فهرست کتاب


انتظار موعود فصلنامه علمی - تخصصی ویژه امام مهدی (عج) سال چهارم، شماره پانزدهم، بهار 1384

مرکز تخصصی مهدویت

3/3. چگونه توسعه انسانی به توسعه سیاسی می انجامد؟

انسانی که در ولایت الهی سیر می کند، در پرتو ولایت ولی و جانشینان ولی الهی، نیازها و تمایلاتش رو به تکامل است. یعنی به مرور زمان در مومن نیازهایی پدیدار می شود که با نیازهای انسان کافر متفاوت است. ممکن است کسی با عینک انتزاعی نگر نگاه کند و بگوید که چه مومن و چه کافر، هر دو می خورند، می پوشند، نفس می کشند و...، لیکن ما به واقع که نگاه می کنیم می بینیم که اصلا این گونه نیست. مومن در خوراکی ها و نوشیدنی ها به حلال و حرام معتقد است و از حرام پرهیز می کند. گذشته از آن، کمیت خوراک نیز برای مومن مسأله است و به سفارش دین در خوراک اسراف نمی کند و...؛ در پوشاک نیز به گونه ای لباس می پوشد که مقدار حجاب اسلامی رعایت شده باشد و لباس تحریک کننده نباشد و... حتی نفس کشیدن مومن و کافر نیز متفاوت است. زیرا مومن نفس می کشد و زندگی می کند تا خدا را عبادت کند و لکن کافر نفس می کشد تا بیشتر از لذات دنیوی بهره مند شود. حال وقتی مومن و کافر در تحت تربیت دو نوع ولایت - یعنی مومن تحت ولایت ولی الله و ولایت جانشینان ولی الله و کافر تحت ولایت غیر الهی اعم از ولایت هوای نفس، ولایت ابلیس و ولایت ناشی از دمکراسی - قرار گیرند، دو گونه نیاز در آن ها رشد می کند؛ به گونه ای که وقتی کافر دنیای مدرن خود را پشت سر گذارده، به پست مدرنیسم قدم می گذارد، نیازها، تمایلات، روحیات و اعمال او با مومن تفاوت بسیار پیدا می کند که شاید نتوان وجه اشتراکی بین روحیات، تمایلات و اعمال دو طرف یافت. از این رو است که بیماری های روحی - روانی و جسمی هم که در دو جامعه الهی و کفر مشاهده می شود متفاوت خواهد بود.
حاصل بحث این که: آن چه انبیا و اولیای الهی به دنبال آنند، توسعه انسانی است تا در پرتو این توسعه، انسان ها به قرب حضرت حق نایل شوند. حضرت امام خمینی (ره) در این باره می فرماید:
مهم در نظر انبیا این است که انسان درست شود. اگر انسان درست شود، اگر انسان تربیت شد، همه مسایل حل است. یک مملکتی که دارای انسان مهذب است، تمام مطالبش حل است. انسان آگاه و مهذب همه ابعاد سعادت را برای کشور تأمین می کند.(244)
در جامعه الهی، تحول بعدی که رخ می دهد، تغییر ساختارهای حکومت است. به عبارت دیگر، به هر میزان که توسعه انسانی در جامعه الهی رخ می دهد، به همان میزان ساختارها نیز باید دچار تحول شوند. زیرا هر ساختاری برای برآورده کردن یک دسته نیاز طراحی می شود و وقتی نیازهای دیگر بر انسان های جامعه حکم فرما شود، باید ساختارها دگرگون شوند تا جوابگوی نیازهای جدید جامعه شوند و الا ولی الهی نمی تواند توسعه انسانی را سرپرستی کند. به عنوان مثال، اگر کارگاهی بخواهد به کارخانه ای تبدیل شود، تشکیلاتی که برای آن کارگاه در نظر گرفته شده بود، دیگر نمی تواند جوابگوی نیازهای کارخانه باشد؛ زیرا کارخانه لوازم و نیازهای خاص خود را دارد که تشکیلات موجود در کارگاه ناتوان از اداره آن است. از این رو کارخانه، تشکیلات و سازمان خاص خود را می طلبد.
در مورد ساختارهای جامعه نیز باید گفت: ساختارهای جدید، میزان بهره مندی مردم را در زمینه های مختلف مشخص می کنند؛ یعنی این ساختارها معین می کنند که مردم تا چه حد باید از مشارکت سیاسی بهره مند باشند.
پس ما ارتباط بین توسعه سیاسی و عدالت در اسلام را این گونه تشریح می کنیم:
توسعه انسانی، اساس برای تحولات ساختاری است و تحولات ساختاری، میزان مشارکت سیاسی را مشخص می کند. این تذکر لازم است که این توسعه سیاسی، عدالت محور است؛ زیرا همچنان که قبلا گفتیم تناسبات ولایت ولی الله، عین عدالت است.
از همین جا نکته دیگری دانسته می شود و آن این که: شاید نتوان راهکارهای ثابتی را به عنوان روش توسعه سیاسی در اسلام ارائه داد. زیرا جامعه الهی - جامعه ای که تحت ولایت ولی الله یا جانشینان ولی الله می باشد - در مسیر توسعه انسانی، نیازهای جدیدی را احساس می کند. از این رو، ساختارها باید بروز و جدید گردند تا بتوانند این نیازها را ساماندهی کنند. آنگاه این ساختارها، جایگاه تازه و نوی را برای مشارکت مردم در قدرت فراهم می کنند.

4/3. ارتباط توسعه سیاسی با عدالت مهدوی (علیه السلام).

سوالی در این جا مطرح است که بای به آن پاسخ دهیم و آن این است که آیا در حکومت حضرت ولی عصر (علیه السلام) توسعه سیاسی وجود خواهد داشت؟ و اگر جواب آن مثبت است، ارتباط آن با عدالت چیست؟ در پاسخ خواهیم گفت که آری. امت اسلامی به خصوص شیعیان در صحنه های سیاسی - اجتماعی مشارکت خواهند داشت. نمونه واضح این امر بیعتی است که مومنان با آن حضرت خواهند کرد.(245)
اگر مشارکت سیاسی را عبارت از این بدانیم که مردم بتوانند اراده های خود را در اداره جامعه اعمال کنند، در این صورت باید حضور عاشقانه مردم در جبهه های نبرد برای دفاع از حاکمیت را نشانه آشکاری از توسعه و مشارکت سیاسی به حساب آورد. از این مطلب نتیجه ای حاصل می شود که می تواند ما را به درک بیشتری از مشارکت سیاسی در دولت حضرت ولی عصر (علیه السلام) یاری رساند و آن این است که: مسلمانان و شیعیان از سر عشق با آن حضرت بیعت کرده، در رکاب او با دشمنانش خواهند جنگید و به دفاع از حاکمیت و ولایت خواهند پرداخت پس از این امر می فهمیم که توسعه سیاسی در دولت آن حضرت وجود دارد. آن حضرت با بیعت خود، زمینه این مشارکت را فراهم می کند. ضمن این که خود بیعت نیز نوعی مشارکت سیاسی است. برای این که این نکته ثابت شود که مشارکت مردم از سر اختیار و انتخاب و در نهایت آزادی است، به روایتی از حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) اشاره می کنیم. در این روایت به ویژگی های یاران قائم آل محمد صلی الله علیه و آله اشاره شده است. آن حضرت می فرماید:
بر فراز اسب های اصیل خود، دست بر زین اسب امام می شکند و تبرک می جویند. آنها به هنگام نبرد، پروانه وار شمع وجود امام را در میان گرفته، محافظت می کنند و هر چه حضرتش اراده کند، آن را بر می آورند. مردان شب زنده داری هستند که شب ها نمی خوابند و زمزمه نمازشان چون نغمه زنبوران از کندو به گوش می رسد... .(246)
همچنان که در روایت دیده می شود، یاران و رزمندگان آن حضرت دارای اعتقاد عمیقی نسبت به آن حضرت می باشند. این امر را می توان از نماز شب و از تبرک جستن آنها فهمید. پس همراهی آنان با آن حضرت از سر آزادی است و نه اجبار.
اما آیا تنها مصادیق توسعه سیای در دولت آن حضرت به بیعت و حضور عاشقانه در جبهه های نبرد خلاصه می شود؟ قطعا این گونه نیست. زیرا در اسلام همچنان که در ادامه بیان خواهد شد، گروه گرایی در جهت اشاعه معروف های دینی و تعاون بر نیکی ها سفارش شده است.
اما این کلیاتی که برای مشارکت های اجتماعی و مشارکت های سیاسی در اسلام ذکر شده است، در چه قالبی نمودار خواهد شد؟ برای پاسخ به این پرسش، ذکر مقدماتی ضروری است.
اولین حادثه مهمی که در عصر حکومت حضرت ولی عصر (عج) رخ می دهد، توسعه انسانی است. به تعبیر دیگر، تغییر در حساسیت های اجتماعی در جهت قرب الهی است. توسعه حساسیت ها، تغییرات موضوعات و طرح موضوعات جدیدی را به دنبال خواهد داشت به گونه ای که مراد و معنا و مفهوم موضوعات سابق در روابط جدید جامعه تغییر می یابد و این تغییر در حساسیت ها، حوادث جدیدی را رقم می زند. حوادثی که قابلیت طرح در زمینه اجتماعی سابق را نداشت.
بد نیست به این سوال پاسخ دهیم که: چه حساسیت هایی در جامعه جهانی آن حضرت رخ می دهد که با حساسیت های قبل از حکومت جهانی حضرتش کاملا متفاوت است؟
آن حضرت حساسیت های دینی را زنده خواهد کرد. این ها غیر از حساسیت هایی است که حضرت نسبت به افکار، اخلاق و رفتار فردی ایجاد و تقویت می کند. بعضی از حساسیت های اجتماعی - سیاسی که حضرت آن را زنده کرده، به عنوان هنجارهای اجتماعی آن را جا می اندازد، به قرار ذیل است:
1. حساسیت در مقابل گناهان مردم در جامعه که از آن به عنوان نهی از منکر یاد می کنیم.(247)
2. حساسیت نسبت به اشاعه معروف ها که از آن به عنوان امر به معروف یاد می کنیم.
3. حساسیت نسبت به چگونگی عملکرد مسوولان که روایاتی تحت عنوان النصیحة الائمة المسلمین؛ نصیحت کردن به مسوولان حکومتی مسلمانان وارد شده است.
4. حساسیت نسبت به وضعیت مومنان که روایاتی تحت عنوان اهتمام به امور مسلمانان (سعی و کوشش در جهت رفع مشکل مسلمانان) وارد شده است.
آنچه ما را نسبت به زنده شدن و جلوه گر شدن این ارزش ها تحت عنوان هنجارهای اجتماعی امیدوار می کند، تعبیرهایی است که درباره آن حضرت در دعای ندبه آمده است.
عناوینی از قبیل: المدخر لتجدید الفرائض و السنن و المؤمل لاحیاء الکتاب و حدوده.(248)
بعد از مرحله توسعه انسانی نوبت به مرحله تغییر و تحول ساختاری می رسد. در این مرحله، ساختارهای حکومتی به گونه ای تحول پیدا خواهد کرد که قابلیت سازماندهی و سرپرستی نظام و تمایلات جدید را داشته باشد. در مرحله بعد، سهم مشارکت سیاسی مردم مشخص می شود. همچنان که در عبارت های قبل گفته شد، این توسعه سیاسی عادلانه خواهد بود. زیرا بر مبنای توسعه انسانی ای شکل گرفته است که ولی الله الاعظم حضرت مهدی (عج) آن را سرپرستی می کند. دیگر آن که این توسعه سیاسی کارآمدی دارد و کارآمدی آن در جهت قرب الهی است.

5/3. روش توسعه سیاسی در حکومت حضرت ولی عصر

سوالی در این جا مطرح می شود که پاسخ به آن ضروری است و آن پرسش این است: آیا روش و راهکارهای توسعه سیاسی آن حضرت کاملا ابداعی است یا آن که امکان دارد این روش ها مأخوذ از حکومت های دیگر باشد!
پاسخ این سوال از مطالبی که تا به حال گفته شد، تا حدودی مشخص می گردد. توضیح بیشتر آن که: یک مسئله برای ما مسلم است و آن این است که نظام توزیع قدرت و شیوه های مشارکت سیاسی در حکومت آن حضرت با دنیای کفر متفاوت خواهد بود. زیرا این شیوه ها مبتنی بر توسعه انسانی خاصی شکل می گیرد که با توسعه انسانی در دنیای کفر کاملا متفاوت است. از سوی دیگر ممکن است روش مشارکت سیای در حکومت عدل آن حضرت با روش مشارکت سیاسی در نظامی که مبتنی بر ولایت فقیه بوده است، در آغاز یکی باشد؛ لیکن با پیشرفت جامعه جهانی در پرتو ولایت آن حضرت، آن روش ها دگرگون و به روش های متکامل تری تبدیل خواهد شد.
نکته دیگری که ذکر آن حایز اهمیت است این است که: صحیح است که ما اجمالا می دانیم که در توسعه سیای آن حضرت، اصولی مانند شورا و تحزب وجود خواهد داشت،(249) لیکن آنچه که ما نمی دانیم این است که این اصول در چه قالبی و با چه کیفیتی در حکومت حضرت حضور خواهند داشت آیا کارکرد شورا و حزب گرایی به شکلی که در نظام جمهوری اسلامی ایران در قالب هایی نظیر مجلس شورای اسلامی، شوراهای اسلامی شهر و روستا، جناح های سیاسی، احزاب، انجمن های اسلامی و... هویدا شده است در حکومت آن حضرت هم به همین قالب و روش خود را نشان خواهد داد؟ پاسخ به این سوال چندان آسان نخواهد بود. ضمن این که این نکته را باید مد نظر قرار داد که روش های توسعه و مشارکت سیاسی به دنبال تغییر ساختارها به مرور زمان دچار دگرگونی می شود که در حکومت آن حضرت نیز چنین خواهد شد.