فهرست کتاب


انتظار موعود فصلنامه علمی - تخصصی ویژه امام مهدی (عج) سال چهارم، شماره پانزدهم، بهار 1384

مرکز تخصصی مهدویت

آیه ابتلاء ابراهیم (علیه السلام)

قرآن در آیه 124 سوره بقره از امتحان حضرت ابراهیم (علیه السلام) و آزمون هایی الهی سخن گفته و یادآور شده است که ابراهیم آزمون ها را با موفقیت کامل پشت سر گذاشت. در این هنگام خداوند او را به مقام امامت نایل ساخت. ابراهیم (علیه السلام) درباره این مقام برای فرزندان خویش سؤال کرد که آیا آنان نیز از چنین مقامی برخوردارند؟ خداوند در پاسخ او فرمود: این عهد و پیمان الهی شامل ظالمان از فرزندان او نمی شود. متن آیه چنین است:
و اذا ابتلی ابراهیم ربه بکلمات فأتمهن قال انی جاعلک للناس اماما، قال و من ذریتی، قال لاینال عهدی الظالمین.
ای پیامبر صلی الله علیه و آله، یادآور آنگاه که پروردگار ابراهیم او را به آزمون هایی مبتلا ساخت و او آن آزمون ها را به اتمام رسانید. خداوند به او فرمود: من تو را پیشوای مردم قرار دادم. ابراهیم گفت: از ذریه من نیز از امامت بهره ای خواهند داشت؟ خداوند به او فرمود: عهد من شامل حال ظالمان نمی شود.

آزمون ابراهیم

هدف از آزمایش انسان ها به طور معمول این است که توانمندی و شایستگی افراد نسبت به کاری برای آزمایش کننده، آزمایش شونده و افراد دیگر معلوم شود. اما از آنجا که چیزی بر خداوند پوشیده نیست، فلسفه امتحان الهی بروز شایستگی و توانمندی افراد برای خود آنان و دیگران است. نتیجه نهایی آزمون های الهی هم شکوفا شدن استعدادها و فعلیت یافتن آن هاست تا بدین وسیله شایستگی بهره مندی از پاداش های خداوند را به دست آوردند و به کمال مقصود دست یابند. البته کسانی که به دلیل غفلت و سستی از این آزمون ها مردود گردند، مستحق کیفر و شقاوت خواهند شد امیرالمومنین (علیه السلام) در این باره فرموده است:
خداوند با اینکه عالم تر از همه به حال بندگان خویش است آنان را با اموال و فرزندان می آزماید تا به این وسیله استحقاق آنان را نسبت به پاداش و کیفر آشکار سازد.(83)
درباره این که آزمون ابراهیم چگونه انجام گرفته است، و مقصود از کلمات در آیه مورد بحث چیست، آرای گوناگونی نقل شده است:
الف: از امام صادق (علیه السلام) روایت شده که آزمون ابراهیم این بود که در خواب دید فرزندش اسماعیل را ذبح می کند.
به نظر می رسد آنچه در این روایت آمده، به عنوان یکی از مهم ترین آزمون های حضرت ابراهیم (علیه السلام) بوده است و نه آنکه این، تنها آزمون ابراهیم بوده است.
ب : از ابن عباس در این باره سه تفسیر نقل شده است:
1. خصلت ها یا سنت های دهگانه ای بود که همگی به نظافت و طهارت بدن مربوط می شدند.(84)
2. سی خصلت یا دستورالعمل از شریعت اسلامی بوده است.(85)
3. مقصود مناسک حج است.
ج: حسن بصری می گوید: منظور از کلمات، امتحان های ابراهیم هستند، که به واسطه احتجاج او با پرستشگران ستارگان و ماه و خورشید، ذبح فرزندش اسماعیل، افکندن او در آتش و هجرت او از زادگاهش، صورت گرفت.
د: ابو علی جبایی گفته است: مقصود، آزمودن ابراهیم به همه طاعات عقلی و شرعی است.
ه: مجاهد گفته است: مقصود از کلمات، جمله ...قال انی جاعلک للناس اماما... و آیات پس از آن است. بر این اساس، امامت از موارد امتحان ابراهیم بوده است نه مقاصد، که پس از امتحان به وی اعطا شده باشد.
امین الاسلام طبرسی پس از نقل قول های یاد شده می گوید: الایة محتملة بجمیع هذه الاقاویل التی ذکرناها(86)؛ آیه، همه اقوال یاد شده را بر می تابد.
ولی از نظر علامه طباطبایی آنچه از مجاهد نقل شده است قابل اعتنا نیست؛ زیرا در قرآن اطلاق کلمات بر بخش هایی از کلام، معهود نیست.(87)
ابن جریر طبری پس از نقل قول های یاد شده (به جز قول اول) گفته است:
خداوند خبر داده است که ابراهیم را به کلماتی که آن ها را به او وحی کرده، آزموده است. همچنین خبر داده است که او این آزمون ها را به صورت کامل انجام داده است. اما نسبت به این که آن کلمات چه بوده است، احتمال دارد همه مواردی که نقل شده یا برخی از آن ها درست باشد؛ زیرا ابراهیم (علیه السلام) - مطابق آنچه درباره او به ما رسیده است - همه آزمون های یاد شده را انجام داده است. ولی در مورد کلمات در آیه مورد بحث نه می توان گفت که همه آن ها مقصود است و نه می توان گفت بعضی خاص مورد نظر است؛ زیرا در این باره روایت معتبری در دست نیست.(88)
ابن کثیر نیز نظریه مجاهد را مخالف سیاق می داند و نظریه طبرسی را - که همه اقوال را احتمال داده است - بر می گزیند.
قرطبی از ابو اسحاق زجاج نقل کرده که گفته است: قول های مختلف در تفسیر کلمات با یکدیگر ناسازگار نیستند؛ زیرا ابراهیم با همه آن ها مورد امتحان قرار گرفته است.(89)
در این باره می توان گفت که گرچه در کلام الهی منظور از کلمات بیان نشده است، ولی از سیاق آیه به دست می آید که کلمات هر چه بوده، در اثبات و اظهار شایستگی حضرت ابراهیم برای نیل به مقام امامت تأثیر داشته است.(90)
با توجه به احادیثی که از ائمه اطهار (علیه السلام) روایت شده است، خداوند مقام امامت را پس از مقام خلت به ابراهیم اعطا کرده است.(91) مقام خلت آن است که انسان غرق در محبت و دوستی خداوند گردد و در راه او از مال، جان و فرزند درگذرد. بر این اساس می توان گفت که امتحان هایی چون ذبح فرزند، افکنده شدن در آتش توسط نمرود و حجرت از وطن و گذاردن فرزندان خویش در سرزمین سوزان عربستان از جمله کلمات و آزمون های مورد نظر در آیه مورد بحث می باشد.
این مطلب نیز روشن شد که این آزمون ها در دوران نبوت و رسالت او انجام گرفته است.

امامت ابراهیم (علیه السلام)

اکنون باید دید مقصود از مقام امامتی که پس از آزمون های الهی از جانب خداوند به ابراهیم (علیه السلام) اعطا شده است چیست؟ در این باره نیز آرای مختلفی بیان شده است:
1. برخی از مفسران، امامت ابراهیم (علیه السلام) در آیه مورد بحث را به نبوت تفسیر کرده اند. فخرالدین رازی، شیخ محمد عبده و مصطفی المراغی این دیدگاه را برگزیده اند.(92)
عده ای امامت ابراهیم (علیه السلام) را به پیشوایی جهانی برای نسل های پس از وی تفسیر نموده اند. ابن جریر طبری این تفسیر را برگزیده است.(93)
گروهی دیگر، امامت ابراهیم (علیه السلام) را به زعامت و رهبری سیاسی معنا کرده اند. شیخ طوسی، امین الاسلام طبرسی از این دسته اند.(94)
به اعتقاد علامه طباطبایی امامت ابراهیم (علیه السلام) در آیه مورد بحث به معنای هدایت گری باطنی است. این هدایت از سنخ راهنمایی و نشان دادن راه نیست، بلکه از مقوله رسانیدن به مقصود و مطلوب است.(95)
تفسیر نخست نادرست است؛ زیرا بدون شک، همه یا برخی از آزمون هایی که حضرت ابراهیم (علیه السلام) پشت سر گذاشتند و بدان جهت شایسته رسیدن به مقام امامت گردید، در دوران نبوت و پیامبری او رخ داده است. در این، صورت، تفسیر امامت به نبوت از قبیل تحصیل حاصل بوده و نادرست است. گذشته از این، حضرت ابراهیم (علیه السلام) مقام امامت را بری فرزندان خود نیز در خواست کرد. چنین در خواستی آن گاه معقول است که وی در آن زمان دارای فرزندان باشد یا امید داشتن فرزند در آینده را داشته باشد. در حالی که از آیات قرآن به دست می آید که ابراهیم (علیه السلام) تا دوران کهن سالی فرزند نداشت و حتی وقتی فرشتگان به او مژده فرزند دادند، شگفت زده شد:
قال أبشر تمونی علی أن مسنی الکبر فهم تبشرون؛(96)
گفت: آیا مرا به داشتن فرزند بشارت می دهید در حالی که سالخورده شده ام؟ به چه چیز بشارت می دهید؟!
در جایی دیگر نیز یادآور شده است که ابراهیم (علیه السلام) در دوران پیری دارای فرزند شد و خدا را بر چنین نعمتی سپاس گفت:
الحمد الله الذی وهب لی علی الکبر اسماعیل و اسحاق...؛(97)
سپاس خدایی را که در دوران سال خوردگی اسماعیل و اسحاق را به من عطا فرمود....
با توجه به نکات یاد شده، تفسیر امامت ابراهیم (علیه السلام) - در آیه مورد بحث - به نبوت، پذیرفته نیست.
تفسیر دوم نیز قابل قبول نمی باشد؛ زیرا ابراهیم (علیه السلام) مقام امامتی را که به وی عطا گردید، برای فرزندان خویش نیز در خواست کرد و خداوند در خواست او را در حق آن دسته از فرزندانش که از ستم گری و تباهی منزه می باشند پذیرفت. بنا بر این مقام امامت به وی اختصاص نداشت تا گفته شود او امام همه انسان های پس از خودت بود. گذشته از این، چگونه ابراهیم (علیه السلام) پیشوای پیامبرانی چون موسی، عیسی و رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله بوده است که خود آنها آورنده شریعت جدید از جانب خداوند بودند - اما این که قرآن کریم بر اسوه و الگو بودن ابراهیم (علیه السلام) تأکید می ورزد بدان جهت است که یهود و نصارا خود را ادامه دهندگان روش ابراهیم (علیه السلام) معرفی می کردند و مدعی بودند که آیین آنها آیینی است توحیدی و تمام عیار، قرآن کریم برای رد این ادعای بی اساس، تأکید می کند که آیین ابراهیم (علیه السلام) آیین توحیدی خالص بود و از شرک و غلو پیراسته بود، در حالی که اهل کتاب به چنین انحرافاتی گرفتار شده اند.
تأکید بر شخصیت های بزرگ الهی به عنوان نمونه مجسم برای هدایت افراد بشر، روشی است که قرآن کریم پیوسته از آن بهره می گیرد؛ چنان که از حضرت ابراهیم (علیه السلام) نیز به عنوان شیعه نوح یاد کرده و می فرماید: (و ان من شیعته لابراهیم)(98) یقینا مقصود این نیست که نوح (علیه السلام)، امام و پیشوای ابراهیم (علیه السلام) است، بلکه مقصود این است که روش ابراهیم (علیه السلام) با روش توحیدی حضرت نوح کاملا هم آهنگ می باشد.
بنابراین، دو قول نخست قابل قبول نیست اما دو نظریه دیگر هر یک از جهتی قابل تأمل و دقت است؛ زیرا از یک سو به مقتضای اصل اولی، هیچ کس بر دیگری ولایت ندارد و نمی تواند در امور او تصرف کند و درباره او تصمیم بگیرد ولی امام از جانب خداوند چنین ولایتی را دارد. بنا بر این می توان تصور کرد که حضرت ابراهیم (علیه السلام) در آغاز بر مردم ولایت تبلیغی و ارشادی داشت و آنگاه خداوند ولایت زعامت امامت را نیز به او عطا کرده است. البته این تفسیر در گرو آن است که مقام زعامت و رهبری سیاسی را عملا از نبوت و پیامبری جدا بدانیم. در این که مقام نبوت از نظر ماهیت با مقام امامت تفاوت دارد سخنی نیست، ولی تفکیک آن دو در مقام عمل مشکل است. از آیات قرآن به دست می آید پیامبرانی که از جانب خداوند برای هدایت بشر مبعوث شده اند، دارای مقام حکومت و زعامت سیاسی نیز بوده اند، چرا که آنان مسؤولیت برقراری عدل در جامعه بشری را بر عهده داشتند. بدیهی است دست یافتن به چنین هدفی بدون داشتن مقام امامت و رهبری سیاسی امکان پذیر نیست.
با توجه به نکات یاد شده، دیدگاه علامه طباطبایی در تفسیر امامت ابراهیم (علیه السلام) استوارتر به نظر می رسد. این دیدگاه هم با سیاق آیه مورد بحث تناسب دارد و هم با آیه های دیگری که امامت برخی از پیامبران الهی را بازگو کرده است؛ زیرا بدون شک داشتن چنین مقام و منزلتی به آزمون های سختی نیاز دارد تا شخصیت معنوی یک پیامبر به مراتب عالی نایل گردد و از چنان قدرت روحی و معنوی برخوردار شود که بتواند در دل های آماده هدایت، تأثیر گذارد؛ نه تنها راه هدایت را به آنان بنمایاند، بلکه آنان را از درون، دستگیری کند و به منزلگه مقصود برساند. در چنین شرایطی است که پیامبر در کنار مقام نبوت و رسالت، از مقام امامت - به معنی هدایت درونی - نیز برخوردار می گردد. با استناد به امر تکوینی الهی اقدام به هدایت تکوینی می کند:
وجعلنا منهم ائمة یهدون بأمرنا لما صبروا و کانوا بایاتنا یوقنون؛(99)
برخی از بنی اسرائیل (پیامبرانشان) را - که بردباری پیشه کردند و به مقام یقین به آیات الهی نایل گردیدند - پیشوا قرار دادیم که با استناد به امر (تکوینی ما) مردم را هدایت می کردند.
البته، از آن جا که این مقام به حضرت ابراهیم (علیه السلام) اختصاص نداشته است و دیگر پیامبران الهی نیز - چنان که از آیه قبل و آیه 73 سوره انبیاء به دست می آید - دارای چنین مقامی بوده اند، باید گفت امامت حضرت ابراهیم (علیه السلام) آن چنان بلند مرتبه بوده است که به صورت خاصی منعکس شده است؛ همان طور که قرآن کریم از حیات جاودانه شهیدان به صورت ویژه یاد کرده است، در حالی که حیات پس از مرگ، به شهیدان اختصاص ندارد.
به هر حال امامت در معنای اخیر، با امامت مورد بحث در کلام اسلامی، کاملا مرتبط است؛ زیرا در این جا سخن درباره جانشینی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به عنوان پیشوای امت اسلامی است. آنچه با پیامبر صلی الله علیه و آله پایان پذیرفته است نبوت و شریعت است و شئونات دیگر پیامبر صلی الله علیه و آله که زعامت سیاسی و هدایت معنوی از آن جمله است، پس از وی ادامه خواهد داشت؛ چرا که دلیلی بر پایان یافتن آن ها وجود ندارد، بلکه مقتضای دلایل عقلی و نقلی استمرار آن هاست: آیه ولایت (مائده، 55) آیه اولی الامر، (نساء، 95) آیه اکمال دین، (مائده، 3) و نظایر آن، گواه این ادعاست.