فهرست کتاب


آموزش دین

علامه سید محمد حسین طباطبائی

قضاوت در اسلام

کلیات مسائل قضا:
صفاتی را که قاضی باید شرعاً دارا باشد عبارتند از:
1 - بلوغ
2 - کمال عقل
3 - اسلام
4 - عدالت؛ یعنی باید طوری باشد که گناهان بزرگ را انجام ندهد و بگناهان کوچک اصرار نداشته باشد.
5 - طهارت مولد، یعنی نسبش نامشروع نباشد.
6 - علم، یعنی مسائل حقوقی را از راه اجتهاد خودش بداند. و اگر بخواهد با قتوای دیگران قضاوت کند کافی نیست.
7 - ضبط، بنابراین کسیکه فراموشکار است نمی تواند قضاوت کند.
8 - بینائی، بنا بگفته بیشتر فقهاء نابینا از قضاوت محروم است.
اگر قاضی فاقد یکی از این صفات شود خودبخود از منصب قضاوت معزول می شود.
وظائف قاضی
در شرع مقدس اسلام کسیکه دارای منصب قضاوت است باید این وظائف را انجام دهد:
1 - قطع و فصل دعاوی مردم ببر یکدیگر با دستورهائیکه در کتب فقه معین شده است.
2 - سرپرستی یتیمان و دیوانگان اگر پدر یا جد پدری برای آنان سرپرستی معین نکرده باشند.
3 - رسیدگی باوقاف عمومی و اموال بلا صاحب.
4 - اداره کردن اموال سفیهان.
5 - صادر نمودن حکم ورشکستگی و افلاس و رسیدگی باموال مفلس پس از صدور حکم.
6 - تبدیل وصی در صورتی که خیانتی از او صادر شود.
7 - ضمیمه نمودن امین به وصی اگر بتنهائی از عهده انجام وظائف وصایت برنیاید.
8 - مهلت دادن بکسی که نمی تواند بدهی خود را بپرازد.
9 - الزام کسانیکه با وجود تمکن از دادن نفقه واجبه خودداری می کنند.
10 - حفظ اسناد و امانتهائی که باو سپرده شده است.
11 - اجرای حدود شرعیه.
12 - صادر کردن حکم حبس برای کسانیکه شرعاً معین شده است.
اهمیت مقام قضا:
از بررسی وظائفی که در اسلام برای قاضی معین شده می توان باهمیت کامل مقام قضاوت پی برد بهمین جهت قاضی در قضاوت خود نمی تواند عاطفه و احساس بکار برد و از گرفتن رشوه حتی از کسیکه حق بجانب او می باشد شدیداً ممنوع است.
و نیز نباید در رفتار خود بین کسانیکه باو رجوع می کنند تفاوت بگذارد.
امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در دستوری که برای مالک اشتر می نویسد راجع بقضات می فرماید:
برای داوری ما بین مردم کسیرا انتخاب کن که از مراجعه ارباب دعاوی خسته و دلتنگ نگردد و در رسیدگی بکارها شکیبائی کامل داشته باشد؛ و حل و فصل امور بر وی دشوار نیاید اصحاب دعوی او را خوار و حقیر نشمرند، در مشکلات امور بررسی و دقت نماید و هیچ کاری را سرسری نگیرد، و نسبت به موضوعات مشتبه زود حکم ندهد اگر پرونده برای وی روشن است تحت تأثیر چاپلوسی یا تهدید و تطمیع مردم واقع نشود و حکم الهی را بی تردید اظهار و اجرا نماید؛ و چشم طمع از مال و منال مردم فرو بندد.
و چون این قبیل مردم بندرت پیدا می شوند حقوق آنرا مناسب با وظیفه خطیرشان معین کن تا در زندگی آبرومندانه خود نیازمند دیگران نباشد، بهانه ای برای رشوه گیری نداشته باشند، و به آنان استقلال قضائی عطا کن تا از بدگوئی و نیرنگ دیگران در امان باشند.

شهادت

شهادت مرد و زن:
بطوریکه سابقاً بیان شد چون نیروی تعقل در مرد و نیروی احساس در زن قویست؛ در اسلام شهادت دو زن برابر با شهادت یک مرد است. خدای متعال در کلام خود می فرماید و استشهدوا شهیدین من رجالکم فان لم یکونا رجلین فرجل و أمراتان ممن ترضون من الشهداء ان تضل احدا هما فتذکر احداهما الاخری سوره بقره آیه 282. دو مرد را گواه بگیرید و اگرنه یک مرد و دو زن را تا اگر یکی گمراه شد دیگری او را تذکر دهد.
کلیات مسائل شهادت
تنها راه عمومی که در همه اوضاع و شرائط بوسیله آن می توان حوادث را ضبط کرد تحمل شهادت و اداء آن است؛ و وسائل دیگر مانند نوشتن و مانند وسائل فنی که برای ضبط حوادث و تثبیت شکل و اعترافات تهیه شده، عممی نیستند و در دسترس بشر نمی باشد.
از این جهت اسلام باین وسیله بسیار ساده و طبیعی اهمیت داده و دستور داده است که مردم از اینراه حوادث را ضبط کنند و در موقع لزوم شهادت دهند.
شروط شاهد:
1 - بالغ باشد؛ بنابراین شهادت بچه نابالغ مسموع نیست و فقط بچه ای که سنش بده رسیده اگر معصیت نکرده باشد می تواند در مورد زخم زدن شهادت دهد.
2 - دیوانه و سفیه نباشد.
3 - مسلمان باشد ولی اگر در موقع وصیت کردن دسترسی بشاهد مسلمان نباشد شهادت کافر ذمی (اهل کتاب که در پناه اسلام باشد) هم قبول می شود.
4 - عدالت، پس شهادت فاسق و کسیکه شهادت دروغ بدهد پسش از توبه و مستقر شدن آن قبول نمی شود.
5 - طهارت مولد، بنابراین با شهادت کسیکه نسب نامشروع دارد نمی شود حکم کرد.
6 - آنکه متهم نباشد، بنابراین بشهادت کسیکه در موضوع دعوائی ذینفع است ترتیب اثر داده نمی شود.
7 - آنکه یقین حتمی داشته باشد، بنابراین به حدس یقینی که از راه حس بدست نیامده نمی شود شهادت داد و اگر بوسطه شهادت دروغ حکمی بر ضرر کسی صادر شود شاهد ضامن است و باید تنبیهش کنند و درغگوئی او را هم بمردم اعلام نمایند.

اقرار

اهمیت اقرار:
اهمیت اقرار نسبت بجامعه در احیاء حقوقی که در معرض پایمال شدن و ضایع گردیدن است محتاج به بیان نیست زیرا کاری را که سازمان قضائی پس از کوشش و رنج با گرد آوردن دلائل و قرائن و استشهاد شهود با حدس و تخمین انجام می دهد اقرار بآسانترین و روشنترین وجهی با دو کلمه بجا می آورد.
اقرار از نظر فردی نیز در اسلام اهمیت فراوان دارد زیرا از غریزه ای سرچشمه می گیرد که تمام مساعی اسلام مصروف زنده کردن و بکار انداختن آنست؛ و آن غریزه حق پرستی انسانی می باشد که در نقطه مقابل هواپرستی قرار گرفته است.
خدای متعال در کلام خود خطاب به پیروان اسلام می فرماید:
تا می توانید بوظیفه عدالت قیام کنید، و آنچه را می دانید به آنچنانکه می دانید بگوئید اگرچه بضرر خودتان یا بضرر پدر و مادر و خویشان نزدیکتان باشد. سوره نساء آیه 134.
و پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید:
حق را بگوئید اگر چه بضرر خودتان باشد.
معنی و شرائط اقرار:
اقرار در شرع سخنی است که حق دیگری را بر خود گوینده ثابت می کند مانند اینکه بگوید:
بفلانی هزار ریال بدهکارم.
در اقرار کننده بلوغ و عقل و اختیار شرط است و بنابراین اقرار کودک و دیوانه و مست و بیهوش و کسی که در خواب است و شخص مجبور صحیح نیست.