فهرست کتاب


انتظار موعود فصلنامه علمی - تخصصی ویژه امام مهدی (عج) سال چهارم، شماره پانزدهم، بهار 1384

مرکز تخصصی مهدویت

متن روایات داوری امام زمان (علیه السلام) بر پایه واقع

عن حریز قال: سمعت ابا عبدالله (علیه السلام) یقول: لن تذهب الدنیا حتی یخرج رجل منا اهل البیت یحکم بحکم داود و آل داود لا یسأل الناس بینة.(599)
دنیا به پایان نرسد تا این که مردی از ما اهل بیت علیهم السلام قیام کند. او مانند داوود و خاندان داوود داوری می کند و از مردم بینه نمی خواهد.
عن ابان قال: سمعت ابا عبدالله (علیه السلام) یقول: لا یذهب الدنیا حتی یخرج رجل منی یحکم بحکومة آل داود لا یسأل عن بینة، یعطی کل نفس حکمها.(600)
دنیا تمام نمی شود تا آن که مردی از نسل من قیام کند. وی مانند آل داوود داوری کند. او از بینه نمی پرسد و به هر کس، حکم واقعی اش را می دهد.
عن ابی خالد القماط عن حمران بن اعین قال: قلت لابی عبدالله (علیه السلام):... فبما تحکمون؟ قال: نحکم بحکم آل داود.(601)
حمران بن اعین گوید: به امام صادق (علیه السلام) گفتم:... چگونه داوری می کنید؟ حضرت فرمود: چون داوری آل داوود.
عن ابی عبیدة عنه (علیه السلام) قال: اذا قام قائم آل محمد حکم بحکم داوود و سلیمان لا یسأل الناس بینة.(602)
حضرت صادق (علیه السلام) فرمود: آن زمان که قائم آل محمد قیام کند، مانند حضرت داوود و سلیمان داوری کند و از مردم بینه نخواهد.
عن الحسن بن طریف قال: کتبت الی أبی محمد العسکری (علیه السلام) أسأله عن القائم اذا قام بم یقضی بین الناس... فجاء الجواب: سألت عن الامام فاذا قام یقضی بین الناس بعلمه کقضاء داود (علیه السلام) لا یسأل البینة...(603)
نامه ای به امام عسکری (علیه السلام) نوشتم و پرسیدم که حضرت قائم (علیه السلام) آن زمان که قیام کند بر چه پایه ای میان مردم داوری می کند... حضرت در جوابم نوشت: آن زمان که قیام کند، چون حضرت داوود با علم خویش در میان مردم داوری می کند و بینه طلب نمی کند.
عن ابان بن تغلب عن أبی عبدالهل (علیه السلام) قال:... فیخرج من تحته رجل یحکم بین الناس بحکم آل داود و سلیمان لا یبتغی بینة.(604)
حضرت صادق (علیه السلام) فرمود: او مانند آل داوود و سلیمان قضاوت می کند و بینه نمی خواهد.
روی عبدالله بن عجلان، عن ابی عبدالله (علیه السلام) قال: اذا قام قائم آل محمد علیهم السلام حکم بین الناس بحکم داوود لا یحتاج الی بینة یلهمه الله تعالی فیحکم بعلمه...(605)
امام جعفر صادق (علیه السلام) فرمود: آن زمان که قائم آل محمد صلی الله علیه و آله قیام کند، مانند داوود میان مردم قضاوت می کند و نیاز به بینه و شاهد ندارد. خداوند به او الهام می کند و او به علم خدا دادی خود به قضاوت می پردازد.
عن ابان بن تغلب قال: کنت مع جعفر بن محمد علیهما السلام فی مسجد مکة و هو آخذ بیدی و قال: یا أبان... ثم یأمر منادیا فینادی؛ هذا المهدی یقضی بقضاء داود و سلیمان لا یسأل علی ذلک بینة.(606)
ابان گوید: با حضرت صادق (علیه السلام) در مسجد الحرام بودم. آن حضرت دست مرا گرفت و فرمود: ای ابان،... سپس منادی به فرمان او ندا در می دهد: این مهدی موعود است. او مانند داوود و سلیمان قضاوت می کند و بینه نمی طلبد.
جابر عن ابی جعفر (علیه السلام)... و یسیر بسیرة سلیمان بن داود.(607)
حضرت به سیره سلیمان بن داوود رفتار می کند.
عن أبان بن عثمان عمن أخبره عن ابی عبدالله (علیه السلام) قال: فی کتاب علی (علیه السلام) ان نبیا من الانبیاء شکی الی ربه القضاء، فقال: کیف أقضی بما لم ترعینی و لم اسمع اذنی؟ فقال: اقض بینهم بالبینات و أضفهم الی اسمی یحلفون به و قال: ان داود (علیه السلام) قال: یا رب! أرنی الحق کما هو عندک حتی اقضی به! فقال: انک لا تطیق ذلک. فألح علی ربه حتی فعل. فجاءه رجل یستعدی علی رجل فقال: ان هذا أخذ مالی فأوحی الله عزوجل الی داود (علیه السلام) ان هذا المستعدی قتل أبا هذا و أخذ ماله فأمر داود (علیه السلام) بالمستعدی فقتل و أخذ ماله فدفعه الی السمتعدی علیه قال: فعجب الناس و تحدثوا حتی بلغ داود (علیه السلام) و دخل علیه من ذلک ما کره فدعا ربه ان یرفع ذلک ففعل ثم أوحی الله عزوجل الیه ان احکم بینهم بالبینات و اضفهم الی اسمی یحلفون به.(608)
امام صادق (علیه السلام) فرمود: در کتاب امام علی (علیه السلام) آمده است که پیامبری از پیامبران الهی از داوری بین مردم به خدا شکوه کرد و گفت: راجع به چیزی که ندیده ام و نشنیده ام، چگونه قضاوت و داوری کنم؟ خداوند فرمود: با بینه و سوگند، میان مردم داوری کن. و حضرت فرمود: داوود (علیه السلام) گفت: ای خدای من! حق را آن گونه که نزد توست به من بنمایان تا بدان داوری کنم! خداوند فرمود: تو طاقت و توان این را نداری. حضرت داوود (علیه السلام) اصرار کرد تا آن که خداوند خواسته او را بر آورد. آنگاه مردی که از دیگری شکایت داشت نزد او آمد و گفت: این شخص مال مرا گرفته است. خداوند به حضرت داوود (علیه السلام) وحی کرد که شاکی، پدر این شخص را کشته و مال وی را گرفته است. به دستور داوود، شاکی کشته شد. مالش را هم گرفت و به آن شخص داد. حضرت صادق (علیه السلام) فرمود: مردم شگفت زده شدند و در میان خود گفتگو می کردند تا آن که این گفتگوها به داوود (علیه السلام) رسید و از این جهت حضرت داوود (علیه السلام) ناراحت شد. آنگاه از خداوند خواست تا این حالت را از او بردارد و خداوند چنین کرد. سپس خداوند به او وحی فرستاد که با بینه و سوگند، میان مردم به داوری بپرداز.
عن ابی حمزة عن ابی جعفر (علیه السلام) قال: ان داود (علیه السلام) سأل ربه ان یریه قضیة من قضایا الاخرة، فأوحی الله عزوجل الیه: یا داود، ان الذی سألتنی لم اطلع علیه أحدا من خلقی و لا ینبغی لأحد ان یقضی به غیری قال: فلم یمنعه ذلک ان عاد فسأل الله ان یریه قضیة من قضایا الاخرة. قال: فأتاه جبرئیل (علیه السلام) فقال له: یا داود، لقد سألت ربک شیئا لم یسأله قبلک نبی. یا داود، ان الذی سألت لم یطلع علیه احدا من خلقه و لا ینبغی لأحد ان یقضی به غیره، قد اجاب الله دعوتک و اعطاک ما سألت. یا داود، ان اول خصمین یردان علیک غدا القضی فیهما من قضایا الاخرة قال: فلما اصبح داود (علیه السلام) جلس فی مجلس القضاء اتاه شیخ متعلق بشاب و مع الشاب عنقود من عنب فقال له الشیخ: یا نبی الله، ان هذا الشاب دخل بستانی و خرب کرمی و أکل منه بغیر اذنی و هذا العنقود اخذه بغیر اذنی! فقال داود للشاب: ما تقول؟ فأقر الشاب أنه قد فعل ذلک. فأوحی الله عزوجل الیه: یا داود، انی ان کشفت لک عن قضایا الاخرة فقضیت بها بین الشیخ و الغلام لم یحتملها قلبک و لم یرض بها قومک. یا داود، ان هذا الشیخ اقتحم علی ابی هذا الغلام فی بستانه فقتله و غصب بستانه و أخذ منه اربعین الف درهم فدفنها فی جانب بستانه فادفع الی الشاب سیفا و مره ان یضرب عنق الشیخ و ادفع الیه البستان و مره ان یحفر فی موضع کذا و کذا و یأخذ ماله. قال: ففزع من ذلک داود (علیه السلام) و جمع الیه علماء اصحابه و اخبرهم الخبر و امضی القضیة علی ما أوحی الله عزوجل الیه.(609)
امام باقر (علیه السلام) فرمود: حضرت داوود (علیه السلام) از خدای خویش درخواست کرد تا یک داوری از داوری های آخرت را به او نشان دهد. خداوند به او وحی کرد که: ای داوود، من احدی از خلقم را بر آنچه تو خواسته ای مطلع نساخته ام و شایسته نیست کسی جز من بدان داوری کند. حضرت باقر (علیه السلام) فرمود: با این حال، داوود مجددا از خداوند خواست تا یک داوری از داوری های قیامت را به او نشان دهد.
حضرت فرمود: پس از آن جبرئیل (علیه السلام) نزد او آمد و گفت: ای داوود، تو از خدایت چیزی خواسته ای که پیش از تو پیامبری نخواسته است. ای داوود آنچه خواسته ای، خداوند کسی از خلقش را بر آن آگاه نساخته است و شایسته نیست که جز خداوند، احدی به این شکل داوری کند. ولی خداوند دعای تو را مستجاب کرد و آنچه خواسته بودی به تو عنایت کرد. ای داوود، اولین دو نفری که فردا نزد تو می آیند داوری میانشان از داوری های قیامت است.
امام باقر (علیه السلام) فرمود: صبح گاهان داوود در مجلس قضاوت نشست. پیر مردی که جوانی را گرفته بود نزد داوود (علیه السلام) آمد. جوان شاخه ای انگور در دست داشت. پیر مرد به داوود گفت: ای پیامبر خدا، این جوان به باغستان من وارد شد و درخت انگورم را خراب کرد و بدون اجازه ام از آن خورد و این شاخه انگور را نیز بدون اذن من با خود برداشت! حضرت داوود به جوان گفت: تو چه می گوئی؟ جوان اعتراف کرد که چنین کاری را کرده است.
خداوند عزوجل به داوود (علیه السلام) وحی کرد که: ای داوود، من اگر پرده از داوری های آخرت برایت برگیرم و تو بر پایه آن، میان پیر مرد و جوان داوری کنی نه دلت تاب آن را دارد و نه قوم تو بدان تن می دهند. ای داوود، در گذشته این پیر مرد به زور وارد باغ پدر این جوان شده او را کشته و باغش را غصب کرده و چهل هزار درهم از او گرفته و آن را در کنار باغ دفن کرده است. حال به این جوان شمشیر بده و به او دستور ده که گردن این پیر مرد را بزند. باغ را هم به او تحویل بده و به او دستور ده که فلان جا و فلان جا را بکند و مالش را بردارد.
حضرت فرمود: داوود از این جریان وحشت کرد و دل نگران شد و یاران عالم خود را جمع کرد و بدان ها این خبر را باز گفت و داوری را بر پایه وحی الهی، انجام داد.
روایاتی که می گوید حضرت به هنگام ظهور، به گونه ای جدید و نو و تازه به قضاوت می پردازد نیز، داوری داوودی و حکم به واقع را منظور دارد: یقوم بامر جدید و سنة جدیدة و قضاء جدید...(610)

اهل کتاب در دولت مهدی (عج) 2

نصرت الله آیتی

اشاره:

بی گمان پس از تمهیدات فراوانی که از سوی امام مهدی (علیه السلام) برای گرایش اهل کتاب به اسلام واقعی فراهم می شود، بسیاری از آنان به این آیین الهی روی خواهند آورد. اما در مورد سرنوشت اقلیتی از آنان که از سر تعصب چشم از حقیقت می پوشانند و بر آیین منسوخ خود باقی می مانند فرضیه های گوناگونی قابل طرح است از جمله:
1. این دسته از اهل کتاب با پرداخت جزیه در سایه حکومت امام معدی (علیه السلام) زندگی خواهند کرد.
2. گروه یاد شده به دلیل امتناع از پذیرش حق و تعصب بی دلیل بر آیین منحرف خود حق حیات نخواهند داشت.
3. از میان این دسته از اهل کتاب تنها کسانی کشته خواهند شد که بر عقاید شرک آمیز خود باقی بمانند اما سایرین با پرداخت جزیه تحت الحمایه حکومت عدل مهدی زندگی خواهند کرد.
قدر متیقن که از روایات معتبر قابل استفاده است این است که در حکومت امام مهدی (علیه السلام) جهان از وجود اهل کتابی که بر عقاید شرک آمیز خود اصرار بورزند پیراسته خواهد شد.
پیش از این گذشت که با توجه به شواهد و قراین فراوان، اکثر اهل کتاب در عصر حکومت امام مهدی (علیه السلام) اسلام می آورند و هیچ گونه قرینه عقلی یا نقلی که بر کشته شدن اکثر اهل کتاب در عصر حکومت امام مهدی (علیه السلام) دلالت کند وجود ندارد؛ بلکه شواهد و قراین، خلاف این مسأله را ثابت می کنند. و طبیعتا در جنگ و درگیری هایی که میان سپاه امام (علیه السلام) و اهل کتاب در جریان فتح دنیا رخ خواهد داد، تعداد اندکی از اهل کتاب به جهت مقاومت در برابر سپاه امام (علیه السلام) به قتل خواهند رسید. لیکن علاوه بر گروه کثیری که اسلام می آورند و تعداد اندکی که در جریان فتح دنیا کشته می شوند، گروه کمی نیز باقی خواهند ماند که از ادله و قراین و شواهد سابق، وضع آنان مشخص نمی شود؛ چرا که بر اساس قراین سابق، تعداد اندکی از اهل کتاب در جریان فتح دنیا کشته خواهند شد و شواهد و قراینی که برای اسلام آوردن اهل کتاب اقامه شد، توانایی اثبات اسلام آوردن تمامی باقی ماندگان اهل کتاب را ندارد. نهایت چیزی که این شواهد و قراین اثبات می کنند، اسلام آوردن اکثر باقی ماندگان اهل کتاب است. بنابراین هنوز گروه کمی وجود دارند که وضع آنان از ادله پیشین فهمیده نشده است.
در مورد سرانجام این گروه کم، در این قسمت گفت و گو خواهیم کرد و از میان فرضیه های مختلفی که در این باره وجود دارد، به بهترین فرضیه ها خواهیم پرداخت.