فهرست کتاب


انتظار موعود فصلنامه علمی - تخصصی ویژه امام مهدی (عج) سال چهارم، شماره پانزدهم، بهار 1384

مرکز تخصصی مهدویت

اختلاف نظر مسیحیان و یهود در هویت رهبر موعود الهی

... یهود و مسیحیان معتقدند که وی از ذریه اسحاق، از فرزندان یعقوب و از نوادگان داوود است. مسیحیان می گویند: این رهبر (موعود) اسرائیلی، مسیح بن مریم است که به دست یهود کشته شد. خدای متعال، وی را زنده کرد و از میان مردگان برانگیزاند و به آسمانش برد و در آخر دنیا، وی را می فرستد تا توسط وی، وعده اش را تحقق بخشد.
یهودیان می گوید: وی ( رهبر موعود) هنوز زاده نشده است.
آیه 20 صحاح ( سوره 17) سِفر تکوین ( پیدایش) به وعده خدای متعال به اسماعیل (علیه السلام) اشاره دارد:
ای اسماعیل! سخنت را درباره وی ( رهبر موعود) شنیدم. منم آن که مبارکش می گردانم و رشدش می دهم و توانش را بسیار بسیار می کنم و دوازده رهبر می زاید و امت عظیمی قرارش می دهم.(384)
حنان ایل؛ مفسر یهودی در حاشیه بر این آیه می نویسد:
از پیش گویی این آیه 2337 سال گذشت تا عرب (سلاله اسماعیل) (با ظهور اسلام در سال 624 م) امتی عظیم گردند. در این مدت، اسماعیل مشتاقانه منتظر بود وعده الهی محقق شود و عرب بر حاکم چیره گردند. ولی ما که ذریه اسحاق هستیم، تحقق وعده الهی که به ما داده شده بود به سبب گناهانمان به تاخیر افتاد، اما حتما وعده الهی در آینده محقق خواهد شد. پس نباید نومید شویم.(385)

باور شناخت موعود در ادیان و مکاتب مختلف

سید حسن حسینی آصف

اشاره:

اندیشه تشکیل جامعه ای عاری از ظلم و ستم و تبعیض که در آن معیارهای عالی معنوی و انسانی یا به عبارتی دموکراسی واقعی حاکم باشد، از دیرباز در ذهن بشر از جایگاه و اهمیت خاصی برخوردار بوده و هست. از زمانی که افلاطون در آرای خویش مدینه فاضله را عنوان می کند، تا قرن ها بعد که این اندیشه به صورت یوتوپیا(386) یا شهر آرمانی در آثار نویسندگان و فلاسفه تجلی می نماید، می توان جلوه های گوناگونی از چنین تفکری را بازیافت.
به عبارتی، می توان به جرأت اذعان نمود بشر از آن هنگام که ابتدایی ترین جوامع را تشکیل داد، همواره در درون خویش آرزومند جامعه ای آرمانی و به تبع آن شخصیتی بوده که بتواند چنین جامعه ای را تشکیل دهد. این شخص در حقیقت همان منجی موعود است که در ادیان و فرهنگ های اقوام و ملل مختلف با تلقی ها و نگرش های گوناگون و به صورت های متنوعی معرفی شده است. ما در این مقال تلقی های مختلف اندیشه موعود - البته به جز آنچه در عقاید اسلامی مطرح می باشد - را به اختصار بررسی و تبیین خواهیم کرد.
همانطور که اشاره شد، منجی موعود و نجات بخش در نزد اقوام و ملل مختلف با آیین ها و فرهنگ های کاملا متفاوت، به اشکال و صور گوناگون و متنوعی مطرح شده است؛ اما جملگی تقریبا در یک نکته متفق القول هستند که نجات بخشی خواهد آمد و آنان را از یوغ بندگی جباران و ستمکاران و حاکمان زورگو رهانیده، جامعه ای پر از عدل و داد به وجود خواهد آورد. هندوها انتظار دهمین تجلی ویشنو یا کالکی را دارند؛ بودایی ها ظهور بودای پنجم را منتظرند؛ یهودیان به جز مسیح (ماشیح) نجات دهنده ای نمی شناسند؛ مسیحیان، فارقلیط را می طلبند که عیسی مسیح مژده آمدنش را داده است؛ و بالاخره مسلمانان که قائل به ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) هستند.
البته چنین اندیشه ای مختص مکاتب و ادیان مذکور نیست، بلکه چنین روایاتی در اشکال مختلف، از قصص مذهبی گرفته تا اساطیر و افسانه ها، در میان همه اقوام و ملل متمدن و غیر متمدن جهان و حتی قبایل بدوی وجود داشته و دارد. مثلا ژرمن ها معتقد بودند که فاتحی از طوایف آنان قیام نماید و نژاد ژرمن را در جهان برتری بخشد. نژاد اسلاو بر این باور بودند که از مشرق زمین، یک نفر برخیزد و تمام قبایل اسلاو را متحد سازد و بر دنیا مسلط گرداند. اهالی یوگسلاوی (صربستان) نیز در سرودهای حماسی خویش از شخصی به نام مارکو کرالیه ویچ(387) نام می برند و انتظار ظهور وی را دارند. ساکنان جزایر انگلستان از دیرباز منتظر ظهور آرتورند که در جزیره آوالون سکونت دارد. بنابر عقیده ایشان وی روزی ظاهر می شود و نژاد ساکسون را در دنیا غالب می گرداند و سیادت جهان، نصیب آنها می گردد.(388)
اندیشه موعود در میان قبایل بدوی و تمدن های امریکای میانه نیز به صورت های متنوع و جالبی وجود دارد. بنابر باور اکثر آنها، شخصیت های اسطوره ای ایشان که بعضا تا مقام خدایی نیز ارتقا یافته اند، همان گونه که به طور ناگهانی و اسرارآمیزی ناپدید شدند، دوباره روزی مراجعت می کنند و باعث نجات مردم و سامان بخشیدن به اوضاع جامعه خویش خواهند شد.
مثلا در میان سرخپوستان امریکای میانی، آزتک ها از کتسال کواتل quetzal coatl و توالتک ها از سه آکاتل توپیلتسین ce acatl topiltzin و مایاها از کوکولکان kukulcan در اساطیر خویش یاد می کنند که احتمالا منشأ هر سه یکی است.
بنابر روایات، سه آکاتل توپیلتسین (topiltzin، شاهزاده ما) بزرگ ترین شخصیت اسطوره ای امریکای کهن است که در سال 977 م. به تخت نشست و باعث شکوفایی تولان شد، ولی در مدتی کوتاه به دلایل دینی، دشمنانش وی را طرد کردند و او با پیروانش به ساحل خلیج یوکاتان رفت. چند سالی نزد قوم مایا ماند و در سال 999 به روایتی، هنگام مراجعت مرد و به روایتی دیگر، غیب شد. چنانکه در افسانه ها آمده، سه آکاتل به هنگام ترک مردمش بر کلکی از مارهای به هم تابیده سوار شد و رفت و قول داد که روزی از سمت طلوع خورشید باز گردد. تاریخ آن را نیز معین کرد. این تاریخ با سال 1519 (سال ورود اسپانیایی ها) به سرزمین آزتک مطابقت دارد. روایت ها در این مورد بسیار متفاوتند.
بنا به روایتی، سه آکاتل که سرخپوستان وی را پاپا می نامیدند، به هنگام ترک سرزمین و مردمانش، ورود دسته ای از بیگانگان را از جانب مشرق پیشگویی کرد و به آنان گفت که چهارمین یا پنجمین نسل با بیگانگان روبرو خواهند شد، و آنها سرخپوستان را برده خویش خواهند کرد، درست هما طور که اکنون آنها با او چنین رفتاری می کنند و وی به جهت اذیت و آزار مردان اهریمن صفت، مجبور به ترک آنجاست. سپس رو گرداند و رفت. مردم تولا آنچه را وی گفته بود در کتابهای خویش تصویر کردند و منتظر حوادث ماندند. وی از شهرها و تپه ها گذشت و بر هر یک نامی نهاد. بسیاری از مردم نیز به دنبالش روان شدند. بعضی گفته اند: تپه ای را گشود؛ به درون آن رفت و ناپدید شد. بعضی دیگر گفته اند: ردای خویش را بر دریا گسترد؛ علامتی روی آن کشید؛ سپس بر روی آن نشست؛ به دریا زد و از نظرها ناپدید گشت.(389)
اینکاها نیز از ایزدی آفریننده موسوم به ویراکوچا virakocha نام می برند و معتقدند پس از آن که کار آفرینش به دست وی پایان گرفت، دستورهایی برای مردمش بر جای گذاشت، و قبل از آن که در آسمان ناپدید شود، قول داد که روزی مراجعت خواهد کرد.(390)
در ادبیات متاخر سرخپوستی به چهره دیگری به نام اینکاری inkarri بر می خوریم که در اساطیر بیش تر از او به مثابه پسر خورشید و زنی وحشی یاد می شود؛ اما او یک خدای سرخپوستی نیست، بلکه خاطره ای کمرنگ از پادشاهی باستانی که پس از سالیان دراز انتظار، زنده می شود تا حقوق از دست رفته سرخپوستان را باز پس گیرد.(391)
بومیان جزیره هاوایی hawai نیز در افسانه های خود از پهلوانی اسطوره ای به نام رواو rou یاد می کنند. وی بنابر افسانه ها، روزی به طور ناگهانی سوار بر زورقی شد و در دل دریا گم شد؛ اما پیش از آن که برود، وعده داد که دوباره روزی سوار بر یک پرنده غول آسا باز خواهد گشت.(392)
ساکنان جزایر ملانئید melaneid واقع در جنوب اقیانوس آرام، در این باره افسانه ای دارند مبنی بر این که در زمان های دور، پادشاه یک سرزمین ناشناس - که امریکا نام داشت - به دیدار آنها آمده بود. نام این خدا جان فرام jahn frum بود، که به آنها قول داد در روزی از روزها، با پنجاه هزار تن از پیروان آسمانی اش از دهانه آتشفشان مازور masur بیرون آید و زندگی فقیرانه بومیان را بهبود بخشد و برای آنها خوشبختی به ارمغان آورد. ولی بومیان می گویند این خدا فقط در صورتی نزد آنها باز خواهد گشت که آنها سنت ها را زنده نگاه داشته و خدایان را پرستش کند.(393)
گذشته از این ها، چنین معتقدانی را می توان در اساطیر کهن مصر باستان، چین و افسانه های یونانی بازشناخت.