فهرست کتاب


انتظار موعود فصلنامه علمی - تخصصی ویژه امام مهدی (عج) سال چهارم، شماره پانزدهم، بهار 1384

مرکز تخصصی مهدویت

متن سوم : تفسیر نعمانی (بحار، ج 93، ص 11)

و سئل صلوات الله علیه عن اول ما انزل الله عزوجل من القرآن، فقال (علیه السلام): اول ما انزل الله عزوجل من القرآن بمکة سورة (اقرأ باسم ربک الذی خلق) و اول ما انزل بالمدینة سورة البقرة

رساله سعدبن عبدالله (ورقه 10/1)

اجمع المسلمون عن ان اول ما نزل من القرآن (اقرأ باسم ربک)، و اول ما نزل بالمدینة سورة البقرة، و آخر ما نزل (فان تولوا فقل حسبی الله لا اله الا هو، علیه توکلت و هو رب العرش العظیم)
با مقایسه رساله سعد و تفسیر نعمانی، این احتمال جدی است که این رساله با عنایت به تفسیر نعمانی نگاشته شده و در واقع، گسترش یافته آن باشد.

مهدویت در ساله سعد بن عبدالله

پیشتر در بحث از اندیشه مهدویت در تفسیر نعمانی به عبارتی از بحث محکم و متشابه این کتاب درباره واژه ضلال اشاره کردیم که در آن ضلال به گم گشتگی تفسیر شده و گم گشتگان و منتظران و مومنان به امام غایب از انظار، به بهشت وعده داده شده بودند. شبیه این متن با گسترش بیشتر در رساله سعد بن عبدالله دیده می شود که تنها قسمتی از آن در بحار نقل شده است. ما در این جا متن کامل این قسمت را بدون هیچ توضیحی می آوریم. این تذکر لازم است که چون ما تنها همین یک نسخه از رساله سعد بن عبدالله را می شناسیم و در این نسخه برخی کلمات کاملا خوانا نیست، احتمال می رود که در قرائت برخی از کلمات اشتباه رخ داده باشد.
این عبارت که پس از متن دوم بحث سابق آمده چنین است:
و کذلک ما قد حدث فی زماننا من استتار الحجة المفروض الطاعة، اذ کانت الامة علی هذا السبیل الذی ذکرنا و تعدیهم علی الأئمة الهداة بالکذب علیهم و الاذاعة لاسرارهم و تعریضهم ایاهم و بفتح الغلول للقول و الاعداء (الاعتداء؟) و نبذهم عهدالله وراء ظهورهم و توثبهم علی حقوقهم و طلبهم بحبلهم (او بحیلهم، و لعل الصواب: بجهلهم او بخبثهم) ما فیه سفک دمائهم و دم هادیهم، فستر الله عنهم ذلک الهادی و اتبع ناس امامته و الهداة قبله، فعم الضلال اهل الارض، و قد روی عن ابی عبدالله (علیه السلام) الاخبار الکثیرة فی ذلک انه: اذا کان ذلک سترالله عنهم الحجة (ورقه 12/1) و غیبه. و انه قال (علیه السلام): حق علی الله ان تدخل الضلال الجنة. و انما عنی بذلک ما ابتلوا به فی هذا العصر و هم مقرون بولایته غیر ناقضین لعهده و عهدالله الیهم فیه، فهم مقیمون متدینون بفرض طاعتهم اولهم و آخرهم عارفون انه قائم العین فیهم موجود الشخص من عقب الماضی قبله من الهادین و قد خفی علیهم اسمه و موضعه للعلة التی ذکرناها و شرحناها، فهولاء هم الذین قال العالم (علیه السلام): حق علی الله ان یدخل الضلال الجنة. اذ ضلوا عن اسمه و مکانه بعد ان یکونوا مقیمین علی ولایته و امامته بتعین (بیقین؟) لما وقفهم علیه الماضی قبله من امره و نهیه لان الاسم لا یدرک الا بالخبر، و کذلک الموضع و الذی فرض الله علی العباد فی هذا المعنی فهو علی وجهین لا یدرک بغیرهما، فوجه منه (کذا و الظاهر سقوط: الخبر)، و وجه منه العقل.
فاما (ما) فرض علیهم من جهة العقل فأن یعلموا أن لهم خالقا و ان الخالق بعث الانبیاء و الرسل و ان الرسل قد اقاموا لهم بعدهم الدلائل المبینة لما یختلفون فیه من امر دینهم و دنیاهم اذ قد علموا ان لیس فی وسعهم معرفة ما یحتاجون الیه فهذا ما فرض الله جل و عز علیهم من جهة العقل.
و اما اسم الحجة و موضعه فلا یدرک الا من طریق الخبر و التوقیف(720) (فمن کان مقیما علی الاقرار بالائمة کلهم صلوات الله علیهم و بامام زمانه و و ولایته و انه قائم العین مستور من عقب الماضی قبله و قد خفی علیهم اسم الحجة و موضعه فی هذا الوقت فمعذور فی ادراک(721) الاسم و الموضع حتی یأتیه الخبر الذی بمثله تصح الاخبار و بمثله یثبت الاسم و المکان، فهذا هو المعنی فیما (ورقه 12/2) قال العالم (علیه السلام) حق علی الله ان یدخل الضلال الجنة اذ لم یکن العلة من قبله و انما العلة من قبل الله جل و عز و مثل ذلک اذا حجب علی العباد عین الشمس التی جعلها دلیل الصلاة فموسع علیهم تأخیرها حتی یتبین لهم او یصح لهم خروج الوقت و هم علی یقین ان عینها لم تعطل و قد خفی علیهم موضعها)... (ورقه 13/1.)