آموزش دین

علامه سید محمد حسین طباطبائی

شهادت

شهادت مرد و زن:
بطوریکه سابقاً بیان شد چون نیروی تعقل در مرد و نیروی احساس در زن قویست؛ در اسلام شهادت دو زن برابر با شهادت یک مرد است. خدای متعال در کلام خود می فرماید و استشهدوا شهیدین من رجالکم فان لم یکونا رجلین فرجل و أمراتان ممن ترضون من الشهداء ان تضل احدا هما فتذکر احداهما الاخری سوره بقره آیه 282. دو مرد را گواه بگیرید و اگرنه یک مرد و دو زن را تا اگر یکی گمراه شد دیگری او را تذکر دهد.
کلیات مسائل شهادت
تنها راه عمومی که در همه اوضاع و شرائط بوسیله آن می توان حوادث را ضبط کرد تحمل شهادت و اداء آن است؛ و وسائل دیگر مانند نوشتن و مانند وسائل فنی که برای ضبط حوادث و تثبیت شکل و اعترافات تهیه شده، عممی نیستند و در دسترس بشر نمی باشد.
از این جهت اسلام باین وسیله بسیار ساده و طبیعی اهمیت داده و دستور داده است که مردم از اینراه حوادث را ضبط کنند و در موقع لزوم شهادت دهند.
شروط شاهد:
1 - بالغ باشد؛ بنابراین شهادت بچه نابالغ مسموع نیست و فقط بچه ای که سنش بده رسیده اگر معصیت نکرده باشد می تواند در مورد زخم زدن شهادت دهد.
2 - دیوانه و سفیه نباشد.
3 - مسلمان باشد ولی اگر در موقع وصیت کردن دسترسی بشاهد مسلمان نباشد شهادت کافر ذمی (اهل کتاب که در پناه اسلام باشد) هم قبول می شود.
4 - عدالت، پس شهادت فاسق و کسیکه شهادت دروغ بدهد پسش از توبه و مستقر شدن آن قبول نمی شود.
5 - طهارت مولد، بنابراین با شهادت کسیکه نسب نامشروع دارد نمی شود حکم کرد.
6 - آنکه متهم نباشد، بنابراین بشهادت کسیکه در موضوع دعوائی ذینفع است ترتیب اثر داده نمی شود.
7 - آنکه یقین حتمی داشته باشد، بنابراین به حدس یقینی که از راه حس بدست نیامده نمی شود شهادت داد و اگر بوسطه شهادت دروغ حکمی بر ضرر کسی صادر شود شاهد ضامن است و باید تنبیهش کنند و درغگوئی او را هم بمردم اعلام نمایند.

اقرار

اهمیت اقرار:
اهمیت اقرار نسبت بجامعه در احیاء حقوقی که در معرض پایمال شدن و ضایع گردیدن است محتاج به بیان نیست زیرا کاری را که سازمان قضائی پس از کوشش و رنج با گرد آوردن دلائل و قرائن و استشهاد شهود با حدس و تخمین انجام می دهد اقرار بآسانترین و روشنترین وجهی با دو کلمه بجا می آورد.
اقرار از نظر فردی نیز در اسلام اهمیت فراوان دارد زیرا از غریزه ای سرچشمه می گیرد که تمام مساعی اسلام مصروف زنده کردن و بکار انداختن آنست؛ و آن غریزه حق پرستی انسانی می باشد که در نقطه مقابل هواپرستی قرار گرفته است.
خدای متعال در کلام خود خطاب به پیروان اسلام می فرماید:
تا می توانید بوظیفه عدالت قیام کنید، و آنچه را می دانید به آنچنانکه می دانید بگوئید اگرچه بضرر خودتان یا بضرر پدر و مادر و خویشان نزدیکتان باشد. سوره نساء آیه 134.
و پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید:
حق را بگوئید اگر چه بضرر خودتان باشد.
معنی و شرائط اقرار:
اقرار در شرع سخنی است که حق دیگری را بر خود گوینده ثابت می کند مانند اینکه بگوید:
بفلانی هزار ریال بدهکارم.
در اقرار کننده بلوغ و عقل و اختیار شرط است و بنابراین اقرار کودک و دیوانه و مست و بیهوش و کسی که در خواب است و شخص مجبور صحیح نیست.

شفعه

اگر دو نفر دو خانه یا ملک دیگری بطور مشاع شریک باشند و یکی از آنان سهم خود را بشخص ثالث بفروشد شریک دیگر حق دارد که با همان عقد و بهمان قیمت سهم او را بردارد و این حق را شفعه می گویند.
و پر واضح است که این حق در اسلام بمنظور تعدیل شرکتها و دفع ضررها و مفاسد دیگری که از تصرفات شرکاء پیش می آید جعل شده است زیرا بسیار اتفاق می افتد که تسلط شریک تازه بر ملک بضرر شریک صاحب شفعه تمام می شود یا بواسطه اختلاف سلیقه ها منشأ یک سلسله اختلافات و کشمکشها می گردد؛ یا خود استقلال در مالکیت برای شریک صاحب شفعه فوائدی داشته باشد بی آنکه نسبت بشریک فروشنده ضرری جلب نماید.
شفعه در زمین و خانه و بستان و سایر اموال غیر منقوله ثابت است و در مال منقول شفعه نیست.
طبقه مرد و زن
دستگاه آفرینش نوع بشر را مانند موجودات جاندار به نر و ماده تقسیم کرده و بدین وسیله بتوالد و تناسل که تنها ضامن بقاء این نوع است متوسل شده است.
مرد و زن در عین حال که برای ایجاد نسل با دو دستگاه مختلف مجهز می باشند هر یک از آنان غرائز و نیروهای کامل یکفرد انسانی را دارا هستند؛ و در خصائص ذاتی انسان نیز با هم برابرند.
تنها خصوصیت این دو صنف که در اجتماع می توانند منشأ امتیازهای جداگانه شوند اینست که:
در صنف مرد خاصیت تعقل قویتر و در صنف زن عاطفه و احساسات بیشتر است و بواسطه همین خصوصیات است که در اجتماع؛ هر کدام وظیفه مخصوصی را بعهده گرفته و چرخ اجتماع را می گردانند و اگر پا از دایره طبیعی خود بیرون نهند چرخ اجتماع از کار می افتد.
اسلام در احکامی که راجع باین دو صنف وضع فرموده بطور کلی صفات و اختصاصات هر یک را در نظر گرفته و در مقررات مشترک همان اشتراک نوعی را مورد نظر قرار داده این دو صنف را تا حد امکان بهم نزدیک ساخته است.
برای آنکه دانسته شود که اسلام در پرتو واقع بینی خود؛ چه قدمهای برجسته ای در رفع اختلافات این دو صنف برداشته و مخصوصاً برای بهبودی حال زنان و آسودگی ایشان چه قوانینی برقرار ساخته است باید از حال عموم زنان پیش از اسلام مطلع شویم و در این باره تحقیقی بنمائیم و رفتاری را که در جامعه های مترقی و غیر مترقی و دینی پیشین با زنان می شده در نظر بگیریم آنگاه مقررات اسلامی را که درباره زنان وضع شده مورد بررسی قرار دهیم.