فهرست کتاب


آموزش دین

علامه سید محمد حسین طباطبائی

ولایت عقد:

در شرع اسلام مرد و زن اگر ببلوغ رسیده باشند در اختیار همسر آزاد و مستقل می باشند لکن ولایت دختر و پسر نابالغ و غیر رشید بدست پدر است باین معنی که پدر می تواند دختر صغیر خود را بعقد کسی درآورد و برای پسر نابالغ و غیر رشید خود زن بگیرد.

حقوق و تبعیت اولاد:

1 - اگر زن شوهر دار فرزندی بیاورد مال شوهر او است و چنانچه آن فرزند از زن دائمی باشد شوهر نمی تواند او را از خود نفی کند.
2 - اگر فرزند نتواند معاش خود را تأمین کند پدر و مادر باید مخارج او را بدهند، و چنانچه پدر و مادر نتوانند مخارج خودشان را تهیه کنند مخارج آنان بعهده فرزند می باشد.

تعدد زوجات در اسلام:

از مسلمات شریعت اسلام این است که مرد می تواند چهار زن اختیار کند برای پی بردن بحکمت این حکم باید بنکات زیر توجه نمود:
1 - این حکم از احکام اختیاری است نه از احکام واجب و حتمی یعنی بر مرد مسلمان واجب نیست که چهار زن بگیرد بلکه می تواند در یکزمان دو یا سه یا چهار زن داشته باشد.
بعلاوه چون بیشتر از یک زن گرفتن شرطش این است که میان آنان بعدالت رفتار کند و این کار بسیار مشکلی است که از عهده هر کس بر نمی آید، اقدام باین کار حالت استثنائی بخود می گیرد.
2 - یکی از نیازمندیهای بشر توالد و تناسل و تکثر افراد است که آفرینش برای این منظور بشر را به مرد و زن تقسیم نموده اسلام هم که دین فطرت است نیازمندی های واقعی بشر را در نظر گرفته بهمین جهت دستور ازدواج داده است و چون مرد و زن برای توالد و تناسل از لحاظ صلاحیت اختلاف دارند تعدد زوجات را تشریع فرموده است.
اینک علل اختلاف ذکر می شود:
الف - زن نوعاً از نه سالگی صلاحیت ازدواج را دارد در صورتیکه برای مرد این استعداد نوعاً از پانزده سالگی است.
در نتیجه هرگاه سال معینی در نظر گرفته موالید آنرا از پسر و دختر (که غالباً دختر از پسر بیشتر است) ضبط کنیم و موالید سالهای بعد را بر آن بیفزائیم در سال شانزدهم در مقابل هر یک پسری که شرعاً صلاحیت ازدواج دارد هفت دختر جهت ازدواج صلاحیت پیدا خواهند کرد و اگر سن متعارف ازدواج پسران را که معمولاً از بیست سال ببالا است در نظر بگیریم در سال بیست و یکم در مقابل هر یک پسر دو دختر خواهد بود و در سال بیست و پنجم که نوعاً ازدواجها از آن سال رد نمی شود در مقابل هر ده پسر شانزده دختر مهیا خواهد بود.
ب - زن غالباً پس از پنجاه سالگی استعداد تولید را از دست می دهد در صورتیکه مرد تا اواخر عمر طبیعی این استعداد را دارد.
ج - تلفات نوزادان پسر بموجب آمار از نوزادان دختر بیشتر است و نیز در اواسط عمر که سن کار و کوشش است در اثر عوامل گوناگون مرگ در میان مردان بیش از زنان اتفاق می افتد، و همچنین (بر حسب آمار) عمر مرد غالباً کوتاهتر از عمر زن است و بهمین جهت است که همیشه زن بیوه در جامعه بیشتر از مرد بیزن است.
بهترین گواه این سخن آنست که حکم تعدد زوجات قرنها در جامعه های اسلام عملی بوده و با اینکه مردان بی مبالاتی که فاقد عدالت بودند باینکار دست زده اند هرگز مشکل و قحطی زن بوجود نیامده است.
می گویند چون قانون تعدد زوجات خلاف طبیعت زن است؛ احساسات وی را جریحه دار می کند و چه بسا او را وادار بانتقام کرده حیات مرد را بخطر می اندازد.
اینان از این حقیقت غفلت کرده اند که مخالفت نامبرده مربوط بعادت است نه غریزه و طبیعت، زیرا اگر ریشه طبیعی داشت عملا بوقوع نمی پیوست زیرا آنانکه زن دوم و سوم و چهارم می شوند از همین طبقه زنند که با میل و رغبت خود تن به ازدواج مرد زندار می دهند، و اگر اینکار مخالف احساسات طبیعی و آفرینش ایشان بود، هرگز چنین چیزی را نمی پذیرفتند چنانکه اگر در ازدواج با زن شرط کنند که تنها زیسته و با کسی سخن نگوید چون خلاف طبیعت او است هرگز قبول نخواهد کرد.
علاوه بر این در شرع اسلام برای رفع این مشکل راهی وجود دارد و زن می تواند هنگام ازدواج در ضمن عقد لازم شرط کند که شوهرش زن دیگری نگیرد و از این محظور جلوگیری نماید.
ارث بردن اولاد را نیز بنحو دیگر تنظیم کند مثلا دولت را وارث مردم بشناسد و تربیت فرزندان و نوزادان اجتماع را بعهده او گذارد و کودکان را در پرورشگاه ها و کودکستان ها پرورش دهد.
این روش اگرچه در جامعه های انسانی بطور استثنائی عملی است ولی بصورت قانونی تخلف ناپذیر هرگز صلاحیت دوام ندارد. زیرا در اندک زمانی عواطف و احساسات بشری و مهر و دلسوزی نژادی و خانوادگی را که محرک اصلی بشر بر ایجاد نسل است نابود می سازد.
و در نتیجه موضوع نسل گذاری را برای مردم مخصوصاً زنان که براستی در ایام حمل رنجهای طاقت فرسائی را تحمل می نمایند زحمت بیهوده ای جلوه می دهد و خانواده پر انس و محبت را بزندانی تاریک تبدیل می سازد.
با ایجاد چنین وضع، راه توالد و تناسل یکسره بسته می شود و خانواده که در واقع تشکیل دهنده اجتماع مدنی است رخت بر می بندد؛ و تشکیل خانواده و توالد و تناسل باید با وسائل فنی و فریبهای سیاسی مانند وضع جائزه های سنگین برای کسانیکه بچه دار می شوند و یا مقررات سخت تأمین شود؛ بدیهی است چنین وضع که با فطرت و طبیعت سازش ندارد قابل دوام نیست.
گذشته از این پیدا است که در این صورت زندگی بشر چه قیافه وحشت ناک به خود گرفته خشک و بی لذت خواهد شد و در حقیقت محیط زندگی بشری پست تر از محیط چهارپایان و وحشت ناک تر از جهان درندگان خواهد بود.