فهرست کتاب


آموزش دین

علامه سید محمد حسین طباطبائی

دو اصل متمم اصل مالکیت:

تسلط کامل مالک بر ملک خود و آزادی وی در هر تصرف مشروعی که بخواهد ممکن است از دو راه بخطر افتد:
1 - از راه تجاوز دیگران مانند اینکه کسی دست روی ملک او بگذارد و راه استفاده را بروی ببندد.
2 - از اینراه که دیگران کاری کنند که بمالک ضرر و زیان وارد آید.
شارع اسلام برای جلوگیری از خطرهای نامبرده دو اصل دیگر تأسیس فرموده که جریان اصل مالکیت را خودبخود تأمین می کند و باصطلاح ضامن اجراء و نگهدار آن است.
1 - اصل ضمان - اسلام روی این اصل دستور می دهد که هر کس بر مال دیگری دست یابد ضامن آنست یعنی باید آنمال را بصاحبش برگرداند و اگر از بین رفته مثل یا قیمتش را بدهد.
دلیل این دستور گفتار پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) است که فرمود علی الید ما اخذت حتی تؤدی(63).
2 - قاعده لاضرر - این قاعده از حدیث نبوی لا ضرر و لا ضرار فی الاسلام استفاده می شود. بموجب این قاعده هر حکم اسلامی که اجراء آن در پاره ای از موارد ضرر مالی یا جانی بکسی برساند آن حکم در آن مورد قابل اجراء نیست.

چیزهائی که می شود تملک کرد:

در دین مقدس اسلام چیزهائی را می توان تملک نمود که:
1 - فائده قابل توجهی داشته باشد بنابراین حشرات مثلا قابل تملک نیست.
2 - فائده نامبرده حلال باشد، بناباین اسباب قمار و آلات موسیقی و مانند اینها که فائده حلالی ندارند ملک کسی نمی شوند.
3 - فائده حلال نامبرده قابل اختصاص بفرد یا افرادی باشد؛ بنابراین مساجد و جاده های عمومی و مانند اینها که مربوط به همه افراد اجتماع است ملک کسی نمی شوند.

چیزهائیکه انسان بوسیله آنها مالک می شود:

در جامعه های بشری برای مالک شدن وسائل زیادی هست، اما بعضی از آنها مانند قمار و شرطبندی و ربا و رشوه خواری چون بضرر جامعه تمام می شود اسلام آنها را لغو فرموده و در وسائل دیگری مانند بیع و اجاره وهبه و جعاله که بنفع اجتماع است تعدیلاتی بعمل آورده و آنها را پذیرفته است. و بطور کلی وسیله مالک شدن از نظر اسلام دو چیز است:
1 - آنکه در انجام آن عملی لازم است مانند خرید و فروش که برای انجام آن باید عقد بیع بخوانند یا داد و ستد نمایند.
2 - آنکه بعملی احتیاج ندارد مانند وفات که بوسیله آن اموال مالک بورثه اش منتقل می شود و لفظ یا عمل دیگری لازم نیست.
نظر باهمیتی که احکام ارث و نکاح در اجتماع دارد بذکر کلیات مسائل آنها می پردازیم.