فهرست کتاب


انتظار موعود فصلنامه علمی - تخصصی ویژه امام مهدی (عج) سال چهارم، شماره پانزدهم، بهار 1384

مرکز تخصصی مهدویت

اعتبار رساله منسوب به سعد بن عبدالله

در این رساله، هیچ روایت سندداری دیده نمی شود، بلکه غالبا روایات بی سند و به اصطلاح مرسل و گاه اقوال علما نقل شده است. بنابراین، احادیث کتاب در شمار احادیث ضعیف دسته بندی می شود. لذا از ناحیه سند، اعتبار مستقلی ندارد. برای اعتبار بخشیدن بدان باید در جستجوی قرائن خارجی بر آمد.
مرحوم مجلسی درباره اعتبار این رساله و رساله نعمانی می گوید:
راویان این دو کتاب، معتبر و مشهورند و مضامین آنها با مضامین دیگر اخبار سازگار است. علی بن ابراهیم و عالمان اخیار دیگر از آن ها اخذ کرده اند. نجاشی از کتابهای سعدبن عبدالله، کتاب ناسخ القرآن و منسوخه و محکمه و متشابهه را بر شمرده و اسانید صحیحی را به کتب وی ذکر کرده است.(717)
مراد از راوی کتاب در این عبارت، ظاهرا گرد آورنده کتاب، یعنی سعد بن عبدالله است که درباره انتساب رساله به وی سخن گفتیم و آن را نپذیرفتیم. اسانید صحیح به کتب سعدبن عبدالله هم در این باره کارساز نیست.
از این نکته که بگذریم، ایشان برای تایید اعتبار این دو کتاب به دو امر تکیه کرده است: یکی سازگاری و توافق مضمون آنها با مضمون احادیث دیگر؛ دیگری اخذ علی بن ابراهیم و عالمان دیگر از آنها.
درباره امر نخست گفتنی است که مراد ایشان گویا توافق کلی و اجمالی این دو کتاب با احادیث دیگر است. و هدف از سخن بالا نیز، اثبات اعتبار فی الجمله این دو کتاب است. وگرنه اگر به تک تک احادیث و مطالب این دو نظری بیفکنیم، احادیث منفرد که تنها در این دو کتاب دیده می شود بسیار است. به عنوان نمونه، در بحث ناسخ و منسوخ آیات چندی به عنوان ناسخ ذکر شده که غالبا روایتی در تایید آنها نیامده است. بررسی گسترده تر میزان توافق مضمون های این دو کتاب با سایر احادیث، نیازمند پژوهش بیش تر و دقیق تر می باشد.
باری احادیث رساله سعد بن عبدالله و تفسیر نعمانی هر چند به تنهایی حجت نمی باشند، ولی در جایی که مضمون این احادیث در سایر احادیث (هر چند غیر معتبر) وارد شده باشد، می تواند در تایید آنها موثر بوده و مقدمه ای برای حصول اطمینان به مضمون حدیث به شمار آید.
تاکید بر این نکته مفید است که لازمه مرسل بودن یک حدیث، نادرست بودن آن نیست، بلکه احادیثی که راوی آن مشخص بوده و صریحا در کتب رجالی تضعیف شده و از آن بالاتر، کذاب یا جعال دانسته شده است، باز دلیل قطعی بر مجعول بودن حدیث نیست. انسان دروغگو و حدیث ساز نیز تنها سخن کذب و جعلی بر زبان جاری نمی سازد، بلکه به طور طبیعی می باید این گونه انسان ها بیشتر سخنانشان راست باشد تا بتوانند دروغ اندک خود را در جامعه مطرح سازند و به زودی دست آنها رو نگردد. لذا در محاسبات مربوط به احتمال صدق یک حدیث، احادیث راویان ضعیف هم حائز ارزش است تا چه برسد به احادیث مرسل.
البته گاه انحصار حدیث به راویان ضعیف و عدم نقل آن از سوی دیگر راویان، خود نقطه ضعفی به شمار آمده، احتمال درستی حدیث را پایین می آورد.
تفاوت هایی که احیانا بین تفسیر منسوب به سعد و تفسیر نعمانی دیده می شود، به ویژه در شیوه اسناد مطالب به ائمه، خود می تواند نقطه ضعف دیگری در این زمینه به حساب آید.
درباره مطلب دوم که در کلام مرحوم مجلسی بدان اشاره رفته، گفتنی است که ما دلیل معتبری بر این که علی بن ابراهیم از رساله سعد یا تفسیر نعمانی مطلبی اخذ کرده باشد در دست نداریم. البته اصل ارتباط این سه رساله انکارناپذیر است، ولی معلوم نیست که علی بن ابراهیم از آنها برگرفته است، بلکه با توجه به عدم اثبات انتساب کتاب به سعد بن عبدالله، این احتمال وجود دارد که این رساله، گسترش یافته مقدمه تفسیر قمی باشد، اخذ عالمان دیگر از قدما - به جز علی بن ابراهیم - هم از این دو کتاب اصلا شاهدی ندارد.
در مجموع: در احادیث منفرد رساله سعد، نمی توان اعتبار چندانی برای آن به اثبات رسانید.

مقایسه رساله سعد و تفسیر نعمانی

با وجود شباهت کلی بین این دو متن، تفاوت هایی هم میان آنها دیده می شود:
ترتیب ارائه مطالب مختلف است.
در رساله سعد، مطالب در ابواب مختلف جا گرفته است.
در رساله سعد، احادیثی در لابلای متن افزوده شده است. (به این سه تفاوت در کلام علامه مجلسی اشاره شده است.)
الفاظ این دو متن احیانا تفاوت دارد.
در رساله سعد، فهرست عناوین وجود ندارد.
شیوه اسناد مطالب به ائمه به دو شکل مختلف است.
ظاهر تفسیر نعمانی آن است که این کتاب، حدیث واحدی است از حضرت امیرالمومنین (علیه السلام)، ولی در تفسیر سعد، همان مطالب منقول از امیرالمومنین، به شکل دیگری نقل شده؛ گاه به شکل روایتی مرسل از امام صادق (علیه السلام) و احیانا از امام باقر (علیه السلام) و گاه به شکل نقل غیر مستقیم کلام حضرت امیر (علیه السلام) و گاه به شکل اسناد مطلب به اجماع مسلمین.
برای روشن شدن این گونه های مختلف، سه متن از این دو رساله برگزیده ایم. متن نخست خود از قطعات چندی تشکیل شده است. با مقایسه این دو کتاب، برخی از تفاوت های دیگر این دو هم آشکار می شود:

متن اول : تفسیر نعمانی (بحار، ج 93، ص 10 و 11)

- و نسخ قوله تعالی: و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون قوله عزوجل: ولایزالون مختلفین...
- و نسخ قوله تعالی: و اذا حضر القسمة: و اذا حضر القسمة اولوا القربی و الیتامی و المساکین فارزقوهم منه و اکسوهم و قولوا لهم قولا معروفا قوله سبحانه: یوصیکم الله فی اولادکم للذکر مثل حظ الانثیین الی آخر الایة.
- و من المنسوخ(718) قوله تعالی: (یا ایها الذین آمنوا اتقوالله حق تقاته ولا تموتن الا و انتم مسلمون) نسخها قوله تعالی: (فاتقوا الله ما استطعتم)
- و نسخ قوله تعالی: (و من ثمرات النخیل و الاعناب تتخذون منه سکرا و رزقا حسنا) آیة التحریم و هو قوله جل ثناؤه: (قل انما حرم ربی الفواحش ما ظهر منها و ما بطن و الاثم و البغی بغیر الحق) والاثم ههنا هوالخمر.