فهرست کتاب


آموزش دین

علامه سید محمد حسین طباطبائی

پاداش عمومی گناهان بزرگ در اسلام:

اینگونه کردارهای زشت در اسلام گناهان بزرگ نامیده شده خدای متعال در کلام خود صریحاً وعده عذاب بمرتکبین آنها داده است.
گذشته از اینکه در مورد برخی از آنها مجازاتهای سخت وضع شده بطور کلی از مرتکبین آنها (اگرچه یکمرتبه انجام دهند) عدالت را الغاء کرده است یعنی شرافت یک عضو صالح جامعه انسانی را از ایشان سلب نموده.
کسیکه مرتکب گناه بزرگ شود عدالت خود را از دست می دهد و از مزایائی که یک عضو صالح از اعضاء جامعه می تواند بهرمند گردد برخوردار نمی شود؛ نمی تواند متصدی یکی از مشاغل گوناگون حکومت اسلامی باشد؛ نمی تواند بمسند خلافت تکیه زند، امام جماعت نمی تواند باشد، شهادت وی بر نفع و ضرر کسی قبول نیست. و بهمان حال خواهد ماند تا توبه کند و با تقوای مداوم خود دوباره صفت عدالت را در خود برقرار نماید.

2 - درسهای از احکام

اجتهاد و تقلید

نیازمندیهائی که انسان در محیط زندگی خود دارد فعالیتهائی که برای رفع آنها باید انجام دهد بقدری زیاد است که یک انسان معمولی بشمردن نام آنها قادر نیست تا چه رسد باینکه در همه آنها تخصص پیدا کرده و اطلاع کافی بدست آورد.
از طرف دیگر چون انسان کارهای خود را از روی فکر و اراده انجام می دهد و در جائیکه می خواهد تصمیم بگیرد باید اطلاع کافی داشته باشد و اگر اطلاع کافی نداشته باشد نمی تواند تصمیم بگیرد باید یا خود در کارهائیکه می خواهد انجام دهد خبره باشد یا از اهل خبره بپرسد و با دستور او وارد مرحله عمل شود چنانکه باقتضای غریزه در معالجه امراض بپزشک مراجعه نمائیم؛ و در نقشه ساختمان بمهندس ساختمان و در بنائی بینا و در تهیه در و پنجره بنجار اعتماد می کنیم.
پس ما پیوسته جز در مورد بسیار ناچیزی زندگی خود را با تقلید می گذرانیم.
کسیکه می گوید من در زندگی خود زیر بار تقلید نمی روم یا معنی سخن خود را نمی فهمد یا گرفتار یک آفت فکری است.
اسلام نیز که شریعت خود را بر اساس فطرت انسانی بنا نهاده همین روش را پیش گرفته است.
اسلام به پیروان خود دستور داده که معارف و احکام دینی را یاد بگیرند و منبع این معارف جز کتاب خدا و سنت پیغمبر و ائمه هدی نیست.
بدیهی است که بدست آوردن همه معارف دینی از کتاب و سنت کار هر کس نیست و برای افراد مسلمان میسر نمی باشد بلکه جز برای گروهی معدود امکان ندارند.
بنابراین طبعاً این دستور دینی باین صورت در می آید که عده ای از مسلمانان که توانائی بدست آوردن معارف و احکام را از راه استدلال ندارند بکسانیکه دستورهای دینی را با دلیل بدست آورده اند مراجعه نموده وظایف خود را انجام دهند.
دانشمندیکه احکام دینی را از راه استدلال بدست می آورد مجتهد و عملش را اجتهاد می گویند و کسی را که به مجتهد مراجعه می کند مقلد و مراجعه او را تقلید می نامند.
البته این نکته را باید دانست که تقلید در عبادات و معاملات و سایر دستورهای عملی دین است، اما در اصول دین که اموری اعتقادی است و هرگز نمی شود بنظر دیگران اعتماد نموده بتقلید اکتفا کرد زیرا در مورد اصول دین، ایمان و عقیده مطلوب است نه عمل و هرگز نمی توان ایمان دیگران را ایمان خود فرض کرد.
نمی توان گفت خدا یکی است بدلیل اینکه پدران یا دانشمندان ما چنین می گویند یا زندگی پس از مرگ حق است زیرا همه مسلمانان بآن اعتقاد دارند.
از اینروی بر هر فرد مسلمان واجب است که اصول دین خود را از راه دلیل بداند اگرچه بطوری ساده ای هم باشد.