فهرست کتاب


آموزش دین

علامه سید محمد حسین طباطبائی

طلاق (جدائی زن و شوهر)

انحلال رسمی رابطه زناشوئی که بعد از انجام آن زن و شوهر از هم جدا شده و دیگر موظف به رعایت مقررات حقوق زناشوئی نیستند طلاق نامیده می شود.
قانون طلاق امتیاز غیر قابل انکاری است که اسلام به مسیحیت و پاره ای از مذاهب دیگر دارد و به یک ضرورت عمومی جامعه بشری پاسخ می دهد.
زیرا بسیار اتفاق می افتد که اخلاق زن و شوهر با هم سازگار نیست و محیط صفا و محبت بیک صحنه جنگ و جدال مبدل می گردد و آشتی و التیام هم بین آنان امکان نمی پذیرد در این صورت اگر رابطه زناشوئی قابل گسیختن نباشد زن و شوهر باید تا پایان عمر در یک زندگی نکبت بار که در واقع دوزخی پر شرار است بسر برند و زیر شکنجه ناسازگاری با تلخی و محرومیت عمر را بگذرانند.
بهترین گواه مطلب اینست که دولتهای مسیحیی بر اثر نیازمندی عمومی بالاخره ناگزیر شده اند طلاق را قانونی اعلام کنند.
طلاق در اسلام بدست مرد سپرده شده و البته در این حکم حالت غریزی مرد و زن در نظر گرفته شده است؛ زیرا اگر طلاق بدست زن بود چون زن بیش از مرد مغلوب و اسیر احساسات و عواطف است رابطه ازدواج پیوسته در حال سستی بود و ازکان خانواده تشکیل یافته متزلزل و به آسانی از هم گسیخته می شد، با وجود این در شرع اسلام راههائی وجود دارد که زن در گرفتن طلاق می تواند از آنها استفاده کند.
مانند آنکه مشکلات احتمالی را در ضمن معاشرت با همسر خویش پیش بینی کرده هنگام عقد زناشوئی در ضمن عقد شرط کند که اگر یکی از آن مشکلات پیش آمد کند وکالت در طلاق داشته باشد و یا اگر شوهر بدون جهت او را طلاق دهد ملزم باشد که مشکلات وی را حل کند.
شارع اسلام با اینکه طلاق را قانونی شمرده فوق العاده آن را مذمت کرده و سفارش بسیار نموده که تا بحد اضطرار نرسد مرد بطلاق زن خود اقدام نکند و پیوند خانوادگی را نگسلد. پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود مبغوض ترین چیزها در نزد پروردگار طلاق است و بهمین جهت در اسلام مقررات مشکلی برای طلاق وضع شده است؛ مانند اینکه باید در حضور دو نفر عادل انجام شود و در ایامی باشد که زن در عادت زنانه نبوده مرد نیز در این ایام با وی هم بستر نشده باشد.
همچنین مقرر شده که اگر نزاع و ناسازگاری از هر دو طرف باشد دو نفر حکم معین کنند تا آنان را با یکدیگر سازش دهند و تنها وقتیکه بهیچ وجه سازش ممکن نباشد طلاق واقع شود.
شرائط صحت طلاق:
مردیکه زن خود را طلاق می دهد باید:
1 - بالغ باشد.
2 - عاقل باشد.
3 - باختیار خودش طلاق دهد.
4 - قصد طلاق داشته باشد.
بنابراین طلاق نابالغ، دیوانه، یا کسیکه بطلاق مجبور شود یا مثلا بشوخی صیغه طلاق را بگوید، صحیح نیست.
5 - زن باید در وقت طلاق از خون حیض و نفاس پاک باشد و شوهرش بعد از پاک شدن با او نزدیکی نکرده باشد.
6 - طلاق با صیغه مخصوص انجام گیرد و در حضور دو عادل باشد.
اقسام طلاق:
طلاق بر دو قسم است:
1 - طلاق رجعی؛ و آن اینستکه مرد؛ زن خود را که با او همبستر شده طلاق دهد، در اینصورت پیش از آنکه عده طلاق تمام شود می تواند باو رجوع کرده بدون عقد جدید رابطه ازدواج را مجدداً برقرار سازد.
2 - طلاق بائن و آن طلاقی است که پس از آن مرد، حق رجوع ندارد و آن بر چند قسم است:
الف - طلاق زن پیش از آنکه مرد با او نزدیکی کند.
ب - طلاق زن یائسه؛ یعنی زنیکه استعداد تولید بچه را از دست داده.
ج - طلاق زنیکه نه سالش تمام نشده. و این سه نوع طلاق عده ندارد.
د - طلاق زنیکه او را سه دفعه طلاق داده اند. و در این طلاق علاوه بر اینکه مرد نمی تواند رجوع کند نمی تواند دو مرتبه او را برای خود عقد نماید مگر آنکع زن بعقد دائم شوهر دیگری درآید و با او هم بستر شود و آن مرد طلاقش دهد یا بمیرد که در این صورت بعد از تمام شدن عده، شوهر اول می تواند او را برای خود عقد نماید.
ه - طلاق خلع: طلاق زنی را که بشوهرش مایل نیست و مهر یا مال دیگر خود را به او می بخشد که طلاقش دهد خلع گویند و در این طلاق تا زن مالی را که به شوهر خود بخشیده مطالبه نکند شوهر نمی تواند باو رجوع نماید.
و - طلاق مبارات و آن در صورتی است که زن و شوهر یکدیگر را نخواهند، و زن مالی به مرد بدهد که او را طلاق دهد و در این طلاق نیز تا وقتی که زن مال خود را مطالبه نکند مرد حق رجوع ندارد.
ز - طلاق نهم با شرائطی که در کتابهای مفصل برای آن گفته شده است که پس از آن زن برای همیشه بر شوهر حرام می شود بهیچوجه دیگر ایجاد رابطه زناشوئی ممکن نیست.
احکام و اقسام عده
زنیکه با شوهر خود همبستر شده و رابطه ازدواج را محکم نموده است اگر شوهر طلاقش بدهد باید مدتی که معین شده عده نگهدارد یعنی از ازدواج خودداری نماید و این کار دو نتیجه مهم در بر دارد:
اول آنکه از اختلاط و آمیخته شدن نطفه ها جلوگیری می شود.
دوم آنکه ممکن است زن و شوهر از مفارقت همدیگر پشیمان شده رجوع نمایند.
در مدت عده؛ مرد باید مخارج زن را بدهد و او را از خانه بیرون نکند و از زن چهارمش بود تا عده او تمام نشده زن دیگر نگیرد و چنانچه طلاق در مرض موت بوده تا یکسال اگر مرد بمیرد زن از ترکه او ارث می برد.
اقسام عده:
عده بر سه قسم است:
1 - عده زن آبستن.
2 - عده زنیکه آبستن نیست.
3 - عده وفات، و شرح اینها از این قرار است.
1 - اگر زن آبستن را طلاق دهند عده اش تا بدنیا آمدن یا سقط شدن بچه او است، بنابراین اگر یکساعت بعد از طلاق بچه او بدنیا بیاید می تواند شوهر کند.
2 - زنی که آبستن نیست اگر نه سالش تمام شده و یائسه نباشد در صورتیکه شوهرش با او نزدیکی کرده باشد و در پاکی طلاقش دهد باید بقدری صبر کند که دو بار حیض ببیند و پاک شود و همینکه حیض سوم را دید عده او تمام می شود.
3 - زنیکه شوهرش مرده اگر آبستن نباشد باید تا چهار ماه و ده روز عده نگهدارد و اگر آبستن باشد باید تا موقع زائیدن عده نگهدارد اما اگر پیش از گذشتن چهار ماه و ده روز بچه اش بدنیا آمد باید تا چهار ماه و ده روز از مرگ شوهرش صبر کند و این را عده وفات می گویند.

بردگی در اسلام

برده گیری در اسلام

طبق شواهدی که در دست است تا انسان بوده اینفکر نیز با وی بوده است که انسان را نیز مانند کالاهای دیگر می توان تملک نمود.
در مصر قدیم و هند و ایران و عربستان و روم و یونان و سایر ممالک اروپا و آمریکا برده گیری رواج داشت و میان یهود و نصاری نیز معمول بود اسلام هم با تعدیلاتی که در این موضوع بعمل آورد آنرا مجاز دانست.
دولت انگلستان اولین دولتی بود که با روش برده گیری مخالفت کرده و در سال 1833 رسماً برده گیری را لغو نمود، و پس از آن دول دیگر یکی پس از دیگری از این روش پیروی کردند تا سال 1890 در مجلسی که در بروکسل منعقد شد بعنوان یک قانون عمومی بردگی را منع کردند و بدین ترتیب برده فروشی از جهان رخت بربست.