فهرست کتاب


انتظار موعود فصلنامه علمی - تخصصی ویژه امام مهدی (عج) سال چهارم، شماره پانزدهم، بهار 1384

مرکز تخصصی مهدویت

اشاره:

در این بحث، ابتدا به اهمیت عدل و عدالت گستری پرداخته شد و اینکه ملتی که از امام عادل پیروی نکند به دین خدا پایبند نبوده، و اگر پیروی کند، آن ملت اگر گناهکار هم باشد مورد عفو خداوند قرار می گیرد. سپس به سیره حضرت مهدی (علیه السلام) و این که شیوه ایشان همان شیوه جد بزرگوارشان پیامبر و علی است که به عدالت رفتار می کردند و روایاتی در این باره آورده شده و یکی از رموز تاخیر حکومت امام زمان را همین قرار داده که برای مدعیان اجرای عدالت ثابت شود هرگز توان اجرای آن را ندارند. سپس به شش مورد از جلوه های عدالت مهدوی پرداخته شده.
1. بازستانی حقوق تضییع شده که به سه روایت از امام باقر و جعفر بن یسار و علی بن عقبه اشاره و مورد بررسی سندی قرار گرفته.
2. واگذاری دائره مطاف به کسانی که طواف واجب به گردن دارند، و این روایت شرحا مورد بررسی سندی قرار گرفته و طریق آن مردود ولی طریق دیگری داشته که به آن اشاره و مورد تایید قرار گرفت.
3. اغماض از سوابق بعضی از مجرمان: در این مورد به روایتی از امام باقر اشاره و پس از بررسی سند و برداشت فقهی به قاعده الاسلام یجب ما قبه اشاره و از آن استفاده شده، که البته مورد تامل است هر چند مرحوم مجلسی بدان اشاره کرد.
4. تخریب و شکافتن سقف مساجد و برداشتن آن: و در این مورد به روایت امام صادق اشاره و سند آن مشکل خاصی نداشت و به قصه الحدیث و برداشت فقهی از آن اشاره گردید.
5. برخورد با زخارف و مساجد و تصاویر در آن: و به روایتی از امام باقر اشاره که جدا مورد ضعف سندی قرار گرفت.
6. به زانو در آوردن حکومت جباران: که شاید در سرلوحه برنامه های حکومت عدالت مهدوی همین باشد و در اینجا به روایتی از اهل سنت اشاره گردید که از نظر آنان صحیح السند و از نظر ما مطابق - مگر در جمله ای - با روایت است و بالاخره به شش مورد از جلوه های عدالت مهدوی اشاره و مورد بحث سندی و دلالی و قصه الحدیث و برداشت های فقهی شده است.
شکی نیست که بسط عدل و گسترش عدالت و محو ظلم و بیدادگری در سرلوحه برنامه های حکومت جهانی حضرت مهدی (علیه السلام) قرار دارد.
یملأ الارض عدلا کما ملئت ظلما و جورا.
سیره و روش حضرت مهدی (علیه السلام) همان روش جد بزرگوارش نبی اکرم صلی الله علیه و آله است؛ یسیر یسیرة جده، پر واضح است که سیره پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله برقراری عدل و داد بود. حضرت علی (علیه السلام) فرمود:
سیرته بالعدل و حکمه الحق؛(536) سیاست و راه و روش او به عدالت و حکم و فرمان او حق است.
آری، عدالت حقیقتی است که بشر (وجدان های آگاه بشریت) همیشه خواهان آن بوده و در راه رسیدن به آن، بهای سنگینی پرداخته و می پردازد؛ چون آن را از آب گواراتر و از شهد شیرین تر می داند. از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است:
العدل احلی من الماء یصیبه الظمآن...؛(537) عدالت شیرین تر از آب زلالی است که تشنه لب به آن دست یابد.
و در روایتی دیگر فرمود:
العدل احلی من الشهد...؛(538) عدالت شیرین تر از شهد است.
رهبری امام عادل، تا آن حد مورد اهمیت شرع است که دیانت و دین داری مردم بدون پیروی از امام عادل دیانت شمرده نشده است: لادین لمن دان الله بغیر امام عادل.(539)
در مقابل، هر امت و ملتی که از امام عادل پیروی کند، مورد عفو و غفران خداوند قرار می گیرد، هر چند لغزش هایی هم از آنان سر زند.
از امام باقر (علیه السلام) نقل شده است خداوند در حدیث قدسی فرموده:
لأعفون عن کل رعیة اطاعت کل امام عادل من الله و ان کانت الرعیة ظالمة مسیئة.(540)
و در روایت دیگر می فرماید: ان الایمان بنی علی... العدل؛(541) ایمان بر عدالت و... بنا شده است.
لذا در سرلوحه ادعیه برای امام زمان (علیه السلام)، دعا برای برپایی عدالت است: اظهر به العدل و أیده بالنصر.(542)
در روایات دیگری، به هنگام توصیف و بیان ویژگی های حضرت، از ایشان به عنوان گسترش دهنده عدالت توصیف می شود. امیرالمومنین (علیه السلام) می فرماید: القائم بالحق... الباسط للعدل؛(543) قیام کننده به حق و گسترش دهنده عدالت است.
و در خطبه ای دیگر فرمود:
... لیعزلن عنکم أمراء الجور و لیطهرن الارض من کل غاش، و لیعملن بالعدل، و لیقومن فیکم بالقسطاس المستقیم و لیتمنین احیاؤکم رجعة الکرة عما قلیل فتعیشوا اذن، فان ذلک کائن... .(544)
به طور حتم او (مهدی) فرمان روایان ظالم و جائر را برکنار می زند و زمین را از گمراه کنندگان و خدعه کاران پاک می گرداند و به عدالت رفتار می کند و ترازوی عدل را برقرار می کند و زندگان آرزوی رجعت و بازگشت مردگان خود را دارند... .
و در حدیث دیگری، پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله در مقام توصیف حضرت مهدی (علیه السلام) می فرماید:
فهو امام تقی، نقی، سار مرضی هادی مهدی یحکم بالعدل و یأمر به.(545)
هموست امام، پاک و منزه، مورد سرور و خوشرویی و رضایت مردم. اوست هدایت کننده و هدایت شده. به عدالت حکم می کند و بدان امر می کند.
حکمت به تاخیر افتادن حکومت - یا شاید حکمت و یا یکی از علل تاخیر حکومت - حضرت مهدی (علیه السلام)، روی کار آمدن مدعیان گسترش عدالت است که هر کس مدعی است که توان اجرا و گسترش دامنه عدالت در جهان را دارد، پیش قدم شود تا اگر عدالت واقعی ظهور کرد، کسی مدعی نباشد. ما هم اگر زمام حکومت را به دست می گرفتیم، چنین می کردیم.
امام صادق (علیه السلام) می فرماید:
ما یکون هذا الامر حتی لا یبقی صنف من الناس الا (قد) ولوا علی الناس حتی لایقول (قائل): انا لو ولینا لعدلنا، ثم یقوم القائم بالحق و العدل.(546)
حکومت حضرت مهدی به پا نمی شود، مگر آن که هیچ حزب و گروه و صنفی از مردم نماند، الا این که بر سر کار آیند، تا هنگامی که حکومت ما روی کار آید، کسی (حزبی) ادعا نکند که اگر ما هم روی کار می آمدیم، به عدالت رفتار می کردیم. سپس حضرت قائم (علیه السلام) به حق و عدالت قیام می کند.
در روایت دیگری از امام صادق (علیه السلام)، در مقام توصیف حضرت امام مهدی (علیه السلام) می فرماید:
... و الله انی لأعرفه باسمه و اسم أبیه،... القائد العادل، الحافظ لما استودع، یملأ عدلا و قسطا کما ملأها الفجار جورا و ظلما.
به خدا سوگند، من او را به نام و نام پدر... می شناسم. هموست رهبری عادل، حافظ و امانت دار آنچه به او سپرده شده، پس او زمین را پر از عدالت و قسط می کند، همچنان که فاجران آن را پر از ظلم و بیداد کردند.(547)
امام رضا (علیه السلام) در مقام توصیف حکومت حضرت مهدی (علیه السلام) می فرماید:
... فاذا خرج اشرقت الارض بنور ربها و وضع میزان العدل بین الناس فلا یظلم احد احدا... .(548)
هنگامی که حضرت مهدی (علیه السلام) ظهور می کند، زمین به نور خداوند نورانی و روشن می گردد و میزان عدالت را برقرار و احدی به دیگری ظلم نمی کند.

جلوه هایی از عدالت مهدوی

1. بازستانی حقوق تضییع شده

الف. امام باقر (علیه السلام) فرمود:
و یخرج المهدی... فلا یترک... و لا مظلمة لأحد من الناس الا ردها.(549)
پس از ظهور مهدی (علیه السلام)، هیچ حقی از کسی بر عهده دیگری نمی ماند، مگر آن که حضرت آن را باز می ستاند و به صاحب حق می دهد.
بررسی سند
این روایت در تفسیر محمد بن مسعود عیاشی ذکر شده و مولف آن، هر چند جزء اساتید و مشایخ مرحوم کشی و جزء طبقه و معاصر مرحوم کلینی است و در وثاقت او تردیدی نیست، متأسفانه سلسله سند روایات این تفسیر به وسیله نسخه نویسان و برای رعایت اختصار، حذف شده. لذا از نظر سند مورد تامل است.(550)
با این همه، مضمون آن به قدری مسلم و قطعی است که ما را از مبحث سندی بی نیاز می کند.
ب - عن جعفر بن یسار الشامی، قال:
یبلغ من رد المهدی المظالم حتی لو کان تحت ضرس انسان شیی ء انتزعه حتی یرده... .(551)
مقدار و حدود پسگیری حق از بین رفته در روزگار مهدی بدان اندازه است که اگر حقی از کسی در زیر دندان دیگری باشد، حضرت آن را باز می ستاند و به صاحبش باز می گرداند.(552)
البته این گونه رفتار و برخورد با متجاوز در بازپسگیری حقوق مردم شایسته دادگاهی است که در رأس حکومت، پیشوایی چون حضرت مهدی (علیه السلام) و قاضیان آن، کسانی همانند سلمان و مالک اشتر... باشند.
در چنین شرایطی، هیچ نگرانی وجود ندارد و کسی ترس از میان رفتن و پایمال شدن حقوق خود را ندارد.
بررسی سند
البته این متن، حدیث و نص روایتی نیست؛ بلکه برداشت جعفر بن یسار شامی است. نام چنین فردی در کتابهای رجالی فریقین نیامده و به اصطلاح، مهمل است. این متن نیز از کتاب فتن نعیم ابن حماد (متوفای 228 ه ق) نقل شده است. هر چند این شخص نزد اهل سنت معتبر و موثق است، متهم به روایت از غیر ثقات می باشد(553) و به گفته ذهبی، اعتمادی به روایات او نیست.(554)
در کتابهای رجالی ما هم نامی از او به میان نیامده است؛ ولی کثرت نقل ابن طاووس در کتاب ملاحم از او را بعضی از علمای ما دلیل اعتماد و قبول او به وسیله ابن طاووس دانسته اند.(555)
ج - روی علی بن عقبه، عن ابیه، قال:
اذا قام القائم (علیه السلام) حکم بالعدل و ارتفع فی ایامه الجور و آمنت به السبل و اخرجت الارض برکاتا و رد کل حق الی اهله... ثم قال: ان دولتنا آخر الدول، و لم یبق اهل بیت لهم دولة الا ملکوا قبلنا لئلا یقولوا اذا رأوا سیرتنا اذا ملکنا سرنا بمثل سیرة هولاء...(556)
هنگامی که حضرت قائم (علیه السلام) قیام کند، به عدالت حکم می کند و در ایام حکومت ایشان ظلم و جور برداشته می شود و راه ها امنیت می یابد و زمین برکات خود را از درون به بیرون می آورد. و حقوق (تضییع شده) مردم را به صاحبان آن باز می گرداند و هیچ خاندانی (حزب و گروه و تشکلی) نمی ماند، مگر این که پیش از حکومت ما روی کار آمده و زمام امور را به دست بگیرند (یعنی در معرض امتحان و محک قرار خواهند گرفت) تا هنگامی که روش و سیره حکومت ما را دیدند، مدعی نشوند که اگر ما هم زمامدار می شدیم، چنین روش و رفتاری را داشتیم.
بررسی سند:
ظاهرا، و با نگاه نخست، این مطالب گفته عقبه است و روایت نیست؛ اما از ذیل آن چنین به دست می آید که حدیث و گفته معصوم است، ان دولتنا آخرالدول. ولی معلوم نیست از کدامین معصوم نقل کرده است. اما با توجه به وثاقت علی بن عقبه و کثرت روایات او در کتب اربعه و از اصحاب سه یا چهار معصوم (امام باقر و امام صادق و امام کاظم علیهم السلام)(557) بودن و داشتن کتابی که روایات معصومین در آن ثبت شده است، همچنین با توجه به این که این متن را از پدرش عقبة بن خالد نقل می کند و او هم جزء یاران امام صادق (علیه السلام) است و کتابی هم که حاوی روایات ائمه علیهم السلام است را دارد،(558) می توان چنین استظهار کرد که این متن کلام امام صادق (علیه السلام) است. ولی بحث در اعتبار و وثاقت عقبة بن خالد است. این شخص توثیقی ندارد. آری، روایاتی از امام صادق (علیه السلام) در مدح و ستایش وارد شده است؛ همچون:
1. رحمکم الله من اهل البیت خدا شما - خاندان - را رحمت کند.
2. مرحبا مرحبا بکم به شما خوش آمد می گویم.
3. یا عقبة، لا یقبل الله من العباد یوم القیامة الا هذا المر الذی انتم علیه...؛(559) ای عقبه، خداوند در روز قیامت از بندگان خود هیچ راهی را نمی پذیرد مگر آنچه را که شما بر آن هستید....
ولی این روایات یا از نظر سند مورد اشکال است، همانند دوم و سوم و یا این که دلالت بر وثاقت ندارد؛ بلکه حداکثر دلالت بر مدح دارد و لذا بعضی او را مجهول دانسته اند.
بعضی دیگر، همچو مرحوم مامقانی آن را جزء حسان، بلکه ثقات شمرده اند.(560) البته کثرت روایات او در کتب اربعه - که بیش از پنجاه(561) روایت است - شاهدی بر حسن حال اوست. با این همه، اشکال مرسل بودن روایت به حال خود باقی است؛ چون طریق شیخ مفید به علی بن عقبة روشن نیست.
با تمامی این اشکالات، قوت متن و مضمون به حدی است که قطع به صدور آن از معصوم داریم و ما را از بررسی سند بی نیاز می کند.