شرح صد کلمه قصار از امام علی علیه السلام

حاج شیخ عباس قمی (رضوان الله علیه)

کلمه 73:

متن حدیث :
ما آکثر العبر و اقل الاعتبار.(209)
ترجمه :
چه بسیار است مواضع عبرت و پند و اندکست عبرت گرفتن از آن.
کاخ جهان پر است ز ذکر گذشتگان - لکن کسیکه گوش کند این ندا کم است
قال رسول الله صلی علیه و آله: اغفل الناس من لم یتعظ بتغیر الدنیا من حال الی حال.(210)
یعنی رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: که غافلترین مردم کسی است که پند نگیرد بسبب تغیر دنیا از حالی بحالی.(211)
که را دانی از خسروان عجم - زعهد فریدون ضحاک و جم
که بر تخت و ملکش نیامد زوال - نماند مگر ملک ایزد تعال
کرا جاودان ماندن امید هست - که کس را نبینی که جاوید هست
نقل است که چون مرده را از منزلش حرکت میدهند بقبرستان ببرند رو باهل و عیال خود میکند و میگوید: یا اهلی اولادی لا تلعب بکم الدنیا کما لعبت بی یعنی ای اهل و اولاد من دنیا شما را فریب ندهد چنانکه مرا فریب داد.
چه ما را بغفلت بشد روزگار - تو باری دمی چند فرصت شمار

کلمه 74:

متن حدیث :
ما عال من اقتصد.(212)
ترجمه :
فقیر و درویش نگشت کسیکه در مخارج خود میانه روی کرد و بقدر حاجت متعارف بیشتر صرف نکرد چه آنکه این مقدار را که شرط حیوة او است حقتعالی متکفل شده از برای او در مدت بقاء او لاجرم باو می رسد و خداوند حمید در قرآن مجید پیغمبر صلی الله علیه و آله را نیز امر بحد وسط فرمود: فی قوله: ولا تجعل یدک مغلولة الی غنقک ولا تبسطها کل البسط فتقعد ملوماً محسوراً.(213)
یعنی و مگردان دست خود را بسته شده بگردن خود و مگشا آنرا تمام گشادن پس بنشینی نکوهیده با حسرت.
و هم در حق عباد مؤمنین فرموده: والذین اذا انفقوا لم یسرفوا و لم یقتروا و کان بین ذلک قواماً.(214)
و آنانکه هر گاه نفقه کنند اسراف نکنند و تنگ نگیرند و باشد انفاق ایشان ما بین اسراف و تنگ گیری بحد اعتدال.(215)

کلمه 75:

متن حدیث :
ما قال الناس لشی ء طوبی له الا و قد خبأ له الدهر یوم سوء.(216)
ترجمه :
نگفتند مردمان برای چیزی این که را خوشا بحال او مگر آنکه پنهان کرد روزگار غدار از برای او روز بد را که ضرر رسانید باو در آخر کار.
و این مطلب موافق تجربه و عیان است و محتاج به بیان نیست.
قال النبی صلی الله علیه و آله ما امتلات دار حبرة الا امتلات عبرة و ما کانت فرحة الا یتبعها ترحة.(217)
یعنی رسولخدا صلی الله علیه و آله فرمود که پر نشد خانه ای از سرور مگر آنکه پر شد از باریدن اشک و نمیباشد سروری مگر آنکه دنبال او خواهد بود حزنی.
هرگز بباغ دهر گیاهی وفا نکرد - هرگز ز دست چرخ خدنگی خطا نکرد
خیاط روزگار ببالای هیچکس - پیراهنی ندوخت که آخر قبا نکرد