم فلا تطعهما)، (العنکبوت، 8) فما باله لم یظهر شیئا من هذه القیود فی آیة تشتمل علی اس اساس الدین و الیها تنتهی عامة اعراق السعاده الانسانیه. (المیزان، ج 4، ص 391.)
129) مجمع البیان، ج 2، ص 64؛ المیزان، ج 4، ص 391.
130) مفاتیح الغیب، ج 10، ص 146.
131) ان المعرفة و ان عدت شرطا لکنها لیست من قبیل سایر الشروط فانها راجعة الی تحقق بلوغ التکلیف، و لیست راجعة الی التکلیف و المکلف به، ولو کانت المعرفة فی عداد سائر الشرایط کالاستطاعة فی الحج، و وجدان الماء فی الوضوء مثلا لم یوجد تکلیف مطق ابدا اذ لامعنی لتوجه التکلیف سواء علم به او لم یعلم. (المیزان، ج 4، ص 399؛ دلائل الصدق، ج 2، ص 18)
132) مفاتیح الغیب، ج 10، ص 144.
133) مفاتیح الغیب، ص 146.
134) بقره، 238.
135) المیزان، ج 4، ص 392 و ص 401.
136) مفاتیح الغیب، ج 10، ص 146.
137) نهج البلاغه، نامه 53.
138) نهج البلاغه، خطبه 125.
139) ویصح ان یقال هم معصومون فی هذا الاجماع و لذلک اطلق الامر بطاعتهم بلاشرط. (المنار، ج 5، ص 181.)
140) ان القائلین بالامام المعصوم یقولون ان فائدة اتباعة انقاذ الأمة من ظلمة الخلاف و ضرر التنازع و ظاهر الأیة بیان حکم المتنازع فیه مع وجود اولی الأمر و طاعة الأمة لهم کان یختلف اولوالأمر فی حکم بعض النوازل و الوقائع. والخلاف والتنازع مع وجود الامام المعصوم غیر جائز عند القائلین به لانه عندهم مثل الرسول (علیه السلام) فلا یکون لهذه الزیاده فائدة علی رأیهم. (المنار، ج 5، ص 186.)
141) نساء، 84.
142) ر.ک: المیزان؛ ج 4، ص 300 و ج 5، ص 22 - 23.
143) برگرفته از صحیفه امام، پاییز 1378، چاپ اول، ج 21، ص 13 - 14.
144) نعمانی، الغیبة، باب 15 ص 285.
145) اربلی، کشف الغمة، ج 2، باب 5، ص 477.
146) طبرسی، الاحتجاج، ج 2، ص 317.
147) سید رضا صدر، راه مهدی، ص 87 و 88.
148) صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج 2، باب 23، ما اخبر به الصادق (علیه السلام) عن وقوع الغیبة، حدیث 32، ص 346.
149) سید بن طاووس، الطرائف، ج 2، ص 344.
150) برای توضیح بیشتر و بررسی سندی و دلالی چنین روایاتی رجوع کنید: ابرهیم امینی، دادگستر جهان؛ فصلنامه انتظار، ش 5، مقاله نهی از قیام در بوته تحلیل روایی، نجم الدین طبسی؛ فصلنانه انتظار، ش 7، مقاله نقد و بررسی روایات نافی حکومت و قیام در عصر غیبت، محمد علی قاسمی.
151) شیخ عباس قمی، سفینة البحار، ج 7، ماده قم، ص 7؛ مجلس، بحارالانوار، ج 57، ص 216، باب 36.
152) نعمانی، الغیبة، باب 14، ص 273.
153) صحیفه امام، ج 21، ص 16 و 17 با اندکی تصرف.
154) صحیفه امام، ص 16، با اندکی تصرف
155) صحیفه نور، ج 18، ص 195.
156) امام خمینی، ولایت فقیه، انتشارات ناس، چاپ اول، ص 53 و 54.
157) اما خمینی، ولایت فقیه، انتشارات ناس، چاپ اول، ص 26 و 27.
158) اما خمینی، ولایت فقیه، انتشارات ناس، چاپ اول، ص 54.
159) اما و الذی فلق الحبة وبرأالنسمة، لولا حضور الحاضر و قیام الحجة بوجود الناصر و ما اخذ الله علی العلماء الا یقاروا علی کظة ظالم ولاسغب مظلوم، لالقیت حبلها علی غاربها و لسقیت آخرها بکأس اولها...؛ سوگند به خدایی که دانه را شکافت و جان را آفرید، اگر حضور فراوان بیعت کنندگان نبود، و یاران حجت را بر من تمام نمی کردند و اگر خداوند از علما عهد و پیمان نگرفته بود که در برابر شکن بارگی ستمگران و گرسنگی مظلومان سکوت نکنند، مهار شتر خلافت را بر کوهان آن انداخته، رهایش می ساختم، و آخر خلافت را به کاسه اول آن سیراب می نمودم...) نهج البلاغه، خ 3.
160) اربلی، کشف الغمة، ج 2، باب 5، ص 477.

161) امینی، دادگستر جهان، ص 251.
162) صحیفه امام، ج 8، ص 274.
مجله تخصصی کلام اسلامی، شماره 43، مقاله انتظار فرج 2، ص 145، از همین نگارنده.
163) نعمانی، الغیبة، باب 15، 285.
164) برای توضیح بیشتر مراجعه کنید: فصلنامه انتظار، شماره 6، مقاله درنگی در قتل های آغازین، ص 356، نجم الدین طبسی.
165) عماد الدین طبری، بشارة المصطفی، ص 207.
166) صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 418.
167) طوسی، الغیبة فصل 4، ص 290.
168) برای توضیح بیشتر مراجعه کنید: جعفر مرتضی عاملی، جزیره خضراء، افسانه یا واقعیت، مترجم: ابوالفضل طریقه دار؛ فصلنامه انتظار، ش 1 و 2 و 3 و 4، مجتبی کلباسی، بررسی افسانه جزیره خضراء.
169) صدوق، کمال الدین، ج 2، باب 36، ص 378.
170) کلینی، الکافی، ج 1، ص 369.
171) صدوق، کمال الدین، ج 2، باب 36، ص 378.
172) محمد بن خزاز قمی، کفایة الاثر، ص 56؛ بحارالانوار، ج 52، باب 22، ص 143.
173) صدوق، علل الشرایع، ج 1، ص 345.
174) صدوق، کمال الدین، ج 1، باب 31، ص 323.
175) صدوق، الخصال، ج 2، ص 622.
176) صدوق، کمال الدین، ج 1، باب 30، ص 317.
177) الکافی، ج 8، ص 36.
178) صدوق، کمال الدین، ج 2، باب 38، ص 384.
179) نعمانی، الغیبة، باب 25، ص 330.
180) نعمانی، الغیبه، باب 26، المقدمه، ص 17 و باب 25، ص 330.
181) صدوق، الخصال، ج 2، ص 622.
182) نعمانی، الغیبة، باب 11، ص 197.
183) کلینی، الکافی، ج 3، ص 132.
184) مجلسی، بحارالانوار، ج 53، ص 2، باب 28.
185) طوسی، الغیبة، ص 425.
186) نعمانی، الغیبة، ص 293.
187) طوسی، الغیبه، فصل 7، ص 426.
188) الکافی، ج 1، باب کراهیة التوقیت، ص 389؛ نعمانی، الغیبة، ص 296.
189) نعمانی، الغیبة، ص 289، فی النهی عن التوقیت و التسمیة.
190) گاهی حرف هایی از برخی بزرگان و علما نقل می شود که نشانگر توقیت است، در حالی که با کمی تحقیق معلوم می گردد این مطلب صرفا شایعه بوده و هیچ پایه و اساسی ندارد. یعنی آن بزرگواران اصلا چنین چیزی نگفته اند.
191) الکافی، ج 3، ص 131.
192) الکافی، ج 1، ص 368.
193) شیخ احمد احسایی، جوامع الکلم، رساله رشتیه، قسمت 2، ص 103.
194) ناجی نجار، جزیره خضراء و تحقیقی پیرامون مثلث برمودا، مترجم، علی اکبر مهدی پور.
195) علی اکبر ذاکری، چشم به راه مهدی، مقاله ارتباط با امام در عصر غیبت.
196) نعمانی، الغیبة، ص 164.
197) صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج 2، باب نوادر الحج، ص 520.
198) گرچه برخی روایات گفته اند: حضرت دیده نمی شود، ولی راه جمع این روایات با روایاتی که در آنها به دیده شدن حضرت اشاره شده این است که حضرت دیده می شود ولی توسط مردم شناخته نمی گردد، چنان که سید صدرالدین صدر (المهدی، ص 206 و 207) مرحوم مجلسی (ذیل روایت) شهید سید محمد صدر (تاریخ الغیبة الکبری، ص 31) همین وجه را پذیرفته اند.
199) سید جعفر مرتضی عاملی، جزیره خضراء افسانه یا واقعیت، مترجم: ابوالفضل طریقه دار.
200) فصلنامه انتظار، ش 2، مقاله فرقه شیخیه، احمد عابدی.
201) مدتی قبل، در نشریه خورشید مکه، (ش 17 و 21) آیه و عبارتی منسوب به امام زمان (علیه السلام) چاپ شده بود و به خط ایشان، (با تصریح این که دقیقا از روی خط امام، تصویر گرفته اند) اما متوهمان غافل از این بودند که آیه نوشته شده کاملا اشتباه است. (یعنی نعوذبالله امام آیه را اشتباه نوشته است.)
202) همایشی دانشجویی در یکی از شهرها برقرار شده بود. پس از پایان همایش، دانشجویی می گفت: مدتی جمکران می آمدم برای این که آقا را ببینم، چون موفق نشدم قهر کردم.
203) بقره، 111.
204) نعمانی، الغیبة، باب 11، ص 197.
205) نساء، 123.
206) الکافی، ج 2، باب خوف و رجاء، ص 68.
207) حر عاملی، وسائل الشیعه، ج 1، باب 20، ص 86.
208) قیامة، آیه 5.
209) حجرات، 13.
210) عصر.
211) ر.ک: تحف العقول، ص 513؛ روایت مفضل بن عمر از امام صادق (علیه السلام) بدین مضمون که: مردم درباره ما سه گروه اند: دو گروه به دنبال جاه و مقامند و برای این که مردمان را بدرند، محبت ما اهل بیت علیهم السلام را اظهار می دارند و گروه سوم که (این گونه نیستند) از ما اهل بیت می باشند و ما از آنهاییم.
212) طوسی، امالی، مجلس 5، ص 133.
213) طوسی، الغیبة، فصل 6، باب ذکر المذمومین الذین ادعوا البابیة و السفارة کذبا و افتراء لعنهم الله، ص 397؛ فصلنامه انتظار، ش 8 و 9 و 10، مقاله: متمهدیان و مدعیان دروغین مهدویت، محمد رضا نصوری.
214) طوسی، الغیبة، فصل 6، باب ذکر المذمومین الذین ادعوا البابیة و السفارة کذبا و افتراء لعنهم الله، ص 397؛ فصلنامه انتظار، ش 8 و 9 و 10، مقاله: متمهدیان و مدعیان دروغین مهدویت، محمد رضا نصوری.
215) مانند دراویش، صوفیه و... .
216) فصلنامه انتظار، ش 5، مقاله: از شیخی گری تا بابی گری، عزالدین رضا نژاد.
217) فصلنامه انتظار، ش 1، مقاله: از بابی گری تا بهایی گری، عزالدین رضا نژاد.
218) فصلنامه انتظار، ش 5، از شیخی گری تا بابی گری؛ عزالدین رضا نژاد.
219) وسائل الشیعة، ج 27، باب 10، ص 131.
220) طوسی، الغیبة، فصل 4، ص 290.
221) دایرة المعارف بریتانیکا، واژه مهدی و اسلام و زرتشت؛ دایرة المعارف دین و اخلاق، واژه مهدی؛ موسوعة المورد، منیر بعلبکی.
222) علی رضا شایان مهر، دائرة المعارف تطبیقی علوم اجتماعی، تهران، انتشارات کیهان، چ اول، 1379، ج 2، ص 195.
223) غلامرضا علی بابایی، فرهنگ سیاسی آرش، تهران، انتشارات آشیان، 1382، ص 204.
224) ر.ک: دکتر مصطفی ازکیا، جامعه شناسی توسعه، تهران، موسسه نشر کلمه، چ اول، 1377؛ صص 20 و 21.
225) ر.ک: دکتر مصطفی ازکیا، جامعه شناسی توسعه، تهران، موسسه نشر کلمه، چ اول، 1377؛ ص 25.
226) استاد مصباح یزدی. آموزش عقاید. شرکت چاپ و نشر بین الملل، بحث عدل الهی.
227) سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین حاج آقای مهدی میر باقری در بیست و سومین نشست تخصصی گفتمان مهدویت با نام ولایت مهدوی، مبدأ حیات طیبه قم، تیرماه 1383. (ر.ک: افق حوزه، دوشنبه، 5 مرداد 1383.)
228) سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین حاج آقای مهدی میر باقری در بیست و سومین نشست تخصصی گفتمان مهدویت با نام ولایت مهدوی، مبدأ حیات طیبه قم، تیرماه 1383. (ر.ک: افق حوزه، دوشنبه، 5 مرداد 1383.)
229) ر.ک: جمعی از نویسندگان، توسعه اجتماعی، تهران، سازمان مدیریت صنعتی، 1377، صص 55 - 57.
230) احمد واعظی، جامعه مدنی، جامعه دینی، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، ص 118.
231) ر.ک: احمد واعظی، جامعه مدنی، جامعه دینی، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، ص 119.
232) ر.ک: احمد واعظی، جامعه مدنی، جامعه دینی، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، ص 123.
233) پروفسور حمید مولانا، ظهور و سقوط مدرن. کتاب صبح، 1382، چ دوم، ص 132.
234) پروفسور حمید مولانا، ظهور و سقوط مدرن. کتاب صبح، 1382، چ دوم، ص 132.
235) پروفسور حمید مولانا، ظهور و سقوط مدرن. کتاب صبح، 1382، چ دوم، ص 132.
236) مفهوم این بحران ها عبارت است از:
- بحران هویت: باید بین مردمی که در یک سرزمین هستند، احساس عمیق هویت ملی وجود داشته باشد.
- بحران مشروعیت: حل نحوه ارتباط مسئولان مرکز حکومت با واحدهای مربوط و مراجع محلی.
- بحران نفوذ: ساختارهای حکومتی به شکلی باشد که از طریق سلسله ای از نهادهای خود با زندگی روزمره مردم در ارتباط باشد.
- بحران مشارکت: این بحران در اثر افزایش شمار بازیگران سیاسی در صحنه سیاسی حاصل می شود.
- بحران ادغام: این بحران ناشی از ورود کنش سیاسی توده ها در چرخه کارکرد حکومت است. این چرخه ها باید قادر باشد که با الزامات سیاسی هماهنگ باشد.
- بحران توزیع: به شیوه های تشکیلات حکومتی در توزیع کالاها، خدمات و ارزش ها در صحنه جامعه مربوط می شود.
(پروفسور برتران بدیع توسعه سیاسی، ترجمه: دکتر احمد نقیب زاده، نشر قومش، 1376، چ اول، صص 62 و 63)
237) سید رضا فقیهی، جزوه دمکراسی، سکولاریسم و حکومت اسلامی دفتر نخست، ص 14.
238) عدالت در ابعاد اجتماعی، مفهومی غیر از عدالت اجتماعی دارد. زیرا عدالت اجتماعی مفهوم اقتصادی دارد؛ در حالی که عدالت در ابعاد اجتماعی. فراگیرتر از این است؛ یعنی عدالت در بهره وری های اقتصادی، عدالت در بهره وری های فرهنگی، عدالت برای بهره وری از مشارکت های سیاسی.
239) ر.ک: پروفور حمید مولانا، ظهور و سقوط مدرن، کتاب صبح، صص 76 و 77.
240) ر.ک: جمعی از نویسندگان، آمریکا دنیا را به کدام سو می برد؟ بنیاد فرهنگی پژوهشی غرب شناسی، چ اول، 1380، صص 80 - 83.
241) توسعه اجتماعی، صص 16 و 17.
242) شهدالله أنه لا اله الا هو و الملائکة و أولوالعلم قائما بالقسط. (آل عمران، 18.)
243) حدید، 25.
244) صحیفه نور، ج 7، ص 15.
245) برای اثبات این مطلب این روایت را می آوریم: عن ابی جعفر (علیه السلام) قال: تنزل الرایات السود التی تخرج من خراسان الی الکوفة، فاذا ظهر المهی (علیه السلام) بعث الیه بالبیعة. (شیخ طوسی، الغیبة قم، منشورات بصیرتی، چ دوم، ص 452.)
246) روزگار رهایی، ترجمه: علی اکبر مهدوی پور، ج 1، ص 428؛ جلال برنجیان، آینده جهان، تهران، انتشارات طور، چ اول، 1376، ص 42 و 43.
247) در کتاب المحجة در تفسیر آیه شریفه: الذین ان مکناهم فی الارض أقاموا الصلاة و اتوا الزکاة و أمروا بالمعروف و نهوا عن المنکر و لله عاقبة الامور از امام باقر (علیه السلام) نقل کرده که فرمود: این برای آل محمد است، مهدی و اصحاب او. خداوند متعال مشارق و مغارب زمین را به تصرف آنها در آورد، و دین را آشکار سازد و خداوند متعال به وسیله او و یارانش، بدعت ها و باطل را از بین می برد، هم چنان که سفیهان، حق را میرانده باشند تا جایی که اثری از ظلم دیده نشود و امر به معروف و نهی از منکر خواهد نمود و آخر کار به دست خدا است (سید محمد تقی موسوی اصفهانی، مکیال المکارم، ترجمه: سید مهدی حائری، ج 1، ص 298.)
248) یعنی: ذخیره شده برای زنده کردن واجبات و سنت های دینی. امید برده شده برای زنده کردن قرآن کریم و حدودی که در قرآن ذکر شده است.
249) در مورد نگاه اسلام به مسئله شورا باید گفت که پیامبر با این که نیازی به مشورت با مردم نداشت، با این حال در امور اجتماعی زمانی که حکم خاصی از سوی خداوند نازل نمی شد با مردم به مشورت می پرداخت. و این نشانه اهمیت مسئله شورا در اسلام است.
در مورد نظر اسلام درباره احزاب و گروه های سیاسی باید بگوییم اسلام در این مورد چارچوب اساسی ای را مطرح می کند که شامل هر نوع گروه گرایی از جمله احزاب و گروه های سیاسی می شود. این چارچوب به قرار ذیل است:
- ایجاد گروه برای اقمه معروف های دینی و جلوگیری از منکرات باشد. ولتکن منکم أمة یدعون الی الخیر و یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر و اولئک هم المفلحون؛ آل عمران، 104.
250) آیا در زمان حکومت امام زمان (عج) میحیان و یهودیان در ذمه اسلام زندیگ خواهند کرد؟ آقای ابراهیم امینی در کتاب دادگستر جهان به این سوال پاسخ گفته است. ایشان می گوید: یهود و نصارا در عصر دولت مهدی باقی خواهند ماند؛ لیکن از عقیده تئلیث و شرک دست بر می دارند و خداپرست می شوند و تحت الحمایه حکومت اسلامی به زندگی خویش ادامه می دهند. ابراهیم امینی، دادگستر جهان، انتشارات شفق ص 307.
251) شوری، 15.
252) اعراف، 29.
253) حدید، آیه 25.
254) در مورد نامه عمل فرد، آیات: فأما من اوتی کتابه بیمینه... و و أما من اوتی کتابه بشماله... حاقه، 19 و 25؛ و در مورد نامه عمل جامعه و امت، آیه: ... کل أمة تدعی الی کتابها الیوم تجزون ما کنتم تعملون جاثیه، 28 را می توان یاد کرد.
255) مفاتیح الجنان، دعای کمیل.
256) بحارالانوار، ج 52، ص 338، ح 83.
257) بحارالانوار، ج 52، ص 313، ح 6.
258) سیمای حضرت مهدی در قرآن، ص 225 - 230 و 252.
259) سیمای حضرت مهدی در قرآن، ص 296.
260) سیمای حضرت مهدی در قرآن، ص 340.
261) حجرات، 13.
262) قصص، 50.
263) انبیاء، 105.
264) تفسیر قمی، ج 2، ص 77.
265) سیمای حضرت مهدی در قرآن، ص 254.
266) بحارالانوار، ج 52، ص 317، ح 12.
267) سیمای حضرت مهدی در قرآن، ص 136.
268) سیمای حضرت مهدی در قرآن، ص 263.
269) نعمانی، الغیبة، ص 113.
270) سیمای حضرت مهدی در قرآن، ص 231.
271) بحارالانوار، ج 52، ص 358، ح 126.
272) اصول کافی، ج 1، ص 466، ح 2.
273) بحارالانوار، ج 52، ص 328، ح 47.
274) بحارالانوار، ج 52، ص 336، ح 71.
275) بحارالانوار، ج 52، ص 380، ح 189.
276) نعمانی، غیبت، باب 13، ص 337، ح 30.
277) بحارالانوار، ج 52، ص 364، ح 139.
278) بحارالانوار، ج 52، ص 338، ح 83؛ ج 51، ص 45، ح 2؛ ص 48، ح 13؛ ص 49، ح 16؛ ص 50، ح 22؛ ص 54، ح 37؛ ص 63، ح 65.
279) حشر، 7.
280) حشر، 7.
281) معجم احادیث الامام المهدی، ج 1، ص 240، ح 145.
282) بحارالانوار، ج 51، ص 84.
283) بحارالانوار، ج 51، ص 92.
284) بحارالانوار، ج 52، ص 350، ح 103؛ ص 390؛ ج 51، ص 84.
285) بحارالانوار، ج 52، ص 385، ح 194.
286) بحارالانوار، ج 51، 97.
287) بحارالانوار، ج 52، ص 339، ح 83 و ص 337، ح 77؛ کمال الدین، ج 1، ص 331.
288) سیمای حضرت مهدی در قرآن، ص 156؛ بحار، ج 52، ص 339، ح 83.
289) سیمای حضرت مهدی در قرآن، ص 244.
290) بحارالانوار، ج 52، ص 337، ح 77 و ص 390؛ معجم احادیث الامام المهدی، ج 1، ص 240، ح 145.
291) بحارالانوار، ج 52، ص 339، ح 83.
292) بحارالانوار، ج 51، ص 63، ح 64.
293) بحارالانوار، ج 52، ص 338، ح 83 و ص 340، ح 89.
294) آل عمران، آیه 83.
295) بحارالانوار، ج 52، ص 381، ح 191.
296) بحارالانوار، ج 52، ص 339، ح 86 و ص 319، ح 21.
297) بحارالانوار، ج 51، ص 49، ح 106 و ص 50، ح 22.
298) حدید، 17.
299) منتخب الاثر، ص 478، ح 1.
300) بحارالانوار، ج 27، ص 90، ح 44.
301) بحارالانوار، ج 52، ص 362، ح 131.
302) مجلسی، بحارالانوار، بیروت، نشرالوفاء، ج 52، ص 290.
303) کلینی، الکافی، تحقیق علی اکبر غفاری، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ج 1، ص 397.
304) سفینة البحار، ج 2، ص 166.
305) شهید مطهری، سیری در ائمه اطهار، قم، انتشارات صدرا، ص 259.
306) شهید مطهری، سیری در ائمه اطهار، قم، انتشارات صدرا، ص 365.
307) اعمال رسولان، ج 5، ص 31.
308) ویلیام گلن و هنری رکن، عهد عتیق و جدید، ترجمه فاضل خادم همدانی، تهران، انتشارات اساطیر،ص 1220.
309) داود الهامی، او خواهد آمد، قم، نشر مرتضی، ص 68.
310) مجله هفت آسمان، شماره 12 و 13، مقاله گونه شناسی موعود در ادیان مختلف ص 116.
311) سید ثامر العمیدی، در انتظار ققنوس، ترجمه مهدی علی زاده، قم، موسسه امام خمینی، ص 46. (به نقل از تاریخ ابن خلدون)
312) بحارالانوار، ج 23، ص 89.
313) صافی گلپایگانی، امامت و مهدویت، قم، انتشارات حضرت معصومه، ج 1، بخش سوم، ص 62.
314) موسوی اصفهانی، مکیال المکارم، قم، انتشارات ایران نگین، ج 2، ص 185.
315) موسوی اصفهانی، مکیال المکارم، قم، انتشارات ایران نگین، ج 2، ص 185.
316) سوره الشوری، آیه 23.
317) مکیال المکارم، ج 2، ص 217.
318) مکیال المکارم، ج 1، ص 94 و 53.
319) امام صادق (علیه السلام): والله لانا ارحم بکم منکم بانفسکم مسعود پور سید آقایی، میر مهر، قم، انتشارات حضور، 1382، ص 167.
320) پیامبر اکرم: به (المهدی) یخرج الذل من اعناقکم... بحار، ج 51، ص 57.
321) دعای ندبه: زیارت ناحیه مقدسه؛ دعای صباح و...
322) میر مهر، ص 168.
323) در انتظار ققنوس، ص 273.
324) و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین. قصص، 5.
325) امام صادق (علیه السلام): کان رسول الله یقسم لحظاته بین اصحابه، فلینظر الی ذا و ینظر الی ذا بالسویة. الکافی، ج 2، ص 671.
326) مکیال المکارم، ج 1، ص 169.
327) سلیمان بن ابراهیم، بنابیع المودة، ترجمه سید مرتضی توسلیان، انتشارات بوذر جمهری، ج 2، ص 499.
328) غدیر کارآمد کرمانی، ایمان، تهران، انتشارات گوهر منظوم، 1381، ص 4 - 133.
329) بحارالانوار، ج 51، ص 133.
330) بقره، 2 و 3.
331) مکیال المکارم (به نقل از کمال الدین، ج 2، ص 671.)
332) مکیال المکارم (به نقل از کمال الدین، ج 2، ص 671.)
333) مکیال المکارم (به نقل از کمال الدین، ج 1، ص 425.)
334) مکیال المکارم (به نقل از کمال الدین، ج 1، ص 424.
335) مکیال المکارم (به نقل از احتجاج، ج 2، ص 284.
336) مکیال المکارم (به نقل از احتجاج، ج 2، ص 474.
337) بحارالانوار، ج 52، ص 328.
338) امام صادق (علیه السلام): والله حق مومن از کعبه بزرگتر است. بحارالانوار، ج 74، ص 222.
339) بحارالانوار، ج 51، ص 120.
340) محمد حکیمی، عصر زندگی، قم، بوستان کتاب، ص 268، به نقل از تحف العقول، ص 324.
341) امام علی (علیه السلام): یبعث الله مهدیهم بعد جهدهم فیعزهم و یذل عدوهم. بحارالانوار، ج 51، ص 54.
342) مکیال المکارم، ج 1، ص 158.
343) الکافی، ج 5، ص 56.
344) الکافی، ج 1، ص 183.
345) و اعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا. آل عمران، 103.
346) نهج البلاغه، خطبه 117.
347) حضرت علی (علیه السلام) می فرماید: دوستی اهل دنیا به کمترین مسئله ای از بین می رود. ولی الله برزگر، جامعه از دیدگاه نهج البلاغه، سازمان تبلیغات ص 155، به نقل از غررالحکم فصل اول، ص 76.
348) اعراف، 96.
349) قاموس کتاب مقدس، ترجمه مستر هاکس آمریکایی، طبع بیروت، 1928، ص 599.
350) راغب اصفهانی، مفردات، المکتبة المرتضویه، ص 325.
351) آه بشته - س - م، میر دامادی، گفت گو، عدالت در روابط بین الملل و بین ادیان از دیدگاه اندیشمندان مسلمان و مسیحی، انتشارات بین المللی المهدی، چ اول، ص 28.
352) ناصر مکارم شیرازی، حکومت جهانی حضرت مهدی (علیه السلام) قم، انتشارات نسل جوان، چ 11، ص 51.
353) ناصر مکارم شیرازی، حکومت جهانی حضرت مهدی (علیه السلام) قم، انتشارات نسل جوان، چ 11، ص 51.
354) محمد حکیمی، عصر زندگی، قم، موسسه بوستان کتاب، چ 5، ص 24.
355) گفت و گو، ص 28.
356) بهرام محمدی، (ویراستار و مسئول گروه ترجمه) دایرة المعارف کتاب مقدس، تهران، سرخدا، ص 521.
357) بهرام محمدی، (ویراستار و مسئول گروه ترجمه) دایرة المعارف کتاب مقدس، تهران، سرخدا، ص 521.
358) حسین توفیقی، آشنایی با ادیان بزرگ: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه ها (سمت) و موسسه فرهنگی طه و مرکز جهانی علوم اسلامی، چاپ اول، بهار 79، ص 100 - 101.
359) قاموس کتاب مقدس، ص 806.
360) آشنایی با ادیان بزرگ، ص 101.
361) کتاب مقدس، عهد عتیق، کتاب اشعیاء نبی، دارالسلطنه لندن، مطبوع سنه 1932، باب 11، ص 1031، بند 1 - 6.
362) کتاب مقدس، عهد عتیق، کتاب اشعیاء نبی، دارالسلطنه لندن، مطبوع سنه 1932، باب 11، ص 1031، بند 1 - 6.
363) کتاب مقدس، عهد عتیق، کتاب اشعیاء نبی، دارالسلطنه لندن، مطبوع سنه 1932، باب 41، بندهای 2 - 4، ص 1057.
364) کتاب مقدس، عهد عتیق، کتاب اشعیاء نبی، دارالسلطنه لندن، مطبوع سنه 1932، باب 32، ص 1031، بند 16 - 18.
365) کتاب مقدس، عهد عتیق، کتاب اشعیاء نبی، دارالسلطنه لندن، مطبوع سنه 1932، باب دوم، بند 2 - 6، ص 1009.
366) انبیاء، آیه 105.
367) کتاب عهد عتیق و جدید، مرموز، 37، بندهای 9 - 38.
368) واضح است میراث بردن زمین مژده ویژه ای است به صالحان که آینده زمین از آن آنان خواهد بود و این صاحب اختیاری منحصر به منطقه ای یا مقطعی از زمان نخواهد بود و قابل زوال و بازگشت به عقب نیست.

369) سید اسدالله هاشمی شهیدی، ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) از دیدگاه اسلام و مذاهب و ملل جهان، انتشارات جمکران، ص 310.
370) کتاب مقدس، عهد جدید، انجیل متی، باب 24، بندهای 1 - 8، 23، 28 - 29، ص 41.
371) کتاب مقدس، عهد جدید، انجیل متی، باب 25، بند 31 - 34، ص 44.
372) قاموس کتاب مقس، ص 219.

373) راب، دکتر، 1، کهن، گنجینه ای از تلمود، ترجمه از متن انگلیسی، امیر فریدون گرگانی، تصحیح چاپ، غلامرضا ملکی به اهتمام امیر حسین صدری پور، ص 352، (به نقل از پساحیم، 54 الف.)
374) گنجینه ای از تلمود (به نقل از ملاکی 4: 2 یا 19: 3)
375) گنجینه ای از تلمود (به نقل از اشعیاء، 19: 60.)
376) گنجینه ای از تلمود (به نقل از اشعیاء، 18، 11، 7، 6 و...)
377) گنجینه ای از تلمود (به نقل از هوشع 2: 20.)
378) گنجینه ای از تلمود (به نقل از اشعیاء، 19: 65.)
379) گنجینه ای از تلمود (به نقل از اشعیاء، 35 - 10، شموت ربا، 15 - 21.)
380) گنجینه ای از تلمود، ص 358 - 359. (به نقل از پساحیم 150 الف.پ)
381) گنجینه ای از تلمود، ص 360 (به نقل از مزامیر داود 2: 147.)
382) گنجینه ای از تلمود، ص 361 (شیر هشیرم ربا، مربوط به آیه سیزدخم از فصل دوم غزل غزل های سلیمان.)
383) کتاب مقدس، عهد عتیق، کتاب اشعیاء نبی، بندهای 6 و 9.
384) انتظار، فصلنامه علمی - تخصصی ویژه امام مهدی (علیه السلام) سال اول، شماره اول، پاییز 1380، مقاله مهدی منتظر (علیه السلام) و نشانه های ظهور، نوشته سامی بدری، ص 175.
385) گنجینه ای از تلمود، به نقل از first.the stone edtion the chtmash by r. hosson scherman
386) یوتوپیا utopia: نام کتابی که سرتامس مور به لاتینی (1516) نوشته است. این کتاب در شرح کشوری خیالی و آرمانی است که در آن نظام کاملی برای سعادت نوع بشر حکمفرما است، و از هر گونه شر و بدی از قبیل فقر و بدبختی عاری است. شهرت کتاب به حدی بود که کلمه یوتوپیا، اسم عامی برای کلیهی کشورهای خیالی فلاسفه اجتماعی شد. ر.ک: دایرة المعارف فارسی.
387) مارکو کرالیه ویچ marko kralyevic کسی است که به خاطر دلیری هایش در نیمه دوم سده چهاردهم میلادی در بین اهالی یوگسلاوی پر آوازده شد. وی به تدریج شخصیتی تاریخی و اسطوره ای پیدا کرد و سرودهای حماسی بسیاری را به خود اختصاص داد. در وجود تاریخی او هیچ تردیدی وجود ندارد و حتی تاریخ مرگ او نیز دقیقا سال 1394 بوده است. ر.ک: میرجا الیاده، اسطوره بازگشت جاودانه، بهمن سرکاراتی، ص 54.
388) ر.ک: داود الهامی، او خواهد آمد، ص 87 - 88.
389) ر.ک: مهران کندری، دین و اسطوره در امریکای وسطا، ص 118 - 124؛ همو، فرهنگ و تمدن امریکای میانه، ص 212 - 218. این تذکر لازم است که اسطوره زندگی این شخصیت چنان در قلب و روح سرخپوستان جایگزین شد که باعث شکست قوم آزتک شد. پیشگویی های وی نتایج هولناک تاریخی در برداشت. زیرا در سال 1519 - یعنی همان سالی که پیشگویی کرده بود باز می گردد - ارناندو کورتس H.cortez (مردی سفیدپوست و ریش دار) پای به سرزمین آزتک گذاشت و شیرازه تمدن آنان را از هم گسست.
همچنین ر.ک: هاشم رضی، تاریخ ادیان، ج 5، ص 678 - 680 و ص 734.
390) اریک فون دانیکن، در جستجوی افسانه های قدیمی، ترجمه شیرین رادان، ص 101؛ مهران کندری، فرهنگ و تمدن امریکای جنوبی، ص 250 - 252.
391) 471. p، 13. the encyclo pedia of religion ,v نقل از: علی موحدیان عطار، مقاله گونه شناسی اندیشه موعود در ادیان مختلف، مجله هفت آسمان، شماره 12 - 13، ص 128.
392) هاشم رضی، تاریخ ادیان، ج 4، ص 201 و ج 5، ص 679.
393) اریک فون دانیکن، پیام آور گذشته ها، ص 244.
394) ر.ک: اشعیاء، 11: 1 - 10 و 65: 9 - 13 و 18 - 20؛ دانیال، 12: 1 - 5 و 10 - 13؛ حقوق، 2: 3 - 5.
395) مزامیر 72: 2 - 18؛ و ر.ک: مزامیر 37: 9 - 12، 17 - 18 و 96: 10 - 13.
396) از آغاز خلقت عالم، پادشاه ماشیح به دنیا آمد؛ زیرا (لزوم وجود او) حتی پیش از آنکه جهان آفریده شود به ذهن (خداوند) خطور کرده بود. ر.ک: گنجینه ای از تلمود، ص 352. به اعتقاد مسیحیان نیز، عیسی مسیح آخرین نجات بخش است و در مورد آفرینش وی به چنین اندیشه ای بر می خوریم آن جا که عیسی (علیه السلام) با یهودیان به گفتگو می پردازد، ظاهرا به وجود خویش در آغاز آفرینش اشاره می کند: یهودیان بدو ( عیسی) گفتند: هنوز پنجاه سال نداری و ابراهیم را دیده ای؟ عیسی بدیشان گفت: آمین، آمین، به شما می گویم که پیش از آن که ابراهیم پیدا شود من هستم. انجیل یوحنا، 8: 56 و 57.
به نقل از: محمد تقی راشد محصل، نجات بخشی در ادیان، ص 115.
397) تصور تلمود پیرامون شخصیت مسیحا به طور خلاصه چنین است: یک انسان که نهالی از خاندان سلطنتی داوود است، و قداست او تنها به سبب موهبت های طبیعی وی خواهد بود. امت های مشرک به دست او نابود خواهند شد و بنی اسرائیل قدرت جهانی خواهند یافت. مادر او زنی از قبیله دان خواهد بود و در شهر بیت لحم زاده خواهد شد. خدا پیش از آفرینش، نام او را در خاطر خود آفریده است. نام های او عبارتند از: بن داوود، داوود، مناحم بن حزقیا، صمح، شالوم، حدرک، شیلو، حنینا... و نام های بسیاری دیگر که در ترگومیم، تلمودیم و میدراشیم آمده است.
انتظار مسیحا در آیین یهود، ص 65 و 66، برای آگاهی بیشتر ر.ک: گنجینه ای از تلمود، ص 3 - 352.
398) اعمال رسولان، 2: 31 و 32.
399) رساله به عبرانیان، 9: 28.
400) انجیل یوحنا، 14: 17.

401) انجیل یوحنا، 16: 8 - 14. کتاب مقدس، ترجمه انجمن کتاب مقدس.
402) بنا به پورانه ها puranas هر دوره جهانی (مهایوگه maha yuga) به چهار عصر تقسیم شده که عبارتند از: 1. کریتایوگه krita yoga یا ستیا یوگه satya 2. ترتایوگه treta3. دوایارایوگه dvapara 4. کالی یوگه kali.
این چهار عصر را می توان با اعصار چهارگانه طلا، نقره، مفرغ و آهن مذکور در اساطیر یونانی مقابله کرد.
برای آگاهی بیشتر درباره ادوار جهانی ر.ک: داریوش شایگان، ادیان و مکتب های فلسفی هند، 1: 281 - 284؛ جلالی نائینی، مهابهارت، 1: 20 - 22، 139، 353 به بعد؛ 3: 55، 126 - 127، 257، 305؛ ورنیکا ایونس، اساطیر هند، ترجمه باجلان فرخی، ص 39 - 43.
403) در ویشنو پورانه 23visnu purana,iv آمده است: فساد بر همه چیز حکمفرما خواهد شد، دولت و ثروت تنها معیار ارزش و مقام، شهوت یگانه پیوند میان زن و مرد، دروغ تنها راه موفقیت در امرو دنیوی محسوب خواهد شد. نظام طبقاتی متلاشی شده و دستورات و احکام ودایی را کسی دیگر رعایت نخواهد کرد... نقل از: ادیان و مکتب های فلسی هند، 1: 282.
404) اساطیر هند، ص 41.
405) در بهگوته پورانه آمده: در غروب گاه عصر فعلی، آنگاه که شهریاران این دیر جمله دزد شده اند، امیر کائنات از برهمن به وجود آمده و او را کالکی نام خواهند گذارد. نقل از: ادیان و مکتبهای فلسفی هند، 1: 274.
406) اساطیر هند، ص 125 - 126.
407) در الهیات بودایی مهایانه ای چهار لایه الوهی قابل شناسایی است. در بالا، بودای مطلق با دو جنبه شخصی و غیر شخصی قرار دارد، که از آن به عنوان درمه کایه darmakaya یاد می کنند. در لایه پایین تر، پنج بودای برتر جای دارند که به منزله تجلیات صفات بودای مطلقند. مفهوم سم بگه کایه sambhogakaya در الهیات مهایانه ای اشاره به این وجودات ماورایی است. در مرتبه بعد، بودایان خاکی یا نرمانه کایه narmanakaya جای دارند که هر کدام به نوعی وابسته به یکی از بودایان برتر است. اینان به نوبت در زمین تجلی کرده اند یا خواهند کرد. شاکیه مونی shakyamuni که همان گتمه بودای مشهور است، چهارمین از اینهاست، و میتریه پس از او خواهد آمد. در پایین این سلسله بدی ستوه bodhisattava (بوداسف)های برترند که آخرین مرحله نیروانه شان را به تاخیر انداخته اند تا همه موجودات نجات یابند. ر.ک: هانس ولفگانگ شومان، آیین بودا، ترجمه مع. پاشایی، ص 121.
408) در روایات بودایی، زوال و تباهی فزاینده انسان با کاهش تدریجی عمر آدمی مشخص شده است، چنان که مطابق روایتی، در زمان بودای اول به نام ویپاسی vipassi که نودویک دور پیش ظهور کرد، طول عمر آدم ها هشتاد هزار سال بود و در زمان بودای دوم به نام سیکهی silhi که سی دور پیش در جهان پدیدار شد، عمر آدمی هفتاد هزار سال بوده، و الی آخر. بودای هفتم یعنی گتمه، هنگامی ظهور می کند که عمر آدمی به حداقل رسیده است و مردمان فقط صد سال می زیند. آخرین بودا یعنی بوداسف در آینده دوباره ظهور خواهد کرد تا مژده رهایی همه موجودات را برای همیشه نوید دهد ر.ک: اسطوره بازگشت جاودانه، ص 124.
409) ر.ک: مقاله گونه شناسی اندیشه موعود، ص 118.
410) نگارنده در این بخش، از مقاله دیگر خویش تحت عنوان موعود در آیین زرتشت استفاده بسیاری برده است. خوانندگان محترم می توانند رجوع کنند به: مجله هفت آسمان، شماره 4 - 3، ص 107 - 123.
411) مری بولیس، تاریخ کیش زرتشت، ترجمه صنعتی زاده، ص 391.
412) دین ایرانی بر پایه متن های معتبر یونانی،ص 70 به بعد.
413) ه س. نیبرگ، دین های ایران باستان، ترجمه دکتر نجم آبادی، ص 387. آرتور کریستین سن درباره این اختلاف می نویسد: به نظر من، اختلاف در عدد سنوات حاکی از اختلافات این دو فرقه نیست؛ سبب این تفاوت آن است که چه زروانیان و چه مزدیسنان گاهی سه هزار سال آغاز جهان را، که کاینات در حال امکانی و جنینی بوده، به حساب می آوردند و گاهی نمی آوردند. در تمام روایات، اعم از زروانی و غیر زروانی، مدت جنگ بین اهریمن و اهورا مزدا را نه هزار سال گفته اند. اما این که در تواریخ ازنیک (eznik) و الیزه (ilisee) آمده است که زروان قبل از تولد اهریمن و اهورا مزدا هزار سال قربانی داد، دلیل این است که زروانیان قبل از نه هزار سال باز به یک مدتی از عمر جهان قائل بوده اند. ر.ک: ایران در زمان ساسانیان، ص 221.
414) درباره سالشمار تا زمان تازیان که دوازده هزار سال بود، ر.ک: بندهش، فصل 12، ص 155 - 156؛ بندهش هندی، فصل 29، ص 120 - 121.
415) ر.ک: هاشم رضی، فرهنگ نام های اوستا، ج 2، ص 771 - 772.
416) پور داود، رساله سوشیانس، ص 8؛ فرهنگ نامهای اوستا، ج 2، ص 769.
417) پور داود، یشتها، 2: 101.
418) ر.ک: رساله سوشیانس، ص 7 - 13؛ فرهنگ نام های اوستا، ج 2، ص 769 - 770. همچنین درباره کلمه سوشیانس و وجه اشتقاق آن و کاربرد مفرد و جمع آن در اوستای گاهانی و جدید نگاه کنید به: نجات بخشی در ادیان، ص 4 - 9.
419) ر.ک: یسنا، 12/7، 13/3، 14/1، 20/3، 61/5، 70/4؛ و یسپرد، 5/1، 11/13، 22/1؛ سروش یشت، 17؛ فروردین یشت 38؛ به نقل از: رساله سوشیانس، ص 10 - 11.
420) پور داود، یسنا، 1: 222 - 223.
421) دوستان سوشیانس جاودان هایی هستند که در روز واپسین، رستاخیز کرده و وی را در کار نو نمودن جهان و تازه ساختن گیتی یاری خواهند کرد؛ مانند کیخسرو، نرسی، طوس، گودرز، پشوتن، اغریرث و گرشاسب.
422) ر.ک: یشتها، 2: 349.
423) ر.ک: یشتها، 2: 73.
424) درباره این شش تن و اسامی آنها ر.ک: یشتها، 2: 100، حاشیه 1؛ هاشم رضی، وندیداد، ج 4، ص 1775 - 1776؛ مقاله نگارنده موعود در آیین زرتشت، ص 114.
425) ر.ک: رساله سوشیانس، ص 14 - 16؛ یشتها، 2: 100 - 101؛ فرهنگ نام های اوستا، 2: 777.
426) وندیداد، ج 4، ص 1757.
427) یشتها، 2: 101 - 102.
428) یشتها، 2: 101؛ وندیداد، ج 4، ص 1757 - 1758.
429) انجیل زنده: این اثر به زبان سریانی نوشته شده و بخشی از آن که از سریانی به یونانی ترجمه شده است، در مجموعه دست نوشته های مکشوف در اکسیرینخوس oxyrhynchus یونان وجود دارد.
430) سی. آر. س آلبری، زبور مانوی، ترجمه اسماعیل پور، مزمور 220.
431) بما bema: جشنی مانوی همانند عید ایستر که در ماه مارس برگزار می شد. در لغت به معنای تخت و اورنگ است. در اصل جشن عروج مینویی مانی است. مانویان، مرگ و شهادت مانی را جشن می گرفتند؛ چه معتقد بودند که وی از زندان تن آزاد گردیده و عروج کرده است. در مراسم بما، تمثالی از مانی را در برابر حضار می نهادند و به سرود خوانی و نیایش می پرداختند.
432) زبور مانوی، مزمور 227.
433) شاپورگان یا شاهپورگان، یکی از کتب مانی است که به زبان پهلوی ساسانی نوشته شده است. این کتاب به نام شاهپور اول، و حاکی از مطالب متعلق به مبدأ و معاد بود. بعضی از قسمت های آن و ترجمه پهلوی انجیل، در ضمن قطعات مکشوف تورفان به دست آمده است. عرب ها، شاپورگان را شبورقان گفته اند. ر.ک: ایران در زمان ساسانیان، ص 284؛ دانشنامه مزدیسنا، ص 342.
434) آقای تقی زاده می نویسد: این منجی که به اسم دوست خوانده می شود، پسر خدا است و در بعضی روایات همان انسانی ازلی است و گاهی اوهرمزد یا خرذی هیشهر و گاهی عیسای متعالی خوانده می شود و مانویان به او عیسای منور و درخشان می گویند. ر.ک: مقالات تقی زاده، ج 9، مانی و دین او، ص 44.
435) در آیین مانی از سه عیسی سخن رفته که تشخیص آنها از یکدیگر گاه بسیار سخت است: 1. عیسای درخشان: ایزدی که در آفرینش سوم پدیدار می شود و گهمرد را از خواب بیدار می کند. این ایزد همپایه نریسه ایزد و بهمن بزرگ است. 2. عیسای رنجبر: نامی است که مانویان غرب به نفس زنده یا گریوزندگ داده اند. او از ایزدان آفرینش نخست است که از امهر سپندان، پنج فرزند هرمزدبغ، پدید آمده است. این عیسی در واقع، همان نور محبوس در ماده است که رنج می کشد و گویی چون عیسی مسیح به صلیب کشیده شده است. 3. عیسی مسیح: پیامبر و فرزند خدا که بر انسان های متاخر ظاهر شده و آنان را به راستکاری می خواند. اوست که ظاهرا به صلیب کشیده می شود. اما مانی با این دیدگاه که عیسی مسیح به جسم خاکی در آمده، سخت دشمنی ورزیده است. زیرا به گمان او، در شأن عیسی مسیح مینوی نیست که به کالبد مادی در آید، کالبدی که پلید و دیوی است. ر.ک: اسطوره آفرینش در آیین مانی، ص 83 - 84، حاشیه 95.
436) به معنی دوست و لقب عیسی است.
437) ر.ک: میر چاالیاده، آیین گنوسی و مانوی، ترجمه اسماعیل پور، ص، 243.
438) صادق هدایت، زند و هومن یسن، پیشگفتار، ص 25 - 26.
439) fulbe.
440) sanusiyah.
441) cyrenaica.
442) jahaymin _ uajbi.
443) W.Madelunj، المهدی، در دایرة المعارف اسلام، چاپ 1986، ص 1230.
444) Robert Kramer، مهدی، در دایرة المعارف جهان اسلام مدرن، چاپ آکسفورد، چاپ 1995، ص 18.
445) به خاطر هماهنگی، اکثر واژه های عربی که در این متن به کار رفته اند به انگلیسی تبدیل شده اند. هر چند برخی واژه های عربی با حروف ایتالیک چاپ شده اند، واژه هایی که کاربرد عام داشته اند، از قبیل مهدی، شیعه، سنی، و قرآن ایتالیک نشده اند.
446) دایرة المعارف مختصر اسلام، چاپ 1953، تحت واژه المهدی، ص 310 - 311.
447) Fredrich Mathewson Denny، در آمدی بر اسلام (نیویورک: انتشارات مک میلان، 1985)، ص 183.
448) Daniel C.Peterson, William j. Hamblin، معادشناسی، در دایرة المعارف جهان اسلام مردن چاپ آکسفورد، چاپ 1995، ص 440.
449) Madelung، ص 1235.
450) John Esposito اسلام: صراط المستقیم (نیویورک: انتشارات دانشگاه آکسفورد، 1998)، ص 2.
451) Denny، ص 67.
452) Denny، ص 76.
453) Esposito؛ ص 23.
454) Esposito؛ ص 35.
455) Denny؛ ص 228.
456) Denny؛ ص 230.
457) Denny؛ ص 126.
458) Denny؛ ص 135.
459) فضل الرحمان، اسلام (شیکاگو، دانشگاه شیکاگو، 1966)، ص 171.
460) فضل الرحمان، اسلام (شیکاگو، دانشگاه شیکاگو، 1966)، ص 172.
461) Esposito؛ ص 39.
462) Esposito؛ ص 36.
463) Esposito؛ ص 43.
464) رحمان؛ ص 172.
465) رحمان؛ ص 172.
466) Denny؛ ص 236.
467) Espsito؛ ص 43.
468) رحمان؛ ص 173.
469) S.H.M.Jafri؛ خاستگاه ها و شکل گیری اولیه اسلام شیعه (لندن :انتشارات لانگمن، 1979)؛ ص 281.
470) S.H.M.Jafri؛ خاستگاه ها و شکل گیری اولیه اسلام شیعه (لندن :انتشارات لانگمن، 1979)؛ ص 290.
471) Denny؛ ص 247.
472) رحمان؛ ص 173.
473) رحمان؛ ص 174.
474) S.H.M.Fafri
475) Jafri، ص 289.
476) jafri؛ ص 291.
477) madelung؛ ص 1235.
478) douglas S.crow، مسیحا گرایی: مسیحا گرایی در اسلام،. در دایرة المعارف دین، چاپ 1987، ص 478.
479) kramer، ص 1231.
480) دایرة المعارف مختصر اسلام، المهدی، ص 310.
481) madelung، ص 1231.
482) crow، ص 478.
483) madelung، ص 1232.
484) madelung، ص 1231.
485) denny، ص 236.
486) denny، ص 227.
487) رحمان، ص 171.
488) حسن، ص 273.
489) رحمان، ص 175.
490) esposito، ص 45.
491) سعید الف، ارجمند، غیبت امام و مراحل اولیه تعالیم مربوط به غیبت: شیعه امامی حدود 280 - 290 هجری /900 میلادی، نشریه جامعه شرحی آمریکا 117 (ژانویه / مارس 1997): 1.
492) رفعت حسن، مسیحا باوری و اسلام، نشریه مطالعات جهانی 22 (بهار 1985): 274.
493) رحمان، ص 175.
494) حسن، ص 247.
495) eposito، ص 45.
496) سعید الف. ارجمند تعالیم تسلی بخش: غیبت امام و تبدیل هزاره گرایی به یک اصل در شیعه، نشریه دینی 76 (اکتبر 1996): 549.
497) kramer، ص 19.
498) محمد س. عمر، مباحث معادی مسلمانان در خصوص استعمار در شمال نیجریه، نشریه دانشکده آمریکایی دین 67، شماره 1 (مارس 1999): 59 - 84.
499) jafri، ص 298.
500) eposito، ص 48.
501) Wilfred Cantwell Smith
502) حسن، ص 282.
503) hamblin , peterson، ص 441.
504) D.S.Margoliougth مهدی، در دایرة المعارف دین و اخلاق، چاپ 1994، ص 337.
505) رحمان، ص 133.
506) madelung، ص 1234.
507) madelung، ص 1230 - 1231.
508) hamblin , peterson، ص 442.
509) دایرة المعارف مختصر اسلام، المهدی، ص 311.
510) دایرة المعارف مختصر اسلام، المهدی، ص 311.
511) ر.ک: به طور مثال به روایات بسیاری که حاکم نیشابوری درباره حضرت مهدی (علیه السلام) نقل کرده، در اخبار ملاحم و فتن نیز گفته که: بنابر شرط شیخین (مسلم و بخاری) برای صحت، صحیح اند (المستدرک علی الصحیحین، بیروت، دارالمعرفه، ج 4، ص 553.)
512) ابن تیمیه، منهاج السنة النبویة، تحقیق دکتر محمد رشاد سالم، چ 1، 1406 هجری، ج 8، ص 256.
513) ابن خلدون، مقدمه، بیرون، دار و مکتبة الهلال، 2000 میلادی (این مطالب در فصل پنجاه و دو از فصل سوم، با عنوان دول العامة و الملک و الخلافة و المراتب السلطانیة است. به ذکر برخی قسمت ها بسنده خواهیم کرد اما اشاره به منبع هر باور را وا خواهیم نهاد. خوانندگان اطلاعات بشتر را از همین کتاب برگیرند.)
514) ابن خلدون نظریه همگرایی (عصبیت) را در فصل دوم کتاب اول آورده، در بحث عمران (جامعه، تمدن و فرهنگ) نخستین، ملل وحشی، قبایل و احوالی که در این وضع پیش خواهد آمد. در فصل بعدی، بحث را کامل کرده، از دولت های فراگیر و ملک و خلافت و مراتب سلطنت سخن می گوید. ما منبع هر باور را جداگانه ذکر نکرده، خوانندگان می توانند به منبع مذکور مراجعه کنند.

515) محمد عابد الجابری، فکر ابن خلدون العصبیة و الدولة، بغداد، دارالشؤون الثقافیة العامة، ص 245.
516) بلد، 10.
517) شمس، 8.
518) از این رو که این قبایل در صحراها زندگی می کنند و در این گونه اماکن، ارزاق کم است، جنگ و نزاع های قبیله ای بسیار رخ می دهد، تا بر ارزاق و دارایی های یکدیگر دست یافته و از داشته های همدیگر بهره مند شوند.
519) فکر ابن خلدون العصبیة و الدولة، ص 260.
520) جنبش اسلامی در مغرب، در آفریقا در سده پنجم.
521) روایت چنین است: ما بعث الله نبیأ الا فی منعة فی قومه؛ خداوند هر پیامبری را برانگیخت، حمایت قومش را شامل وی گردانید.
522) ثامر هاشم العمیدی، دفاع عن الکافی، مرکز الغدیر للدراسات الاسلامیه، چ 1، ص 1415 هجری، ج 1، ص 239.
523) دکتر محمد احمد اسماعیل المقدم، المهدی و فقه اشراط الساعة، اسکندریة، دارالعالمیه، چ 1، 1423 هجری، ص 130.
524) فکر ابن خلدون العصبیة و الدولة، ص 261 - 262.
525) فکر ابن خلدون العصبیة و الدولة، ص 256.
526) فکر ابن خلدون العصبیة و الدولة، ص 307.
527) شعرا، 214.
528) هود، 59 - 60.
529) بیهقی، سنن الکبری، بیروت، دارالفکر، ج 6، ص 21 - 20.
530) احمد بن حنبل، مسند احمد، بیروت، دار صادر، ج 2، ص 533.
531) محمد بن عمرو بن موسی العقیلی، الضعفاء الکبیر، تحقیق عبدالمعطی قلعجی، بیروت، دارالکتب العلمیه، ج 1، ص 128.
532) محمد بن حبان، کتاب الثقات، دارالفکر، چ 1، 1398، ج 4، ص 40.
533) ابن حجر عسقلانی، تهذیب التهذیب، بیرون، دارالفکر، چ 1، 4، 1404، ج 1، ص 324.
534) محمد بن حبان، کتاب المجروحین من المحدثین، تحقیق محمود ابراهیم زاید، ج 1، ص 32.
535) عقیلی، الضعفاء الکبیر، ج 4، ص 110 - 111.
536) بحارالانوار، ج 4، ص 223.
537) بحارالانوار، ج 72، ص 36. به نقل از کافی، ج 2، ص 146.
538) بحارالانوار، ج 72، ص 39. به نقل از کافی، ج 2، ص 147.
539) بحارالانوار، ج 69، ص 402.
540) بحارالانوار، ج 65، ص 142. به نقل از اختصاص، ص 259.
541) بحارالانوار، ج 68، ص 276.
542) بحارالانوار، ج 53، ص 172.
543) بحارالانوار، ج 51، ص 110.
544) بحارالانوار، ج 51، ص 120.
545) بحارالانوار، ج 52، ص 310.
546) بحارالانوار، ج 52، ص 244.
547) بحارالانوار، ج 52، ص 269.
548) کمال الدین، ص 372؛ بحارالانوار، ج 52، ص 322.
549) تفسیر عیاشی، ج 1، ص 66؛ بحارالانوار، ج 52، ص 224.
550) الذریعة الی تصانیف الشیعه، ج 4، ص 294.
551) ابن حماد، فتن ص 98؛ عقد الدارر، ص 36؛ ابن طاووس، ملاحم، ص 68.
552) القول المختصر، ص 52.
553) سیر اعلام النبلاء10: ص 600 - 597.
554) سیر اعلام النبلاء 10: ص 600 - 597.
555) مستدرکات، علم الرجال، ج 8، ص 85.
556) شیخ مفید، الارشاد، چاپ بصیرتی، ص 365؛ بحارالانوار، ج 52، ص 338.
557) معجم رجال الحدیث، ج 12، ص 97.
558) معجم رجال الحدیث، ج 12، ص 97.
559) معجم رجال الحدیث، ج 11، ص 153.
560) تنقیح المقال، ج 2، ص 254.
561) معجم رجال الحدیث، ج 11، ص 154.
562) کافی، ج 4، ص 427؛ من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص 310؛ وسائل الشیعة، ج 13، ص 328؛ معجم احادیث الامام المهدی، ج 4، ص 64؛ چشم اندازی به حکومت جهانی حضرت مهدی، ص 148؛ بحارالانوار، ج 52، ص 374.
563) التهذیب، ج 9، ص 204 ذیل ح 812.
564) الاستبصار، ج 3، ص 28، ذیل ح 90.
565) کمال الدین، ص 76.
566) معجم رجال الحدیث، ج 2، ص 356.
567) اختیار معرفة الرجال، ص 413.
568) من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص 310.
569) الذریعة الی تصانیف الشیعة، ج 3، ص 148.
570) مستدرک الوسائل (الخاتمة) ج 22، ص 6.
571) روضة المتقین، ج 5، ص 222.
572) مرآة العقول، ج 18، ص 67.
573) التهذیب، ج 6، ص 154 و 270.
574) استبصار، ج 4، ص 325.
575) معجم رجال الحدیث، ج 15، ص 250.
576) ملاذالاخیار، ج 9، ص 41.
577) الکافی، ج 3، ص 368؛ بحارالانوار، ج 52، ص 374.
578) مرآة العقول، ج 15، ص 245.
579) تفسیر قمی (مقدمه)، ص 4.
580) من لا یحضره الفقیه، ج 1، ص 153؛ وسائل الشیعة، ج 3، ص 488؛ اثبات الهداة، ج 3، ص 425.
581) مجمع البحرین، ج 3، ص 453، ماده عرش.
582) کافی، ج 2، ص 369؛ تهذیب الاخبار، ج 3، ص 259، ح 726؛ استبصار، ج 1، ص 441؛ وسائل الشیعة، ج 5، ص 215؛ بحارالانوار، ج 52، ص 374.
583) مرآة العقول، ج 15، ص 245؛ ملاذالاخیار، ج 5، ص 490.
584) معجم رجال الحدیث، ج 13، ص 82.
585) وسائل الشیعه، ج 5، ص 215.
586) مجمع الزوائد، ج 7، ص 315؛ العرف الوردی، ج 2، ص 61؛ البرهان، ص 117؛ الاذاعة، ص 119.
587) تهذیب التهذیب، ج 8، ص 418.
588) نجم الدین طبسی، 1/6/83 مطابق با 3/7/1425.
589) کافی، ج 7، ص 414، ح 1.
590) اعلام الوری، ج 2، ص 310.
591) ابراهیم / 48. روزی که زمین به غیر این زمین مبدل گردد.
592) کافی، ج 7، ص 414، ح 3.
593) روضة المتقین، ج 6، ص 59.
594) صاد، 26.
595) نساء، 58.
596) مائده، 42.
597) محمد صلی الله علیه و آله، 30.
598) جواهر، ج 40، ص 86 به بعد.
599) بحار، ج 52، ص 319، ح 21.
600) بحار، ج 52، ص 320، ح 22.
601) بحار، ج 52، ص 320، ح 23.
602) بحار، ج 52، ص 320، ح 24.
603) بحار، ج 52، ص 320، ح 25.
604) بحار، ج 52، ص 336، ح 74.
605) بحار، ج 52، ص 339، ح 86.
606) بحار، ج 52، ص 369، ح 155.
607) بحار، ج 52، ص 290، ح 212.
608) کافی، ج 7، ص 414، ح 3.
609) کافی، ج 7، ص 421، ح 1.
610) بحار، ج 52، ص 349، ح 99.
611) بحارالانوار، ج 51، ص 29 و مرآت العقول، ج 26، ص 110.
612) محمد صدر، تاریخ مابعد الظهور، ص 612.
613) ناصر مکارم شیرازی، حکومت جهانی مهدی، قم: مدرسة الامام علی بن ابی طالب (علیه السلام)، 1376، چاپ هشتم، ص 325.
614) توبه 29.
615) تاریخ ما بعد الظهور، ص 612.
616) بحارالانوار، ج 52، ص 376.
617) تاریخ ما بعد الظهور، ص 413. به نقل از الزام الناصب، ص 224.
618) علی کورانی، معجم احادیث الامام المهدی، ج 5، ص 417.
619) علی کورانی، معجم احادیث الامام المهدی، ج 5، ص 29.
620) علی کورانی، معجم احادیث الامام المهدی، ج 5، ص 130.
621) محمد باقر مجلسی، مرآت العقول، ج 26، ص 111.
622) محمد باقر مجلسی، مرآت العقول، ج 1، ص 531.
623) ابن منظور، لسان العرب، ج 8، بیروت: دار صادر، بی تا، ص 396.
624) ابوالقاسم خویی، معجم رجال الحدیث، قم: منشورات مدینة العلم آیة الله العظمی الخویی، 1403، چاپ سوم، ج 2، ص 86.
625) ابوالقاسم خویی، معجم رجال الحدیث، قم: منشورات مدینة العلم آیة الله العظمی الخویی، 1403، چاپ سوم، ج 15، ص 20.
626) برای وثاقت علی بن ابراهیم، ر.ک: ابوالقاسم خویی، معجم رجال الحدیث، ج 11، ص 193 - 4.
627) محمد حسین طباطبائی، المیزان، ج 9، ص 127 - 129.
628) محمد حسین طباطبائی، المیزان، ج 9، ص 129 - 127.
629) بینه، 1.
630) انفال، 39، 39. (به آن ها که کافر شدند بگو: چنانچه از مخالفت باز ایستند (و ایمان آورند) گذشته آنها بخشوده خواهد شد، و اگر به اعمال سابق باز گردند، سنت (خداوند در مورد) گذشتگان، (درباره آنها) جاری می شود (و حکم نابودی آنان صادر می شود) و با آنها پیکار کنید تا فتنه ( شرک و سلب آزادی) برچیده شود و دین (و پرستش) همه مخصوص خدا باشد.)
631) توبه، 31.
632) آل عمران، 64.
633) بحارالانوار، ج 51، ص 29.
634) علی کورانی، معجم احادیث الامام المهدی، ج 5، ص 29.
635) حر عاملی، وسائل الشیعه، ج 11. (بیروت: دار احیاء التراث العربی، بی تا) ص 30.
636) علی کورانی، معجم احادیث الامام المهدی، ج 1، ص 531 و ج 3، ص 322.
637) علی کورانی، معجم احادیث الامام المهدی، ج 5، ص 60.
638) علی کورانی، معجم احادیث الامام المهدی، ج 4، ص 61.
639) علی کورانی، معجم احادیث الامام المهدی، ج 4، ص 61.
640) علی کورانی، معجم احادیث الامام المهدی، ج 3، ص 307.
641) علی کورانی، معجم احادیث الامام المهدی، ج 3، ص 318.
642) علی کورانی، معجم احادیث الامام المهدی، ج 5، ص 143.
643) علی کورانی، معجم احادیث الامام المهدی، ج 3، ص 121.
644) علی کورانی، معجم احادیث الامام المهدی، ج 5، ص 145.
645) علی کورانی، معجم احادیث الامام المهدی، ج 5، ص 29.
646) علی کورانی، معجم احادیث الامام المهدی، ج 5، ص 130.
647) علی نمازی، مستدرکات علم رجال الحدیث، ج 1، (تهران: ناشر فرزند مولف، 1415، چاپ اول)، ص 9 - 138.
648) برای وثاقت احمد بن عیسی ر.ک: ابوالقاسم خویی، معجم رجال الحدیث، ج 2، ص 296.
برای وثاقت حسین بن سعید ر.ک: ابوالقاسم خویی، معجم رجال الحدیث، ج 5، ص 243.
برای وثاقت فضاله بن ایوب ر.ک: ابوالقاسم خویی، معجم رجال الحدیث، ج 13، ص 271.
برای وثاقت قاسم بن برید ر.ک: ابوالقاسم خویی، معجم رجال الحدیث، ج 14، ص 12.
برای وثاقت محمد بن مسلم ر.ک: ابوالقاسم خویی، معجم رجال الحدیث، ج 17، ص 247.
649) برای وثاقت محمد بن مسلم ر.ک: ابوالقاسم خویی، معجم رجال الحدیث، ج 12، ص 85 - 78.
650) برای وثاقت محمد بن مسلم ر.ک: ابوالقاسم خویی، معجم رجال الحدیث، ج 4، ص 291.
651) برای وثاقت محمد بن مسلم ر.ک: ابوالقاسم خویی، معجم رجال الحدیث، ج 5، ص 224.
652) برای وثاقت محمد بن مسلم ر.ک: ابوالقاسم خویی، معجم رجال الحدیث، ج 5، ص 224.
653) نام این شخص در کتب رجالی نیامده است.
654) برای وثاقت محمد بن موسی بن المتوکل ر.ک: ابوالقاسم خویی، معجم رجال الحدیث، ج 17، ص 284.
برای حسن بودن علی بن حسین سعد آبادی ر.ک: عبدالله مامقانی، تنقیح المقال، ج 2 (نجف، المطبعه المرتضویه، 1350) ص 281.
برای وثاقت احمد بن ابی عبدالله البرقی ر.ک: ابوالقاسم خویی، معجم رجال الحدیث، ج 2، ص 261.
برای وثاقت ابو عبدالله البرقی ر.ک: ابوالقاسم خویی، معجم رجال الحدیث، ج 16، ص 66.
برای وثاقت ابو عبدالله البرقی ر.ک: ابوالقاسم خویی، معجم رجال الحدیث، ج 14، ص 279.
برای وثاقت ابو بصیر ر.ک: علی نمازی، مستدرکات علم رجال الحدیث، ج 8، ص 340.
655) ابوالقاسم خویی، معجم رجال الحدیث، ج 11، ص 215.
656) ابوالقاسم خویی، معجم رجال الحدیث، ج 11، ص 215.
657) برای وثاقت راویان این حدیث ر.ک: ص 77.
658) برای وثاقت راویان این حدیث ر.ک: ص 69.
659) توبه، 29.
660) آل عمران، 55؛ مائده 14 و 64؛ اعراف، 167.
661) محمد حسین طباطبائی، المیزان، ج 6، ص 36.
662) محمد حسین طباطبائی، المیزان، ج 2، ص 106.
663) محمود آلوسی، روح المعانی، ج 6، (تهران: انتشارات جهان، بی تا) ص 163؛ محمد حسین طباطبایی، المیزان، ج 9، ص 256.
664) محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج 52، ص 319.
665) محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج 52، ص 353.
666) محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج 52، ص 309.
667) بقره، 256. (در قبول دین اکراهی نیست. زیرا راه درست از راه انحرافی روشن شده است.)
668) محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج 20، ص 249.
669) ابراهیم امینی، دادگستر جهان، (قم: انتشارات شفق، چاپ نوزدهم، 1379)، ص 307.
670) علی کورانی، معجم احادیث الامام المهدی، ج 5، ص 130.
671) علی کورانی، معجم احادیث الامام المهدی، ج 5، ص 145.
672) مائده، 73. (کسانی که به تثلیث قائل شده و گفتند: خدا سومین شخص از سه شخص یا سه اقنوم است، قطعا کافر شده اند.)
673) محمد حسین طباطبایی، المیزان، ج 3، ص 277.
674) آل عمران، 80.
675) علی کورانی، معجم احادیث الامام المهدی، ج 4، ص 61.
676) مجله انتظار، شماره 11 و 12، مقاله نعمانی و مصادر غیبت، ص 527.
677) مجله انتظار، شماره 11 و 12، مقاله نعمانی و مصادر غیبت، ص 528.
678) مجله انتظار، شماره 10، مقاله نعمانی و مصادر غیبت، ص 529.
679) مجله انتظار، شماره 10، مقاله نعمانی و مصادر غیبت، ص 261.
680) تفسیر قمی، ج 1، ص 6 و 27.
681) تفسیر قمی، ج 1، ص 7 (دو بار)، 11 (دو بار)، 12، 15، 16، 23، 25، 26.
682) مجله انتظار، شماره 10، مقاله نعمانی و مصادر غیبت، ص 257.
683) تفسیر قمی، ج 1، ص 5 و 6.
684) البته در این شمارش، اصطلاحات دوگانه یک رقم خورده اند. بنا بر این ناسخ و منسوخ یک عنوان و محکم و متشابه هم یک عنوان دانسته شده است.
685) مجله انتظار شماره 10، مقاله نعمانی و مصادر غیبت، ص 258 - 263.
686) تفسیر قمی، ج 1، ص 5 و 6، ارقام 8، 10، 11، 19، 20، 28، 31، 33، 44.
687) تنها در مورد دو عنوان ترهیب و ترغیب (رقم 44 و 45) که در شرح آن در ص 26 ترغیب مقدم شده است، به نظر می رسد در فهرست عناوین تحریفی رخ داده و ترتیب طبیعی این دو عنوان دستخوش اشتباه ناسخان گردیده باشد. در تفسیر نعمانی نیز عنوان ترغیب به درستی قبل از ترهیب آمده است (بحارالانوار، ج 93، ص 4 و 65) آدرس های بعدی به تفسیر نعمانی همه به همین مجلد بحار است.
688) تفسیر قمی، ج 1، ص 5 و 6، رقم 23 (تفسیر نعمانی، رقم 38)؛ رقم 29 (تفسیر نعمانی، رقم 40)؛ رقم 32 (تفسیر نعمانی، رقم 40)؛ رقم 40 (تفسیر نعمانی، رقم 54 و نیز ر.ک: رقم 58)؛ رقم 41 (تفسیر نعمانی، رقم 55.)
689) تفسیر قمی، ج 1، ص 5 و 6، رقم 24 (تفسیر نعمانی رقم 40 و توضیح آن در ص 33)؛ رقم 42 (تفسیر نعمانی، رقم 56 و رقم 57 و توضیح آن در ص 62 و 67)؛ رقم 43 (تفسیر نعمانی، رقم 58 و توضیح آن در ص 67)؛ رقم 46 (تفسیر نعمانی، رقم 6 و توضیح آن در ص 67).
690) تفسیر قمی، ج 1، ص 5، رقم 36.
691) تفسیر نعمانی، رقم 40 در ضمن یک عنوان طولانی.
692) در تفسیر نعمانی، رقم 40 از قدریه و مجبره یاد شده که ظاهر آن این است که آنها دو فرقه مختلفند. لذا گویا مراد از قدریه معتزله می باشد. گفتنی است که با توجه به لعن قدریه از سوی پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله هر یک از فرقه های معتزله و اشاعره، فرقه دیگر را به این نام می خوانند (ر.ک: کنزالفوائد، ج 1، ص 123؛ بحارالانوار، ج 5، ص 5) در تفسیر قمی، ج 1، ص 198 (ذیل سوره الانعام) درباره آیه من یشأ الله یضلله و من یشأ یجعله علی صراط مستقیم می گوید: هو رد علی قدریة هذه الامة. روشن است که مراد از قدریه در این جا معتزله است و این خود تاییدی است بر این که مراد از این واژه در تفسیر نعمانی هم معتزله است.
693) جهم بن صفوان، (م 128) که فرقه جهمیه به وی منسوب است.
694) تفسیر قمی، ج 1، ص 10: و اما ما هو محرف منه (تفسیر نعمانی، ص 6 و نیز ر.ک: ص 4، رقم 224)، ص 11: و اما ما لفظه ماض و هون سمتقبل (تفسیر نعمانی، ص 4، رقم 22 و توضیح آن در ص 26)، ص 15: و اما ما هو متفق اللفظ و مختلف المعنی (تفسیر نعمانی، ص 5، رقم 32، و توضیح آن در ص 32 بدون ذکر عنوان آمده است.)
695) تفسیر قمی، ج 1، ص 11: ما لفظه واحد معناه جمع (تفسیر نعمانی، ص 5، رقم 20.)
696) تفسیر قمی، ج 1، ص 5، رقم 37: رد علی من انکر خلق الجنة و النار و شرح آن در ص 21؛ البته در تفسیر قمی، ص 4، رقم 12 از ما تأویله مع تنزیله یاد شده و در ص 13 شرح شده که در فهرست تفسیر نعمانی دیده نمی شود، ولی در ص 68 به این عنوان اشاره شده و در ص 78 هم بدون ذکر عنوان، شرح شده است و ظاهرا در فهرست عناوین سقطی رخ داده است. در تفسیر قمی، ص 4، رقم 5 از رد بر معتزله نام برده شده و در ص 23 شرح شده که در تفسیر نعمانی توضیح آن نیامده است ولی شاید همان قدریه باشد که در فهرست عناوین تفسیر نعمانی رقم 40 دیده می شود.
697) البته در توضیح این عنوان روایتی آورده که در آن اشاره شده که این رویت به تشبیه نمی انجامد. نیز ر.ک: تفسیر قمی، ج 2، ص 334.
698) - در این جا مناسب است مقایسه کاملی بین این متون ارائه دهیم. عناوین را به ترتیب فهرست عناوین تفسیر قمی و سپس آدرس شرح آنها را در تفسیر قمی می آوریم. پس از آن رقم عنوان را در فهرست عناوین تفسیر نعمانی یاد و به اختلاف آنها اشاره می کنیم:
تفسیر قمی، رقم 1: منه ناسخ و منه منسوخ. (شرح: فاما الناسخ و المنسوخ، ص 6، تفسیر نعمانی، رقم 8). رقم 2: منه محمم و متشابه. شرح: و اما المحکم...، ص 7. (تفسیر نعمانی، رقم 9). رقم 3: منه عام و منه خاص. ر.ک: رقم 8 (تفسیر نعمانی، رقم 10). رقم 4: منه تقدیم و منه تاخیر. شرح: و اما التقدیم و التاخیر، ص 8. (تفسیر نعمانی، رقم 11، مقدم و موخر.) رقم 5: منه منقطع و منه معطوف. شرح: اما المنقطع المعطوف، ص 9. (تفسیر نعمانی، رقم 15، منقطع و معطوف و پس آن در رقم 16 از منقطع غیر معطوف یاد شده است.) رقم 6: منه حرف مکان حرف. شرح ص 9. (تفسیر نعمانی رقم 17.) رقم 7: منه علی خلاف ما انزل الله. شرح ص 10 و بعد از آن: و اما ما هو محرف منه. (تفسیر نعمانی، رقم 25: منه ما هو علی خلاف تنزیله و نیز ر.ک: رقم 39: منه ما تالیفه و تنزیله علی غیر معنی ما انزل فیه.) رقم 8: منه ما لفظه عام و معناه خاص. رقم 9: منه ما لفظه خاص و معناه عام (این دو رقم در شرح ص 7 و 8 آمده است. (در تفسیر نعمانی رقم 18: ما لفظه خاص و در رقم 19: ما لفظه عام محتمل العموم آمده که خالی از اختلال نیست. نیز ر.ک: تفسیر نعمانی، ص 23 و ص 25). رقم 10: منه آیات بعضها فی سورة و تمامها فی سورة اخری. شرح ص 12.) (تفسیر نعمانی رقم 29.) رقم 11: منه ما تاویله فی تنزیله. شرح ص 13. (تفسیر نعمانی، رقم 26.) رقم 12: منه ما تاویله مع تنزیله. شرح ص 13 (در فهرست عناوین تفسیر نعمانی نیامده، ولی در ص 68 به این عنوان اشاره شده و توضیح آن بدون آوردن عنوان در ص 78 آمده است.) رقم 13: منه ما تاویله قبل تنزیله. شرح ص 14 (تفسیر نعمانی، رقم 27). رقم 14: منه ما تاویله بعد تنزیله. شرح، ص 14. (تفسیر نعمانی، رقم 28). رقم 15: منه رخصة اطلاق بعد الحظر. شرح ص 15: و اما الرخصة التی هی بعد العزیمة. (تفسیر نعمانی، رقم 33: منه آیات فیها رخصة و اطلاق بعد العزیمة و نیز ر.ک: رقم 12، عزائم و رخص.) رقم 16: منه رخصة صاحبها بالخیار ان شاء فعل و ان شاء ترک. شرح ص 15 با تبدیل فعل به اخذ. (تفسیر نعمانی، رقم 34 با تعبیر: ان شاء اخذ و ان شاء ترکها). رقم 17: منه رخصة ظاهرها خلاف باطنها یعمل بظاهرها و لایدان بباطنها. شرح ص 15 (تفسیر نعمانی، رقم 35: منه رخصة ظاهرها خلاف باطنها یعمل بظاهرها عند التقیة و لا یعمل بباطنها.) رقم 18: منه ما علی لفظ الخبر و معناه حکایة عن قوم. شرح ص 16: و اما ما لفظه خبر و معناه حکایة. (تفسیر نعمانی، رقم 23: منه ما لفظه علی الخبر و معناه حکایة عن قوم آخر.) رقم 19: منه آیات نصفها منسوخة و نصفها متروکة علی حالها. شرح ص 12 (تفسیر نعمانی، رقم 30: منه آیات نصفها منسوخ و نصفها متروک علی حاله.) رقم 20: منه مخاطبة لقوم و معناه لقوم آخرین. شرح ص 12 (تفسیر نعمانی، رقم 36: منه مخاطبة لقوم و المعنی لاخرین.) رقم 21: منه مخاطبة للنبی صلی الله علیه و آله و المعنی امته. شرح ص 16 با تبدیل امته به - لامته (تفسیر نعمانی، رقم 37: منه مخاطبة للنبی صلی الله علیه و آله و معناه واقع علی امته.) رقم 22: منه ما لفظه مفرد و معناه جمع. شرح ص 11: و اما ما لفظه جمع و معناه واحد و هو جار فی الناس، و پس از آن: و اما ما لفظه واحد و معناه جمع... و اما ما لفظه ماض و هو مستقبل... . (تفسیر نعمانی، رقم 20: منه ما لفظه واحدو معناه جمع و بعد از آن، رقم 21: ما لفظه جمع و معناه واحجد، رقم 22: ما لفظه ماض و معناه مستقبل.) رقم 23: منه ما لایعرف تحریمه الا بتحلیله. در شرح نیامده (در تفسیر نعمانی رقم 38 هم ذکر شده ولی توضیحی برایش نیامده است.) رقم 24: منه رد علی الملحدین. در شرح نیامده (در تفسیر نعمانی رقم 40 این عنوان آمده است: منه رد من الله تعالی و احتجاج علی جمیع الملحدین و الزنادقة و الدهریة و الثنویة و القدریة و المجبرة و عبدة الأوثان و عبدة النیران.) رقم 25: منه رد علی الزنادقة، ر.ک: رقم 24. شرح ص 17 (تفسیر نعمانی، رقم 40) رقم 26: منه رد علی الثنویة ر.ک: رقم 24. شرح ص 17 (تفسیر نعمانی، رقم 40) رقم 27: منه رد علی الجهمیة، ر.ک: رقم 24 ظاهرا مراد همان مجبره است که در رقم 33 خواهد آمد (نه در شرح آمده و نه در تفسیر نعمانی). رقم 28: منه رد علی الدهریة ر.ک: رقم 24. شرح ص 18. (تفسیر نعمانی، رقم 40). رقم 29: منه رد علی عبدة النیران، ر.ک: رقم 24. در شرح نیامده (تفسیر نعمانی، رقم 40). رقم 30: منه رد علی عبدة الاوصان. ر.ک: رقم 24. شرح ص 17 (تفسیر نعمانی، رقم 40). رقم 33: منه رد علی المجبرة ر.ک: رقم 24 و نیز رقم 32. شرح ص 23 (در تفسیر نعمانی نیامده.) رقم 32: منه رد عل یمن انکر من المسلمین الثواب و العقاب بعد الموت یوم القیامة. شرح ص 19: و اما الرد علی من انکرالثواب و العقاب... و مثله کثیر مما هو رد علی من انکر عذاب القبر (تفسیر نعمانی، رقم 44: منه رد علی من زعم ان لیس بعدالموت و قبل القیامد ثواب و عقاب.) رقم 35: منه رد علی من انکر المعراج و الاسراء. شرح ص 20 (تفسیر نعمانی، رقم 46: منه رد علی من انکر الاسراء به لیلد المعراج.) رقم 36: منه رد علی من انکر المیثاق فی الذر (در شرح و در تفسیر نعمانی نیامده.) رقم 37: منه رد علی من انکر خلق الجنة و النار. شرح ص 21 (در تفسیر نعمانی نیامده) رقم 38: منه رد علی من انکر المتعمة و الرجعة. شرح ص 24: و اما الرد علی من انکر الرجعة (تفسیر نعمانی، رقم 51: منه رد عی من انکر الرجعة و لم یعرف تاویلها.) رقم 39: منه رد علی من وصف الله عزوجل. شرح ص 25 (تفسیر نعمانی، رقم 50: منه رد علی من من وصف الله تعالی وحده.) رقم 40. منه مخاطبة الله عزوجل لأمیرالمومنین و الائمة علیهم السلام و ما ذکره الله من فضائلهم. در شرح نیامده (تفسیر نعمانی، رقم 54: منه معرفة ما خاطب الله عزوجل به الائمة و المومنین، ولی توضیحی درباره آن نیامده نیز ر.ک: تفسیر نعمانی، رقم 58)؛ رقم 41: فیه خروج القائم و اخبار الرجعة و ما وعدالله تبارک و تعالی الائمة علیهم السلام من النصرة و الانتقام من اعدائهم. در شرح نیامده (تفسیر نعمانی، رقم 55: منه اخبار خروج القائم منا عجل الله تعالی فرجه، ولی شرحی برای آن ذکر نشده است.) رقم 42: فیه شرائع الاسلام و اخبار الانبیاء علیهم السلام و مولدهم و مبعثهم وشریعتهم و هلاک امتهم. در شرح نیامده (تفسیر نعمانی، رقم 56: منه ما بین الله تعالی فیه شرائع الاسلام و فبرائض الاحکام و السبب فی معغنی بقاء الخلق و معائشهم و وجوه ذلک و رقم 57: منه اخبار الانبیاء و شرائعهم و هلاک اممهم). رقم 43: فیه ما نزل بمغازی النبی صلی الله علیه و آله. شرح آن نیامده (تفسیر نعمانی، رقم 58: منه ما بین الله تعالی فی مغازی النبی صلی الله علیه و آله و حروبه و فضائل اوصیائه و ما یتعلق بذلک و یتصل به.) رقم 44: فیه ترهیب. شرح ص 26 (تفسیر نعمانی، رقم 4) رقم 45: فیه ترغیب، شرح ص 26. (تفسیر نعمانی، رقم 3.) رقم 46: فیه امثال. در شرح نیامده (تفسیر نعمانی، رقم 6: مثل). رقم 47: فیه اخبار و قصص. شرح ص 26: و اما القصص فهو ما اخبرالله تعالی نبیه صلی الله علیه و آله من اخبار الانبیاء و قصصهم (تفسیر نعمانی، رقم 7، قصص.)
699) بحارالانوار، ج 93، ص 97.
700) بحارالانوار، ج 92، ص 60 - 73، این دو باب در مخطوطه رساله ورقه 16/1 تا ورقه 22/1 آمده است.
701) بحارالانوار، ج 65، ص 387، (تفسیر نعمانی، بحار، ج 93، ص 61)؛ ج 66، ص 29 (به اشاره)؛ ج 83، ص 47 (تفسیر نعمانی، بحار، ج 93، ص 15)؛ ج 84، ص 71 (قسمتی از این حدیث در کافی، ج 2، ص 36 در ضمن روایت ابو عمرو زبیری از امام صادق (علیه السلام) آمده است. و نیز در تفسیر عیاشی، ج 1، ص 63، ذیل سوره بقره، و به شکل مرسل در دعائم الاسلام، ج 1، ص 8)؛ ج 84، ص 382 (تفسیر نعمانی، بحار، ج 93، ص 61) و نیز دو قطعه از دو بابی که به طور کامل در بحار نقل شده در ج 53، ص 117، (ج 92، ص 64) و ج 103، ص 305 (ج 92، ص 65) تکرار شده است.
702) این نسخه از تفسیر نعمانی در حل پاره ای از اشکالات نقل بحار از تفسیر نعمانی سودمند است. مثلا در این نسخه پس از عبارت: منه ما تاویله فی تنزیله (بحار، ج 93، ص 4، رقم 26 از فهرست عناوین تفسیر نعمانی) این افزودگی را دارد: منه ما تاویله مع تنزیله (ورقه 41/1) که همین هم صحیح بوده و در نقل بحار افتاده است (بحار، ج 93، ص 78 - 82 و نیز ص 68 و 79). ما در قسمت های قبلی مقاله در ضمن عناوینی که شرح آن در تفسیر نعمانی آمده، ولی در فهرست ذکر نشده این مورد را آورده و اشاره کردیم که به نظر می رسد که سقطی در نسخ موجود در فهرست رخ داده است. (مجله انتظار، شماره 10، ص 262 و 263.)
نمونه ای دیگر از سودمندی این نسخه در مورد عبارت بحار، ج 93، ص 72 است که در حاشیه 2 به وقوع سقط در حدیث اشاره شده است. در نسخه ورقه 74/2 چند سطر افزوده دارد.
703) در این جا سرفصل های این رساله را از روی این نسخه نقل می کنیم:
فاما الترغیب... فاما الترهیب... و مثل الجدل... (ورقه 1/1). و اما القصص فانه ینقسم ثلثة اقسام: منها ما کان قبل النبی صلی الله علیه و آله و منها ما کان فی عصره و منها ما حکی الله جل و عز عما یکون بعده، فاما ما مضی... (ورقه 1/2) و اما الذی کان فی عصر النبی صلی الله علیه و آله... و اما قصص ما یکون بعد النبی صلی الله علیه و آله... فاما المثل...، و هو علی اربعة اوجه و منه ما تاویله فی تنزیله و منه ما تاویله مع تنزیله و منها ما تاویله قبل تنزیله و منها ما تاویله بعد تنزیله فاما الذی تاویله فی تنزیله... (ورقه 2/1)، و اما الذی تاویله مع تنزیله... (ورقة 2/2)، و اما الذی تاویله قبل تنزیله... (ورقه 3/1)، و اما الذی تاویله بعد تنزیله... (ورقه 7/2)، باب الناسخ و المنسوخ (ورقه 8/1)، باب المحکم و المتشابه فاما المحکم و المتشابه... (ورقه 10/1)، فاما المحکم... (ورقه 10/2) و اما المتشابه... (ورقه 11/1)، و اما الخاص و العام فان الایة ربما کان لفظه لفظ العموم و معناها معنی الخصوص و منه ما کان لفظه لفظ العموم (ورقه 14/2) و معناه معنی العموم و منه ما کان لفظه لفظ الخصوص و معناه معنی العموم، فاما ما معناه معنی الخصوص و لفظه لفظ العموم... (ورقه 15/1) و منه (فی الحاشیة: اما ظ) ما لفظه لفظ العموم و معناه معنی الخصوص... و اما ما لفظه الخصوص و معناه معنی العموم... (ورقه 15/2) باب التحریف فی الایات التی هی خلاف ما انزل الله عزوجل مما رواه مشایخنا عن العلماء من آل محمد علیهم السلام (ورقه 16/1)، باب تألیف القرآن و انه علی غیر ما انزل الله عزوجل (ورقه 18/1، این دو باب در بحار، ج 92، ص 60 - 73 آمده است) و فی القرآن، احتجاج الله علی الملحدین الذین عدلوا عن التوحید... (ورقه 22/1) ، و مما احتج الله علی عبدة الاوثان... (ورقه 22/2) و مما احتج الله علی من قال بالاثنین... (ورقه 23/1)، و ما احتج به جل ذکره علی اهل الدهر... (ورقه 23/2) و قد احتج رسول الله صلی الله علیه و آله علی النصاری... (ورقه 23/2) قد بین الله تبارک و تعالی فی القرآن ان بقاء هذا الخلق من اربعة اوجه: الامر و النهی و الغذاء و الاکنان و اللباس و التناکح فالامر و النهی فیهما باب واحد... و اما التناکح... و قد بین الله جل و عز سبب معاش الخلق فاعلمنا انها من خمسة اوجه من الامارة و العمارة و النجارة و الاجارة و الصدقات فاما الامارة... (ورقه 24/2) و اما باب العمارة... و اما باب التجارة... و اما باب الاجارة... و اما باب الصدقات... (ورقه 25/2) و الملک له دعائم اربعة: القدرة و الهییة و السطوة و الامر و النهی و مجراهما واحد، و اما باب القدرة... (ورقه 26/2) و قد احتج بعض من انکر هذا، فقال: قد رأینا حزوبا من البهائم لا یحصی عددها تبقی بلا امر ولانهی و الاثواب و لاعقاب... (ورقه 26/2) و قد احتج بعض من انکر هذا، فقال: قد رأینا حزوبا من البهائم لا یحصی عددها تبقی بلا امر ولانهی ولاثواب و لاعقاب... (ورقه 27/1) و قد قال بعض اصحابنا فی المستبهم... (ورقه 27/2)، و قد ذهب بعضهم هذا السواد الاعظم من المرجئة و القدریة و الخوارج الی... فکان من الرد علیهم ان قیل... (ورقه 29/1)، باب الایمان و الکفر و الشرک و الضلال و الظلم، فاما باب الایمان... (ورقه 30/1)... قلت: فاخبرنی عن وجه الکفر فی کتاب الله عزوجل فقال: الکفر فی کتاب الله علی خمسة اوجه... (ورقه 33/1) و اما الشرک و لیس تفسیره فی هذا الحدیث فهو علی ثلاثة اوجه...، و اما الظلم فهو علی وجوه... (ورقه 33/2)، باب حدود الفروض التی فرضها الله علی خلقه و هی خمسة فکبار حدود الصلاة... (ورقه 34/1)، کبار حدود الزکاة... کبار حدود الحج... کتاب حدود الصوم... (ورقه 34/2)، کبار حدود الوضوء... کبار حدود الولایة.. (ورقه 35/1)، و جعل الله جل و عز لهذه الفرائض الاربع دلالتین و هما اعظم الدلائل فی السماء الشمس و القمر... (ورقه 35/2)، باب فیما تاویله من القرآن قبل تنزیله... (ورقه 35/2)، الامر فی القرآن علی وجوه... و منه علی جهة العذاب... و منه علی جهة الترهیب... باب فی العصمة، قال قوم فی عصمة الانبیاء و الرسل و الاوصیاء اقاویل مختلفة... (ورقه 37/2.)
704) بحارالانوار، ج 53، ص 117؛ ج 92، ص 40؛ و نیز ر.ک: ج 69، ص 29.
705) بحارالانوار، ج 83، ص 47؛ ج 84، ص 71 و 372؛ ج 103، ص 305.
706) بحارالانوار، ج 1، ص 15.
707) ذریعه، ج 24، ص 7؛ و در ج 4، ص 276 نیز تفسیر سعدبن عبدالله به این عنوان ارجاع داده شده است. فهرست نسخه های خطی کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی، ج 31، ص 259.
708) رجال نجاشی، ص 177، رقم 476.
709) مختصر بصائر الدرجات، ص 1 - 30، ص 36، ص 51 - 106.
710) انتساب این کتاب به شیخ مفید نادرست است. ر.ک: مجموعه مقالات کنگره جهانی هزاره شیخ مفید، شماره 9، ص 135 - 184، شماره 55، ص 191 - 264.
711) انتساب این کتاب به شیخ مفید نادرست است. ر.ک: مجموعه مقالات کنگره جهانی هزاره شیخ مفید، شماره 9، ص 164، شماره 55، ص 233.
712) روایت ابن قولویه به توسط پدر از سعد بن عبدالله در کامل الزیارات بسیار فراوان است. و نیز ر.ک: معجم رجال الحدیث، ج 17، ص 167 و 168؛ در ج 23، ص 133 این کتاب، عنوان قولویه ذکر شده، به روایاتی که ابوالقاسم بن قولویه یا ابن قولویه از پدر خود نقل می کند اشاره شده و در پایان آمده که این راوی همان محمد بن قولویه است، این تعبیر مسامحه آمیز است، قولویه همان محمد بن قولویه نیست، بلکه از اجداد محمد می باشد. در عنوان ابوالقاسم بن قولویه و ابن قولویه اختصار در نسب رخ داده و به جهت نسبت به جد، چند نفر از سلسله نسب وی حذف شده است. ر.ک: رجال نجاشی، ص 123، رقم 318.
713) کامل الزیارات، باب 9/1، 48/3، 82/3.
714) رجال نجاشی، ص 178، رقم 467.
715) رجال نجاشی، ص 133، رقم 318.
716) ذریعه، ج 24، ص 9.
717) بحارالانوار، ج 1، ص 32.
718) در نسخه چاپی بحار، عبارت را تغییر داده، ولی در چاپ کمپانی از بحار و نیز در نسخه خطی تفسیر نعمانی ورقه 44/1 به همین شکل آمده است.
719) افزوده در حاشیه نسخه، گفتنی است که پس از آن (علیه السلام) هم به علیهما السلام اصلاح شده است.
720) از این جا تا آخر متن در بحار، ج 83، ص 47، رقم 25 نقل شده است. تنها از عبارت فهذا هو المعنی تا من قبل الله جل و عز از حدیث حذف شده است.
721) گویا به معنای: در مساله ادراک اسم و موضع معذور می باشند، لذا نیازی نیست قبل از ادراک، کلمه عدم را ساقط شده بینگاریم.
722) ادعیه فوق را در صحیفه مهدیه و در مفاتیح الجنان و در سایر کتب ادعیه می توانید مراجعه فرمایید.
723) خدای سبحان که خود را به حق و عدل توصیف نموده و قانونگذار شایسته ای برای جهان و انسان می باشد، آنچه را در قرآن کریم بر خاتم پیامبران فرود آورده جز حق و عدل نمی تواند باشد. به همین دلیل قرآن کریم سمبل عدالت و حقانیت بوده و پرداختن آیات قرآن به فلسفه تشریع، نمودی دیگر از عدالت مداری و حق گرایی این کتاب مهیمن و عدل مدار است.
724) در زیارت معروف جامعه کبیره و حدیث ثقلین و زیارات ویژه پیامبر و امیرالمومنین و امام حسین علیهم السلام به این نکته توجه داده شده است.
725) المهدی من عترتی... یملأ الأرض قسطا و عدلا و سایر روایات همسو بر همین نکته دلالت دارد.
726) و عجل اللهم فرجهم بقائمهم و أظهر اعزازه به دعای ویژه از حضرت حجت (علیه السلام) مراجعه فرمایید.
727) مفاتیح الجنان، باب اول، فصل چهارم (صلوات روایت شده از امام زمان (علیه السلام) که برای ابوالحسن ضراب در مکه ارائه شده است.)
728) مفاتیح الجنان، باب اول، فصل هشتم، استغاثه به امام زمان (علیه السلام).
729) مفاتیح الجنان، باب دوم، فصل سوم، اعمال ویژه شبهای ماه مبارک رمضان.
730) مفاتیح الجنان، باب سوم، فصل دهم، دعای ندبه.