فهرست کتاب


انتظار موعود فصلنامه علمی - تخصصی ویژه امام مهدی (عج) سال چهارم، شماره پانزدهم، بهار 1384

مرکز تخصصی مهدویت

بررسی فرضیه سوم:

این که تمامی اهل کتاب در عصر ظهور امام مهدی (علیه السلام) از عقاید شرک آمیز خود دست بر می دارند، مدعایی است که ما دلیلی بر آن نیافتیم، لیکن تفاوت داشتن اهل کتابی که از عقاید شرک آمیز خود دست بر می دارند و آنهایی که از عقاید شرک آمیز دست بر نمی دارند، حقیقتی است که در روایات اشاره هایی به آن شده است که در ادامه آن را بررسی می کنیم.

مستندات فرضیه سوم

ما پیش از این در بررسی روایاتی که وضع اهل کتاب را در عصر ظهور بیان می کردند تنها سه روایت را قابل اعتنا دانستیم؛ اکنون دلالت روایات یاد شده بر دیدگاه فوق را بررسی می کنیم:
1. صحیح محمد بن مسلم: امام باقر (علیه السلام) در تفسیر آیه: و قاتلوهم حتی لا تکون فتنة و یکون الدین کله لله فرموده اند: لم یجی ء تاویل هذه الایة بعد، ان رسول الله رخص لهم لحاجته و حاجة اصحابه فلو قد جاء تاویلها لم یقبل منهم لکنهم یقتلون حتی یوحد الله عزوجل و حتی لا یکون شرک.(670)
ما در بخش های سابق در توضیح این روایت این احتمال را تقویت کردیم که مفاد این روایت، قتل فتنه گران اهل کتاب است، لیکن اشکالی که در این احتمال وجود دارد این است که اگر روایت بدین معنی باشد باید غایت قتل اهل کتاب رفع فتنه باشد و حال آنکه در صحیح یاد شده از میان رفتن شرک به عنوان غایت قتل اهل کتاب ذکر شده است: لکنهم یقتلون حتی یوحد الله عزوجل و حتی لا یکون شرک.
بنابراین در این صحیح این احتمال وجود دارد که منظور، عدم قبول جزیه از آن دسته از اهل کتاب باشد که بر عقاید شرک آمیز خود باقی مانده اند. به تعبیر دیگر آن دسته از اهل کتاب که از عقاید شرک آمیز خود دست برنداشته باشند کشته خواهند شد، لیکن اهل کتابی که بر دین خود باقی مانده اند ولی از عقاید شرک آمیز دست برداشته اند زنده مانده و جزیه خواهند پرداخت. آنچه این احتمال را قوی می کند این جمله از روایت است: لکنهم یقتلون حتی یوحد الله عزوجل و حتی لایکون شرک؛ لکن آنان کشته می شوند تا خداوند به وحدانیت شناخته شود و شرکی نباشد. در این جمله از روایت، غایت قتل اهل کتاب از میان رفتن شرک شمرده شده است. بنابراین هنگامی که شرکی نباشد - اهل کتاب از عقاید شرک آمیز خود دست برداشته اند - قتلی وجود نخواهد داشت و اگر در این روایت آمده است: لم یجی ء تاویل هه الایة به این جهت است که در زمان پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله از مطلق اهل کتاب جزیه گرفته می شد و پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله به جهت نیاز خود و اصحابش، اهل کتابی را که اعتقادات شرک آمیز داشتند به قتل نمی رساند؛ اما در زمان امام مهدی (علیه السلام) که ظرف تحقق تاویل این آیه است تنها از اهل کتابی که از عقاید شرک آمیز خود دست بردارند جزیه پذیرفته می شود، ولی سایر اهل کتاب به قتل می رسند. بنابراین چنین حکمی بی سابقه خواهد بود.
بر اساس احتمالی که در این جا طرح کردیم علاوه بر این که مساله بی سابقه بودن حکم حل می شود، اشکالی که در احتمال سابق - احتمال قتل فتنه گران از اهل کتاب - بیان شد نیز مرتفع خواهد شد. چرا که حکم مستفاد از روایت (قتل اهل کتابی که بر عقاید شرک آمیز باقی می مانند) با غایت مذکور در روایت - حتی یوحد الله عزوجل و حتی لا یکون شرک - هماهنگ خواهد بود.
دومین نقطه قوتی که در این برداشت وجود دارد و باعث تقویت این برداشت می شود هماهنگی آن با آیه 29 سوره توبه است. چرا که بر اساس این دیدگاه (قتل اهل کتابی که بر عقاید شرک آمیز خود باقی باشند) آیه سوره توبه نسخ نخواهد شد، بلکه تخصیص خواهد خورد. به تعبیر دیگر، مفاد آیه سوره توبه مطلق است و دلالت بر پذیرش جزیه از مطلق اهل کتاب می کند، چه آنها که بر عقاید شرک آمیز باقی باشند و چه آنها که از عقاید شرک آمیز دست بردارند، و بر اساس برداشت اخیر از صحیح محمد بن مسلم، امام مهدی (علیه السلام) اهل کتابی را که بر عقاید شرک آمیز خود باقی باشند به قتل خواهد رساند. و این تخصیص اطلاق سوره توبه است و تخصیص قرآن به وسیله روایات، امری شایع و متداول است که التزام به آن خالی از هر گونه اشکالی است.
2. دومین روایت معتبری که در این زمینه وجود داشت حسنه ابی بصیر بود(671) که امام صادق (علیه السلام) در تفسیر آیه: هو الذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله و لو کره المشرکون فرموده بودند: فاذا خرج القائم لم یبق کافر بالله العظیم و لا مشرک بالامام الا کره خروجه حتی لو کان کافر او مشرک فی بطن صخرة لقالت: یا مومن فی بطنی کاف رفاکسرنی واقتله.
ما در بخش های پیشین در این روایت دو احتمال را مطرح کردیم: اول این که این روایت ناظر به اهل کتاب نباشد. دوم این که اهل کتاب را نیز در بر بگیرد. در صورتی که ما در این روایت احتمال دوم را انتخاب کنیم به نظر می رسد می توان از آن، دیدگاه اخیر (قتل اهل کتابی که بر عقاید شرک آمیزشان باقی باشند) را استظهار کرد به این بیان که:
در برخی از آیات قرآن کریم دلیل کفر اهل کتاب، شرک آنان شمرده شده است چنان که می فرماید:
لقد کفر الذین قالوا ان الله ثالث ثلاثة.(672) این آیه با وجود تصریح به اعتقاد نصارا به تثلیث - که همان شرک است - آنها را کافر می شمارد و بر اساس ظاهر آن، علت کفر نیز همان شرک آنهاست. چنان که به کسانی که انبیا را رب می پنداشتند - مانند یهودیان که عزیر را پسر خدا می پنداشتند و او را رب می دانستند(673) - نیز به سبب همین رفتارشان نسبت کفر داده است: و لایأمرکم ان تتخذوا الملائکة و النبیین اربابا أیأمرکم بالکفر بعد اذ انتم مسلمون؛(674) و نیز شما را فرمان نخواهد داد که فرشتگان و پیامبران را به خدایی بگیرید. آیا پس از آن که مسلمان شدید شما را به کفر دعوت می کند؟!
بر این اساس در روایت مورد بحث (حسنه ابی بصیر) نیز می توان قتل کافران به خداوند را به معنای قتل کسانی دانست که بر اعتقاد به آنچه سبب کفر است - شرک - باقی مانده باشند و بدون تردید، اگر اهل کتاب از عقیده تثلیث و رب شمردن انبیا و سایر عقاید شرک آمیز دست بردارند واژه کافر بالله العظیم دیگر بر آنان منطبق نخواهد شد. بنابراین بر اساس این روایت تنها اهل کتابی که بر اعتقاد به عقاید شرک آمیز باقی باشند کشته خواهند شد.
همانطور که در توضیح صحیح محمد بن مسلم گذشت یکی از نقاط قوتی که این برداشت را تقویت می کند انطباق آن با آیه 29 سوره توبه است. چرا که اگر از این روایت قتل مطلق اهل کتاب را استظهار کنیم باید نسخ شدن آیه 29 سوره توبه را نیز بپذیریم.
3. سومین روایتی که در این باره وجود داشت روایت محمد بن مسلم (منقول از مختصر بصائر الدرجات) بود که امام صادق (علیه السلام) فرموده بودند: فمن اصاب منهم و دخل فی الاسلام ترکوه و امروا علیه امیرا منهم و من لم یجب و لم یقر بمحمد و لم یقر بالاسلام و لم یسلم قتلوه حتی لایبقی بین المشرق و المغرب و مادون الجبل احد الا امن.(675) در این روایت هیچ گونه اشاره ای به مساله شرک وجود ندارد. این روایت تصریح می کند که غیر مسلمانان اگر به اسلام و نوبت پیامبر گرامی اسلام نگروند به دست سپاه امام مهدی (علیه السلام) کشته خواهند شد.
بنابراین، ما اگر اعتبار این روایت را نپذیرفتیم، فرضیه سوم (پذیرش جزیه از اهل کتابی که از عقاید شرک آمیز خود دست بر می دارند و قتل سایرین) بر اساس دو روایت صحیح و موثق سابق تایید می شود؛ لیکن اگر معتقد به اعتبار این روایت باشیم از آنجا که مدلول آن قتل مطلق غیر مسلمانان است، این روایت و دو روایت سابق مثبتین خواهند بود و در نتیجه، فرضیه دوم - کشته شدن تمامی اقلیت اهل کتابی که بر دین خود باقی مانده اند - اثبات خواهد شد.

نعمانی و مصادر غیبت (9)

سید محمد جواد شبیری