فهرست کتاب


آموزش دین

علامه سید محمد حسین طباطبائی

راههای برده گیری:

چنین تصور می شود که این رسم کهن در میان بشر بطور خود سرانه و گزاف جاری نبوده که هر کی بهر جور که بخواهد می تواند دیگری را بملک خود درآورد؛ بلکه بردگی با یکی از این راهها انجام میشده:
1 - جنگ و پیروزی؛ از روزگار پیشین اگر یکی از دو دشمن حیاتی بر دیگری چیره می گشت و افرادی را به اسارت می برد؛ برای این اسیران جنگی ارزش و احترام انسانی قائل نبود بلکه بخود حق می داد که هر طور که بخواهد با آنان رفتار نماید. بشکد یا ببخشد و آزاد نماید یا بعنوان بردگی نزد خود نگهدارد و از او بهره برداری نماید.
2 - تولید و تربیت؛ پدران خانواده چون سرپرست خانواده بودند و فرزندان خود را دارای شخصیت اجتماعی ندانسته بلکه تابع خانواده و مملوک محض خود می شمردند؛ و هر تصمیمی که درباره آنان می گرفتند خود را ذی حق می دانستند از این رو در هنگام احتیاج فرزندان خود را می فروختند و باستناد همین اصل گاهی زنان را نیز بفروش می رساندند.
3 - مردمان نیرومند که خود را فوق دیگران می پنداشتند فرمان خود را در اداره و عمل مردم نافذ دیده ایشان را بنده و برده می آوردند؛ حتی بسیاری از شاهان نیرومند، خود را شایسته خدائی دیده مردم را به پرستش خویش وا می داشتند اینان در برده گرفتن مطلق العنان بوده هر کس از زیردستان را که می خواستند به بردگی خود اختصاص می دادند.

نظر اسلام در موضوع برده:

اسلام بردگی را از راه فروش فرزند و زن و نیز از راه زورگوئی و قلدری منع نموده است.
بنظر اسلام هر انسانی که در راه انسانیت قدم می گذارد و لااقل دشمن اصول انسانیت نیست آزاد می باشد و هیچکس نمی تواند او را به بردگی بگیرد.
ولی آنکس که دشمن جان انسانیت است و دانسته و فهمیده زیر بار اصول آدمیت نمی رود و با هستی خود آن را بنابودی تهدید می کند هرگز دارای ارزش و احترام انسانی نیست و نباید در اراده و عمل خود آزاد باشد. و بردگی جز این نیست که آزادی عمل و اراده از انسان سلب شود و اراده دیگری بر وی حکومت نماید.
و به سبب همین اصل جهانی که همواره مورد تصدیق جهانیان بوده و هست؛ اسلام اسیران جنگی را که از کافران حربی گرفته می شوند چون دشمن حقیقی انسانیت هستند ببردگی یعنی سلب آزادی اراده و عمل محکوم می کند.
و این روش که اسلام با اسیران جنگی معمول دانسته همان است که دیگران معمول می دارند، ملتی که پس از جنگ تسلیم بی قید و شرط ملت فاتح می شود تا وقتی که صلح رسمی میانشان برقرار نشده به سلب آزادی اراده و عمل محکوم می نمایند.
تنها اختلافاتی که این ملل با اسلام دارند اینست که اسلام آنان را بنام برده می خواند و این ملتها از بکار بردن این لفظ سر باز می زنند و البته روشی که خود را زنده و راهنمای جامعه بشر می داند نباید اساس تعلیمات خود را بر اساس نامگذاری استوار نماید.

بررسی نظر اسلام و دیگران:

از بحث گذشته معلوم شد که قرارداد همگانی الغاء بردگی بجای اینکه گرهی تازه در کار اسلام بزند گرهی را گشوده است، زیرا در حقیقت اجراء یکی از مواد دینی اسلام است، زیرا موضوع فروش زن و فرزند که به این وسیله از بین رفته همانست که اسلام در سیزده قرن پیش آنرا لغو نموده است و راه بردگی اسرای جنگی را که اسلام باز گذاشته از آنچا که بشر همیشه بچنین حکمی نیاز دارد هرگز بسته نخواهد شد؛ تنها چیزیکه هست اسلام آنرا برده نامیده ولی دیگران اسم برده را بزبان نیاورده رسم بندگی را تثبیت می نمایند و استفاده ای را که مسلمانان صدر اسلام از بردگان می نمودند دولتهای امروز از اسیران جنگی و ملت های شکست خورده می کنند.