فهرست کتاب


آموزش دین

علامه سید محمد حسین طباطبائی

برده گیری در اسلام

طبق شواهدی که در دست است تا انسان بوده اینفکر نیز با وی بوده است که انسان را نیز مانند کالاهای دیگر می توان تملک نمود.
در مصر قدیم و هند و ایران و عربستان و روم و یونان و سایر ممالک اروپا و آمریکا برده گیری رواج داشت و میان یهود و نصاری نیز معمول بود اسلام هم با تعدیلاتی که در این موضوع بعمل آورد آنرا مجاز دانست.
دولت انگلستان اولین دولتی بود که با روش برده گیری مخالفت کرده و در سال 1833 رسماً برده گیری را لغو نمود، و پس از آن دول دیگر یکی پس از دیگری از این روش پیروی کردند تا سال 1890 در مجلسی که در بروکسل منعقد شد بعنوان یک قانون عمومی بردگی را منع کردند و بدین ترتیب برده فروشی از جهان رخت بربست.

راههای برده گیری:

چنین تصور می شود که این رسم کهن در میان بشر بطور خود سرانه و گزاف جاری نبوده که هر کی بهر جور که بخواهد می تواند دیگری را بملک خود درآورد؛ بلکه بردگی با یکی از این راهها انجام میشده:
1 - جنگ و پیروزی؛ از روزگار پیشین اگر یکی از دو دشمن حیاتی بر دیگری چیره می گشت و افرادی را به اسارت می برد؛ برای این اسیران جنگی ارزش و احترام انسانی قائل نبود بلکه بخود حق می داد که هر طور که بخواهد با آنان رفتار نماید. بشکد یا ببخشد و آزاد نماید یا بعنوان بردگی نزد خود نگهدارد و از او بهره برداری نماید.
2 - تولید و تربیت؛ پدران خانواده چون سرپرست خانواده بودند و فرزندان خود را دارای شخصیت اجتماعی ندانسته بلکه تابع خانواده و مملوک محض خود می شمردند؛ و هر تصمیمی که درباره آنان می گرفتند خود را ذی حق می دانستند از این رو در هنگام احتیاج فرزندان خود را می فروختند و باستناد همین اصل گاهی زنان را نیز بفروش می رساندند.
3 - مردمان نیرومند که خود را فوق دیگران می پنداشتند فرمان خود را در اداره و عمل مردم نافذ دیده ایشان را بنده و برده می آوردند؛ حتی بسیاری از شاهان نیرومند، خود را شایسته خدائی دیده مردم را به پرستش خویش وا می داشتند اینان در برده گرفتن مطلق العنان بوده هر کس از زیردستان را که می خواستند به بردگی خود اختصاص می دادند.

نظر اسلام در موضوع برده:

اسلام بردگی را از راه فروش فرزند و زن و نیز از راه زورگوئی و قلدری منع نموده است.
بنظر اسلام هر انسانی که در راه انسانیت قدم می گذارد و لااقل دشمن اصول انسانیت نیست آزاد می باشد و هیچکس نمی تواند او را به بردگی بگیرد.
ولی آنکس که دشمن جان انسانیت است و دانسته و فهمیده زیر بار اصول آدمیت نمی رود و با هستی خود آن را بنابودی تهدید می کند هرگز دارای ارزش و احترام انسانی نیست و نباید در اراده و عمل خود آزاد باشد. و بردگی جز این نیست که آزادی عمل و اراده از انسان سلب شود و اراده دیگری بر وی حکومت نماید.
و به سبب همین اصل جهانی که همواره مورد تصدیق جهانیان بوده و هست؛ اسلام اسیران جنگی را که از کافران حربی گرفته می شوند چون دشمن حقیقی انسانیت هستند ببردگی یعنی سلب آزادی اراده و عمل محکوم می کند.
و این روش که اسلام با اسیران جنگی معمول دانسته همان است که دیگران معمول می دارند، ملتی که پس از جنگ تسلیم بی قید و شرط ملت فاتح می شود تا وقتی که صلح رسمی میانشان برقرار نشده به سلب آزادی اراده و عمل محکوم می نمایند.
تنها اختلافاتی که این ملل با اسلام دارند اینست که اسلام آنان را بنام برده می خواند و این ملتها از بکار بردن این لفظ سر باز می زنند و البته روشی که خود را زنده و راهنمای جامعه بشر می داند نباید اساس تعلیمات خود را بر اساس نامگذاری استوار نماید.