فهرست کتاب


انتظار موعود فصلنامه علمی - تخصصی ویژه امام مهدی (عج) سال چهارم، شماره پانزدهم، بهار 1384

مرکز تخصصی مهدویت

اصل بحث:

حال بعد از این بحث فلسفی - جامعه شناختی در مورد مفهوم عدالت اجتماعی در دو جبهه انبیا و جبهه طواغیت، وارد بحث اصلی یعنی گستره و ابعاد عدالت مهدوی در حکومت حضرت مهدی (علیه السلام) می شویم. چرا که جامعه آرمانی وجود مقدس امام زمان همان جامعه آرمانی انبیا و اوصیای آنها است و به تبع آن، عدالت آرمانی جامعه مهدوی همان عدالت آرمانی جامعه نبوی است با این تفاوت که جامعه مهدوی، اوج بعثت انبیا و در واقع، ثمره تام و تمام آن تلاش ها و خون دل خوردن ها است. در جامعه مهدوی و به برکت عدالت مهدوی، انسان بعثتی دوباره از خاک به افلاک دارد. در جامعه موعود حتی تعاریف هم عوض می شود، تعریف انسان، تعریف عدالت، تعریف لذت و... یعنی انسان ممکن است به دنبال لذت باشد، ولی این لذت چیزی جز لذت عبودیت نیست. یعنی مصداق این فرمایش می شود که:
أستغفرک من کل لذة بغیر ذکرک و من کل سرور بغیر قربک و من کل راحة بغیر انسک و من کل شغل بغیر طاعتک.
در جامعه موعود، تمام ابعاد و لایه های زندگی انسان، آهنگ عدالت در جهت عبودیت می گیرد و مصداق سخن امیرالمومنین (علیه السلام) می شود که:
... حتی تکون أعمالی و أورادی کلها وردا واحدا و حالی فی خدمتک سرمدا...(255)

1. سطوح عدالت در حکومت مهدوی

عدالت در جامعه مهدوی در سه سطح تاریخی، اجتماعی و طبیعی (فردی) خود را به تمام مدعیان عدالت نشان می دهد و روشن می سازد که عدالت در این جامعه، انسان را بالاتر از طبیعت می بیند. عدالت مهدوی به نیاز فردی، طبیعی و غریزی انسان نظر دارد و در مقابل هر خصلت طبیعی و غریزی، حقی را قائل است و عهده دار پاسخ گویی به این حق طبیعی است. این سطح عدالت زمینه ساز پرستش فردی و تسهیل کننده تحصیل پرستش فردی است. اما عدالت مهدوی در این سطح نمی ماند و به جامعه راه پیدا می کند. چرا که بر اساس انسان شناسی الهی بسیاری از استعدادهای آدمی در بستر جامعه رشد می یابد. عدالت مهدوی در این سطح هم باقی نمی ماند؛ بلکه سطحی دیگر از عدالت نیز در حکومت مهدوی محقق می شود و آن عدالت تاریخی است. در زمان حضرت با وقوع رجعت انسانها - که بهترین خوبان تاریخ و بدترین بدان تاریخ سر از قبر بر می دارند - حضرت از اولیای طاغوت و جبهه تاریخی باطل انتقام خواهند گرفت و عدالت قضایی را در مورد آن ها اجرا خواهند کرد.
در روایاتی که به توصیف عصر ظهور پرداخته، هر سه سطح عدالت مورد توجه قرار گرفته است. در روایتی از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است:
اذا قام القائم حکم بالعدل و ارتفع فی أیامه الجور و أمنت به السبل و أخرجت الارض برکاتها و رد کل حق الی أهله و لم یبق أهل دین حتی یظهروا الاسلام و یعترفوا بالایمان... .(256)
آنگاه که قائم قیام کند، به عدالت حکم راند و در زمان او، ستم رخت بربندد و به واسطه او، راه ها ایمن شود و زمین برکاتش را بیرون ریزد و هر حقی به صاحب آن برگردانده شود و پیروان تمام ادیان، اسلام را اظهار و اعتراف به ایمان کنند... .
چنان که در این روایت آمده، برقراری امنیت و رجوع هر حق به صاحب آن از برکات قیام حضرت است که هر دو از نیازهای طبیعی است. اما رجوع هر حق به صاحب آن می تواند از حقوق اجتماعی باشد که همان عدالت اجتماعی است و می تواند از حقوق طبیعی باشد که همان عدالت در سطح طبیعت است.
در مورد عدالت تاریخی آن حضرت چنین نقل شده است:
آنگاه که قائم خروج کند فرزندان قاتلان امام حسین (علیه السلام) را به سبب فعل پدرانشان به قتل برساند. چرا که آنها راضی به فعل پدرانشان هستند.
حضرت رضا (علیه السلام) در ادامه فرمودند:
و لو أن رجلا قتل بالمشرق فرضی بقتله رجل بالمغرب لکان الراضی عند الله عز و جل شریک القاتل.(257)
اگر شخصی در مشرق کشته شود و شخصی در مغرب به قتل او راضی باشد، در نزد خداوند، شخص راضی شریک قاتل محسوب می شود.
در روایات متعدد دیگری آمده است که:
حضرت انتقام امام حسین (علیه السلام) را می گیرد.(258)
یا این که ذیل آیه 5 سوره قصص آمده است که:
مراد از فرعون و هامان دو تن از جباران قریش هستند که حضرت بعد از زنده شدنشان از آنها انتقام خواهد گرفت.(259)
و در روایت دیگری آمده است که آن حضرت از بنی امیه انتقام می گیرد.(260)

2. ابعاد و عرصه های عدالت اجتماعی در جامعه مهدوی بر محور ولی خدا

عدالت اجتماعی در حکومت مهدوی، در عدالت اقتصادی، رفع فقر و تبعیض اقتصادی خلاصه نمی شود؛ بلکه عدالت اجتماعی شامل چهار بعد و عرصه خواهد شد و اتفاقا اقامه قسط اقتصادی در آن حکومت، بعد تبعی عدالت اجتماعی است. در حکومت مهدوی، از تمام طبقات اجتماع در سه بعد سیاسی، فرهنگی و اقتصادی، فقرزدایی خواهد شد که این فقر زدایی راه تحقق عدالت اجتماعی است. در واقع، عدالت اجتماعی همان جنبه ایجابی فقر زدایی می باشد.
سه بعد محوری:
1. عدالت اجتماعی در بعد سیاسی: توزیع عادلانه اختیارات و مناسب اجتماعی یا توزیع عادلانه قدرت.
2. عدالت اجتماعی در بعد فرهنگی: توزیع عادلانه آموزش و اطلاعات مناسب به مردم و رشد فضائل و ارزش ها برای رسیدن به قرب.
3. عدالت اجتماعی در بعد اقتصادی: توزیع عادلانه ثورت و امکانات در جامعه.
بعد دیگری را که به ابعاد عدالت اجتماعی می توان اضافه کرد و در روایات به آن پرداخته شده عدالت حقوقی و قضایی است که در واقع، درمان ظلم هایی است که در جامعه بشری به وقوع می پیوندد.
دقیقا در برابر سه بعد اصلی عدالت اجتماعی در جامعه نبوی و مهدوی، سه بعد و سه چهره از جامعه شیطانی و کفر صف آرایی کرده است:
1. کفر در رابطه با قدرت و در زمان ما در چهره دموکراسی و حکومت مردم (طاغوت.)
2. کفر در رابطه با لذت و در زمان ما در چهره لیبرالیسم فرهنگی (مُترَف.)
3. کفر در رابطه با ثروت و در زمان ما در چهره سرمایه داری و کاپیتالیسم (ملأ.)
تضاد اصلی همیشه میان کفر و توحید، مومن و کافر با تمام ابعادشان است. درگیری بین جامعه نبوی و مهدوی با جامعه ابلیسی در تمام ابعاد طاغوت، مترف و ملأ بوده است. آنان که تضاد را میان جامعه مومن و جامعه ملأ می دانند در واقع، تضاد را فرعی کره اند و به انحراف افتاده اند.
1/2. عدالت سیاسی بعد اصلی عدالت اجتماعی در حکومت مهدوی
آنگاه که به تمدن غرب نگاه می افکنیم ظاهرش این است که اقتصاد و سرمایه داران نقش اصلی را در سیاست بازی می کنند؛ یعنی اقتصاد و ثروت، توزیع کننده مناسب اجتماعی است؛ اما با نگاهی ژرف تر می توان گفت سیاست نقش اصلی را دارد و قدرت تسخیر و غصب مناسب اجتماعی، باعث جذب ثورت و امکانات به طرف آنها می شود و حد اقل این است که بین چپاول ثروت و تسخیر قدرت، تعاملی وجود دارد.
اما در جامعه مهدوی و موعود که به دنبال عدالت است نه غصب، توزیع عادلانه مناسب اجتماعی در رأس قرار می گیرد و به عنوان بعد اصلی عدالت مطرح می شود. در این جامعه، مناسب و اختیارات اجتماعی بر اساس میزان تقرب اشخاص به خدا تقسیم می شود. در چنین جامعه ای چون قرار است انسان به سعادت برسد مقرب ترین انسان ها که توانایی ساختن جامعه مقربان را دارند، در قله مناسب اجتماعی قرار می گیرند و جامعه مهدوی، مصداق تام آیه شریفه ... ان اکرمکم عند الله اتقاکم(261) می گردد که با تقواترین ها به کرامت دنیا و آخرت می رسند و مستضعفان، ائمه و پیشوایان این جامعه می شوند.(262)
در روایات نیز بعضی از آیات به حکومت صالحان در زمان حضرت مهدی (علیه السلام) تاویل شده است. مثلا در حدیثی در ذیل آیه شریفه: ... أن الأرض یرثها عبادی الصالحون(263) صالحان به حضرت قائم و اصحاب ایشان تفسیر شده است.(264) در این حدیث و احادیث دیگر، صالحان و اصحاب حضرت، وارثان زمین و حکمرانان آن شمرده شده اند.
عن ابی جعفر (علیه السلام) فی قوله: الذین ان مکناهم فی الأرض أقاموا الصلوة و آتوا الزکاة. قال: هذه لآل محمد، المهدی و اصحابه، یملکهم الله مشارق الأرض و مغاربها و یظهر الدین و یمیت الله عزوجل به و بأصحابه البدع و الباطل...(265)
امام باقر (علیه السلام) درباره آیه شریفه همان کسانی که اگر در زمین به آنان توانایی دهیم، اقامه نماز می کنند و زکات می پردازند می فرمایند: این آیه در مورد آل محمد، مهدی و اصحابش است. خداوند، شرق ها و غرب های زمین را در اختیار آنان می گذارد، او دین را آشکار می کند. داوند به واسطه او و اصحابش، بدعت ها و باطل ها را می میراند... .
در حدیثی متولیان به ولایت حضرت و شیعیان ایشان، حاکمان زمین دانسته شده اند:
عن علی بن الحسین قال: اذا قام قائمنا اذهب الله عز و جل عن شیعتنا العاهة و... و یکونون حکام الارض و سنامها.(266)
امام سجاد (علیه السلام) می فرماید: آنگاه که قائم ما قیام کند خداوند، رنج و درد را از شیعیان ما می برد... آنان، حاکمان و فرمانروایان زمین می شوند.
جالب این است که در بعضی از روایات حتی مصادیقی از این حاکمان هم بیان شده است و از تعدادی صالحان و مصلحان تاریخ به عنوان انصار و حاکمان در حکومت حضرت نام برده شده است.
قال الصادق (علیه السلام): یخرج القائم من ظهر الکعبة سبعة و عشرون رجلا، خمسة عشر من قوم موسی الذین کانوا یهدون بالحق و به یعدلون و سبعة من اصحاب الکهف و یوشع بن نون و سلمان و ابو دجانة الانصاری و المقداد بن الأسود و مالک الأشتر فیکونون بین یدیه انصارا حکاما.(267)
برای یاری قائم، بیست و هفت مرد از پشت کعبه بیرون می آیند، پانزده تن از قوم موسی - همانها که به سوی حق هدایت می کردند و به حق و عدالت، داوری و رفتار می نمودند - و هفت تن از اصحاب کهف و یوشع بن نون و سلمان فارسی و ابو دجانه انصاری و مقدادبن اسود و مالک اشتر. این ها در پیشگاه آن حضرت، انصار و حاکمانش هستند.
در روایات متعدد دیگری، خلاف زمین از آن یاران حضرت دانسته شده است(268) یا مستضعفان، وارثان زمین در زمان حضرت دانسته شده اند(269) و نوید رفتن دولت و فرمانروایی باطل و جایگزینی دولت حق داده شده است.(270)
یکی از جلوه های زیبای حکمرانان و صاحبان مناسب کلیدی در حکومت مهدی (علیه السلام) این است که هر چه مقام و منزلت اجتماعی آنها در اداره جامعه بالاتر می رود، برخورداری آنها از امکانات و ثروت جامعه کمتر می باشد. یعنی در حکومت مهدی تکیه زدن بر جایگاه های بالاتر اجتماعی، همراه با زهد بیشتر اجتماعی است.
ذکر القائم عند الرضا (علیه السلام) فقال:... و ما لباس القائم (علیه السلام) الا الغلیظ و ما طعامه الا الجشب.(271)
از حضرت قائم (علیه السلام) نزد امام رضا (علیه السلام) یاد شد، پس حضرت فرمودند:... نیست لباس و پوشش حضرت قائم (علیه السلام) به جز لباس زیر و نیست طعام و خوراک آن حضرت به جز خوراک غیر لذیذ.
در روایتی دیگر، معلی بن خنیس در حضور امام صادق (علیه السلام) از بنی عباس و امکانات و سلطنتی که دارند یاد می کند و می گوید:
اگر این امکانات و سلطنت از آن شما بود، ما هم به عنوان شیعیان شما برخوردار می شدیم. امام در پاسخ، سیره عملی انبیا و اولیا را در حکومت داری گوشزد می کند و می فرماید: اگر این گونه بود، ما و اصحابمان باید شب ها را به تدبیر امور مردم و عبادت می گذراندیم و روزها، سعی در بر آوردن حوائج آنها می کردیم و لباس زیر و طعام غیر لذیذ استفاده می کردیم.(272)
2/2. عدالت فرهنگی بعد فرعی عدالت اجتماعی در حکومت مهدوی
یکی از ابعاد عدالت مهدوی، فراهم شدن امکان رشد و اعتلای فرهنگی و آموزشی برای آحاد جامعه است. در زمان حضرت، عقل ها کانون واحد می یابد و همه به مقتضای توانایی خود از دانش و معرفت خوشه می چینند و حکمت می آموزند تا بتوانند آهنگ پرستش و عبودیت و فضائل اخلاقی کنند.
در عصر ظهور، مفهوم نیاز و ارضا تغییر می یابد. گاه گسترش نیاز و ارضا بر محور استکبار و شیطنت صورت می گیرد که در این صورت، نیاز و ارضا به مفهوم بهره مندی از ابتهاجات مادی و غرق شدن در خود است و گاه توسعه نیاز و ارضا بر محور عبودیت است که در این صورت گسترش نیاز و ارضا به معنای میل به قرب و عبودیت است. در عصر ظهور که نعم مادی در دار دنیا فراوان است، با این حال مفهوم لذت، نیاز، کمال و ابتهاج تغییر می کند. و این ها در راستای قرب و کمال شکل می گیرند. در جامعه مهدوی عدالت اقتصادی می تواند زمینه ساز عدالت فرهنگی باشد، اما عدالت فرهنگی از شأن بالاتری برخوردار است و اقتصاد و ثروت، رنگ حکمت و فرهنگ و قرب به خود می گیرد و توزیع عادلانه آگاهی ها و معرفت ها تابع مناسب اجتماعی خواهد بود.
در روایتی از امام باقر (علیه السلام) در مورد رشد خرد و کانون یافتن عقول این گونه آمده است:
اذا قام قائمنا وضع یده علی رؤوس العباد فجمع بها عقولهم و کملت بها احلامهم.(273)
آنگاه که قائم ما قیام کند دست خود را بر سر بندگان می نهد و بدین وسیله، عقول بندگان را جمع می کند و خردهای آن ها را به کمال می رساند.
در روایتی مشابه با سلسله سند متفاوت همین عبارت آمده، اما به جای فقره آخر این عبارت آمده است:
و اکمل به اخلاقهم؛ و اخلاق بندگان را کامل می کند.(274)
در بعضی روایات، برقراری عدالت به معنای باز گرداندن اخلاق و روحیه مجاهدت و ایثار و برادری به جامعه تفسیر شده است:
قال علی (علیه السلام)... مناد ینادی هذا المهدی خلیفة الله فاتبعوه، یملأ الارض قسطا و عدلا کما ملئت جورا و ظلما و ذلک عندما تصیر الدنیا هرجا و مرجا و یغار بعضهم علی بعض فلا الکبیر یرحم الصغیر و لا القوی یرحم الضعیف فحینئذ یأذن الله له بالخروج.(275)
امیرالمومنین علی (علیه السلام) فرمودند:... زمان ظهور، منادی ندا می دهد: این مهدی، خلیفه الهی است. از او پیروی کنید. زمین را از قسط و عدل پر می کند چنان که از ظلم و جور پر شده باشد. این ظهور هنگامی رخ می دهد که دنیا از هرج و مرج و آشوب پر شده باشد و بعضی بر بعضی دیگر تعدی کنند. بزرگ به کوچک و قوی به ضعیف مهر نورزد. در این هنگام، خدا به قائم اجازه خروج می دهد.
در روایتی در مورد همگانی شدن دانش و معرفت در عصر ظهور چنین آمده است:
... تؤتون الحکمة فی زمانه حتی ان المرأة لتقضی فی بیتها بکتاب الله و سنة رسول الله.(276)
... در دوران او، شما از حکمت برخوردار می شوید تا آن جا که زن در خانه خود، برابر کتاب خدای تعالی و روش پیامبر (با استنباط شخصی) به انجام تکالیف شرعی خود می پردازد.
در روایات بسیاری نیز سخن از عدالت در آموزش معارف دینی و قرآنی به میان آمده است.(277)
یا برقراری عدل در زمان حضرت به برقراری ایمان و توحید و استقرار ولایت الهیه تفسیر شده است.(278)
3/2. عدالت اقتصادی بعد تبعی عدالت اجتماعی در حکومت مهدوی
از آنچه در بحث عدالت سیاسی و عدالت فرهنگی بیان شد نمایان می شود که عدالت اقتصادی از جهت شأن و رتبه نقش تبعی دارد، اگر چه تا حدی می تواند زمینه ساز عدالت در فرهنگ و آموزش به حساب آید. اما متأسفانه آنگاه که سخن از عدالت در عصر ظهور می شود آنچه بیشتر انتظارها را شکل می دهد این است که موعود می آید تا نان و آب و رفاه را به عدل تقسیم نماید.
این تلقی و برداشت از انتظار از آن جا آب می خورد که ما در فضای فرهنگ مادی غرب و انسان شناسی امانیسم تنفس می کنیم و در اقیانوس بی عمق معرفت شناسی غربی در حال شنا کردن هستیم و این است که ناله هایمان تنها به سبب تبعیض و فقر مادی گوش فلک را کر کرده در حالی که به ما گفته شده است:
بهترین اعمال در عصر غیبت، انتظار فرج و انتظار امر قائم است.
و انتظار امر چیزی جز انتظار سرپرستی و ولایت اجتماعی و تاریخی حضرت بر قلب و فکر و فعل ما نیست.
در بعد اقتصادی آنچه در مورد جامعه موعود انبیا در قرآن و روایات مطرح شده است، در قالب ها و تعابیر مختلف بیان شده است. گاهی سخن از قواعد کلی اقتصاد و تقسیم ثروت است، مانند قواعد بیع، منع ربا، خمس، زکات و قواعد دیگر، و گاهی سخن از مسائل اخلاقی و اخلاق اجتماعی در اقتصاد و استفاده از امکانات مانند ایثار، انفاق، زهد اجتماعی، قناعت و... اما آنچه از مجموع دستورات قرآنی و روایی می توان استفاده کرد این است که اسلام نمی خواهد ثروت و امکانات در دست عده خاصی و طبقه ویژه ای متراکم شود، مثلا در قرآن بعد از این که فیی ء (غنایم بدون جنگ) را به خدا و رسول و خویشاوندان نزدیک او و یتیمان و مساکین و در راه ماندگان اختصاص می دهد، دلیل این اختصاص را این گونه بیان می کند:
کی لا یکون دولة بین الأغنیاء منکم؛(279) تا میان توانگران شما دست به دست نگردد.
این یک دلیل عام است برای تمام دستورات و قواعد اقتصادی اسلام و این دستور آنجا لطافت می یابد که در ادامه آیه سخن از این است که آنچه پیامبر آورده بگیرید و آنچه نهی کرده رها کنید: ما آتاکم الرسول فخذوه و ما نهاکم عنه فانتهوا(280) یعنی می خواهد مسائل اقتصادی و مناسبات اقتصادی جامعه را نیز به ولایت و سرپرستی رسول نسبت دهد که ولایت و سرپرستی رسول، تمام مناسبات اجتماعی و فردی و تاریخی را باید سامان دهد حتی مناسبات خرد و کلان اقتصادی را.
در روایتی از امیرالمومنین علی (علیه السلام) چنین نقل شده است:
سوگند به خدایی که دانه را شکافت و جاندار را آفرید که اگر علم را از معدن آن اقتباس کرده بودید و خیر را از جایگاه آن جویا شده بودید و از میان راه به رفتن پرداخته بودید و راه حق را از طریق روشن آن پیموده بودید، راه ها برای شما روشن می گشت و نشانه های هدایت آشکار می گردید. و فروغ اسلام شما را فرا می گرفت. در آن صورت، دیگر هیچ کس سنگینی بار زندگی و هزینه عائله را حس نمی کرد و هیچ مسلمانی یا فردی که در پیمان مسلمانان است گرفتار ستمی نمی گشت.
این سخن مولا اشاره به این است که یکی از ثمرات تبعیت از مکتب انبیا و اولیا، عدالت اقتصادی و برخورداری از امکانات است و این ثمره در انحصار مکتب وحی است.
در روایات عصر ظهور و جامعه مهدوی نیز به عدالت اقتصادی و رفاه اقتصادی بسیار اهمیت داده شده است؛ اما آنچه در بررسی این روایات مورد غفلت واقع شده این است که در زمان امام مهدی (علیه السلام) بشر علاوه بر بی نیازی ظاهری که در اثر توزیع عادلانه ثروت به دست می آید، از نظر روحی و باطنی نیز به بی نیازی می رسد و روحیه زیاده خواهی از او رخت بر می بندد. یعنی قبل از این که اقتصاد او رشد کند و توسعه یابد، ارزش های او عوض می شود و ریشه می یابد و برخورداری از دنیا نیز رنگ الهی و ارزشی به خود می گیرد.
قال رسول الله صلی الله علیه و آله: اذا خرج المهدی ألقی الله تعالی الغنی فی قلوب العباد حتی یقول المهدی: من یرید المال؟ فلا یأتیه أحد الا واحد یقول: أنا، فیقول: أحث فیحثی فیحمل علی ظهره حتی اذا أتی أقصی الناس، قال، ألا أرانی شر من هاهنا، فیرجع فیرده الیه فیقول: خذ مالک، لا حاجة لی فیه.(281)
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: زمانی که مهدی (علیه السلام) قیام کند، خداوند بی نیازی را در قلوب بندگان می افکند، تا آن حد که مهدی (علیه السلام) می گوید: چه کسی مال می خواهد؟ به جز یک تن کسی برای گرفتن مال نمی آید. او می گوید: من می خواهم. آنگاه حضرت به او می گوید: بردار. او هم مقداری مال بر می دارد و بر پشت خود حمل می کند و راه می افتد تا این که به آخر جمعیت می رسد، آنجا با خود می گوید من از همه این ها حریص تر بودم. پس باز می گردد و مال را به حضرت باز می گرداند و می گوید من نیازی به این مال ندارم.
در روایتی دیگر، بعد از این که می گوید در زمان آن حضرت، مساوات در مال برقرار می شود، بحث از غنا و بی نیازی قلوب مطرح می شود.
قال رسول الله:... و یقسم المال بالسویة و یجعل الله الغنی فی قلوب هذه الامة.(282)
شاخصه های عدالت اقتصادی
شاخصه های مناسبات عدالت اقتصادی در زمان حضرت را می توان بر سه بخش تقسیم کرد:
1. اصل مساوات:
مساوات مهمترین اصل برای توزیع عادلانه ثروت است.
قال رسول الله صلی الله علیه و آله:... یملأ الأرض قسطا و عدلا کما ملئت جورا و ظلما، یرضی عنه ساکن السماء و ساکن الأرض، یقسم المال صحاحا، فقال رجل: ما صحاحا؟ قال: بالسویة بین الناس.(283)
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند:... قائم زمین را از قسط و عدل پر می کند چنان که از ظلم و جور پر شده باشد. ساکنان آسمان و زمین از او راضی می شوند. او مال را به طور صحاح تقسیم می کند. مردی پرسید: صحاح چیست؟ حضرت فرمودند: مساوات بین مردم.
اجرای این اصل در زمان حضرت در روایات زیادی مطرح شده است.(284) البته این مساوات علاوه بر این که بر اساس قوانین الهی جاری می شود بر پایه مواسات و روحیه برادری اجتماعی استحکام می یابد.
... و ألقی الرأفة و الرحمة بینهم فیتواسون و یقتسمون بالسویة، فیستغنی الفقیر و لا یعلو بعضهم بعضا؛(285)
رأفت و رحمت را بین مردم می افکند. پس نسبت به یکدیگر مواسات می کنند و مال را به تساوی تقسیم می کنند. بدین سبب، فقیر بی نیاز می شود و کسی برتر از دیگری (در مال) قرار نمی گیرد.
2. عمران و آبادانی زمین
ایجاد مساوات در جامعه و برقراری قسط قرآنی احتیاج به رشد و توسعه ثورت و امکانات دارد که این مطلوب در حکومت مهدوی در پناه عمران و آبادانی زمین محقق خواهد شد.
عن أبی سعید الخدری عن النبی صلی الله علیه و آله قال: تتنعم امتی فی زمن المهدی علیه السلام نعمة لم یتنعموا مثلها قط یرسل السماء علیهم مدرارا و لا تدع الأرض شیئا من نباتها الا أخرجته.(286)
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: امت من در زمان مهدی (علیه السلام) از نعمات بسیاری برخوردار خواهند شد به طوری که مثل آن برخوردار نشده بودند. خداوند باران فراوان بر آنها می فرستد و زمین گیاهش را دریغ نمی کند.
در بعضی روایات نیز گفته شده است که زمین گنج های خود را آشکار می کند و برکات خود را بیرون می ریزد.(287) البته این عمران و آبادانی زمین به برکت پرستش و عبودیت انسان است که خداوند درهای برکت را از آسمان و زمین به روی او می گشاید.
3. بازپسگیری ثروت های غصب شده و برچیدن تکاثر
یکی از راه های مساوات و برقراری عدالت اقتصادی مبارزه با تکاثر و امکانات است.
عن معاذ بن کثیر قال: سمعت أبا عبدالله (علیه السلام) یقول: موسع علی شیعتنا أن ینفقوا مما فی أیدیهم بالمعروف، فاذا قام قائمنا (علیه السلام) حرم علی کل ذی کنز کنزه حتی یأتیه به فیستعین به علی عدوه و هو قول الله عزوجل فی کتابه: (و الذین یکنزون الذهب و الفضة و لا ینفقونها فی سبیل الله فبشرهم بعذاب ألیم.)(288)
این آیه شریفه تاویل شده است به زمان ظهور که حضرت از صاحبان کنوز و ذخیره کنندگان ثروت می خواهد که گنجینه هایشان را بیاورند تا در راه هدف خود به کار گیرد.
در بعضی روایات از بنی امیه نام برده شده است که حضرت کنوز در دست آنها را در اختیار جبهه حق قرار می دهد.(289)
نکته:
عمران و آبادانی زمین و مساوات در جامعه مهدوی به گونه ای برقرار می شود که صاحبان زکات و حقوق واجب و حقوق مستحب، کسی را نمی یابند تا به او زکات یا صدقه بدهند.(290)
... حکم بین الناس بحکم داود و حکم محمد، فحینئذ تظهر الأرض کنوزها و تبدی برکاتها و لا یجد الرجل منکم یومئذ موضعا لصدقته و لا لبره لشمول الغنی جمیع المومنین؛(291)
... مهدی (علیه السلام) به حکم داوود (علیه السلام) و محمد صلی الله علیه و آله میان مردم حکم می کند. در این هنگام، زمین گنج ها و برکات خود را آشکار می کند. به سبب توانگر شدن مردم، کسی نیازمند به صدقه و نیکی را نمی یابد تا به او صدقه اش را بدهد.
4/2. عدالت حقوقی و قضایی از ابعاد عدالت اجتماعی در حکومت مهدوی
یکی از ابعاد عدالت که در جامعه مهدوی استقرار می یابد و تاثیر مهمی در عادلانه کردن روابط و مناسبات اجتماعی دارد، جریان عدالت در بعد حقوقی و قضایی است.
اما برای این که روایاتی را در مورد عدالت قضایی مطرح کنیم باید به دو سوال پاسخ بگوییم:
1. با توجه به آن چه در ابعاد سه گانه سیاسی، فرهنگی و اقتصادی گفته شد و با توجه به این که روشن شد که عدالت در حکومت مهدوی بر اساس ارزش ها و معارف دینی می باشد و در آن جامعه، مبنای مناسبات افراد در اجتماع بر اساس ایثار، انفاق، قناعت، زهد و... است و مردم به سطحی از رشد معرفتی و معنوی می رسند که به حقوق یکدیگر تجاوز نمی کنند، حال آیا در جامعه موعود اصلا ظلم و تجاوزی به حقوق دیگران صورت می گیرد و مناقشه و کشمکشی بر سر دنیا پیش می آید که نیاز به عدالت در قضاوت باشد یا نه؟
جواب: اگر چه در استقرار جامعه موعود، نقش کرامت الهی و دست اعجاز ولی خدا نقش اساسی دارد - چنان که بسیاری از روایات ناظر به این مطلب است - این را نباید فراموش کرد که اراده های انسانی نیز در پذیرش ولایت حضرت و برقراری جامعه مهدوی نقش دارند چنان که از بعض روایات فهمیده می شود که پذیرش ولایت ولی خدا (امام زمان) اختیاری است(292) و از دیگر سو، بعض روایات هم که ناظر به همه گیر شدن و استقرار ایمان در سراسر گیتی است(293) مستند به این آیه است که:
... و له أسلم من فی السماوات و الأرض طوعا و کرها...(294)
... گسترش ایمان در زمین هم اختیاری است و هم اکراهی....
افزون بر آن، در بعضی روایات مطرح شده است که اهل ذمه در حکومت مهدوی و در سایه عدالت مهدوی زندگی می کنند و فقط مخالفان و دشمنان ولایت سیاسی حضرت از بین برده می شوند.(295)
با توجه به این مقدمه روشن می شود که زمینه ظلم و مرافعات اجتماعی در حکومت مهدوی باز هم وجود دارد؛ چرا که در جامعه مهدوی افرادی هستند که به اکراه ایمان آورده اند و نیز اهل ذمه وجود دارند. آنچه مسلم است این است که زمینه ظلم و تعدی به حقوق دیگران به صورت کلان و در تمام ساختارهای اجتماعی از بین می رود، اما این بدین معنا نیست که ظلم به صورت خرد و در مرافعات جزئی وجود نداشته باشد.
2. مگر عدالت قضایی و حقوقی در جامعه موعود چه خصوصیتی دارد که به عنوان یکی از ابعاد حکومت حضرت مطرح شده است و مگر نمی توان چنین عدالتی را در یک جامعه اسلامی در زمان غیبت استقرار بخشید؟
جواب: در زمان امام مهدی (علیه السلام) عدالت به تمام معنا در مناسبات حقوقی و قضایی حاکم می شود؛ اما تفاوت آن با عدالت قضایی در جامعه اسلامی قبل از ظهور این است که داوری و قضاوت در جامعه موعود از هر گونه خطا، اشتباه، جانبداری و... پیراسته است. چرا که شیوه قضاوت در حکومت مهدوی به شیوه پیامبرانی چون حضرت داوود (علیه السلام) است که بر اساس متن واقعیت و حقیقت قضاوت می کرد نه بر اساس شاهد و بینه و قرائن.
در روایتی از امام صادق (علیه السلام) شیوه قضاوت حضرت این گونه بیان شده است:
اذا قام قائم آل محمد علیهم السلام حکم بین الناس بحکم داود لا یحتاج الی بینة، یلهمه الله تعالی فیحکم بعلمه و یخبر کل قوم بما استبطنوه...(296)
زمانی که قائم آل محمد (علیه السلام) به پا خیزد، در میان مردم به حکم داوود (علیه السلام) قضاوت خواهد نمود. او به بینه و شاهد نیازی نخواهد داشت. زیرا خداوند تعالی امور را به وی الهام می کند و او بر پایه دانش خود داوری می کند و هر قومی را به آنچه پنهان داشته اند آگاه می سازد.