فهرست کتاب


آموزش دین

علامه سید محمد حسین طباطبائی

بیع

بیع چیست؟
بیع بمعنی فروش و معاوضه مالی است بمالی باین نحو که مالک کالا که فروشنده نامیده می شود مالکیت کالای خود را در مقابل قیمت پولی که دریافت می کند بطرف واگذار کند و طرف نیز که خریدار نامیده می شود در مقابل دریافت کالا پول خود را بفروشنده ارزانی دارد.
چنانکه پیدا است بیع از عقود است و در تحقق خود نیازمند بدو طرف (فروشنده و خریدار) می باشد و بنابراین باید شرائط عمومی عقود را مانند بلوغ و عقل و قصد و اختیار دارا باشد.
لزوم بیع:
بیع از عقود لازمه است یعنی پس از تحقق عقد یکی از متعاقدین (فروشنده یا خریدار) نمی تواند آنرا بهم بزند.
ولی نظر باینکه گاهی از انجام بیع در اثر غفلت یا اشتباه کلاه بر سر فروشنده یا خریدار رفته ضرر قابل توجهی متوجه او می شود و لزوم بیع در چنین مواردی مخالف مصالح عمومی است شارع اسلام برای جلوگیری از این مفسده بدو امر دست زده است:
اولا اقاله و آن اینست که در صورتیکه یکی از متبایعین از معامله پشیمان شده از متبایع دیگر تقاضای بهم زدن معامله را نماید، مستحب است اجابت نموده معامله را بهم زند.
ثانیاً خیار، و آن تسلط خاصی است که معامله کننده می تواند از آن استفاده نموده معامله را بهم زند.
خیارات معروف چند تا است:
1 - خیار مجلس: تا مجلس عقد بهم نخورده هر دو طرف حق بهم زدن معامله را دارند.
2 - خیار غبن، و آن اینست که یکی از طرفین عقد فریب خورده در معامله زیان دیده باشد، مثلا کالا بکمتر از ارزش واقعی خود فروخته شود یا به بیشتر از آن خریده شود، در اینصورت آنکه مغبون شده می تواند فوراً معامله را بهم زند.
3 - خیار عیب، هرگاه پس از انجام یافتن معامله، خریدار در کالا عیبی یابد می تواند معامله را بهم زند یا تفاوت قیمت را بگیرد.
4 - خیار حیوان، در معامله حیوانات مانند گوسفند و اسب تا سه روز خریدار حق دارد معامله را فسخ کند.
5 - خیار شرط، اگر فروشنده یا خریدار یا هر دو در معامله خود شرطی کردند می توانند در صورت تخلف شرط، معامله را بهم بزنند.
نقد و نسیه و سلم:
بیع از نظر پرداختن و تسلیم کالا و پول آن چهار قسم است:
1 - اینکه کالا و پول آن با انجام یافتن معامله عیناً رد و بدل شوند این بیع را نقد گویند.
2 - اینکه کالا وقت معامله تسلیم خریدار شود ولی پرداخت پول بتأخیر افتد و این بیع را نسیه نامند.
3 - سوم بعکس قسم دوم پول نقداً پرداخته شود تسلیم کالا ببعد موکول گردد و این بیع را سلم گویند.
4 - بعکس قسم اول تسلیم کالا و پول آن هر دو بتأخیر افتد و این را بیع مالی بکالی نامند.
از این اقسام سه قسم اول صحیح و قسم چهارم باطل است.

...................) Anotates (.................
1) سوره مائده، آیه 48.
2) سوره حدید، آیه 4.

3) انفال، آیه 48.

4) سوره هود آیه 112.

5) سوره شمس آیه 9.

6) کسانی را که از مذهب مجوس به مذهب یهود تمایل پیدا کرده و دین متوسطی میان مجوسیت ویهودیت دارند صائبی می گویند.
7) سوره بقره، آیه 62.

8) سوره بقره آیه 213.

9) سوره زخرف آیه 87.

10) سوره لقمان، آیه 25.

11) سوره جاثیه آیه 5.

12) سوره یونس آیه 35.

13) سوره عصر آیه 3.

14) سوره فرقان آیه 44.

15) سوره انعام آیه 133.

16) سوره طه آیه 8.

17) سوره انبیاء آیه 22.

18) سوره حدید آیه 2 - 3.

19) سوره مائده آیه 20.

20) سوره ملک آیه 14.

21) سوره ابراهیم آیه 34.

22) سوره اعراف آیه 155.

23) سوره طه آیه 50.

24) سوره نساء آیه 165.

25) سوره جن آیه 26 - 28.

26) سوره انبیاء آیه 25.

27) سوره شوری آیه 8 - 2.

28) یونس، آیه 47.

29) رعد آیه 7.

30) در مصر شاه را فرعون می گفتند.

31) عهدنامه را موریانه خورده بود.

32) سوره اعراف، آیه 157.

33) سوره بقره آیه 89.

34) سوره حشر آیه 9.

35) سوره ضحی آیه 8.

36) سوره عنکبوت آیه 47.

37) سوره بقره آیه 23.

38) سوره آل عمران آیه 64.

39) سوره اعراف آیه 158.

40) سوره یوسف آیه 108.

41) سوره مائده آیه 67.

42) سوره حدید آیه 16.

43) سوره احقاف آیه 30.

44) سوره اسراء آیه 9.

45) سوره روم آیه 30.

46) سوره ابراهیم آیه 1.

47) پیامیرانی مژده دهند و بیم دهنده فرستادیم تا مردم را بر خدا حجت نباشد.

48) عثمان بنوشته تواریخ هر چه از معاویه درخواست کمک کرد معاویه جواب مساعد نداد ولی بعد از اینکه کشته شد بدعوی خونخواهی او با امیرالمؤمنین بجنگ پرداخت.

49) مخرج بول فقط با آب پاک می شود و مخرج غائط را می شود با آب شست یا با سه قطعه سنگ و مانند آن پاک نمود و این در صورتی است که غائط از محل تجاوز نکرده باشد وگرنه با غیر آب پاک نمی شود ضمناً یادآور می شود که اگر غائط با سه قطعه سنگ برطرف نشد باید بقدری اضافه کنند که مخرج کاملا پاکیزه شود.

50) آب بر دو قسم است؛ کر و قلیل آب کر از 128 من تبریز بیست مثقال کم است که تقریباً 384 کیلوگرم می شود و اگر نجاستی بآن برسد نجس نمی شود.
آب قلیل آبی است که از کر کمتر باشد و چنانچه نجاستی بآن برسد نجس می شود و پاک شدنش به این است که بآب جاری یا باران متصل شود یا یک کو بر آن اضافه کنند.

51) یعنی با آب مال خود انسان باشد یا صاحبش به وضو گرفتن با آن راضی باشد.

52) نمازهای یومیه عبارتند از: نماز صبح دو رکعت، نماز ظهر و عصر هر کدام چهار رکعت نماز مغرب سه رکعت؛ نماز عشاء چهار رکعت.

53) اگر چوب یا چیزی مانندآنرا راست در زمین هموار فرو برند صبح که خورشید بیرون می آید سایه آن بطرف مغرب می افتد و هر چه آفتاب بالا آید این سایه کم می شود در اول ظهر بآخرین درجه کمی می رسد و ظهر که گذشت سایه آن بطرف مشرق بر می گردد و هر چه خورشید رو بمغرب می رود سایه زیادتر می شود بنابراین وقتی سایه بآخرین درجه کمی رسید و دو مرتبه رو بزیاد شدن گذاشت معلوم می شود ظهر شده، ولی باید یادآور شد که در بعضی شهرها مانند مکه موقع ظهر سایه بکلی از بین می رود و در این شهرها بعد از آن که سایه دوباره پیدا شد معلوم می شود که ظهر شده است.

54) مغرب تقریباً پانزده دقیقه بعد از غروب آفتاب است و علامتش ا نست که سرخی طرف مشرق که بعد از غروب آفتاب پیدا می شود از بین برود.

55) نصف شب شرعی یازده ساعت و یکربع بعد از ظهر است.

56) نزدیک اذان صبح از طرف مشرق سفیده ئی رو ببالا حرکت می کند که آن را فجر اول یا فجر کاذب می گویند موقعی که آن سفیده پهن شد فجر دوم و موقع اذان و اول وقت نماز صبح است.

57) بعد از حمد و سوره دستها را رو بروی صورت گرفته و هر ذکری بخواهد می گوید مثلا می گوید: ربنا آتنا فی الدنیا حسنه و فی الاخره حسنه و قنا عذاب النار.

58) تشهد عبارت است از گفتن این جملات: اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له و اشهد ان محمد عبده و رسوله اللهم صل علی محمد و آل محمد.

59) سلام باین صورت انجام می شود السلام علیم ایها النبی و رحمه الله و برکاته السلام علینا و علی عباد الله الصالحین السلام علیکم و رحمه الله و برکاته.

60) سوره نساء آیه 127.

61) از جمله این هزار تن 700 نفر بنی قریظه هستند که بدستور داوری که خود انتخاب کرده بودند کشته شدند.

62) در حدود سه گرم و نیم.

63) دو حکم از احکام ضمان:
1 - اگر کسی ملک دیگری را غصب کند یعنی بدون اذن مالک دست روی آن گذاشته نگذارد مالک در ملک خودش تصرف کند، بحکم اسلام باید هر چه زودتر آن را بصاحبش برگرداند و اگر از بین رفته مثل قیمتش را بدهد. و چنانچه بواسطه غصب زیانی بصاحب مال وارد آمد از عهده آن برآید.
2 - اگر بدون اجازه مالک در ملک او تصرف کند ولی از تصرف مالک جلوگیری نکند فقط باید خود مال؛ و اگر تلف شده مثل یا قیمتش را بدهد.
بجز آنکه گفتیم احکام و مسائل ضمان بسیار است و برای دانستن آنها باید بکتابهای فقهی رجوع شود.

64) بترتیب 2/1 و 4/1 و 8/1 و 3/2 و 3/1 و 6/1.