فهرست کتاب


انتظار موعود فصلنامه علمی - تخصصی ویژه امام مهدی (عج) سال چهارم، شماره پانزدهم، بهار 1384

مرکز تخصصی مهدویت

موعود در آیین بودا

در آیین بودا، اندیشه منجی موعود با مفهوم میتریه maitreya (واژه ای سنسکریت به معنای مهربان) تبیین می گردد. در الهیات بودایی، او را بودای پنجم(407) و آخرین بودا از بودایان زمینی می دانند که هنوز نیامده است، اما خواهد آمد تا همه انسان ها را نجات دهد. در نمادنگاری بودایی، او را به هیأت مردی نشسته که آماده برخاستن است، نمایش می دهند تا نمادی باشد از آمادگی وی برای قیام!
روایات بودایی درباره شخصیت و چگونگی ظهور آخرین بودا یا منجی موعود یعنی کسی که خواهد آمد تا همگان را مژده رهایی داده و آنها را از چرخه آهنین رجعت های مداوم به عالم نجات دهد. همداستان نیستند. در سنت مهایانه که یکی از دو سنت یا مذهب اصلی بودایی است، توجه بیشتری به شخصیت میتریه شده است. در روایات مهایانه ای، شاکیه مونی - که همان گتمه gautama بودای مشهور است - چهارمین بودا و میتریه که پس از او خواهد آمد، به عنوان بودای پنجم معرفی شده است. در حالی که در برخی روایات بودایی، گتمه بودای هفتم است و بوداسف (bodhesattava) در آینده و به عنوان آخرین بودا ظهور خواهد کرد.
درباره زندگی و سرنوشت مقدر میتریه نیز به عنوان آخرین بودا اختلاف وجود دارد. در کانون پالی (منبع اصلی اطلاعات ما از آیین بودای اولیه) اهمیت چندانی به وی نداده اند؛ تنها در یک سوره (سوره چکه وتی سیهه ناده) از این مجموعه نام او را برده اند. اما از آثار غیر کانونی (غیر مقدس) دو اثر به این آموزه اختصاص یافته است.
در مهاونسه mahavansa که به تاریخ سریلانکا می پردازد، روز شمار حوادث مربوط به قیام میتریه به وضوح چنین گفته شده است:
پس از آن که شاکیه مونی به پری نیروانه (نیروانه بزرگ) رسید، جهان پای به سراشیبی اجتماعی و کیهان شناختی نهاد؛ پنج هزار سال پس از آخرین بودا، آفتاب آموزه های بودایی افول می کند و طول عمر آدمیان به ده سال فرو می کاهد. در این زمان، چرخه وارو می گردد: زندگی متحول شده، به طوری که متوسط عمر مردم به هشتاد هزار سال می رسد.(408) با این عمرهای طولانی و زمینه مناسب برای تعالیم بودا، یک چکره ورتین cakravartin یا (راهنما) خواهد آمد. او برای مردم رفاه و بهروزی می آورد و آموزه های بودا را ترویج می کند. آن گاه که چنین فضایی بهشت گون فراهم آمد، میتریه از آسمان توشیته tushita نزول می کند، بودایی خویش را به کمال می رساند، و درمه را به فرهیختگان می آموزد. مها کشیپه mahakashyapa از مریدان برجسته بودا، از خلسه ای که پس از پری نیروانه معلم خویش بدان فرو رفته بود، بیرون می آید تا بار دیگر بودا را خدمت کند و آموزه های آن روشنی یافته را بشنود.(409)

موعود در آیین زرتشت(410)

برخلاف دیگر ادیان، که معمولا منتظر یک موعود نجات بخش اند، زرتشتیان منتظر سه موعود هستند که هر یک از آنها به فاصله هزار سال از دیگری ظهور خواهد کرد. در این جا لازم است قبل از پرداختن به مسئله سه موعود، اشاره ای گذرا به بحث ادوار جهانی یا سال کیهانی در آیین زرتشت داشته باشیم، که افسانه ظهور این موعودهای سه گانه در چنین چارچوبی جای داده شده است. البته باید یادآور شویم که متن های زرتشتی درباره این که سال کیهانی از چند هزاره تشکیل می شود هم سخن نیستند. پاره ای می گویند از نه هزاره، و برخی این دوره جهانی را به مناسبت دوازده برج سال طبیعی و دوازده نشان منطقة البروج، متشکل از دوازده هزار می دانند. قراینی نیز حکایت می کند رقم اصلی شش هزار سال بوده و به تدریج، به نه هزار سال و دوازده هزار سال افزایش یافته است.(411)
امیل بنونیست (emil benveniste) در این باره می نویسد: نه هزار سال عقیده زروانیان و دوازده هزار سال اعتقاد مزدیسنان غیر زروانی است.(412) اما نیبرگ nyberg عقیده دارد که عمر جهان بنابر رأی زروانیان دوازده هزار، و بنابر اعتقاد مزدیسنان غیر زروانی نه هزار سال است.(413)
با این همه، سال کیهانی کامل، چنان که مشروحا در فصل اول بندش مندرج است، دوازده هزار سال است، که خود به چهار دوره یا عهد سه هزار ساله تقسیم می شود.(414)
در سه هزاره اول، اهورا مزدا عالم فروهر، یعنی عالم روحانی را بیافرید، که عصر مینوی جهان بوده است. در سه هزاره دوم از روی صور عالم روحانی، جهان جسمانی خلقت یافت. در این دوره، امور جهان و زندگی مردمان فارغ از گزند و آسیب بود و به همین جهت، عصر طلایی تاریخ دینی مزدیسنان نامیده می شود. سه هزاره سوم، دوران شهریاری شهریاران و خلقت بشر و طغیان و تسلط اهریمن است. زرتشت درست در آغاز هزاره اول از دوران چهارم زاده شد؛ یعنی هنگامی که بنا بر سنت دوران واپسین از چهار دوره عمر جهان بود.(415)
به موجب روایات زرتشتی و بنا به یشت نوزدهم، در آخرالزمان از زرتشت سه پسر متولد می شود که با نام عمومی سوشیانس خوانده می شوند. این نام به خصوص برای تعیین آخرین موعود تخصیص یافته و او آخرین مخلوق اهورا مزدا خواهد بود. کلمه سوشیانس که از ریشه سو sav,su به معنی سود و سودمند است، در اوستا سئوشیانت saoshyant آمده و در پهلوی به اشکال گوناگونی چون: سوشیانت، سوشیانس، سوشانس، سوسیوش، سیوسوش آمده است.(416) در فروردین یشت، بند 129، در معنی سوشیانت چنین آمده است: او را از این جهت سوشیانت خوانند، برای آنکه او به کلیه جهان مادی سود خواهد بخشید.(417)
این کلمه چندین بار در گاتاها برای شخص زرتشت به کار رفته و پیامبر خود را سوشیانت خوانده؛ یعنی کسی که از وجودش سود و نفع بر می خیزد و سود رساننده است. (یسنا، 45/11، 48/9، 53/2) همچنین چند بار دیگر در سرودها، این واژه به صورت جمع آمده و زرتشت، خود و یارانش را سود رسانندگان معرفی کرده است. (یسنا، 34/13، 46/3، 48/12)(418) در سایر قسمت های اوستا نیز غالبا سوشیانس ها به صورت جمع آمده و منظور از آنها، پیشوایان و جانشینان زرتشت است که در تبلیغ کردن دین کوشا هستند و مردم را به راه راست هدایت می کنند.(419) در یسنا (24/5) از سوشیانس ها با عنوان نو کنندگان جهان و مردانی که هنوز متولد نشده اند یاد می شود:
ستایش و نیایش و خشنودی و آفرین با فروهرهای همه پاکان؛ آن پاکانی که مرده اند و آن پاکانی که زنده اند و آن مردانی که هنوز زاییده نشده، سوشیانت های نو کننده اند.(420)
اما عمده مطالب درباره سوشیانس ها در یشتهای سیزدهم و به ویژه نوزدهم آمده است. در یشت 19، بند 88 به بعد، درباره ظهور سوشیانس در آخرالزمان و نو شدن گیتی و سپری شدن جهان چنین آمده است:
فر کیانی نیرومند مزدا آفریده را ما می ستاییم؛ (آن فرّ) بسیار ستوده زبردست، پرهیزگار، کارگر چست را که برتر از سایر آفریدگان است؛ که به سوشیانت پیروزمند و به سایر دوستانش تعلق خواهد داشت.(421) در هنگامی که گیتی را نو سازد؛ (یک گیتی) پیر نشدنی، نمردنی، نگندیدنی، نپوسیدنی، جاودان زنده، جاودان بالنده و کامروا. در آن هنگام یکه مردگان دگر باره برخیزند و به زندگان بی مرگی روی کند. پس آنگاه او (سوشیانت) به در آید و جهان را به آرزوی خود تازه کند.
پس جهانی که فرمانبردار راستی است فناناپذیر گردد. دروغ دگرباره به همان جایی رانده شود که از آنجا از برای آسیب رساندن به راستی بت پرستان و نژاد و هستی وی آمده بود. تباهکار نابود خواهد گردید؛ فریفتار رانده خواهد شد.(422)
بر اساس روایات پهلوی، نطفه زرتشت در دریاچه هامون، (کیانسیه یا کسه ایه kasaoya) قرار دارد. در آخرین هزاره از عمر جهان (هزاره دوازدهم) سه دوشیزه از این نطفه بارور می شوند و سه موعود مزدیسنان را می زایند. در یشت سیزدهم، بند 62 آمده است:
فروهرهای نیک توانای پاک مقدسین را می ستاییم که نه و نود و نهصد و نه هزار و نه بار ده هزار (یعنی 99999) از آنان نطفه سپنتمان زرتشت مقدس را پاسبانی می کنند.(423)
اما در یشت سیزدهم، بندهای 128 و 129 مهم و قابل توجه هستند. در بند 128 مجموعا از نه پارسا - که شش تن از آنها یاران سوشیانس(424) و سه تن دیگر موعودهای آینده اند - یاد شده و فروشی شان ستوده شده است. این سه تن در اصل همان سه پسر آینده زرتشت یا موعودهای نجات بخش هستند که در هزاره آخر عمر جهان به فاصله هزار سال از همدیگر ظهور خواهند کرد. این سه تن عبارتند از:(425)
1. اوخشیت ارته (ukhsyat ereta) یعنی پروراننده قانون مقدس (نیرو دهنده و روا کننده قانون دین و داد زرتشت.)(426) امروزه این نام را اوشیدر یا هوشیدر گویند، و در کتب پهلوی به صورت خورشیتدر یا اوشیتر آمده است. گاه کلمه بامی را به آن افزوده، هوشیدر بامی می گویند که به معنی هوشیدر درخشان است.
2. اوخشیت نمه (ukhsyat nemah)، یا اوخشیت نمنگه، یعنی پروراننده نماز و نیایش. امروزه آن را اوشیدر ماه یا هوشیدر ماه می گویند، ولی در کتب پهلوی به صورت خورشیتماه و اوشیتر ماه ضبط شده است.
3. استوت ارته (astvat ereta)، یعنی کسی که مظهر و پیکر قانون مقدس است. در خود اوستا نیز به معنی لفظی این کلمه اشاره شده و در بند 129، یشت سیزدهم، می خوانیم:
کسی که سوشیانت پیروزگر نامیده خواهد شد و استوت ارته نامیده خواهد شد. از این جهت سوشیانت، برای این که او به سراسر جهان مادی سود خواهد بخشید؛ از این جهت استوت ارته، برای این که او آنچه را جسم و جانی است، پیکر فناناپذیر خواهد بخشید، از برای مقاومت کردن بر ضد دروغ جنس دوپا (بشر)، از برای مقاومت کردن در ستیزه ای که از طرف پاکدینان برانگیخته شده باشد.(427)
و این استوت ارته همان سوشیانس، یعنی سومین و آخرین موعود در آیین مزدیسناست. چنان که اشارت رفت، این سه برادر از پشت و نطفه زرتشت پیامبر ایران هستند. بنابر سنت نطفه زرتشت را ایزد نریوسنگ برگرفت و به فرشته آب (ناهید) سپرد، که آن را در دریاچه کیانسیه (هامون) حفظ کرد.
در آغاز هزاره یازدهم، دوشیزه ای از خاندان بهروز خداپرست و پرهیزگار در آن دریاچه آبتنی می کند و از آن نطفه آبستن می شود. پس از سپری شدن نه ماه، هوشیدر پا به عرصه دنیا خواهد گذاشت. این پسر در سی سالگی از طرف اهورا مزدا برانگیخته می شود و دین در پرتو ظهور وی جان می گیرد. از جمله علامات ظهور وی این است که خورشید ده شبانه روز، غیر متحرک در آسمان خواهد ماند و به هفت کشور روی زمین خواهد تابید. آن که دلش با خدا نیست، با دیدن این شگفتی، از هول و هراس جان خواهد باخت و زمین از ناپاکان تهی خواهد گشت.
در آغاز هزاره دوازدهم، دگرباره دوشیزه ای از خاندان بهروز در دریاچه هامون تن خود را می شوید و از نطفه زرتشت بارور می شود، و از او هوشیدر ماه زاده خواهد شد و در سی سالگی به رسالت خواهد رسید. در هنگام ظهور وی، خورشید بیست شبانه روز میان آسمان می ایستد. در دوران شهریاری روحانی هوشیدر ماه، ضحاک از کوه دماوند زنجیر گسیخته، و به ستمگری و بیداد می پردازد. به فرمان اهورا مزدا، یل نامور، گرشاسب، از دشت زابلستان به پا می خیزد و آن ناپاک را هلاک می کند.
در پایان هزاره دوازدهم، باز از خاندان بهروز، دوشیزه ای در آب هامون شست و شو می کند و بارور می شود و از او سوشیانس، آخرین آفریده اهورا مزدا، متولد می شود. در سی سالگی، مزدیسنا امانت رسالت را به وی واگذار می کند. به واسطه نشانه متوقف شدن خورشید در وسط آسمان، به عالمیان ظهور سوشیانس و نو کننده جهان بشارت داده خواهد شد. از ظهور وی، اهریمن و دیو دروغ نیست و نابود گردد. یاران آن موعود که از جاودانان هستند، قیام می کنند و همراه وی خواهند بود تا مردگان برخیزند و جهان معنوی روی نماید.(428)

موعود در آیین مانی

اعتقاد به موعود در عقاید مانوی نیز خودنمایی می کند. در انجیل زنده(429) که از متون مقدس مانویان و منسوب به مانی است، مانی خود را فارقلیط، یعنی همان کس که مسیح مژده آمدنش را داده بود، می داند. در زبور مانوی که یکی دیگر از آثار ادبی دینی مانویان است و به پیروی از زبور داوود سروده شده، مانی همان فارقلیط معرفی شده است:
او را بزرگ می داریم
فارقلیط، مانی را
پسر و روح القدس را؛ آنان را می ستاییم با راستی.(430)
البته در جایی دیگر نوید موعود دیگری به جز مانی داده شده است:
ای فارقلیط! تو از عیسی نازل شده ای.
با صلح آمدی ای خورشید نوین جان های آدمیان!
با صلح فراز آمدی، ای خداوندگار ما، مانی!
بمای(431) تو را بستاییم و موعود نوین تو را.(432)
در قطعه شماره 9 اسناد مکشوفه تورفان turfun (کلکسیون لنینگراد) پرسش هایی درباره آخرالزمان و علامات آن مطرح می شود. این اسناد، سالها پس از زمان مانی نوشته شده است، ولی از آنها چنین بر می آید که پیروان مانی به ظهور وی در آخرالزمان معتقد بوده اند. قسمت هایی از کتاب شاپورگان(433) مانی وجود دارد که در آنها اشاره به ظهور مانی نمی شود، اما از قراین چنین به دست می آید که انتظار ظهور عیسی را دارند. در شاپورگان ترجمه مولر muller نام خردیشهر ایزد(434) آمده که در آخرالزمان باید ظهور کند. جکسون عقیده دارد که بی شک عیسی به این لقب نامیده شده است.(435) در نیایشی درباره آمدن دوباره عیسی چنین می خوانیم:
به من بگو ای شهریار، آریامان!(436)
نشانم ده ای گرامی ترین پسر!
درباره زمان آمدنت، هنگام یکه سرانجام می آیی.
ای منجی بزرگ، ای آموزگار من! بگو درباره آن زمان و نشانه های آن.(437)
به هر حال، وقایعی که با ظهور مصادف می شود، عبارت از علامات شگفت انگیزی است که در آسمان پدید می آید و بر آمدن خردیشهر ایزد دلالت می کند، و دانش را پیش از تکمیل فرشگرد به دنیا می آورد. فرشتگانی از شرق و غرب به فرمان او فرستاده می شوند و به همه اهل دنیا پیام می فرستند. اما اشخاص شرور، او را انکار می کنند و کاذب می شمارند. از طرف دیگر، پنج تن از نگهبانان پیروزگر آسمان ها و زمین ها با پرهیزگاران و دیوان فروتن به پرستش او سر فرود می آورند.(438)