فهرست کتاب


انتظار موعود فصلنامه علمی - تخصصی ویژه امام مهدی (عج) سال چهارم، شماره پانزدهم، بهار 1384

مرکز تخصصی مهدویت

اشاره:

آنچه در این نوشتار بدان پرداخته شده، مو شکافی و بررسی سطوح، ابعاد و گسترده عدالت در حکومت حضرت مهدی (علیه السلام) می باشد.
سطوح عدالت، فردی، اجتماعی و تاریخی دانسته شده، اما از آنجا که تمام مکاتب لاف برقراری عدالت اجتماعی را می زنند به ابعاد عدالت اجتماعی پرداخته شده و تفاوت آن در دو جامعه مهدوی (اوج جامعه توحیدی انبیاء) و جامعه ابلیسی روشن شده است. در جامعه مهدوی برخلاف جامعه شهوت و لذت ابلیسی که رفاه و لاف عدالت اقتصادی بعد اصلی است، عدالت سیاسی و عدالت فرهنگی در قله اهمیت می باشد.
برای روشن شدن ابعاد در این دو جامعه، در مقدمه به تفاوت جامعه توحیدی و الحادی در علت فاعلی، مادی، صوری و غایی پرداخته شده تا روشن شود که عدالت اجتماعی در هر یک از این دو جامعه، هم آغوش نوع پرستش اجتماعی است و با پرستش خدا یا پرستش انسان سیر همسری دارد. در بخش پایانی مقاله نیز گستره جغرافیایی و گستره انسانی عدالت نمایان شده است.
در همه این بحث ها در ساحل معارف اهل بیت علیهم السلام از صدف روایات دریای وجودشان گوهرهایی برگرفته شده است.

دریچه:

یکی از واژه هایی که بشر همیشه با آن انس ویژه ای داشته، واژه عدالت است. عدالت، آزادی، امنیت، آسایش، آرامش و... از کلید واژه های حیات انسانی و از آرزوهای آغازیت حیات اجتماعی بشر بوده و هست. اما این آرزوی آدمی ناظر به مفهوم عدالت نبوده، بلکه تحقق آن را همواره آرزو می کرده است و آنچه این واژه را در نظر او زیبا و با شرافت جلوه می داده، آرزوی دیدن عدالت در تمام مناسبات حیات بوده است. در مقابل، آنچه خاطر انسان را از خاطره زندگی مشمئز می کرده، دیدن ظلم و تبعیض در مناسبات و تصرفات آدمی بوده است.
آن انس و این اشمئزاز، سبب می شده است که بشر به دنبال دستی از پس غیب باشد تا بیاید و عدالت را به او تقدیم کند و همین، راز تمسک آدمی به هر مدعی و هر شعاری به عنوان موعود و بشیر عدالت می باشد. این موعودها یک بار در لباس شخص ظاهر شدند و یک بار در لباس مکتب و ایدئولوژی. یک بار با شعار توسعه و دموکراسی و لیبرالیسم در سه بعد اقتصادی و سیاسی و فرهنگی خود را به بشر عرضه کردند و یک بار در مانکن های به ظاهر زیبای جامعه اشتراکی، اقتصاد اشتراکی و همه چیز اشتراکی.
همه این ها را بشر تجربه کرده است و آنچه یافته، دروغ است و جامعه طبقاتی و حقوق سرمایه داران و فقر و محرومیت از حقوق اجتماعی و شکاف و شکاف بیشتر. آنچه هنوز بشر آن را به بوته آزمایش نسپرده است، تعالیم انبیا و اولیای الهی در باب عدالت است. تاریخ آدمی از این تعالیم بیگانه نیست و کسانی را از آدم تا محمد صلی الله علیه و آله و از علی تا عسکری علیهم السلام به چشم رصد کرده است و دیده که تعالیمشان در باب عدالت، بالاتر از توسعه یا اشتراک است. آن ها در پی باروری انسان با عدالت بوده اند، نه این که چوب حراج بر انسانیت او بزنند و عدالت را در حد رفاه و نظم اجتماعی و حقوق اکثر و... تنزل دهند تا بتوانند از انسان، حیوانی متکامل تر با ابزاری پیچیده تر و با درندگی بیشتر بپرورانند. اما همه این زیبایی ها و جلوه ها تنها بخش اندکی از عمر بشر را در برگرفته و تنها مقاطع کوتاهی از زندگی اجتماعی آدمی با عدالت انبیا و اولیا به نور نشسته است. چرا که همیشه طواغیت، مترفان و سران باطل سد راه رشد و تکامل و عدالت گستری انبیا و اوصیای آن ها بوده اند. از این رو، بشر هنوز منتظر است و چراغ امید در روح و فکر او به خاموشی نگراییده است و ندای موعود اصلی و حقیقی را هنوز از فطرت و عقل خود به ترنم می شنود و عزم این دارد که به بزم این موعود چنگ زند. شیعه این موعود را مهدی می نامد و او را خوب می شناسد و با او انس و الفتی دیرین دارد.
ما در این نوشتار به عدالت در حکومت این موعود می پردازیم و گستره و ابعاد عدالت او را از کلمات اجدادش استخراج خواهیم کرد تا بفهمیم تفاوت عدالت او در ابعاد و سطوح و گستره با عدالتی که دیگران نوید آن را داده اند، چیست و تا کجاست.
قبل از پرداختن به بحث اصلی، باید مفاهیم و تعاریف واژه های بحث در فرهنگ انبیا و اولیا روشن شود. چرا که عدالت مهدوی همان عدالت انبیا و اولیا است که او وارث آدم، نوح، ابراهیم و.... محمد، علی، فاطمه و... علیهم السلام می باشد.

1. حقیقت و مفهوم عدالت و قسط در فرهنگ انبیا و اولیا

وقتی از عدالت در فرهنگ انبیا سخن می گوییم، واژه قسط هم دوشادوش آن به ذهن می آید. حال آیا این دو واژه مترادف هستند یا تفاوت معنایی دارند؟ در آیات قرآن، پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله به عنوان شأن رسالت و شریعتش امر به عدل شده است:
... و قل آمنت بما أنزل الله من کتاب و امرت لأعدل بینکم...(251)
... و بگو: به هر کتابی که خدا نازل کرده، ایمان آوردم و مامور شدم که میان شما عدالت کنم...
در جای دیگر خداوند به پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله خود می گوید:
قل أمر ربی بالقسط...؛(252) به مردم بگو: پروردگار من به قسط امر نموده است...
و در آیه دیگر، اقامه قسط به عنوان هدف بعثت رسولان بیان شده است:
لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و أنزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط...(253)
به راستی ما پیامبران خود را با دلایل آشکار فرستادیم و با آنها کتاب و ترازو را فرود آوردیم تا مردم به قسط قیام کنند...
نکته ای که از تتبع آیات به دست می آید این است که در بسیاری از موارد که قسط به عنوان هدف بعثت انبیا مطرح شده یا مومنان تکلیف به قسط شده اند، سخن از اقامه و برپایی است. شاید از این مطالب بتوان نتیجه گرفت که: قسط همان عدل است با این تفاوت که قسط شکل اجرایی و عینی عدل می باشد. یعنی وقتی عدل شکل اجتماعی و بروز و ظهور خارجی یافت، از آن تعبیر به قسط می شود و بدین جهت است که قسط متعلق اقامه قرار گرفته و به عنوان غایت و هدف ارسال رسولان بیان شده است.