آموزش دین

علامه سید محمد حسین طباطبائی

ب - زن در جامعه های مترقی سلطنتی:

در جامعه های متمدن سلطنتی مانند ایران و مصر و هند و چین که بدلخواه شاهان وقت اداره می شد.
همچنین در جامعه های متمدنی مانند کلده و روم و یونان که با حکومت قانون زندگی می کردند.
گرچه حال زن بهتر از جامعه های دیگر بود و بکلی از مالکیت محروم نمی شد اما باز آزادی کامل نداشت و سرپرست خانه ای که زن در آن زندگی می کرد مانند پدر یا برادر بزرگتر یا شوهر بر وی حکومت مطلق داشت، یعنی حق داشت وی را بهر که می خواهد عقد کند و یا عاریه و اجاره دهد یا ببخشد؛ و می توانست (مخصوصاً در صورت جرم) او را بکشد یا از خانه بیرون کند.
در بعضی از کشورها زن خویشاوندی طبیعی نداشت و مردها با زنهای محرم خودشان ازدواج می کردند.
و در بعضی دیگر، خویش رسمی و قانونی شمرده نمی شد و ارث نمی برد.
و در بعضی جاها چند مرد یک زن می گرفت و بعضی اقوام اعراب جاهلیت دختران خود را زنده به گور می کردند.
زن را شوم می دانستند و اگر مورد تجاوز و ظلم قرار می گرفت حق مراجعه به محکمه و شکایت یا دفاع از خود را نداشت، و حق نداشت شهادت دهد.
رویهم رفته در این جامعه زن عضوی ضعیف و ناقص شمرده میشد که باید تحت سرپرستی مرد اداره شود و هرگز استقلالی در اداره و تصمیم و آزادی در کار و انتخاب شغل نداشت و مانند بچه خردسالی بود که تا بحد بلوغ و رشد نرسیده باید زیر نظر سرپرستی زندگی کند جز اینکه زن هرگز بحد بلوغ و رشد نمی رسید!
زن مانند اسیر جنگی بود که تا آزاد نشده باید در بردگی دشمن بماند و از کار و کوشش وی استفاده شود و از مکر و شیطنت وی در حذر باشند، جز اینکه زن هرگز امید آزادی نداشت.

چ - زن در جامعه های دینی:

در جامعه های دینی نیز بیشتر از آنچه در جامعه های دیگر بود روی خوش به زنان نشان نمی دادند و حقوقی برای آنان قائل نبودند.
تورات فعلی یهود؛ زن را تلختر از مرگ معرفی نموده و از کمال، ناامید می شمارد.
در مجمع روحانی فرانسه که چند سال پیش از بعثت رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) منعقد شد روحانیان مسیحی پس از بررسی کامل حال زنان؛ حکم صادر نمودند که زن انسان است ولی برای خدمت مرد آفریده شده است.
و در همه این جامعه ها فرزند تابع پدر بود نه مادر و پایه نسب از پدران درست می شد نه از مادران جز اینکه در بعضی از نقاط چین و هند که تعدد شوهر مرسوم بود فرزند تابع مادر بود و پایه نسب را مادران تشکیل می دادند.
خلاصه:
پیش از اسلام در سراسر جهان و در همه ادوار تاریخ در جامعه بشری زن عضو مؤثری بشمار نمی رفت و واجد استقلال و آزادی نبود و همیشه یک موجود ضعیف و محکوم شمرده میشد و خود نیز بمرور زمان خصائص انسانی خود را گم کرده نمی توانست هیچ گونه شخصیت اجتماعی برای خود تصور نماید.
کلمه زن معنی زبونی و خواری و پستی و بیخردی را می داد؛ در ادبیات هر زبانی نظم و نثر بسیار در ناشایستگی و فساد زن یافت می شود که کاشف از طرز تفکری است که پیشینیان در خصوص وی داشته اند.

نظر اسلام در خصوص زن:

روزیکه خورشید اسلام در افق بشریت سر زد؛ زن همان موقعیت اجتماعی را داشت که اجمالا گفته شد.
جهان آنروز در خصوص زن جز یک مشت افکار خرافی و نادرست و رفتار ظالمانه چیزی دیگر نداشت و مردم (حتی خود طبقه زن) برای این طبقه مرتبه و حقی قائل نبودند و او را موجودی پست که برای خدمتگزاری انسان شریف (یعنی مرد) آفریده شده است می دانستند.
اسلام با تمام قوا با این افکار مخالفت کرده برای زن حقوقی که را بیان می شود مقرر فرمود:
1 - زن یک انسان واقعی است و از یک جفت انسان نر و ماده آفریده شده و خصائص ذاتی انسان را دارد و در مفهوم انسانیت مرد را بر او امتیازی نیست.
خدای متعال در کلام خود می فرماید:
یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر و انثی:
ای مردم ما شما را از نر و ماده ای آفریدیم. (سوره حجرات آیه 13).
و در چندین آیه دیگر می فرماید:
بعضکم من بعض:
همه از جنس هم هستید.
2 - زن مانند مرد عضو کامل جامعه است و شخصیت حقوقی دارد.
3 - زن چنانکه خویشاوندی طبیعی دارد خویشاوندی رسمی قانونی نیز دارد.
4 - دختر؛ فرزند است چنانکه پسر فرزند است، فرزندان دختر مانند بچه های پسر فرزندند و از اینروی نیز چون مرد از خویشان سببی و نسبی مانند پدر و مادر ارث می برد.
5 - زن استقلال فکری دارد و می تواند در زندگی خود هر گونه تصمیمی بگیرد و در حدود شرعی بمیل و انتخاب خود شوهر کند و آزادانه بی آنکه تحت ولایت و سرپرستی پدر یا شوهر باشد زندگی نماید؛ و هر شغل مشروعی را که بخواهد انتخاب کند.
زن استقلال عملی دارد و کار و کوشش او محترم است می تواند مالک شود و ثروت خویشرا خود بدون سرپرستی و دخالت مرد اداره نماید، و از مال و حقوق فردی و اجتماعی خویش دفاع نماید و می تواند بر نفع یا ضرر دیگران شهادت دهد، و جز در مسئله آمیزش جنسی (که در آن بر طبق پیمان زناشوئی باید شوهر خود را اطاعت کند) هر کار دیگری که برای شوهر انجام دهد ارزش است.
6 - مرد نسبت بزن حق هیچگونه تحکم و تعدی ندارد و هر تعدی که در مورد مردان قابل تعقیب است درباره زن نیز قابل مجازات و تعقیب می باشد.
7 - زن شخصیت معنوی دینی دارد و از سعادت اخروی محروم نیست نه آنچنان که غالب ادیان و مذاهب؛ زن را مانند یک شیطان؛ نومید از رحمت خداوندی می پندارند.
خداوند متعال در کلام خود می فرماید:
من عمل صالحاً من ذکرا و انثی و هو مؤمن فلنحیینه حیاة طیبه و لنجزینهم اجرهم باحسن ما کانوا یعملون سوره نحل آیه 97.
هر زن و مرد با ایمان که عمل نیکوئی انجام دهد زندگی پاکیزه و مزد کارهای نیکویشان را ببهترین وجهی می دهیم.
و نیز می فرماید:
انی لا اضیع عمل عامل منکم من ذکرا و انثی سوره آل عمران آیه 195.
عمل نیک هیچ مرد و زنی بدون پاداش نمی ماند.
ممکنست بموجب آیه شریفه یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعوباً و قبائل لتعارفوا ان اکرمکم عندالله اتفیکم یک زن در سایه تقوی و دین به هزاران مرد امتیاز و تقدم جوید.