فهرست کتاب


انتظار موعود فصلنامه علمی - تخصصی ویژه امام مهدی (عج) سال چهارم، شماره پانزدهم، بهار 1384

مرکز تخصصی مهدویت

2/2. خصوصیات و شاخصه های عدالت اجتماعی در جامعه انبیا و اولیا

از بحث های گذشته روشن شد که عدالت اجتماعی همه جانبه و فراگیر تنها با تمسک به وحی و معارف انبیا و اولیا امکان پذیر است و استقرار عدالت اجتماعی در این جامعه مساوی است با نوسازی معنوی جامعه. روشن شد که ویژگی چنین عدالتی عبارت است از:
1. تکامل و گسترش دیانت و معنویت (تکامل قرب)؛
2. فقر زدایی به معنای عام آن در توزیع عادلانه سهم تأثیر در حیات اجتماعی، توزیع عادلانه آموزش و فرهنگ و توزیع عادلانه ثورت و امکانات؛
3. تبعیض زدایی؛
4. فضیلت مجاهدت و ایثار اجتماعی؛
5. فضیلت زهد اجتماعی؛
6. فضیلت برّ و تقوا.

اصل بحث:

حال بعد از این بحث فلسفی - جامعه شناختی در مورد مفهوم عدالت اجتماعی در دو جبهه انبیا و جبهه طواغیت، وارد بحث اصلی یعنی گستره و ابعاد عدالت مهدوی در حکومت حضرت مهدی (علیه السلام) می شویم. چرا که جامعه آرمانی وجود مقدس امام زمان همان جامعه آرمانی انبیا و اوصیای آنها است و به تبع آن، عدالت آرمانی جامعه مهدوی همان عدالت آرمانی جامعه نبوی است با این تفاوت که جامعه مهدوی، اوج بعثت انبیا و در واقع، ثمره تام و تمام آن تلاش ها و خون دل خوردن ها است. در جامعه مهدوی و به برکت عدالت مهدوی، انسان بعثتی دوباره از خاک به افلاک دارد. در جامعه موعود حتی تعاریف هم عوض می شود، تعریف انسان، تعریف عدالت، تعریف لذت و... یعنی انسان ممکن است به دنبال لذت باشد، ولی این لذت چیزی جز لذت عبودیت نیست. یعنی مصداق این فرمایش می شود که:
أستغفرک من کل لذة بغیر ذکرک و من کل سرور بغیر قربک و من کل راحة بغیر انسک و من کل شغل بغیر طاعتک.
در جامعه موعود، تمام ابعاد و لایه های زندگی انسان، آهنگ عدالت در جهت عبودیت می گیرد و مصداق سخن امیرالمومنین (علیه السلام) می شود که:
... حتی تکون أعمالی و أورادی کلها وردا واحدا و حالی فی خدمتک سرمدا...(255)

1. سطوح عدالت در حکومت مهدوی

عدالت در جامعه مهدوی در سه سطح تاریخی، اجتماعی و طبیعی (فردی) خود را به تمام مدعیان عدالت نشان می دهد و روشن می سازد که عدالت در این جامعه، انسان را بالاتر از طبیعت می بیند. عدالت مهدوی به نیاز فردی، طبیعی و غریزی انسان نظر دارد و در مقابل هر خصلت طبیعی و غریزی، حقی را قائل است و عهده دار پاسخ گویی به این حق طبیعی است. این سطح عدالت زمینه ساز پرستش فردی و تسهیل کننده تحصیل پرستش فردی است. اما عدالت مهدوی در این سطح نمی ماند و به جامعه راه پیدا می کند. چرا که بر اساس انسان شناسی الهی بسیاری از استعدادهای آدمی در بستر جامعه رشد می یابد. عدالت مهدوی در این سطح هم باقی نمی ماند؛ بلکه سطحی دیگر از عدالت نیز در حکومت مهدوی محقق می شود و آن عدالت تاریخی است. در زمان حضرت با وقوع رجعت انسانها - که بهترین خوبان تاریخ و بدترین بدان تاریخ سر از قبر بر می دارند - حضرت از اولیای طاغوت و جبهه تاریخی باطل انتقام خواهند گرفت و عدالت قضایی را در مورد آن ها اجرا خواهند کرد.
در روایاتی که به توصیف عصر ظهور پرداخته، هر سه سطح عدالت مورد توجه قرار گرفته است. در روایتی از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است:
اذا قام القائم حکم بالعدل و ارتفع فی أیامه الجور و أمنت به السبل و أخرجت الارض برکاتها و رد کل حق الی أهله و لم یبق أهل دین حتی یظهروا الاسلام و یعترفوا بالایمان... .(256)
آنگاه که قائم قیام کند، به عدالت حکم راند و در زمان او، ستم رخت بربندد و به واسطه او، راه ها ایمن شود و زمین برکاتش را بیرون ریزد و هر حقی به صاحب آن برگردانده شود و پیروان تمام ادیان، اسلام را اظهار و اعتراف به ایمان کنند... .
چنان که در این روایت آمده، برقراری امنیت و رجوع هر حق به صاحب آن از برکات قیام حضرت است که هر دو از نیازهای طبیعی است. اما رجوع هر حق به صاحب آن می تواند از حقوق اجتماعی باشد که همان عدالت اجتماعی است و می تواند از حقوق طبیعی باشد که همان عدالت در سطح طبیعت است.
در مورد عدالت تاریخی آن حضرت چنین نقل شده است:
آنگاه که قائم خروج کند فرزندان قاتلان امام حسین (علیه السلام) را به سبب فعل پدرانشان به قتل برساند. چرا که آنها راضی به فعل پدرانشان هستند.
حضرت رضا (علیه السلام) در ادامه فرمودند:
و لو أن رجلا قتل بالمشرق فرضی بقتله رجل بالمغرب لکان الراضی عند الله عز و جل شریک القاتل.(257)
اگر شخصی در مشرق کشته شود و شخصی در مغرب به قتل او راضی باشد، در نزد خداوند، شخص راضی شریک قاتل محسوب می شود.
در روایات متعدد دیگری آمده است که:
حضرت انتقام امام حسین (علیه السلام) را می گیرد.(258)
یا این که ذیل آیه 5 سوره قصص آمده است که:
مراد از فرعون و هامان دو تن از جباران قریش هستند که حضرت بعد از زنده شدنشان از آنها انتقام خواهد گرفت.(259)
و در روایت دیگری آمده است که آن حضرت از بنی امیه انتقام می گیرد.(260)